صد روز پس از جنگ؛ بحرانهای عمیق در پس پرده ثبات
۱۴۰۵ خرداد ۱۵, جمعه
صد روز پس از آغاز جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی در ظاهر باثبات به نظر میرسد. اما زیر این آرامش ظاهری، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی همچنان ادامه دارد و فشارهای حکومتی افزایش یافته است.
جنگ ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و راهبردی در ایران آغاز شد. در جریان این حملات، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و شماری از مقامهای ارشد سیاسی و نظامی ایران کشته شدند و پس از آن، مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
ایران در واکنش، حملات موشکی و پهپادی گستردهای علیه اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا و اهداف دیگر در منطقه انجام داد و تنگه هرمز را نیز بست؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند.
سرانجام در ۸ آوریل ۲۰۲۶ آتشبسی شکننده میان طرفها برقرار شد که تا کنون بارها نقض شده است.
تغییری در ساختار قدرت دیده نمیشود
محمد قائدی، پژوهشگر علوم سیاسی در دانشگاه جورج واشنگتن و متخصص سیاست و روابط بینالملل خاورمیانه، در گفتوگو با دویچه وله میگوید: «من در صد روز گذشته هیچ تغییر ساختاری در جمهوری اسلامی نمیبینم.»
به گفته او، اگرچه برخی چهرههای سیاسی و نظامی جایگزین شدهاند، اما نهادها و ساختارهای اصلی قدرت همچنان پابرجا ماندهاند.
قائدی معتقد است که پیش از آغاز جنگ، تنشهای عمیقی میان نخبگان سیاسی ایران وجود داشت، اما جنگ به کاهش بخشی از این اختلافات کمک کرده است.
بیشتر بخوانید:صد روز پس از جنگ؛ گردشگری ایران میان رکود، خسارت و امید به بازگشت
او میگوید: «جنگ به کاهش برخی تنشهای موجود در میان نخبگان سیاسی کمک کرد و تا حدی فاصله میان دولت و بخشی از جامعه را نیز کمتر کرد.»
با این حال، او هشدار میدهد که نباید وضعیت کنونی را نشانه تثبیت پایدار جمهوری اسلامی دانست.
به گفته این پژوهشگر، جمهوری اسلامی همچنان با بحران مشروعیت، بحران کارآمدی و بحران توزیع منابع روبهرو است.
قائدی میگوید: «به محض اینکه نگرانیهای فوری درباره امنیت و بقای حکومت کاهش پیدا کند، این مشکلات ساختاری احتمالا بار دیگر آشکار خواهند شد.»
تجمعهای شبانه در شهرها
بیش از سه ماه است که در شهرهای بزرگ و کوچک و همچنین روستاهای مختلف کشور تجمعهای شبانهای در حمایت از جمهوری اسلامی و رهبری جدید برگزار میشود.
رسانههای حکومتی این گردهماییها را "تجمعات خودجوش" توصیف میکنند و میگویند، هدف از آنها نمایش وحدت، مقاومت و ایستادگی مردم ایران در برابر تهدیدهای خارجی است.
یک زن ۳۶ ساله ساکن مرکز تهران در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «قبل از ساعت ۱۱ شب تقریبا نمیشود خوابید. بیرون خیلی شلوغ و پر سر و صداست و واقعا آزاردهنده است.»
او میگوید، خودش در این تجمعها شرکت نمیکند.
خشم و سرخوردگی در بخشی از جامعه
در مقابل، یک فعال حقوق زنان ۴۲ ساله که در تهران زندگی میکند، میگوید در میان اطرافیانش همچنان خشم و نارضایتی گستردهای وجود دارد.
او معتقد است که این تجمعهای شبانه تلاشی است برای پس گرفتن خیابانها پس از اعتراضات سراسری دیماه.
این فعال حقوق زنان میگوید: «بسیاری از مردم هنوز از سرکوب خشونتبار اعتراضات سراسری ژانویه خشمگین هستند. تقریبا هر کسی در اطراف من فردی را میشناسد که کشته، زخمی یا بازداشت شده است.»
به گفته او، جنگ نیز فشار روانی سنگینی بر جامعه وارد کرده است.
او میگوید: «بسیاری از مردم به دلیل جنگ و بمبارانها دچار نوعی فلج روانی شدهاند. کمتر کسی هنوز به یک تغییر مثبت امیدوار است.»
جنگ و امید به تغییر
در آغاز جنگ، شماری از مخالفان جمهوری اسلامی این درگیری را راهی سریع برای تغییر حکومت میدیدند.
در روزهایی که نیروهای امنیتی هزاران معترض را خیابانها به گلوله بسته بودند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، وعده داد که "کمک در راه است".
در طول نزدیک به شش هفته جنگ شهرهای پرجمعیت ایران بارها هدف بمباران قرار گرفتند.
در هفتم آوریل، یک روز پیش از برقراری آتشبس، ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت و هرگز بازنخواهد گشت.»
این فعال حقوق زنان به دویچه وله میگوید، هنوز هم نمیداند مردم چگونه آن روزها را پشت سر گذاشتند.
او میگوید: «خیلی وحشتناک بود. خودم هم نمیدانم چطور توانستیم همه این اتفاقات را تحمل کنیم.»
میان فقر فزاینده و تشدید سرکوب
در کنار پیامدهای سیاسی و امنیتی، جنگ آثار اقتصادی گستردهای نیز بر جای گذاشته است.
حملات تنها تاسیسات نظامی را هدف قرار نداد، بلکه برخی از مراکز مهم صنعتی، از جمله کارخانههای فولاد و مجتمعهای پتروشیمی نیز آسیب دیدند.
توقف تولید در این واحدها به زنجیرهای از تعطیلیها در بخشهای وابسته منجر شده است. بر اساس گزارش، دهها هزار نفر شغل خود را از دست دادهاند و صدها هزار نفر دیگر نیز نگران از دست دادن منبع درآمد خود هستند.
همزمان نرخ تورم از ۵۰ درصد فراتر رفته و قدرت خرید شهروندان به شدت کاهش یافته است. با حداقل دستمزدی ۱۵ میلیون تومان در ماه، اکنون بسیاری از شهروندان حتی توان پرداخت هزینههای اولیه زندگی را نیز ندارند.
افزایش بازداشتها و احکام سنگین
همزمان با مشکلات اقتصادی، وضعیت امنیتی نیز به گفته نهادهای حقوق بشری سختگیرانهتر شده است.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرده که تا پایان ماه مه بیش از شش هزار نفر در ایران بازداشت شدهاند.
بر اساس این گزارش، در میان بازداشتشدگان معترضان، روزنامهنگاران، وکلا، مخالفان سیاسی و اعضای گروههای اتنیکی نیز دیده میشوند.
عفو بینالملل همچنین گزارش داده که در همین بازه زمانی ۳۹ حکم اعدام سیاسی اجرا شده است.
شهروندان در نقاط مختلف کشور با ایستهای بازرسی و کنترلهای ناگهانی پلیس روبهرو هستند و تلفنهای همراه و خودروهای آنان مورد بازرسی قرار میگیرد.
شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر، در گفتوگو با دویچه وله میگوید: «در چنین ایستهای بازرسی، افراد زیادی فقط به دلیل مطالبی که در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند بازداشت شدهاند.»
نظرآهاری که از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر بوده و اکنون در اسلوونی زندگی میکند، پیشتر بارها در ایران بازداشت و به زندان محکوم شده بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او میگوید: «سرکوبهای کنونی بسیار گسترده است. در بسیاری موارد حتی مشخص نیست چه کسی تصمیمگیرنده است یا کدام نهاد کنترل اوضاع را در دست دارد. همین بلاتکلیفی شاید از همه چیز بدتر باشد.»
به گفته او، دستگاههای امنیتی همزمان تلاش میکنند فضایی از ترس ایجاد کنند؛ فضایی که در آن افراد از انتقال اطلاعات به گروههای حقوق بشری یا نهادهای مدنی هراس داشته باشند.
اینترنت همچنان محدود است
پس از ۸۸ روز قطع سراسری اینترنت، دسترسی به شبکه در ایران تا حدودی از سر گرفته شده است.
با این حال، بسیاری از خدمات اینترنتی همچنان با محدودیت مواجهاند و ارتباط با خارج از کشور دشوار باقی مانده است.
شیوا نظرآهاری میگوید: «در روزهای اخیر مطلع شدهایم که بیشتر افرادی که در ارتباط با اعتراضات سراسری ژانویه بازداشت شده بودند، همچنان در زندان هستند.»
او میافزاید: «در حال حاضر توجه افکار عمومی بیشتر بر اعدامها متمرکز شده که البته موضوع بسیار مهمی است. اما اطلاعات موجود نشان میدهد افرادی که هیچ سابقه کیفری نداشتهاند، با احکام چهار تا پنج سال زندان روبهرو شدهاند و در بسیاری از موارد این احکام بیش از ده سال حبس است.»