آیین جمعه نیک، یادبود عیسی مسیح بر صلیب | جهان | DW | 19.04.2019
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

جهان

آیین جمعه نیک، یادبود عیسی مسیح بر صلیب

جمعه مقدس یا آدینه نیک، مهمترین روز سوگواری در کیش مسیحیت است که تا امروز اهمیت خود را حفظ کرده و نزد تمام گرایش‌ها محترم است. جمعه نیک روز درنگ در بنیاد هستی و تأمل در معنا و هدف حیات در جهان فانی است.

مطابق تاریخ‌های کهن که با اسطوره آمیخته و با افسانه همراه گشته است، عیسی، فرزند خداوند و برگزیده او در جمعه‌ای دلگیر و غم‌انگیز به صلیب آویخته شد.

عیسی مسیح، برگزیده خداوند و فرزند او بود که به زمین آمد، تا تیره‌ها و اقوام پراکنده را با جادوی مهر و محبت به هم پیوند دهد، مردمان را از آفات زمین برهاند، گناه آنان را پاک بشوید و آنها را در ملکوت آسمان سهیم کند. او بهای سنگین این رسالت را با جان خود پرداخت.

روز پیش از جمعه، در پنجشنبه‌ای آرام و وهم‌انگیز که از وقوع حادثه‌ای شوم خبر می‌داد، یاران نزدیک عیسی (حواریون) به نزد او رفتند تا پیمان خود با او را تجدید کنند. در مهمانی "پنجشنبه میثاق" عیسی به یاران خود نان و شراب عرضه کرد، سپس برای آنها موعظه کرد و پیش‌بینی کرد که به زودی دستگیر خواهد شد.

پس از پایان "شام آخر"، یکی از حواریون، به نام یهودا اسخریوطی، مخفیانه به نزد حاکمان رومی رفت و در ازای چند سکه مخفیگاه مسیح را به آنها لو داد و زمینه دستگیری او را فراهم کرد.

در پایان شب، وقتی حواریون به بستر خواب رفتند، مسیح به تنهایی به بالای کوه زیتون رفت و به مناجات پرداخت و دانست که عقوبتی سخت در انتظار اوست.

سحرگاه جمعه سربازان رومی مسیح را در موضعی به نام "باغ جتسمانی" دستگیر کردند و به مقر فرماندهی بردند.

حاکمان رومی اورشلیم، به تحریک "رؤسای کهنه و مشایخ قوم"، مسیح را شکنجه دادند و به تمسخر تاجی از خار بر سرش گذاشتند. سپس او را وا داشتند که صلیبی سنگین را بر روی دوش تا بالای تپه جلجتا حمل کند.

تمام لشکریان، کاهنان اعظم و سران قوم با تمسخر از برابر صلیب او گذشتند و با بی‌رحمی به او که خون از اندامش می‌ریخت، دشنام دادند و بر او آب دهان افشاندند. نگهبانان نه تنها به ناله‌های جانگداز او وقعی ننهادند، بل با سرنیزه پهلوی او را دریدند و به جای آب گوارا، سرکه و جوشاب به دهان خشک او فرو بردند.

در آن جمعه شوم تا سه ساعت بعد از ظهر تمام دنیا تاریک و ظلمات شد. تمام کائنات در خاموشی فرو رفت، تا سرانجام پسر خدا از جگر فریاد برداشت: «خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذاشتی؟» پس آهی کشید و جان سپرد.

همان دم ظلمات سراسر زمین را فرا گرفت. ناگهان در معبدی مقدس پرده‌ای بلند از میان دریده شد. زمین لرزید، دیوارها شکاف برداشت، صخره‌ها از پیشانی بالاترین قله‌ها فرو افتادند. گورها شکافته شدند و مرده‌های خود را پس دادند، و بسیاری از مردان مقدس اعصار پیشین به دنیا بازگشتند.

به یادبود آن روز اندوهبار تا روزگار ما مؤمنان برای نماز و عبادت به کلیسا می‌روند، و به همراه دیگران سرود و اوراد دینی می‌خوانند. پیروان مسیح این روز را با عبادت و تأمل و خویشتن‌داری سپری می‌کنند.