جنگ اخیر و تغییر بنیادین در روابط ایران و کشورهای خلیج فارس
۱۴۰۵ خرداد ۳۱, یکشنبه
پس از نزدیک به چهار ماه درگیری، با شروع مذاکرات میان ایران و آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج فارس با نوعی آسودگی خاطر به تحولات مینگرند.
کشورهای حوزه خلیج فارس خیلی زود پس از آغاز درگیریها میان ایران، آمریکا و اسرائیل، به این رویارویی کشیده شدند. ایران بارها اهدافی را در این کشورها هدف قرار داد؛ از جمله تأسیسات آمریکایی مستقر در خاک برخی از کشورهای منطقه، بهویژه مراکز نظامی. افزون بر این، زیرساختهای صنعتی کشورهای خلیج فارس، بهخصوص تأسیسات مرتبط با صنعت نفت، نیز بارها هدف حمله قرار گرفتند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از منابعی در کشورهای خلیج فارس، ایران همچنان بهعنوان یک قدرت پایدار منطقهای دیده میشود؛ حتی اگر اکنون رویارویی نظامی جای خود را به تلاش برای تنشزدایی و گفتوگو داده باشد.
از جانب تهران اما نشانهای از تغییر بنیادین در سیاستها دیده نمیشود. با آغاز مرحله جدید تنشها و گشوده شدن پنجره شصت روزه مذاکرات با آمریکا پس از امضای تفاهمنامه در شامگاه چهارشنبه۱۷ ژوئن، مقامهای جمهوری اسلامی تأکید میکنند که به لحاظ سیاسی از جنگ عبور کردهاند اما همچنان اهرمهای اعمال فشارهای مؤثر را در اختیار دارند.
بیشتر بخوانید: آیا ایران میتواند اعتماد با همسایگان را بازسازی کند؟
رویترز به نقل از دیپلماتها، تحلیلگران و منابعی در کشورهای خلیج فارس گزارش داده است که ایران اگرچه از نظر اقتصادی و نظامی تضعیف شده، اما از لحاظ سیاسی انسجام خود را حفظ کرده است و همچنان توان اعمال فشار بر کشورهای خلیج فارس و جریان جهانی انرژی را دارد.
پیام تهران روشن است: ایران همچنان خود را یک قدرت منطقهای میداند؛ قدرتی که کشورهای خلیج فارس ناگزیرند در آینده نیز آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.
خاورمیانه؛ تمایل به پرهیز از تشدید تنشها
پیامدهای درگیریها در ماههای گذشته نشان میدهد که نه کشورهای خلیج فارس و نه ایران تمایلی به تشدید دوباره تنشهای نظامی ندارند. با این حال جنگ، بیاعتمادی متقابل را بهطور چشمگیری افزایش داده است.
اکنون برای کشورهای خلیج فارس، یک واقعیت بیش از پیش معلوم است: ایران همچنان یک عامل قدرت در منطقه است که باید راهی برای کنار آمدن با آن یافت.
سباستین زونز، کارشناس کشورهای خلیج فارس در اندیشکده کارپو در بن آلمان، در گفتوگو با دویچهوله گفت: «این درگیریها به روند نزدیک شدن کشورهای ایران با همسایگانش در خلیج فارس به شدت آسیب زده است.»
به گفته او، بهویژه نزدیک شدن عربستان سعودی و ایران با عقبگردی جدی مواجه شده است. زونز میافراید: «سرخوردگی از ایران بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.»
با این حال، کشورهای خلیج فارس بر این واقعیت وقوف دارند که ایران همچنان در همسایگی آنها باقی خواهد ماند.
کنراد شِتِر، پژوهشگر صلح و منازعه در "مرکز بینالمللی مطالعات منازعه" واقع در شهر بن آلمان، نیز دیدگاهی مشابه دارد. به گفته او، حملات ایران برای بسیاری از کشورهای منطقه شوکآور بود، اما روابط با تهران قطع نخواهد شد.
شتر در گفتوگو با دویچهوله گفت: «منافع مشترک باعث خواهد شد روابط دو طرف، با وجود همه اختلافات، بهطور کامل از هم نپاشد.» به گفته او، علاقه مشترک به رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی از مهمترین عوامل پیونددهنده طرفین است.
ایران و نمایش اهرمهای قدرت
شِتِر معتقد است حملات ایران به کشورهای خلیج فارس بخشی از راهبرد تهران برای ارسال این پیام بود که "بدون ما، منطقه کار نخواهد کرد."
به گفته او، این حملات نشان داد صادرات نفت و گاز، تجارت و گردشگری در منطقه همچنان در برابر تنشهای سیاسی و نظامی آسیبپذیر هستند.
سباستین زونز نیز معتقد است کشورهای خلیج فارس برای ایران "اهدافی نسبتاً آسان" بودند و تهران توانست با صرف هزینه و توان نظامی نسبتاً محدود، پیامدهای سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند.
اندیشکده بریتانیایی "چتم هاوس" نیز ارزیابی مشابهی دارد. از منظر این مرکز پژوهشی، جنگ اخیر نشان داد که ایران در شرایط بحرانی واقعاً قادر است تنگه هرمز را مسدود کند و از این طریق بخش مهمی از تجارت جهانی را مختل سازد؛ آنچه تا پیش از این بیشتر بهعنوان تهدیدی نظری مطرح میشد، اکنون به تهدیدی واقعی تبدیل شده است و این احتمال وجود دارد که ایران در آینده این امکان را بهطور جدی در راهبردهای بازدارندگی خود بگنجاند.
به باور چتم هاوس، جنگ آسیبپذیری پادشاهیهای عرب حوزه خلیج فارس را هم آشکار کرد و این موضوع یکی از عوامل مهم در معادلات قدرت منطقهای خواهد بود.
واقعگرایی به جای تقابل
نشانههای زیادی وجود دارد که کشورهای خلیج فارس در قبال ایران رویکردی عملگرایانهتر در پیش خواهند گرفت.
زونز میگوید: «اکنون بحثها میان دو قطب گفتوگو و بازدارندگی در نوسان است.»
عربستان سعودی با وجود حملات اخیر روابط دیپلماتیک خود با تهران را قطع نکرد و عمان و قطر نیز همچنان در تماس نزدیک با رهبری ایران هستند. از این رو، کشورهای خلیج فارس ناچارند راهبردی دوگانه در پیش بگیرند: سیاست بازدارندگی در شرایطی که استفاده از این سیاست ضروری باشد و استفاده از راهبرد مذاکره در جایی که امکانپذیر است.
این در حالی است که روابط کشورهای خلیج فارس با آمریکا و اسرائیل نیز دستخوش تغییر شده است. زونز میگوید: «این روابط امروز بسیار متناقض و پیچیده شدهاند.»
اگرچه آمریکا همچنان شریک مهم امنیتی کشورهای خلیج فارس به شمار میرود، اما جنگ اخیر نشان داد توانایی واشنگتن برای محافظت از این کشورها در برابر پیامدهای تشدید تنشها محدود است.
شِتِر نیز معتقد است با توجه به اینکه کشورهای خلیج فارس اکنون معتقدند آمریکا نتوانسته از آنها بهطور مؤثر محافظت کند، میتوان انتظار داشت که این کشورها به سمت تقویت توان نظامی، سرمایهگذاری بیشتر در سامانههای پدافند هوایی و کاهش وابستگی اقتصادی به تنگه هرمز حرکت کنند.
آیا ایران جسورتر شده است؟
به باور کنراد شِتِر، ایران از نظر سیاسی از پیامدهای این جنگ منتفع شده است. به باور او ایران "با وجود حملات نظامی، توانسته است در نتیجه این بحران دست بالاتر را از نظر سیاسی داشته باشد."
به گفته این پژوهشگر، منطقه اکنون در آستانه بازآرایی جدیدی قرار دارد؛ شکلگیری ائتلافهای تازه دور از انتظار نیست و تهران احتمالاً با اعتماد بهنفس بیشتری عمل خواهد کرد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در مجموع، شواهد نشان میدهند روابط آینده ایران و کشورهای خلیج فارس نه بر پایه آشتی شکل خواهد گرفت نه بر مبنای رویارویی آشکار. محتملترین سناریو، نوعی همزیستی محتاطانه است؛ وضعیتی که در آن بیاعتمادی و بازدارندگی بیش از گذشته خواهد بود، اما همزمان گفتوگو و تلاش برای تفاهم نیز ادامه خواهد یافت.
اکنون طرفین مناقشات اخیر در منطقه دریافتهاند که هزینههای تشدید تنشها بسیار سنگین است؛ واقعیتی که شاید مهمترین پایه روابط این کشورها در سالهای آینده باشد.