نتايج خراب درسي فرزندان مهاجران درآلمان | مجله حقوق بشر | DW | 15.08.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

نتايج خراب درسي فرزندان مهاجران درآلمان

آلمان درصدرکشورهايي قراردارد که درآن زادگاه شاگردان برسرنوشت تحصيلي شان تاثيرعظيمي دارد. اين موضوع بيشتردرمورد فرزندان مهاجران صادق است.

25% آلمانيها مکاتب عالي را به پايان مي رسانند که سيزده سال را دربرمي گيرد؛درحاليکه فقط 9% فرزندان مهاجران اين مکاتب عالي را به پايان مي رسانند

25% آلمانيها مکاتب عالي را به پايان مي رسانند که سيزده سال را دربرمي گيرد؛درحاليکه فقط 9% فرزندان مهاجران اين مکاتب عالي را به پايان مي رسانند

فرنور مونيوزو پروفيسورکوستاريکايي فرستنده خاص ملل متحد درسال 2006 سفري به آلمان داشته است وبه دنبال آن درماه مارچ امسال گزارشي درمورد سيستم معارف آلمان انتشارداده وازاين وضع که دامنگيرفرزندان خارجي تباران است انتقاد کرده است. حال کارشناسان آلماني اين واقعيت دردناک درچهارچوب کنفرانس جهاني معلمان منعقده برلين با فرنورمونيوزو مورد مباحثه قرارمي دهند.

مطابق به اين گزارش هرگاه شاگردان آلماني را با شاگرداني که خارجي تباراند مقايسه کنيم ديده مي شود که 25% آلمانيها مکاتب عالي را به پايان مي رسانند که سيزده سال را دربرمي گيرد؛ درحاليکه فقط 9% فرزندان مهاجران اين مکاتب عالي سيزده ساله را به پايان مي رسانند. همچنان "هوپت شوله" يا مکاتب خاصي را که ده سال را دربرمي گيرد، 25 % آلمانيها و 42% فرزندان مهاجران به پايان مي رسانند. ازجمله آلمانيها 9% آنها وازمهاجران 20% آنها شهادت نامه فراغت ازهيچ يک ازاين مکاتب را ندارند.

با توجه به اين واقعيت دردناک فرنور مونزو براين نظراست به جاي آنکه آلمان براي پيشبرد اموراين کشورکارمندان آموزش ديده را ازخارج وارد بکند؛ بهتراست تلاش به خرج دهد تا اطفال وجواناني را که درخود اين کشورزندگي مي کنند، آموزش دهد. علاوه براين وي معتقد که آلمان بايد درنظربگيرد که تعليم وتربيت يک حق بشري انسانها است. فرنورمونوزو مي گويد:

" تعليم وتربيت مانند حقوق اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي يک نوع حقوق بشري است. ازاينرو ايجاب مي نمايد تا تعليم وتربيت را به مثابه حقوق بشردرنظرگرفت. ازاين زاويه به مسئله نگريستن چشم اندازهاي گسترده اي را فرارويمان قرارمي دهد تا آن روابطي را برملا سازيم که که موجب امکانات تعليمي کمترمي گردند."

فرنور مونوزو ازانتقادات شديدي که بعد ازانتشاراين گزارشش درآلمان صورت گرفت متعجب گرديد. اين انتقادات ازآن جهت نيز بود که وي يک دانشمند جهاني سومي بود که آيينه را فرا روي يک کشورصنعتي بسيارپيشرفته قرارداد. لاکن به نظروي وهمه حقوق بشر امرتجزيه ناپذيراست. همچنان پروفيسور يوتا المنديگر رئيس مرکزعلمي برلين که ازچشم ديگري به اين موضوع نگريسته است ، به اين واقعيت معترف است که وضع درآلمان خراب شده است. المنديگرمي گويد:

" واقعيت چنين است که اطفال مهاجرتبار امکان نهايت اندکي دارند که درکل ازشانسهاي نظام تعليمي و بازارکارسخن به ميان آورند. واين امکان درفرزندان نسل دوم مهاجران نيز مانند فرزندان نسل اول مهاجران بسيارکم است. دراين ارتباط آلمان درهمه جهان تقريباً مقام استثنايي اي دارد."

باتوجه به اينکه امروز درايالاتي مانند نورد راين ويستفالين ، هسن وسايرشهرهاي بزرگ آلمان حدود 40% کودکان تا شش ساله دست کم يا پدرويا مادرشان خارجي تباراند، تاکنون به پيامدهاي واقعي اين موضوع توجه نشده است. به طورمثال بايد درهمه مراکزتربيه معلمان به صورت اجباري بايد تدريس شود که چگونه براي اطفال مهاجر درس بدهند. اين کنفرانس وزراي فرهنگ ايالات مختلف چگونه به اين مسئله برخورد مي کنند؛ مارينه کروگر پوت راتز پروفيسورتعليم وتربيت دانگشاه مونستربراين نظراست که :

" درسال 1996 کنفرانس وزراي فرهنگ ايالات دراين زمينه سفارش بسيارخردمندانه اي نمودند که بدان " تعليم وتربيت بين فرهنگها " مي گفتند. آنها توصيه کردند که تعليم وتربيت وکارآموزي بين فرهنگها براي همه کساني که به نظام تعليمي سروکاردارند يک رشته کليدي و آموزش بين فرهنگها يک وظيفه پايه اي درهمه بخشهاي تعليمي باشد. عين همين کنفرانس وزراي فرهنگ ايالات بعد تر معيارات تعليم وتربيت را به تصويب رساند وآنچه گفته بود عملي نشد. يعني آنها توصيه شان را فراموش کردند."

نتيجه چنين سياستي آنست که تنها يک اقليت 10-15 دانشجويان مراکزتربيه معلمان به هنگامي که درس مي خوانند اقتضاات بين فرهنگها را جدي مي گيرند. با توجه به اينکه پس ازده سال ديگر اطفالي که ازخانواده هاي مهاجران مي آيند، اکثريت شاگردان مکاتب را تشکيل خواهند داد، اين چيزي است که حکايت ازسهل انگاري مي نمايد.

آگهی