1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

تغییر رژیم از طریق مداخله نظامی آمریکا؛ الگویی موفق؟

۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

رؤسای جمهور مختلف ایالات متحده بارها نیروهای نظامی آمریکا را برای برکناری حاکمان "نامطلوب" کشورها اعزام کرده‌اند. کارنامه موفقیت این سیاست اما دوگانه است و تا حد زیادی به این بستگی دارد که موفقیت را چگونه تعریف کنیم.

https://p.dw.com/p/5EnuP
سربازان آمریکایی در حال مسلح کردن یک جنگنده بر روی عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن برای حمله به ایران، ۲۸ فوریه ۲۰۲۶
سربازان آمریکایی در عملیات "خشم حماسی" در حال آماده‌سازی یک جنگنده بر روی عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن برای حمله به اهدافی در ایران در ۲۸ فوریهعکس: Kulani Lakanaria/U.S. Navy/Planet Pix/ZUMA/picture alliance

ایالات متحده و اسرائیل از همان آغاز روشن کرده بودند که از جنگ خود علیه ایران چه هدفی را دنبال می‌کنند: ایران نباید هیچ تهدید هسته‌ای یا متعارف نظامی ایجاد کند و حکومت تضعیف‌شده روحانیون حاکم نیز باید خلع قدرت شود.

هیچ کشوری به اندازه ایالات متحده در عملیات موسوم به "تغییر رژیم" تجربه ندارد. بر اساس یک پژوهش، آمریکا تنها در دوران جنگ سرد (۱۹۴۷ تا ۱۹۸۹) در ۷۲ مورد تلاش کرده بود توازن قدرت را در کشورهای دیگر به سود خود تغییر دهد. بیشتر این موارد (۶۴ مورد) عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی بوده‌اند که میزان موفقیت آنها حدود ۴۰ درصد برآورد شده است.

برای نمونه، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) با همکاری سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا (MI6) موفق شد در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق، نخست‌وزیر وقت ایران، را سرنگون کند.

اما در نتیجه این رویداد، محمدرضا شاه بیش از پیش به عنوان "دست‌نشانده آمریکا" شناخته شد و سرانجام در جریان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ سرنگون شد. حکومت دینی و به‌تدریج سرکوبگری که در آن زمان بر سر کار آمد، در جنگ اخیر هدف حملات هوایی قرار گرفت.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

بنابراین حتی عملیات "تغییر رژیم"ی که در کوتاه‌مدت موفق به نظر برسد، ممکن است بعدها مشکلات تازه‌ای ایجاد کند. در ادامه، برخی از عملیات‌های مخفی یا آشکار "تغییر رژیم" با مشارکت ایالات متحده را مرور می‌کنیم.

لیبی (۲۰۱۱)

در بهار سال ۲۰۱۱ میلادی، زمانی که "بهار عربی" در سراسر شمال آفریقا امید به دگرگونی‌های سیاسی را برانگیخته بود، مقاومت علیه معمر قذافی، حاکم دیرپای لیبی، نیز گسترش یافت.

ایالات متحده تحت رهبری باراک اوباما از همان ابتدا در کنار مخالفان او، یعنی "شورای ملی انتقالی"، قرار گرفت. آمریکا، فرانسه و بریتانیا حملاتی هوایی علیه نیروهای قذافی انجام دادند؛ حملاتی که به‌زودی در چارچوب عملیات ناتو زیر عنوان "محافظ متحد" ادامه یافت.

در ماه اکتبر، یک پهپاد آمریکایی و یک جنگنده فرانسوی کاروان قذافی را هدف قرار دادند و پس از آن، او به دست نیروهای شورای انتقالی کشته شد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

نزدیک به ۱۵ سال پس از این عملیات، لیبی همچنان از نظر سیاسی دچار شکاف است و با بی‌ثباتی گسترده دست‌وپنجه نرم می‌کند.

عراق (۲۰۰۳)

در اول ماه مه ۲۰۰۳، چند هفته پس از سرنگونی صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق، جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، پایان ظاهری جنگ عراق را اعلام کرد. بر روی پرده‌ای که پشت تریبون او بر عرشه ناو هواپیمابر "یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن" نصب شده بود، عبارت "مأموریت انجام شد" نقش بسته بود.

بوش گفت: «گذار از دیکتاتوری به دموکراسی زمان می‌برد، اما ارزش هر تلاشی را دارد. ائتلاف ما تا زمانی که کارمان به پایان برسد، باقی خواهد ماند. سپس خواهیم رفت و عراقی آزاد بر جای خواهیم گذاشت.»

جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده، هنگام سخنرانی و اعلام پایان جنگ عراق، اول مه ۲۰۰۳
جرج دبلیو بوش بعدها اعتراف کرد که بنر "مأموریت انجام شد" در پشت سرش گمراه‌کننده بوده استعکس: Stephen Jaffe/AFP/Getty Images

اما در دوره اشغال عراق که پس از آن آغاز شد، نه صلح برقرار شد و نه ثبات. نهادهای دولتی تضعیف شده بودند و کشور همسایه، ایران، از شبه‌نظامیان شیعه حمایت می‌کرد؛ نیروهایی که درگیر نبردهایی هرچه شدیدتر با گروه‌های سنی شدند.

در نهایت، در خلأ قدرت ایجادشده، گروه تروریستی "دولت اسلامی" (داعش) به بازیگری قدرتمند تبدیل شد و عراق، سوریه و سراسر منطقه را بیش از پیش بی‌ثبات کرد.

از نگاه جوزف استیب، تاریخ‌نگار آمریکایی، آمریکایی‌ها در آن زمان اسیر این تصور نادرست بودند که در چنین شرایطی، ارزش‌های دموکراسی لیبرال به طور طبیعی جا خواهند افتاد. او می‌گوید: «آنها باور داشتند که جایگزینی رژیم‌هایی مانند حکومت عراق، پس از سرنگونی، نسبتاً آسان خواهد بود.»

افغانستان (۲۰۰۱)

جنگ دیگری که با هدف "تغییر رژیم" درگرفت و با نام جرج دبلیو بوش گره خورده است، جنگ افغانستان بود. تنها چهار هفته پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ارتش آمریکا عملیات "آزادی پایدار" را در افغانستان آغاز کرد.

رژیم طالبان به‌سرعت سرنگون شد، اما در اینجا نیز دولت جدید مورد حمایت آمریکا، تنها برای مدت محدودی توانست موقعیت خود را حفظ کند.

پس از آنکه نیروهای بین‌المللی، که آلمان نیز در آنها مشارکت داشت، در سال ۲۰۱۴ شمار نیروهای خود را کاهش دادند، طالبان به‌تدریج دوباره مناطق بیشتری را تحت کنترل خود گرفت. این گروه با انجام حملاتی، دولت وحدت ملی را بیش از پیش تضعیف کرد.

دونالد ترامپ، در آخرین سال نخستین دوره ریاست جمهوری خود، با طالبان بر سر خروج نیروهای باقی‌مانده آمریکا به توافق رسید. در مقابل، طالبان هم متعهد شدند به این نیروها حمله نکنند.

بلافاصله پس از خروج آخرین نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ که در دوران ریاست جمهوری جو بایدن انجام شد، طالبان بار دیگر کنترل کامل کشور را در دست گرفتند و نظام سیاسی حاکم پیش از حمله آمریکا را دوباره برقرار کردند.

جو بایدن، رئیس جمهور پیشین آمریکا، در مراسم تشییع ۱۳ سرباز آمریکایی کشته‌شده در کابل، ۲۹ آگوست ۲۰۲۱
از خروج عجولانه از افغانستان به عنوان یکی از نقاط ضعف ریاست جمهوری جو بایدن یاد می‌شودعکس: Saul Loeb/AFP/Getty Images

پاناما (۱۹۸۹)

در دهه ۱۹۸۰، مانوئل نوریگا، دیکتاتور پاناما، بر این کشور حکومت می‌کرد. او سال‌ها در فهرست حقوق‌بگیران سازمان سیا قرار داشت، اما در جریان ماجرای مک‌فارلین موسوم به رسوایی "ایران−کنترا" به دردسری برای دولت آمریکا تبدیل شد.

در دوران حکومت او، پاناما به یکی از مراکز اصلی فعالیت قاچاقچیان مواد مخدر بدل شده بود. افزون بر این، آمریکا بیم آن داشت که از طرح توسعه کانال پاناما کنار گذاشته شود.

در ماه مه ۱۹۸۹، گی‌یرمو اندارا، سیاستمدار اپوزیسیون، در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد، اما نوریگا نتیجه را نپذیرفت. در طول سال ۱۹۸۹ تنش‌ها به‌تدریج شدت گرفت تا اینکه جرج دبلیو. بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریکا، در ماه دسامبر فرمان عملیات نظامی "هدف مشروع" را برای برکناری نوریگا صادر کرد.

در ۲۰ دسامبر، اندارا به عنوان رئیس جمهور منصوب شد و دو هفته بعد نوریگا خود را تسلیم کرد. او سپس دوران‌های مختلفی از محکومیت زندان را در آمریکا، فرانسه و پاناما گذراند و سرانجام در سال ۲۰۱۷ درگذشت. هزینه این عملیات نظامی بعدها ۳۳۱ میلیون دلار اعلام شد.

گرنادا (۱۹۸۳)

از سال ۱۹۷۹، کشور جزیره‌ای گرنادا در دریای کارائیب به شکل فزاینده‌ای به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک شده بود. زمانی که موریس بیشاپ، نخست‌وزیر وقت، در برابر آمریکا موضعی آشتی‌جویانه اتخاذ کرد، از سوی نیروهای نظامی از قدرت برکنار و کشته شد.

در چنین شرایطی، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، با حمایت چند کشور حوزه کارائیب، دستور حمله نظامی به گرنادا را صادر کرد؛ اقدامی که با مخالفت شدید دولت بریتانیا روبه‌رو شد، زیرا لندن این عضو کشورهای مشترک‌المنافع را بخشی از حوزه نفوذ خود می‌دانست. پس از خروج نیروهای آمریکایی، ملکه الیزابت دوم یک دولت موقت منصوب کرد.

جمهوری دومینیکن (۱۹۶۵)

پس از چندین کودتا، جمهوری دومینیکن در سال ۱۹۶۵ در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته بود. در پی رأی‌گیری سازمان کشورهای آمریکایی (OAS)، لیندون بی. جانسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، حمله نظامی به این کشور را به جریان انداخت.

هدف رسمی این اقدام، حفاظت از شهروندان آمریکایی بود؛ اما در واقع، در میانه جنگ سرد، جلوگیری از شکل‌گیری یک "کوبای دوم"، یعنی یک دولت سوسیالیستی دیگر در همسایگی نزدیک آمریکا، نیز از انگیزه‌های اصلی آن به شمار می‌رفت.

ایالات متحده با اعزام حداکثر ۴۴ هزار و ۴۰۰ سرباز، اطمینان حاصل کرد که فردی مورد قبول واشنگتن قدرت را در این کشور در دست می‌گیرد.

مورد خاص ونزوئلا

جدیدترین مورد بالقوه "تغییر رژیم" آن‌قدر از نظر زمانی نزدیک است که نمی‌توان هنوز درباره آن قضاوت نهایی کرد. در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دستور ربودن نیکلاس مادورو، رئیس جمهور وقت ونزوئلا، را صادر کرد. قرار است او در نیویورک به اتهام "تروریسم مواد مخدر" محاکمه شود.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در کنار مارکو روبیو، وزیر خارجه و پیت هگست، وزیر دفاع، در کنفرانس مطبوعاتی پس از حمله به ونزوئلا، ۳ ژانویه ۲۰۲۶
آیا عملیات در ونزوئلا ترامپ را به انجام اقدامات نظامی بیشتر ترغیب کرد؟عکس: Jonathan Ernst/REUTERS

دلسی رودریگز، معاون پیشین مادورو، در ونزوئلا به رأس قدرت رسیده است. ترامپ اعلام کرده که به‌رغم وابستگی رودریگز به حکومت مادورو، مایل به همکاری با او است. در مقابل، آمریکا قرار است به ذخایر عظیم نفتی این کشور آمریکای جنوبی دسترسی پیدا کند.

با این حال، ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۲۵ و از حامیان ترامپ، نیز حدود سه ماه پیش اعلام کرده بود که به قصد هدایت کشور به سوی دموکراسی، به ونزوئلا بازخواهد گشت. با گذشت پنج ماه از مداخله محدود آمریکا، هنوز روشن نیست که ونزوئلا در چه مسیری حرکت خواهد کرد.

پرش از قسمت در همین زمینه

در همین زمینه