اهميت روز افزون جنگهاي غيرمنظم درستراتژي دفاعي جديد امريکا | آلمان و جهان | DW | 01.08.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

اهميت روز افزون جنگهاي غيرمنظم درستراتژي دفاعي جديد امريکا

درستراتژي جديد دفاعي ايالات متحده امريکا به جنگهاي غيرمنظم مانند جنگهاي متعارف توجه مي شود

گیتس ازنقش مهم متحدان امریکا دراین ستراتژی جدید سخن به میان آورده است

گیتس ازنقش مهم متحدان امریکا دراین ستراتژی جدید سخن به میان آورده است

حکومت ايالات متحده امريکا به روزپنجشنبه يک ستراتژي دفاعي جديد را ارائه کرد که علامت مشخصه آن درآينده جنگيدن عليه افراط گرايي مي باشد. مولفان رسالهء " جنگ غيرمنظم " - که ازجانب روبرت گيتس وزيردفاع ايالات متحده امريکا مورد تاييد قرارگرفته است، براين نظراند که درآينده جنگهاي غيرمنظم به تناسب جنگهاي متعارف ( کونوانسيونل ) اهميت بيشترکسب مي کنند. ازاينرو:

نيروهاي مسلح بايد " پيامد يک منازعه را مدنظر داشته باشند که ازدراز مدت با حوادث ضمني ، چندين بعدي وچندين جبهه اي اداره مي شود".

دراين سند گفته مي شود که دراين جنگ، توسعه ظرفيتهاي نظامي کشورهاي شريک نقش مهم بازي مي کند.سند مي گويد:

دراین ستراتژی جنگ منظم تنها محدود به قدرت جنگی خودی نمی شود، بلکه کمک به متحدان برای حکومت کردن ودفاع ازخود نیز مطرح می باشد

دراین ستراتژی جنگ منظم تنها محدود به قدرت جنگی خودی نمی شود، بلکه کمک به متحدان برای حکومت کردن ودفاع ازخود نیز مطرح می باشد

ازطريق همکاري متحدان " آن مناطق جهان که به حال خود شان واگذاشته شده اند، کاهش مي يابند واز مناطق محفوظ براي افراط گرايان جلوگيري مي شود".

منتقدان ازاين ترس دارند که چنين ستراتژي اي به قيمت نيروهاي جنگي متعارف( کونوانسيونل) و برتري جهاني ايالات متحده امريکا تمام شود. گيتس مخالفت خود را با منتقدان ابرازداشته وگفته است که درسهاي ضروري ازجنگهاي عراق وافغانستان بايد آموخته شوند.

درپيش نويس ستراتژي جديد تدافعي ايالات متحده امريکا، آمده است که :

منتقدان ازآن بیم دارند که توجه بیش ازحد به جنگ غیرمنظم موجب کم بهادادن به جنگهای متعارف وازبین رفتن برتری امریکا نگردد

منتقدان ازآن بیم دارند که توجه بیش ازحد به جنگ غیرمنظم موجب کم بهادادن به جنگهای متعارف وازبین رفتن برتری امریکا نگردد

" به کاربردن قوه يک نقش دارد، اما تلاشهاي نظامي براي دستگيرنمودن ويا کشتن تروريستان ، احتمالاً منوط به تدابيري است که که مستلزم مشارکت حکومت محلي وبرنامه اقتصادي مي باشد، همچنان اين وابسته به تلاشهايي است که موقعيت رقت بار را دريافته وعليه آن مبارزه نمايد. غالباً ريشه شورش درهمينجا نهفته مي باشد".

ازاينرومهمترين وظيفه نظامي درمبارزه عليه افراط گرايي فقط قدرت جنگي خودي نيست ، بلکه حمايت ازشريک ايالات متحده امريکا است تا بتواند خود ش حکومت بکند وخودش ازخود دفاع بنمايد.

مطالب مرتبط