سالروز سقوط طالبان در کابل | افغانستان | DW | 12.11.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

افغانستان

سالروز سقوط طالبان در کابل

تصرف شهر کابل به وسيله اتحاد شمال در ١٢ نوامبر ٢٠٠١ پيروزي نظامي بزرگي بود که مي بايست چرخشي در سرزمين هندوکش که چند دهه جنگ در آن جا دوام داشت، به وجود مي آورد. تجارب تلخ دهه هاي گذشته آشکار ساخت که درگيري در کشور چند قومي افغانستان از نگاه نظامي مي توانست فقط در صورتي ازميان رود که با يک راه حل سياسي همراه باشد – راه حلي که يک مشارکت مناسب از نمايندگان سياسي تمام اقوام را در مرکز اداري کشور تضمين نمايد.

گزارشگرآلمانی درزیراین عکس نوشت:نیروهای شمال به کابل رسید.

گزارشگرآلمانی درزیراین عکس نوشت:نیروهای شمال به کابل رسید.

به نظر مي رسيد که اين بار چانس براي يک چنين راه حلي وجود داشته باشد، بر عکس سال هاي دهه نود. در آن سال ها بخشي از مجاهدين کنترول بر کابل را به بدست آورده بودند. چون آنان از نگاه سياسي با هم در کشمکش و از نگاه نظامي چند پارچه بودند، در سال 1996 پايتخت پرابهت کابل را به مليشه هاي طالبان از دست دادند، به آناني که در آغاز به عنوان "قدرت نظم آورنده" تلقي مي شدند. زيرا طالبان کمک مالي و نظامي از شبکه هراس افگنانه القاعده به رهبري اسامه بن لادن دريافت مي کردند. به علاوه آنان از پشتيباني لوژستيک و کمک ايديولوژيک پاکستان و بعضي از کشور هاي عربي خليج برخوردار بودند. به همين دليل نيز مليشه هاي طالبان رژيم اختناق آور و سرکوب گر شان را با استراتيژي "زمين هاي سوخته" از جايگاه شان در جنوب، تقريبا ً به تمام افغانستان گسترش دادند.

اين به دليل اتحاد ضد دهشت افگني به رهبري ايالات متحده امريکا بود که تصرف کابل تحت شرايط کاملا ً ديگري صورت گرفت تا مانند تسخيرهاي گذشته پايتخت در جنگ هاي داخلي کشور. بنا براين در 27 نوامبر 2001 نظر به دعوت سازمان ملل متحد، نمايندگان 4 گروه سياسي افغانستان در آلمان در محل" پيترزبرگ" شهر" بن" گرد هم آمدند. بعد از 8 روز بحث و مشاجره سخت در 5 دسامبر 2001 "قرارداد بن" در مورد افغانستان به امضا رسيد. برمبناي اين قرارداد، در 22 دسامبر اداره موقتي کشور به رهبري حامد کرزي مقرر شد. به علاوه با يک قانون اساسي جديد، نظام رياستي و پارلمان دموکرات در افغانستان، چارچوبي براي يک دولت قانوني به وجود آمد.

باوجود آن کشور امروز بعد از 6 سال به صلح و آرامش دست نيافته است. زيرا در اين ميان حکومت کرزي در يک بحران اعتماد فرو رفته است. کرزي نمي تواند به مسأله برقراري روند صلح دموکراتيک جواب مناسبي يابد. بيشتر از همه تهديد يک شورش مسلحانه در کابل براي حکومت درد سرهاي ايجاد کرده است. باوجود نيروهاي امنيتي آيساف و نيروهاي صلح پايداريا نيروهاي ايتلاف بين المللي عليه دهشت افگني به رهبري امريکا، حکومت در موقعيتي نيست که با چالش تاريخي ولو به صورت محدود نبز مقابله کند. با توجه به کمبودي هاي امکانات مادي داخلي کشور و مشروط بودن به موقعيت استراتيژيک جغرافيايي در چهار راه فرهنگ ها، ساحهء عملکرد حکومت کابل بسيار محدود است. تا به حال برنامهء مناسب به شرايط ساختار هاي کشور وجود ندارد.

روند بازسازي درين ميان به بن بست رسيده است. شکاف ميان فقرا و ثروتمندان رو به افزايش است. ميليون ها بازگشته هاي مهاجر به کشورهيچ دورنمايي را در سرزمين شان مشاهده نمي کنند. رئيس جمهور کرزي به عوض آنکه نيرو هاي دموکراتيک را تقويه کند، به صورت روز افزون به نيرو هاي بنيادگراي مذهبي تکيه مي کند.

تا هنوز جامعه بين المللي در قبال پاکستان به عنوان کشوري حمايت کننده طالبان، قاطعانه عمل نمي کند. به علاوه اين اميد تحقق نمي يابد که ناتو بعد از گرفتن رهبري در جنگ عليه ترور، مليشه هاي طالبان را از دهکده هاي دوردست در جنوب براند و به قتل و کشتار مردم پايان بخشد. نارسايي ها در زمينه لوژستيک ، دفاع هوايي و همکاري با نيروهاي پليس و ارتش افغانسان که به صورت ناقص آمادگي دارند، به نظر شاهدان نظامي از جمله دلايل اين ناکامي هستند. گذشته از آن سربازان ناتو با مشکلات در امر هماهنگي شان با تاکتيک هاي جنگجويان طالبان روبرو هستند. طالبان بر اساس نمونه هاي عراقي با قوت ازکاربرد اعمال انتحاري استفاده مي کنند. دامنه مقاومت مسلحانه از مليشه هاي طالبان، شبکه هراس افگن القاعده و مليشه هاي مولوي حقاني تا واحد هاي حزب اسلامي به رهبري گلبدين توسعه يافته است.

ازهمه اولتر مليشه هاي طالبان مسئول بي ثباتي در سرزمين هندوکش هستند. طالبان تاريک انديش با حملات انتحاري بر زنان، کودکان و روحانيان معتدل، به يک باند تروريستي تمام عيار تبديل شده اند.

يکجا با نيرو هاي که جنگ مسلحانه را عليه يک دولت قانوني دموکراتيک مورد حمايه قرار مي دهند، مليشه هاي طالبان اين مسئوليت را بردوش حمل مي کنند که چانس تاريخي جهت بازسازي سياسي و اقتصادي در خانه مشترک ملت ها در هندوکش برباد رود.
آگهی