ادبیات ناکام جنگ هشت ساله با عراق | فرهنگ و هنر | DW | 21.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

ادبیات ناکام جنگ هشت ساله با عراق

آنچه در ایران "ادبیات دفاع مقدس" خوانده می‌شود، نوشته‌هایی است که دست‌اندرکاران این حوزه نیز در مورد کیفیت‌شان تردید دارند. در جشنواره‌ای که به ربع قرن ادبیات جنگ اختصاص داشت هیچ اثری در هیچ رشته‌ای "برتر" شناخته نشد.

default

جنگ ایران و عراق که از طولانی‌ترین درگیری‌های میان دو کشور در قرن بیستم به شمار می‌رود شهریور ۵۹ آغاز شد و مرداد ماه ۷۶ خاتمه یافت. این رویداد در اصطلاح رسمی حکومت ایران "جنگ تحمیلی" و "دفاع مقدس" خوانده می‌شود. ایت‌الله روح‌الله خمینی که بارها جنگ را "نعمت" خوانده بود پذیرش آتش بس را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرد.

در نظر حکومت این جنگ سرچشمه‌ی "علوم و معرفت" نیز هست. "پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس" نام موسسه عریض و طویلی است که یکی از وظایف خود را «تولید علم، و ترویج آن و تربیت نیروی متخصص در زمینه علوم دفاع مقدس» تعریف می‌کند.

مفاهیم و هنر مطلوب حکومت

حکومت اسلامی از نخستین سال‌های آغاز جنگ کوشید از دل این رویداد معیارهایی برای ارزشگذاری تمام جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی زندگی ایرانیان استخراج کند و "ارزش"های مورد پسند خود را زیر لوای مفاهیمی چون "شهادت‌طلبی"، "ایثارگری"، "رزمندگی" و "پایداری" با وقایع این جنگ درهم‌آمیزد.در همین چارچوب هنر ایده‌آل حکومت آن چیزی است که با پسوند "دفاع مقدس" مشخص می‌شود بدون آنکه تعریف دقیقی از آن وجود داشته باشد.

حکومت جمهوری اسلامی هزینه و امکانات بی‌حسابی را صرف حمایت از تولید محصولاتی کرده که قرار است آنچه را ارزش‌های دوران دفاع مقدس خوانده می‌شود در قالب‌های هنری عرضه کنند. "ادبیات دفاع مقدس" بخش نوشتاری این محصولات تلقی می‌شود که حوزه‌های فراوانی را از جمله داستان، شعر و خاطره‌نویسی در بردارد.

آیت‌الله خمینی پس از خاتمه‌ی جنگ با اشاره به کسانی که در آن شرکت مستقیم داشتند می‌گوید «لازم است ملت شریف ایران عموما و خصوصا دولتمردان و گویندگان و شاعران و هنرمندان از این قشرهای فداكار هریك به سهم خود قدردانی نمایند.»

نادیده گرفتن واقعیت‌های تلخ جنگ

"ارزش‌پنداری" وقایع جنگ و قدسی و آرمانی خواندن آن سنگ بنای رویکرد حکومتی به رویدادهایی بود که با این تفسیر بخش بزرگی از آن الزاما نادیده گرفته می‌شود. ترس، محنت، ریاکاری، منفعت طلبی، رقابت، رذالت و صدها صفت "منفی" دیگر انسانی که در هنگامه‌ی رخدادهای بحرانی بیشتر به چشم می‌خورند با مقدس خواندن جنگ هشت ساله جایی در روایت‌های مورد تایید حکومت نمی‌یابند.

گرایش به روحانی کردن امر جنگ، به شکل تقلیل وقایع به نبرد نیروهای "حق و باطل"، با واقعیت‌های جنگی که از هر دو طرف قربانی می‌گیرد و در هر دو جبهه ویرانی و نکبت به بار می‌آورد همخوان نیست. این رویکرد مسئله جنگ را ایدئولوژیک کرده و دست تمام کسانی را که به ایدئولوژی رسمی حکومت پایبند نیستند از پرداختن به آن کوتاه می‌کند.

حیطه‌ی ممنوع نویسندگان مستقل

بخش بزرگی از جریان روشنفکری معاصر و نویسندگان و شاعران مطرح اگر جزو مخالفان حکومت نباشند از سرسپردگان آن نیز نیستند؛ در حالی که هنر ایدئولوژیک "هنرمند" سرسپرده نیاز دارد. در این شرایط نوشتن پیرامون وقایع جنگ به کسانی منحصر می‌شود که اغلب تجربه و استعدادی در این کار ندارند. آنها که توان نوشتن دارند نیز معمولا محصور در دایره‌ی تعریف‌ها و مفاهیم از پیش تعیین شده از پرداختن به واقعیت، آنگونه که رخ داده، بازمی‌مانند.

آوارگی و زندگی در ترس و بی‌سامانی در جریان جنگ کمتر به آثار ادبی پس از جنگ راه یافته‌اند

آوارگی و زندگی در ترس و بی‌سامانی در جریان جنگ کمتر به آثار ادبی پس از جنگ راه یافته‌اند

با رویکرد مقدس‌خوانی دوران جنگ آثاری که نویسندگان مستقل پدید آورده‌اند و دوران جنگ پس‌زمبنه‌ی آنهاست ادبیات "دفاع مقدس" تلقی نمی‌شود. از این آثار می‌توان به "زمین سوخته" احمد محمود و "زمستان ۶۲" اسماعیل فصیح اشاره کرد.

این در حالی است که رویدادهایی چون دو جنگ جهانی اول و دوم، جنگ داخلی اسپانیا و جنگ ویتنام در آثار نویسندگانی چون تولستوی، مارگریت دوراس، گراهام گرین، فدریکو گارسیا لورکا، گونتر گراس و ارنست همینگوی دستمایه تولید آثار برجسته‌ای از ادبیات جهان شده است. دلیل توفیق اغلب این آثار نگاه انتقادی به جنگ و پیامدهای آن است.

دشواری یافتن آثار شایسته

اگر تمام فرض‌های موجود در مورد ناکامی "ادبیات دفاع مقدس" را نادرست بدانیم یا نادیده بگیریم قضاوت کسانی را که از سوی نهادهای حکومتی حاصل ربع قرن تولید و انتشار این‌گونه آثار را داوری کرده‌اند مشکل بتوان مغرضانه دانست و کنار گذاشت.

همزمان با سالروز آغاز جنگ در سال ۸۸ جشنواره‌ای برپا شد که به "ربع قرن ادبیات دفاع مقدس" می‌پرداخت. داوران این جشنواره در هیچ یک از رشته‌های اصلی داستان، شعر، داستان کودک و ... هیچ اثری را شایسته عنوان برتر نیافتند و برگزیدگان خود را به حوزه‌های فرعی چون "زندگینامه غیرداستانی" و "نثر ادبی" محدود کردند. «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس» و وزارت ارشاد که قرار بود برگزارکنندکان این جشنواره باشند بر سر مسائلی از جمله داوری‌ها با هم اختلاف پیدا کردند.

اختلاف وزارت ارشاد با بنیاد حفظ آثار

«بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس» مهرماه سال ۱۳۶۹، دو سال پس از خاتمه‌ی جنگ عراق و ایران، به فرمان رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای تشکیل شد. این بنیاد با زیر مجموعه‌ای که شامل ده‌ها نشریه، موسسه انتشاراتی و تشکیلات اداری می‌شود، زیر نظر نیروی انتظامی و با حمایت عالی‌ترین ارگان‌های رسمی جمهوری اسلامی تنظیم و نشر اسناد و آثار مربوط به جنگ را بر عهده دارد.

به رغم این، نه نشر این آثار در انحصار این بنیاد است و نه فعالیت‌های آن همیشه با تایید و هماهنگی نهادهای دولتی انجام می‌شود. اختلاف سال گذشته در جشنواره یادشده یکی از این نمونه‌هاست. این جشنواره قرار بوده با مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شود، اما مسئله‌ی داوری آثار برگزیده و تامین منابع مالی این مراسم به مشاجره‌هایی میان این دو نهاد انجامید.

"بایدها و نبایدها"ی ادبیات جنگ

در اختلافی که سال پیش میان "بنیاد" و وزارت ارشاد پیش آمد مشخص شد که با گذشت بیش از ۲۵ سال از نشر آثار مربوط به جنگ هنوز نهادهای حکومتی بر سر تعریف این نوع "ادبیات" و انتظارات خود از آن به نظر واحدی نرسیده‌اند. وزارت ارشاد معتقد است «نباید تنها بر اساس نظر داوران کار می‌شد. بنا بود که نظرات داوران، در جلسات کارشناسی به نقد گذاشته شوند و ترکیبی از نظرات آنان و دیگر متخصصان،‌ [...] بایدها و نبایدهای آینده ادبیات دفاع‌مقدس» را مشخص کند.

خواست وزارت ارشاد در مورد مشخص شدن "بایدها و نبایدها"ی ادبیات جنگ، ربع قرن پس از آغاز انتشار این نوع ادبیات، از منظری دیگر می‌تواند به شکست تلاش‌های حکومت در تولید آثار مورد تایید، یا محکوم به شکست بودن هنر سفارشی و ایدئولوژیک تعبیر شود. همچنین به نظر می‌رسد بودجه‌های بی‌حساب و کتابی که در این راه صرف می‌شود در بسیاری از موارد راه "کتاب‌سازی" و "آمارسازی" را هموار کرده است.

۲۱۳ هزار قربانی در انتظار "سرنوشت‌پژوهی"؟

فرمانده سپاه پاسداران استان خراسان رضوی شانزدهم مرداد ماه ۸۸ می‌گوید، تا کنون بیش از دویست جلد کتاب از زندگی جانباختگان این استان در جنگ با عراق به چاپ رسیده و مواد لازم برای صدها کتاب دیگر آماده است. به گزارش خبرگزاری مهر او همچنین از نهایی شدن مراحل سرنوشت‌‌پژوهی ۲۱۳ هزار قربانی جنگ در استان‌های خراسان خبر داده است. مطابق آمار رسمی، در جنگ هشت ساله بیش از ۲۱۳ هزار ایرانی کشته و ۳۳۵ هزار نفر معلول شده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر انتشارات "قدر ولایت" از سه سال پیش عده‌ای را به خواندن و بررسی آثار مربوط به جنگ گماشته تا یک «فرهنگ جامع و موضوعی دفاع مقدس» در ۶۰ جلد تدوین کنند. به گفته‌ی مدیر این پروژه بیش از پنجاه نفر برای این منظور به کار گرفته شده‌اند. به این‌ها می‌توان ده‌ها نهاد و موسسه دیگر را نیز اضافه کرد که به جمع آوری و انتشار نامه‌ها، وصیت‌نامه، یادداشت‌ها و دیگر نوشته‌های کشته شدگان و بازماندگان درگیری‌های جنگ می‌پردازند.

"شیطان بزرگ" یاور "دفاع مقدس"

جشنواره‌های متعدد برای ادبیات جنگ نتوانسته باعث کیفیت این ادبیات شود

جشنواره‌های متعدد برای ادبیات جنگ نتوانسته باعث کیفیت این ادبیات شود

جمع آوری تمام اسناد جنگ می‌تواند منابع ارزشمندی در اختیار پژوهشگران قرار دهد؛ منابعی که برای بررسی‌های اجتماعی مهم تلقی می‌شوند بی‌آنکه ارزشی ادبی داشته باشند. در جمهوری اسلامی و در چارچوب "ادبیات دفاع مقدس" تمایل غالب گردآوری آثاری است که بیش از آنکه "واقعیت" جنگ را آشکار کند تحت تاثیر تبلیغات رسمی در مورد تقدس و برحق بودن این جنگ نوشته شده است.

به رغم انتشار هزاران کتاب در مورد جنگ هشت ساله ایران و عراق بسیاری از اسنادی که وقایع را برخلاف تبلیغات رسمی منعکس می‌کند هنوز انتشار نیافته است. یکی از این ماجراها خرید پنهانی اسلحه از آمریکا در سال‌های ۶۴ و ۶۵ است که برخی از مسئولان ارشد وقت حکومت و فرماندهان جنگ، از جمله ایت‌الله خمینی، هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، و محسن رضایی به آن اشاره کرده‌اند، اما جزییات آن همچنان مبهم است. خرید اسلحه از "شیطان بزرگ" برای پیشبرد جنگی که الهی و مقدس خوانده می‌شود مانند بسیاری از واقعیت‌های دیگر جنگ با تصویر مورد نظر حکومت همخوان نیست.

ادبیاتی که قابلیت آسیب‌شناسی هم ندارد

محسن رضایی فرمانده سابق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام ۲۹ شهریور ۸۹ می‌گوید «در طول ۲۰ سالی كه از پایان جنگ‌ می‌گذرد به دلیل ضعف در مستند‌سازی دفاع مقدس، برداشت‌های متفاوتی از این حماسه بزرگ صورت گرفته است.»

شبیه به این اعتراف در مورد "ضعف در مستندسازی" وقایع جنگ، سخنان انتقادی نسبت به کیفیت اثار ادبی این دوران نیز فراوان شنیده می‌شود. در سال‌های اخیر کسانی که خود دست‌اندرکار ادبیات جنگ محسوب می‌شوند بارها بر ضرورت "آسیب‌شناسی" این ادبیات تاکید کرده‌اند. گرچه محمد میرکاظمی "رییس اداره تالیف بنیاد شهید و امور ایثارگران" در نشستی که آذر ماه ۸۸ به این منظور برگزار شد اعتراف می‌کند «ادبیات داستانی دفاع مقدس هنوز از حیث کمی و کیفی آن قدر غنی نشده که بخواهیم آن را آسیب‌شناسی کنیم.»

در این میان ناکامی این "ادبیات" در میان مخاطبان واقعیتی نیست که بشود با شعار و ادعا کتمان کرد. در سه دهه‌ای که از شروع جنگ می‌گذرد، به‌رغم صرف هزینه و تبلیغات وسیع کمتر کتابی از آنچه "ادبیات دفاع مقدس" خوانده می‌شود در میان آثار ادبی معاصر جایگاهی برجسته به خود اختصاص داده و از سوی منتقدان مستقل جدی گرفته شده است.

BK/FW

در همین زمینه:

  • تاریخ 21.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PIQv
  • تاریخ 21.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PIQv
تبلیغات