حوثیها در جنگ ایران چه نقشی بازی میکنند؟
۱۴۰۵ خرداد ۲۱, پنجشنبه
شبهنظامیان حوثی یمن پس از دو ماه خویشتنداری نظامی، حملات خود را علیه اسرائیل از سر گرفتند. یحیی سریع، سخنگوی نظامی این گروه روز دوشنبه، ۸ ژوئن از شلیک چندین موشک به سمت اسرائیل خبر داد و همزمان اعلام کرد که "انسداد کامل" کشتیرانی اسرائیل در دریای سرخ آغاز شده است. او تاکید کرد که از این پس، هرگونه تحرک اسرائیل در این منطقه به عنوان هدف نظامی تلقی خواهد شد. بنا بر اعلام مقامات اسرائیل، روز سهشنبه ۹ ژوئن نیز تلاش دیگری برای حمله از سوی یمن به خاک اسرائیل صورت گرفت.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این حملات خسارت زیادی بر جای نگذاشتند و به نظر میرسد تاکنون تا حد زیادی دفع شدهاند. این اعلام موضع همزمان با حملات متقابل اخیر میان اسرائيل و ایران صورت گرفت و به عنوان حمایت حوثیها از رژیم همپیمان خود در تهران ارزیابی میشود. این در حالیست که هر دو طرف (اسرائيل و ایران) روز دوشنبه اعلام کردند که حملات نظامی مستقیم علیه یکدیگر را دستکم تا اطلاع ثانوی پایانیافته میدانند.
چرا حوثیها دقیقا در این موقعیت بازگشتهاند؟
از نظر عبدالغنی الاریانی، تحلیلگر سیاسی مقیم اردن در اندیشکده یمنی مطالعات استراتژیک صنعا (SCSS)، پاسخ این پرسش بیش از هر چیز در جنگ میان اسرائیل و حزبالله لبنان نهفته است؛ جنگی که ایران نیز اقدامات نظامی اخیر خود علیه اسرائیل را با آن توجیه کرده است. الاریانی در گفتوگو با دویچهوله توضیح میدهد: «پیشروی اسرائیلیها در لبنان چنان خشم و انزجاری در میان مردم یمن برانگیخته که حوثیها خود را مجبور به واکنش دیدهاند.» به گفته او، حوثیها با این حملات همزمان به انتظارات هواداران خود و همچنین حزبالله و ایران که با آنها یک ائتلاف را تشکیل میدهند، پاسخ دادهاند.
با این حال، الاریانی بعید میداند که این شبهنظامیان بتوانند بار دیگر یک محاصره گسترده را در دریای سرخ اعمال کنند. چنین اقدامی روابط با عربستان سعودی را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد؛ این در حالی است که یمن از نظر اقتصادی به همسایه شمالی خود وابسته است. الاریانی میگوید: «نابود کردن این روابط به مثابه خودکشی تمامعیار خواهد بود.» از نظر او، اقدامات محدود علیه کشتیهایی که ارتباط مستقیم با اسرائيل دارند، محتملتر است: "بعید است حوثیها کاری فراتر از این انجام دهند.»
"مشروعیت داخلی و نمایش قدرت خارجی"
کریستوف لئونهارت، معاون مدیرعامل موسسه تحلیلی-مشاورهای "Middle East Minds" در برلین و کارشناس گروههای شبهنظامی، دیدگاه تا حدودی متفاوتی دارد. از نظر او، حملات موشکی حوثیها پیش از هر چیز یک سیگنال سیاسی-استراتژیک است. لئونهارت در گفتوگو با دویچهوله میافزاید: «شلیک به سمت اسرائیل کمتر برای دستیابی به یک هدف عملیاتی مشخص است و بیشتر در خدمت کسب مشروعیت داخلی و نمایش قدرت خارجی قرار دارد.»
البته به گفته او، باید میان حملات مستقیم به خاک اسرائیل و بازدارندگی دریایی تمایز قائل شد. حتی اگر حوثیها از حملات موشکی بیشتر خودداری کنند، میتوانند به فعالیتهای خود در دریای سرخ ادامه دهند. کریستوف لئونهارت در تحلیل خود میگوید: «بنابراین، انتظار میرود که حوثیها در آینده نیز عملیاتهای نقطهای اما موثری را به عنوان مثال در تنگه بابالمندب انجام دهند، در حالی که وقوع یک تنش مستقیم با اسرائیل به دلیل ظرفیتهای محدود آنها بعید به نظر میرسد.»
در این میان، حوثیها همچنان به حمایتهای تهران وابستهاند. لئونهارت میگوید ایران در چارچوب "محور مقاومت" از این شبهنظامیان پشتیبانی میکند. به ارزیابی او، تهران تسلیحات، آموزش و پشتیبانی استراتژیک را فراهم میسازد، در حالی که حوثیها استقلال عملیاتی خود را حفظ میکنند. با این حال، میزان وابستگی حوثیها به ایران موضوعی است که کارشناسان نظرات متفاوتی درباره آن دارند.
"یک نیروی نظامی جدی"
گروه بینالمللی بحران (ICG) اخیرا در تحلیلی ارزیابی کرده است که حوثیها با وجود متحمل شدن خسارات سنگین در سالهای گذشته، همچنان یک نیروی نظامی جدی به شمار میروند. طبق این گزارش، این گروه "فرسنگها با یک نیروی فرسوده و تمامشده فاصله دارد". اقدامات آنها هم در خدمت حمایت از ایران است و هم تضمینی برای آینده سیاسی خودشان.
گروه بینالمللی بحران نیز حملات حوثیها به اسرائیل را تا حدودی دارای انگیزههای سیاست داخلی میداند. از زمان آغاز جنگ غزه، آنها خود را به شکلی برجستهتر به عنوان بخشی از یک اتحاد منطقهای علیه اسرائیل و آمریکا معرفی کردهو از این طریق، محبوبیت خود و ادعایشان مبنی بر ایفای نقش مهم منطقهای را تقویت کردهاند. بر اساس تحلیل این نهاد، تقابل با یک دشمن خارجی همزمان میتواند افکار عمومی را از مشکلات اقتصادی مداوم در یمن منحرف کند.
جاهطلبیهای قدرت منطقهای
در عین حال، گزینههای پیش روی حوثیها محدود است. در تحلیل گروه بینالمللی بحران آمده است که یک جنگ طولانیمدت میتواند ذخایر موشکها، پهپادها و مهمات آنها را به شدت تخلیه کند. علاوه بر این، مشخص نیست که در صورت قرار گرفتن خود ایران تحت فشارهای نظامی شدیدتر، تهران تا چه حد توانایی تامین نیازهای متحدانش را در آینده خواهد داشت.
با این وجود، لئونهارت اقدامات بیشتری را از سوی حوثیها متصور میداند. گرچه حوثیها از نظر نظامی به ایران وابستهاند، اما اهداف استراتژیک خود را دنبال میکنند و جاهطلبیهای قدرت منطقهای دارند. به باور او، حتی یک آتشبس پایدار میان اسرائيل و ایران نیز لزوما مانع از حملات بعدی آنها نخواهد شد.
قدرت واقعی حوثیها نه در جنگهای متعارف، بلکه در توانایی آنها برای ایجاد خسارتهای اقتصادی گسترده از طریق پهپادها، موشکها و حمله به خطوط کشتیرانی تجاری نهفته است. موقعیت جغرافیایی و تسلط نظامی آنها بر تنگه بابالمندب، وزن استراتژیک ویژهای به آنها میبخشد. لئونهارت میگوید: «اندازه فعالیتهای دریایی حوثیها میتواند ثبات عرضه جهانی نفت را بیش از پیش به مخاطره اندازد و قیمت انرژی را باز هم افزایش دهد.»
خطرات پیش روی خود حوثیها
با این حال، حملات بزرگتر با خطرات جدی برای خود این گروه نیز همراه خواهد بود. عبدالرحمن الراشد، روزنامهنگار سعودی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ایران اکنون "بازوی سوم" خود را به حرکت درآورده است؛ بازویی که میتواند کشتیرانی در بابالمندب را تهدید کند. چنین تهدیدی اگرچه فشار بر مخالفان اسرائیل را افزایش میدهد، اما همزمان خطر نابودی باقیمانده توانمندیهای نظامی حوثیها را در پی حملات متقابل به شدت بالا میبرد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
عبدالکریم غانم، تحلیلگر سیاسی یمنی نیز استدلال مشابهی دارد. او در گفتگو با شبکه تلویزیونی "یمن شباب" اظهار داشت که حوثیها کاملا قادر به ایجاد یک محاصره جزئی در این تنگه هستند، اما انسداد کامل آن، یک "خودکشی استراتژیک به نفع تهران" خواهد بود.