مسلمانان اروپا چقدرخود را با هويت اروپايي حس مي کنند | آلمان و جهان | DW | 07.03.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

آلمان و جهان

مسلمانان اروپا چقدرخود را با هويت اروپايي حس مي کنند

در برلين پايتخت آلمان، تخيمناً ۳۰۰۰۰۰ مسلمان زندگي مي كنند. شمار زيادي از آنها در مناطق بود و باش شان احساس آرامش دارند، اما به ندرت خويشتن را با هويت آلمان شناسايي مي كنند.

default

اين تشخيص برآمد مطالعات (London Open Society Institute) ”انستيتوت جامعه باز لندن” است كه تحت عنوان ”مسلمانان در اروپا” صورت گرفته است. براي اين مطالعات‌، در ماه جنوري در سرتاسر اروپا بيش از ۱۰۰۰ مسلمان در يازده شهر بزرگ اروپايي مورد سوال قرار گرفته اند. در شهر برلين از ۱۰۰ مسلمان زن و مرد طي مذاكرات مشروح سوال شده است.

نينا موحي، قوم شناس در دانشگاه فيادرينا در ”فرانكفورت/اودر” مسوول نظر سنجي در بخش شهر كرويسبرگ برلين بوده است. در اين بخش شهرشمارزيادي با پيش زمينه هاي مهاجرت زندگي مي كنند.

Grundsteinlegung für erste Moschee im Ostteil Berlin

او توضيح مي دهد كه چه چيزي به خصوص براي او در اين تحقيقات واجد اهميت بوده است:

"بله، يك سوال كه ما آن را مطرح كرديم، احساس تعلق بود: ‹اين سوال› كه تا چه حدي مسلمانان به جامعه ي احساس تعلق مي كنند كه در آن زيست مي كنند؟ و در اين جا ما توانستم تشخص دهيم كه دو قطب انديشي ميان احساس تعلق به ساحه ي مستقيم محيط زندگي، يعني در محل، شهري كه انسان ها زندگي مي كنند وتعلق به كشور وجود دارد."

به اين ترتيب در مقايسه با شهر هاي ديگر اروپايي مانند لندن، پاريس، امستردام، كپنهاگ كه در آنها اين گونه نظر سنجي در ميان مسلمانان صورت گرفته است، جواب مسلمانان شهر برلين در رابطه با احساس تعلق به كشور آلمان زير خط حد اوسط قرار دارد، چنانچه قوم شناس نينا موحي مي گويد:

" چهل در صد مسلماناني كه مورد سوال قرار گرفته اند، گفته اند كه به شدت يا خيلي زياد احساس تعلق به آلمان دارند. حد اوسط در اين قسمت در يازده شهر ديگر ۶۰ در صد بوده است. در رابطه با احساس تعلق به شهر و يا محل زندگي، ۸۴ در صد مسلمانان گفته اند كه آن ها به شدت يا خيلي زياد احساس تعلق دارند. در اين رابطه آنها حتي بالا تر از حد اوسط يازده شهر ديگر قرار دارند."

Muslime in Deutschland Frau mit Computer p178

يك نمونه كه نوجوانان در شهر برلين چه احساسي دارند، بيان كوتاه ديمير نوجوان ترك تبار است. به اين سوال كه آيا او در كرويسبرگ برلين احساس خوب دارد‌، ديمير كاملاً به صورت بديهي جواب داد: "بله، من در اين جا بزرگ شده ام."

اين تحقيقات به اين سوال نيز مي پردازد كه " آيا شما به خويش به عنوان يك آلماني مي نگريد؟" نينا موحي قوم شناس در باره ي نتايج اين نظر سنجي ها مي گويد:

" در اين رابطه فقط ۲۵ درصد مسلمانان گفته اند كه آنها به خويش به عنوان يك آلماني مي نگرند، با وجود آنكه نيمي از آنها پاسپورت آلماني داشته اند. و فقط يازده در صد گفته اند، آنها فكر مي كنند كه آنها از طرف ديگران به حيث آلماني نگريسته مي شوند.

BdT Tag der Offenen Moschee

در اين رابطه هردو شهر آلماني (برلين و هامبورگ) البته نسبتاً در آخر رديف همه شهر ها قرار داشته اند، آنچه مساله مربوط به اين يكي پنداشتن با ملت مي شود."

ازهر دو فردي كه مورد سوال قرار گرفته اند، يكي گفته است كه به دليل دين يا منشاء اش با تعبيض مواجه شده است. همزمان با آن تمايلات مثبتي نيز وجود دارد. خانم موحي مي گويد، بسياري از مسلمانان از نگاه سياسي و در چارچوب فعاليت هاي جامعه ي مدني كار مي كنند.

براي گونتر پينيگ مسوول در امورادغام اجتماعي نيز مقايسه ميان شهر هاي اروپايي جالب بوده است تا معلوم شود:

"چنين به نظر مي آيد كه مسلمان ها در بخش شهري كيس به خوبي ادغام يافته اند، احساس راحتي دارند و خويش را نيز به ندرت از شهر هاي ديگر مورد مقايسه، تمايز مي دهند كه آن حتا خويش را درهم هويت دانستن ملي تمايز مي دهند. در برلين مسلمان ها احساس غربت ندارند، اما آنها اين مشكل را دارند تا خويش را با آلمان هم هويت بدانند.”

به گفته ي گونتر پينيگ اين تحقيقات سعي مي كند تا دلايل اين امر را نيز ذكر كند:

"دليل آن اين است كه كه در زندگي روزمره در شهر همكاري هاي به وجود آمده اند، فرهنگ شناسايي و پذيرش وجود دارد. اما اينكه در مسايل عمومي شناسايي‌، هم هويتي البته يك عدم پذيرش قوي احساس مي شود، كه گفته مي شود ”ما به آن تعلق نداريم.”

Tag der offenen Moschee

براي گونتر پينيگ ، مسوول امور ادغام بخشي اجتماعي در برلين اين امر به ويژه وحشتناك بود كه نود درصد مسلمانان گفته اند: ”فرقي نمي كند كه من چه مي كنم، آلماني ها هرگز مرا به عنوان يك فرد باحقوق برابر نخواهند پذيرفت.” او مي گويد:

" اين به اين معناست كه احساس قوي طرد، عدم پذيرش در ميان مسلمانان بسياري وجود دارد، باوجود همه فعاليت هاي پرزحمت اجتماعي در راستاي ادغام بخشي. اين امر بايست نيز كمي مايه نگراني شود، زيرا ما در همين برلين در سال هاي اخير اقدامات زيادي به خرج داده ايم تا مشتركاً با جوامع مساجد، با مسلمان ها كاري كنيم.”

از ديد او باوجود جرو بحث هاي دامنه دار سياسي در سطح كشوري‌، اين موفقيت به دست نيامده است تا يك احساس تعلق خلق شود. براي گونتر پينيگ، اين واقعيت كه مسلمانان خويشتن را نه به حيث عضو، بلكه به عنوان قرباني روابط اجتماعي مي بينند. اين را مي توان به يك سياست پذيرش كه دير آغاز شد و متردد انجام يافته است، ارجاع داد.

اگر قرار است كه پذيرش تابعيت يا شهروندي موفقانه عملي شود، در آن صورت پذيرش سياسي مسلمانان، مبارزه عليه اسلام ستيزي و ظاهر شدن خودآگاهانه ي مسلمانان در زمينه خواسته ها وحقوق شان به همديگر وابسته اند. بديل هاي ديگري براي آن وجود ندارند.

نظر به داوري آقاي پينيگ، قوت اين تحقيقات در اين است كه عميق تر از تحقيقات از اين نوع صورت گرفته است. او دلايل هم هويتي شديد، مثلاً مسلمانان در بريتانيا را نيز در همين امر مي داند، او مي گويد:

" اين كه تابعيت يا شهروند بودن ‹در آنجا› طوري ديگري تنطيم يافته است. در برلين ۵۰٪ افرادي كه مورد سوال قرار گرفته اند، داراي تابعيت آلماني نيستند. پس چگونه آنها مي توانند خويشتن را با اين كشور هم هويت بدانند؟ در اين جا به دليل مشكل بودن دستيابي به تابعيت آلماني، تاهنوز تعداد زيادي بدون تابعيت آلماني هستند."

زبینه ریپر/ مبلغ

ویراستار: یاسر

آگهی