آغاز ریاست ایران بر اوپک؛ چشم‌اندازهای محتمل • مصاحبه | ایران | DW | 01.01.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

آغاز ریاست ایران بر اوپک؛ چشم‌اندازهای محتمل • مصاحبه

ایران با آغاز سال ۲۰۱۱ ریاست اوپک را برعهده گرفت. در همین حال پیش‌بینی می‌شود که عراق جایگاه ایران را به عنوان کشور تولیدکننده نفت بگیرد. چه چشم‌اندازی در اوپک در انتظار ایران است؟ مصاحبه با پدرام سلطانی، اقتصاددان.

default

اوپک، سازمان کشورهای صادرکننده نفت، در سپتامبر ۱۹۶۰ در عراق بنیاد نهاده شد و ایران از آن زمان در کنار عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا، جزو اعضای آن بوده است. هم اکنون از ۱۰ کشور بزرگ تولیدکننده نفت جهان، تنها عربستان سعودی، ایران، کویت، ونزوئلا و امارات متحده عربی عضو اوپک هستند.


ایران از آغاز ژانویه ۲۰۱۱ ریاست این سازمان را عهده‌دار شده است. با توجه به مشکلاتی که هم‌اکنون دامنگیر صنعت نفت ایران است، از جمله سطح استخراج پایین‌تر از حد مقرر، پرسش از پی جایگاه ایران در اوپک و چشم‌انداز وضعیت اقتصاد ایران مطرح می‌شود. دویچه وله پرسش‌هایی در این زمینه را با دکتر پدرام سلطانی، اقتصاددان، مطرح کرده است.

دویچه‏وله: آقای دکتر سلطانی، به‏دست گرفتن ریاست اوپک برای ایران چه اهمیتی دارد؟ آیا این ریاست بیشتر نقش سمبلیک دارد؟


پدرام سلطانی: طبیعتاً اولین نمودش همان نمود سمبلیک است. یعنی برای هر کشوری که که ریاست یک سازمان یا مجمع را به‏عهده می‏گیرد، یک پرستیژ محسوب می‏شود. اما به‏غیر از آن، اثرات دیگری هم می‏تواند داشته باشد.


در طول یک سال آینده، هر مجمعی، هر جلسه‏ای که برگزار می‏شود، ریاست جلسه با رییس دوره‏ای که در سال جاری ایران خواهد بود، هست. طبیعتاً ابتکار عمل تعیین خط مشی جلسه و نحوه‏ی پیشبرد حرف‏ها و نظرات در جلسه‏، تا حد زیادی بر عهده‏ی رییس جلسه است و اگر این توانمندی و مهارت را داشته باشد، می‏تواند تا حدی روی خط مشی و نوع تصمیم‏گیری تأثیر بگذارد. البته چون جلسه در حد بالا و حرفه‏ای است، این میزان تأثیر، تأثیر سیاه و سفید نیست؛ یعنی یک تصمیمی را کاملاً منتفی کند یا برعکس موردی را که مورد توافق نیست، صددرصد به کرسی بنشاند. اما به‏هرحال، می‏تواند تا حدی روی آن راهبرد تأثیر داشته باشد.

پدرام سلطانی

پدرام سلطانی


نکته‏ی دیگری که وجود دارد، این است که معمولاً در جلساتی که اوپک با سازمان‏های دیگر، با مجامع دیگر دارد، دبیرکل و رییس اوپک مشترکاً شرکت می‏کنند و در این سازمان‏ها هم حضور ایران به عنوان رییس اوپک هم پیامی است برای نمایندگی منافع اوپک و هم برای مذاکراتی حول و حوش خواسته‏های خود ایران. مثلاً اتحادیه‏ی اروپا یا سازمان‏های اقتصادی مربوط به سازمان ملل، سازمان جهانی تجارت، مصرف کنندگان انرژی و… از این دسته جلساتی که بعضاً یا منظماً برگزار می‏شود، در آنجا هم ایران به عنوان رییس اوپک، شاید بتواند مذاکراتی در حاشیه‏ی موضوعات اصلی جلسه داشته باشد و یا این‏که این برداشت وجود داشته باشد که برای جلب نظر ایران در احیاناً تصمیم‏گیری‏‏ها یا همکاری‏هایی که قرار است به عنوان نتیجه‏ی این جلسات انجام بشود، بهتر است با ایران در زمینه‏های دیگر هم قدری هماهنگی به‏وجود بیاید که این نظر جلب شود.


من در مجموع، این را برای ایران مثبت قلمداد می‏کنم، اما توضیحاتی را که دادم، سطح و میزانش را بسیار قابل ملاحظه احساس نمی‏کنم. این‏ها به‏هرحال اثرات یا نتایجی از ریاست ایران بر اوپک هستند، اما در حد محدود خودشان که شاید با مهارت‏های ویژ‏ه‏ی ریاست، مدیریت و مذاکره، این حد محدود قدری افزایش پیدا کند.

طبق آمار رسمی‏ای که خود ایران داده، توان ایران برای استخراج نفت پایین آمده است و گفته می‏شود که نیجریه و عراق دارند بر ایران پیشی می‏گیرند. اگر چنین باشد، این چه تأثیری بر جایگاه ایران در اوپک دارد؟


طبیعتاً تأثیر مهمی خواهد گذاشت. به جهت اینکه میزان تولید یا ظرفیت تولید در تعیین سهمیه‏ی اعضای اوپک بسیار شاخص مهمی است. کشور عراق، به‏خصوص، با توجه به میزان ارزیابی شده یا تخمین‏زده شده از ذخایر نفتی‏اش، می‏تواند تهدید بالقوه جدی‏ای برای جایگاه ایران در اوپک باشد؛ هم از حیث رتبه و هم از حیث کدها یا سهمیه‏ای که برای تولید به کشورها تعلق می‏گیرد و در تصمیمات دوره‏ای کاهش و یا افزایش پیدا می‏کند و هم در ادامه، از حیث قدرت چانه‏زنی در سازمان اوپک که به‏هرحال کشورهایی که ظرفیت بالقوه‏ی تولید بالا و یا سهمیه‏ی بالا دارند، معمولاً بیشتر نظرات‏شان مورد توجه و نظر بقیه‏ی اعضای سازمان قرار می‏گیرد.


لذا هر دوی این کشورها، اگر میزان تولیدشان از ایران پیشی بگیرد، قطعاً برای آن‏ها خوب و برای ما خوب نخواهد بود. اما من ظرفیت عراق و تهدیدی که احتمالاً از ناحیه‏ی رقابت عراق با ایران در اوپک انجام بشود را ملموس‏تر می‏بینم. خیلی باور ندارم که نیجریه بتواند آنچنان جایگاه ایران را در درازمدت مورد تهدید قرار دهد.

تحریم‏های بین‏المللی تا چه حد بر وضعیت استخراج نفت ایران تأثیر گذاشته‏اند؟ آیا ایران می‏تواند بدون بازسازی و نوسازی صنایع نفت، به استخراج نفت در همین سطح سهمیه‏ی حداقل ادامه بدهد؟


نه تنها ایران، بلکه هیچ کشور دیگری نمی‏تواند بدون سرمایه‏گذاری مستمر و بازسازی میادین نفتی و چاه‏های نفتی‏اش و یا اکتشاف و استخراج از میادین نفتی جدید، به حفظ سطح تولید خودش همت کند.


بنابراین ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و قطعاً سرمایه‏گذاری در احیای چاه‏های قدیمی نفتی، میادینی که در حال استخراج است و یا در بهره‏برداری از میادین جدید، امری بسیار ضروری و اجتناب‏ناپذیر است و ایران هم باید از تمام امکانات، منابع و ظرفیت‏هایی که می‏تواند جهت تأمین مالی، سرمایه‏گذاری، مشارکت و حضور در عرصه‏ی استخراج نفت خودش به‏وجود بیاورد، استفاده کند.

پس از سقوط قیمت نفت در به‏خصوص سال ۲۰۰۹، دیده می‏شود که قیمت نفت روند صعودی را دارد طی می‏کند. تا چه حد اقتصاد ایران می‏تواند روی بالا رفتن قیمت نفت حساب کند؟

از چه حیث؟

یعنی این بالا رفتن قیمت نفت که مثلاً امروز در آژانس‏های خبری اعلام شده، تا چه حد روی اقتصاد ایران تأثیر می‏گذارد؟


تجربه نشان داده است که افزایش قیمت نفت، تأثیر مطلوبی روی اقتصاد ایران نداشته است؛ نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب. چون مدیریت درآمدهای هنگفت حاصل از افزایش قیمت نفت، کاری بسیار ظریف، حساس، و به‏نظر من، نیازمند در نظر گرفتن جوانب مختلف است که متأسفانه ما هیچ‏وقت در ایران نتوانستیم آن جوانب را رعایت کنیم. یعنی همیشه افزایش قیمت نفت، منجر به افزایش بودجه‏ی دولت و افزایش تورم در کشور و دچار شدن اقتصاد به "بیماری هلندی" شده است و چون این تجربه را در گذشته همواره داشته‏ایم…

منظور از "بیماری هلندی" چیست؟


"بیماری هلندی" اصطلاحی است که به جهت اینکه در دهه‏ی ۶۰ اقتصاد کشور هلند دچار این مشکل شد، اسم خود را از آن گرفته و آن این است که کشورهایی که تولیدکننده‏ی مواد اولیه هستند و اقتصاد‏شان تکیه بر آن دارد، زمانی که قیمت مواد اولیه که مهم‏ترین‏شان نفت و گاز هستند، در دنیا افزایش پیدا می‏کند، به‏ یک‏باره، میزان درآمدهای ارزی این کشورها یا میزان صادرات این کشورها افزایش پیدا می‏کند. حال اگر آن منابع درآمدی را که اصولاً حاصل از فروش ثروت ملی است و نه حاصل از کار ملی یا تولید ملی، به اقتصاد تزریق کنند، منجر به بروز تورم، پایین نگاه داشته شدن نرخ ارز آن کشور در مقایسه با کشورهای دیگر و ناتوانی تولید در رقابت با کالاهای وارداتی می‏شود. منظورم از تولید، تولید غیر از نفت و گاز است.


این موضوع در اوایل دهه‏ی ۷۰‏ برای ایران و کشورهای نفت‏خیز به‏وجود آمد. آن‏ها بعد از آن تجربه تا حدی متوجه موضوع شدند و البته در تیک‏های بعدی تا حدی کنترل کردند. اما ما در اتفاقاتی که مجدداً هم افتاد و مهم‏ترین و بارز‏ترین‌اش افزایش قیمت نفت در سال‏های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ بود، باز هم دچار همان "بیماری هلندی" شدیم؛ یعنی درآمد نفت را مستقیماً به بودجه‏ی دولت و از آنجا به جامعه تزریق کردیم، تورم بسیار بالایی دامن‏گیر اقتصاد ما شد و تولید ملی ما را از رقابت‏پذیری با واردات انداخت. این "بیماری هلندی" است.


چون این "بیماری هلندی" را ما در دوره‏های صعود قیمت نفت، مکرراً در ایران شاهد بوده‏ایم، خیلی سخت است که باور کنیم اگر مجدداً قیمت نفت افزایش پیدا کند، این بار دیگر می‏توانیم درست مدیریت کنیم. البته من امیدوارم این اتفاق بیفتد، کما اینکه در لایحه‏ی برنامه‏ی پنجم هم برای این موضوع صندوقی تحت نام "صندوق توسعه‏ی ملی" دیده شده که اخیراً هم وزیر اقتصاد اعلام کرد که ۱۰میلیارد دلار به این صندوق واریز شده است. این صندوق برای این‏ به‏وجود آمده که درآمد نفت، در ابتدای امر ۲۰ درصد و به‏تدریج با یک روند افزایشی به این صندوق واریز شود و از دسترس دولت برای مخارج جاری‏اش خارج شود و صرف سرمایه‏گذاری شود. اگر واقعاً وفاداری به این ماده وجود داشته باشد، شاید این معضل اصلاح شود.


بنابراین، در پاسخ به سئوال شما، اگر این اتفاق در کشور بیفتد، افزایش درآمد نفتی می‏تواند این‏بار اثرات بهتری بر روی اقتصاد ما داشته باشد. ولی اگر بازهم به تکرار خطاهای قبل دچار شویم، قطعاً اقتصاد از افزایش درآمد نفت طرفی برنمی‏بندد.


کما اینکه به‏هرحال در علم اقتصاد هم اصولاً دارا بودن ذخایر غنی نفت و گاز برای کشورها، اصطلاحاً موسوم است به "نفرین سیاه". یعنی فرایندی که اتفاق می‏افتد که من برای شما توضیح دادم. عملاً مطالعه‏ی رشد اقتصادی کشورهای نفتی نشان داده که رشد اقتصادی آن‏ها در درازمدت کم‏تر از کشورهای محروم از منابع زیرزمینی بوده؛ تعبیر آن این است که دارا بودن منابع و ذخایر زیرزمینی نه به سود، بلکه به زیان این کشورها تمام شده است.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری
تحریریه: بابک بهمنش

در همین زمینه:

  • تاریخ 01.01.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QlmJ

مطالب مرتبط

  • تاریخ 01.01.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QlmJ
تبلیغات