جنگ ایران؛ آیا جمهوری اسلامی آمریکا را "تحقیر" کرده است؟
۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سهشنبه
با پیچیده شدن بحران ایران و پس از ۴۰ روز جنگی که اهداف و دستاورد آن برای بسیاری تا حدودی نا روشن مانده است، اکنون اظهارات متفاوتی از سران کشورهای اروپایی نسبت به آنچه پیش از جنگ و یا در روزهای ابتدایی آن شنیده میشد، به گوش میرسد.
در تازهترین نمونه فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز دوشنبه، ۲۷ آوریل (۷ اردیبهشت) در گفتوگویی با دانشآموزان شهری در غرب آلمان سخنانی را بر زبان آورد که با برخی گفتههای پیشین او تفاوت چشمگیری دارد. رسانههای داخلی ایران نیز از این سخنان به عنوان نشانهای از اقتدار نظام و شکست آمریکا استقبال کردند.
مرتس با انتقاد از "فقدان استراتژی آمریکا" در حمله نظامی به ایران گفت پایان دادن به این درگیری اکنون دشوارتر شده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
به گفته صدراعظم آلمان، "ایرانیها بسیار ماهرانه مذاکره میکنند یا حتی ماهرانه از مذاکره خودداری میکنند". او همچنین گفت: «در اینجا کل یک ملت (آمریکا) توسط رهبری ایران، بهویژه توسط به اصطلاح "سپاه پاسداران انقلاب" تحقیر میشود.»
فریدریش مرتس در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به اینکه اطمینان ندارد کاری که اسرائیل و آمریکا انجام میدهند، واقعا به موفقیت و تغییر رژيم منجر شود، افزود: «شخصاَ قانع نشدهام که این جنگ به امنیت اسرائیل کمک کند.»
مهران براتی، کارشناس روابط بینالملل، در گفتوگو با دویچه وله فارسی صحبت صدراعظم آلمان را در اساس خود غلط نمیداند اما بر این باور است که آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نیز هیچ نوع راهحلی برای حل مشکلاتشان با جمهوری اسلامی ندارند.
او میافزاید: «راهحل همیشگی مسئله تحریمها بود که در حد زیادی انجام گرفته و اثر گذار هم نبوده است. مسئله جنگی که میان اسرائیل و آمریکا و ایران شروع شد در حقیقت پس از حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل آغاز شد و اسرائیل در آن زمان در مقام دفاع از خودش جنگی را با ایران شروع کرد که آمریکا هم به آن اضافه شد و اکنون در کنار مسئله مربوط به امنیت اسرائیل، مسائل دیگری از جمله برنامه موشکی و مسائل مربوط به نیروهای نیابتی در منطقه و مسائل بیشتر اضافه شدهاند.»
به اعتقاد این تحلیلگر سیاسی، اروپاییها و به خصوص آلمان، تا کنون بیشتر با جمهوری اسلامی مماشات کردهاند. اما به گفته او اکنون شرایط بینالمللی جدیدی وجود دارد.
آرش سرکوهی، تحلیلگر سیاسی و دانشآموخته فلسفه سیاسی از برلین، در گفتگو با دویچه وله فارسی به این نکته اشاره میکند که مرتس این صحبتها را نه در کنفرانس خبری یا مصاحبه بزرگ بلکه در دیدار با دانشآموزان زده است تا این نقد را در سطح پایینتری بیان کنند که اگر اعتراضی از سمت آمریکا شد بگویند این حرف رسمی دولت نبوده و مرتس حرفی را در گفتوگو با دانشآموزان بیان کرده است.
او این سخنان را تصادفی هم نمیداند و میگوید سیاستمداران در این سطح هیچوقت تصادفی حرف نمیزنند: «این صحبتها فکر شده بود. تا بتوانند به شکلی نارضایتی خود را از آمریکا نشان دهند و بگویند که تا ابد با آنها همکاری نمیکنند. اما اروپا اهرمی برای فشار به آمریکا در اختیار ندارد. به نظر من تنها اهرمی که دارند اسرائیل است چون میدانند که اسرائیل دلیل اصلی شروع و ادامه جنگ است و میدانند که نتانیاهو میخواهد جنگ ادامه پیدا کند و اروپاییها اهرم فشار اقتصادی روی اسرائیل را در اختیار دارند و در حال استفاده از این اهرم هستند.»
سرکوهی در همین رابطه به سخنان برخی سران کشورهای اروپایی نسبت به اسرائیل اشاره میکند که به گفته او تند و تیزتر شده است. عدم تمدید یک قرارداد تسلیحاتی با اسرائیل یا بحث در اروپا درباره لغو یک قرارداد بزرگ اقتصادی با این کشور به دلیل نقض حقوق بشر نشانههای استفاده از اهرم فشار توسط اروپا هستند.
به اعتقاد این تحلیلگر سیاسی، کشورهایی اروپایی میدانند که نمیتوانند روی ترامپ حساب کنند و هربار روشنتر میبینند که سیاستهای ترامپ آنها را بیشتر درگیر میکند و برایشان ضررآور است.
اوجگیری نارضایتی آلمان و اروپا از جنگ ایران
آرش سرکوهی بر این باور است که صحبتهای مرتس نشانه نارضایتی کشورهای اروپایی و آلمان، از جنگی است که آمریکا شروع کرده و نتوانسته آنگونه که خواسته تمامش کند.
او اضافه میکند: «شاید آلمانیها اگر بعد از یک هفته جنگ جمهوری اسلامی سقوط میکرد راضی بودند. اما وضعیت کنونی صددرصد به ضرر اتحادیه اروپا و آلمان است. اینها به انرژی پایدار و واردات نفت و گاز و شرایط پایدار اقتصاد جهانی وابسته هستند و همه چیز با بسته شدن تنگه هرمز به هم خورده است. آنها همچنین میبینند که آمریکا قادر نیست این جنگ را به صورت نظامی تمام کند و مذاکرات به جایی نرسیده، بنابراین به درماندگی رسیدهاند.»
او همچنین ناامیدی از وضعیت را یکی دیگر از دلایل صحبتهای صدراعظم آلمان برمیشمرد. سرکوهی میگوید: «مرتس در ابتدا به حرف ترامپ اعتماد و اعلام کرد که جمهوری اسلامی تنها چند هفته تا پایان فاصله دارد و این برای خودش هم بیآبرویی کوچکی بوده است که به ترامپ اعتماد کرده و رسما حرفهایی را زده که به واقعیت نپیوسته است. اکنون میبینیم که دولت آلمان مجبور است جمهوری اسلامی را طرف مذاکره بداند و با این حکومت گفتوگو کند.»
به گفته این تحلیلگر سیاسی، مشکلات اقتصادی، مشکلات سیاسی را به همراه خود میآورد. وقتی قیمت انرژی بالا میرود، تورم افزایش مییابد مردم مقصر اصلی را نه ترامپ بلکه دولت خودشان میدانند. چون دولت مسئول این سیاستهاست و مرتس مثل هر سیاستمدار دیگری نگران این است که در انتخابات بعدی بهای این جنگی را که ترامپ شروع کرده است با باختن انتخابات یا کمتر شدن رای خود بپردازد و این میتواند یکی از دلایل بیان این جملات توسط مرتس باشد.
بیشتر بخوانید: مرتس: تمام یک ملت توسط رهبری ایران تحقیر میشود
سرکوهی همچنین به مخالفت برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا با جنگ اشاره کرده و میگوید آمریکا بدون همفکری و هماهنگی با اروپا این جنگ را آغاز کرد.
به گفته او، دولتهای اروپایی بر این نظر هستند که این جنگ به آنها ضربه میزند؛ رشد اقتصادی اندک برخی کشورهای اروپایی بعد از بحرانهای مختلف از جمله کرونا و جنگ اوکراین از بین رفته است. دولت آلمان به دلیل این جنگ تخمین رشد اقتصادی را که کمتر از یک درصد بود نصف کرده است. قیمت انرژیها بالا رفته و برخی پروازهای لوفتهانزا کنسل شده چون سوخت کم شده و قیمت آن به شدت بالا رفته است. دولت آلمان و دولتهای اروپایی ضررهای این جنگ را میبینند، این جنگ را نخواستهاند و حالا از دست ترامپ هم ناراحت هستند که اول گفت به ناتو نیازی ندارد و بعد گفت بیایید کمک کنید تنگه هرمز را باز کنیم و وقتی اروپاییها حاضر نشدند درباره آنها بد حرف زد.
آیا موضع آلمان تغییر کرده است؟
مهران براتی میگوید سخنان فریدریش مرتس را نشانه تغییر موضع نمیبیند، بلکه مسئله حضور ایران در صحنه بینالمللی عوض شده است. به گفته او در منشور ملل متحد، حمله نظامی به یک کشور برای تغییر نظام حکومتی آن کشور ممنوع است.
این کارشناس روابط بینالملل بر این باور است که آمریکا و اسرائیل بعد از دفاع اولیه اسرائیل هدفشان تغییر نظام حکومتی در ایران بود و این مسئله ادامه پیدا کرد. او در همین رابطه اضافه میکند: «در این مورد حرف آقای مرتس غلط نیست. اگر آمریکا با هدف تغییر نظام حکومتی به میدان آمده، کارش ناتمام مانده است و برنامهای هم نداشته که اگر به هدف نرسید چکار کند. اکنون کار به بستن تنگه هرمز و ... رسیده است. بنابراین مشکل آنجا آغاز شد که تغییر حکومت جمهوری اسلامی در برنامه قرار گرفت.»
به گفته براتی اگر مسئله فقط محدود به دفاع اسرائیل از خودش باقی میماند چنین چیزی حتی بدون تصمیم شورای امنیت در منشور ملل متحد جایز است. اما به باور او در نتیجه تصمیم ترامپ برای تغییر نظام حکومتی و پس از وضع موجود و مشکلات پیش آمده، آمریکا نمیداند باید چکار کند.
بیشتر بخوانید: روابط آلمان و جمهوری اسلامی؛ از مماشات تا مکانیسم ماشه
مهران براتی میگوید: «در حقیقت اکنون مسئله این است که کدام کشور زودتر عقبنشینی میکند. آیا آمریکاست که محاصره تنگه هرمز از سمت خودش را پایان میدهد، چون صدمات اقتصادی و بینالمللی آن غیرقابل تحمل شده است و یا این جمهوری اسلامی است که به لحاظ اقتصادی به نقطه صفر رسیده و مجبور به عقبنشینی است. حدس من این است که در نهایت جمهوری اسلامی عقبنشینی خواهد کرد.»
از نگاه آرش سرکوهی نیز صحبتهای صدراعظم آلمان نشانه تغییر موضع نیست بلکه نشانه افزایش نارضایتی آلمانیها از اقدامات آمریکاییها است چون آمریکا به نتایجی که اعلام کرده نرسیده و برعکس وضعیت را خراب کرده است.
سرکوهی میگوید: «کشورهای اروپایی در این جنگ نقشی نداشتند. نه شریک نظامی هستند و نه زور دیپلماتیکشان میرسد که به آمریکا بگویند مذاکره کن و جنگ را تمام کن. آمریکا حتی در مذاکرات صلح بین روسیه و اوکراین که این جنگ در خاک اروپا اتفاق افتاده و بیشتر به اروپاییها ربط دارد، آنها را دور زده و وارد مذاکرات نمیکند چه رسد به مسئله ایران. اما نارضایتی اروپاییها نسبت به آمریکا هم در قبال جنگ اوکراین و هم جنگ ایران رو به افزایش است چون خسارت اقتصادی متوجه اتحادیه اروپا و آلمان است.»
اشتباه محاسباتی یا خوشبینی بیش از حد؟
هنوز هیچ چشمانداز روشنی برای چگونگی پایان جنگ و درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران دیده نمیشود. در این میان، بسته ماندن تنگه هرمز هم بحران را از سطحی منطقهای به مسئلهای با پیامدهای جهانی تبدیل کرده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اکنون پس از گذشت دو ماه از آغاز جنگ به نظر میرسد برآوردها درباره تأثیر سریع این جنگ بر تضعیف یا حتی سرنگونی جمهوری اسلامی با واقعیت فاصله داشته است.
آرش سرکوهی، تحلیلگر سیاسی نیز صحبتهای مرتس را نشانهای از بازنگری آلمان در تحلیلهایش نسبت به ایران، پایداری جمهوری اسلامی و جنگ میداند: «من فکر میکنم دولت آلمان اطلاعاتی از آمریکا گرفته بود مبنی بر اینکه قصد آغاز جنگ را دارند. دولت آمریکا و ترامپ فکر میکردند این جنگ را سه روزه یا در یک هفته بر اساس مدل ونزوئلا تمام خواهند کرد. فکر میکنم آلمانیها این تحلیل را باور کردند و این اساس صحبتهای مرتس در اوایل ماه مارس بود. اکنون با گذشت زمان، وقوع جنگ، از روی کار نرفتن جمهوری اسلامی و معلق ماندن مذاکرات، آلمانیها هم در حال بازنگری مواضعشان هستند.»