دانشآموزان در جدال با معدل، شکاف آموزش، بیعدالتی و آینده
۱۴۰۵ خرداد ۲۴, یکشنبه
طی هفتههای اخیر، مناقشه بر سر تأثیر قطعی معدل در کنکور به یکی از مهمترین اعتراضات دانشآموزی سالهای اخیر ایران تبدیل شد. دانشآموزان و داوطلبان کنکور میگویند در شرایطی که نظام آموزشی با تعطیلیهای مکرر، آموزش مجازی، نابرابری امکانات و بیثباتی برنامههای آموزشی روبهرو بوده، افزایش نقش سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاهها به زیان دانشآموزان مدارس عادی و مناطق محروم تمام میشود.
در فاصله ۱۲ تا ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، دانشآموزان در شهرهای مختلف ایران، از تهران و مشهد تا اصفهان، شیراز، تبریز، رشت و کرمانشاه، در برابر ادارات آموزشوپرورش و نهادهای تصمیمگیر تجمع کردند و خواستار بازنگری در مصوبه تأثیر قطعی معدل شدند.
معترضان با اشاره به تعطیلیهای آموزشی، تعویق آزمونها، آموزش مجازی و آشفتگی برنامهریزی درسی میپرسیدند: "در شرایطی که بر ما گذشت، چگونه درس میخواندیم؟" اعتراضها در برخی شهرها به مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز کشیده شد.
بیشتر بخوانید: جنگ، فقر و ترک تحصیل؛ سه ضلع گسترش کار کودک
به گفته دانشآموزان معترض در گفتوگو با دویچه وله، اعمال سهم ۶۰ درصدی سوابق تحصیلی در شرایطی که سال تحصیلی با تعطیلیهای مکرر، آموزش مجازی، اختلالهای ناشی از جنگ، بلاتکلیفی در زمان برگزاری آزمونها و افت کیفیت آموزشی همراه بوده، نهتنها به عدالت آموزشی منجر نشده بلکه آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز را به عواملی گره زده که خارج از اختیار آنان بوده است. خواسته اصلی تجمعکنندگان تبدیل "اثر قطعی" معدل به "تأثیر مثبت"، حذف سهمیه نمرات پایه یازدهم و بازنگری در سهم ۶۰ درصدی سوابق تحصیلی در مقررات کنکور بود.
آیا درس خواندن کافی است؟
یکی از معلمان شاغل در ایران که به دلیل ملاحظات امنیتی نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با دویچه وله ریشه اصلی اعتراضات را در تغییرات اعمالشده توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش و پرورش در نظام سنجش و پذیرش دانشجو میداند.
بر اساس این مقررات، ۶۰ درصد نمره نهایی داوطلبان کنکور از نمرات امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم و ۴۰ درصد از نتیجه آزمون سراسری محاسبه میشود. همزمان، دروس عمومی از دفترچه کنکور حذف شدهاند، اما نمرات آنها از طریق امتحانات نهایی در سوابق تحصیلی تأثیرگذارند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
به گفته این معلم، در این شیوه برخلاف گذشته، عملکرد دانشآموزان در امتحانات نهایی، نقشی تعیینکننده در قبولی دانشگاه دارد؛ در حالی که کیفیت آموزش، امکانات مدارس و فرصتهای آموزشی در مناطق مختلف کشور یکسان نیست و این موضوع میتواند به نفع مدارس و دانشآموزان برخوردار و به زیان دانشآموزان مدارس عادی و مناطق محروم تمام شود.
اسکندر لطفی، عضو کانون صنفی معلمان و زندانی سیاسی سابق، در گفتوگو با دویچه وله در اینباره میگوید: «سیاستگذاران آموزشی یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش و پرورش سالهاست به جای حل ریشهای بحران، میان دوگانههایی چون تأثیر معدل، حذف یا تداوم کنکور در رفتوآمد هستند؛ گویی مسئله اصلی شکل سنجش است نه ساختار نابرابر آموزشی. در حالی که آموزش عمومی که باید ابزاری برای کاهش شکافهای اجتماعی باشد، خود به یکی از مهمترین سازوکارهای بازتولید این شکافها تبدیل شده است.»
در سایه تعطیلی، اعتراضات و هراس از جنگ
نظام آموزشی ایران در یک سال گذشته با اختلالهای گسترده مواجه بوده است. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در مهرماه ۱۴۰۴ اعلام کرد مدارس در این سال به دلیل آلودگی هوا و ناترازی انرژی معادل یک ماه کامل آموزش را از دست دادهاند و این موضوع به همراه برگزاری کنکور در دو نوبت، در افت ۴۳ درصدی عملکرد تحصیلی دانشآموزان پایه دوازدهم نقش داشته است.
دانشآموزان در سال تحصیلی ۱۴۰۵ حدود سه ماه آموزش مجازی و دو هفته تعطیلی غیرمترقبه را به همراه قطعی گسترده اینترنت در شرایط جنگی تجربه کردند؛ موضوعی که به گفته مسئولان آموزشوپرورش موجب شد زمان آموزش مدارس از ۳۱ اردیبهشت تا پایان هفته نخست خرداد تمدید شود.
دانشآموزان میگویند در چنین شرایطی، تأثیر تعیینکننده امتحانات نهایی باعث شده مشکلات ساختاری نظام آموزشی مستقیماً بر سرنوشت تحصیلی آنان اثر بگذارد. آنان تفاوت امکانات آموزشی، دسترسی نابرابر به کلاسهای خصوصی و شکاف میان مدارس دولتی و غیردولتی را از عوامل نقض عدالت آموزشی میدانند؛ موضوعی که برخی کارشناسان نیز با اشاره به کمبود امکانات، معلمان متخصص و زیرساختهای آموزشی در مناطق محروم بر آن تأکید میکنند.
فشارهای امنیتی و سوابق اعتراض
اعتراض به تأثیر قطعی معدل موضوع تازهای نیست. پیش از تجمعات خرداد ۱۴۰۵، دانشآموزان، داوطلبان کنکور و برخی خانوادهها در شهریور ۱۴۰۳ و آذر ۱۴۰۴ نیز مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی در اعتراض به این مصوبه تجمع کرده بودند. معترضان از همان زمان هشدار میدادند که افزایش سهم سوابق تحصیلی در شرایط نابرابر آموزشی میتواند شانس دانشآموزان مناطق محروم و مدارس دولتی عادی را کاهش دهد.
به گفته یک معلم ساکن تهران، تجمعات اعتراضی عمدتاً در مراکز استانها و پایتخت متمرکز بوده است؛ از جمله در تهران مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان سنجش و نهاد ریاستجمهوری. او میگوید در شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، همدان و زنجان نیز داوطلبان از طریق شبکههای اجتماعی، تماس با رسانهها و تجمعات محلی اعتراض خود را به مصوبه تأثیر قطعی معدل ابراز کردهاند. به گفته او، گزارشهایی از حضور نیروهای لباسشخصی و هشدار نسبت به ادامه تجمعات، منتشر شده است.
نمرهسازی و مافیای معدل
به گفته این معلم، بسیاری از معلمان و فعالان آموزشی، این اعتراضات را صرفاً اختلاف بر سر شیوه سنجش نمیدانند، بلکه آن را نشانه بحرانهای عمیقتر در نظام آموزشی تلقی میکنند؛ از جمله تشدید نابرابری آموزشی، کاهش اعتماد به سلامت امتحانات نهایی، غلبه نمرهگرایی بر آموزش و افزایش نفوذ بازار کلاسهای ترمیم معدل و کمکآموزشی در فرآیند سیاستگذاری آموزشی.
او معتقد است تأثیر قطعی معدل نهتنها به کاهش نقش آنچه "مافیای کنکور" خوانده میشود منجر نشده، بلکه جریان جدیدی در بازار آموزشی را شکل داده که آن را "مافیای معدل" مینامد. به گفته او، دانشآموزان اکنون ناچارند هم برای کلاسهای تستزنی کنکور و هم برای کلاسهای تشریحی، امتحانات نهایی و ترمیم معدل هزینه کنند. او میافزاید گردش مالی این بازار حتی از بازار سنتی کنکور نیز بیشتر شده و برخی مدارس غیردولتی با دریافت شهریههای چندصد میلیون تومانی، کلاسهای ویژه "نمرهسازی" برگزار میکنند.
اسکندر لطفی ریشه این وضعیت را در آغاز روند خصوصیسازی و کالاییسازی آموزش در دولت هاشمی رفسنجانی میداند؛ روندی که به گفته او با گسترش مدارس غیردولتی، کلاسهای خصوصی و مؤسسات کمکآموزشی همراه بوده و بازاری گسترده پیرامون کنکور ایجاد کرده و درنتیجه کنکور که زمانی قرار بود ابزاری برای ایجاد فرصت برابر باشد، به یکی از سازوکارهای بازتولید نابرابریهای آموزشی و طبقاتی تبدیل شده است.
مدارس محروم، فرصتهای نابرابر
به گفته معلمان داخل ایران نیز، دانشآموزان استانهای محروم از جمله سیستان و بلوچستان، کردستان، جنوب کرمان، بخشهایی از خوزستان، بوشهر و ایلام با مجموعهای از موانع ساختاری روبهرو هستند که رقابت برابر را برای آنها دشوار میکند.
به نظر این معلمان، کمبود معلم متخصص، نبود آزمایشگاه و امکانات آموزشی، ضعف دسترسی به اینترنت و آموزش مکمل، هزینههای ترمیم معدل و فشارهای اقتصادی و معیشتی از جمله عواملی هستند که شانس موفقیت دانشآموزان این مناطق را کاهش میدهند؛ این در شرایطی است که بسیاری از دانشآموزان در بسیاری مناطق علاوه بر مشکلات معیشتی ناگزیرازاشتغال نیزهستند.
آنها نیز، موضوع تأثیر معدل، را نشانهای از روند خصوصیسازی پنهان آموزش و فاصله گرفتن از ایده آموزش رایگان و برابر در ایران میدانند. به باور این معلمان فعال در کانون صنفی، نظام آموزشی با بحران اعتماد به فرآیند ارزیابی، گسترش شکاف میان انواع مدارس موجود و غلبه نمرهگرایی بر اهداف آموزشی و تربیتی روبهرو است.
پاسخ مسئولان
در مقابل، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدافعان مصوبه میگویند که تغییر ناگهانی قواعد به زیان دانشآموزانی است که بر اساس این ضوابط برنامهریزی و تحصیل کردهاند و هدف از افزایش سهم سوابق تحصیلی را کاهش نقش آزمون چهارساعته کنکور و پررنگتر کردن نقش مدرسه عنوان میکنند.
در روزهای اخیر اما با گسترش اعتراضات دانشآموزی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرانجام تغییراتی در نحوه اعمال سوابق تحصیلی برای کنکور ۱۴۰۵ اعمال کرد. بر اساس تصمیم جدید، صرفا سوابق تحصیلی شش درس از پایه یازدهم برای داوطلبان کنکور ۱۴۰۵ با تأثیر مثبت محاسبه میشود، در حالی که سوابق تحصیلی همه دروس پایه دوازدهم همچنان با تأثیر قطعی ۶۰ درصدی در سنجش و پذیرش دانشجو باقی خواهد ماند، این در شرایطی است که حذف یا کاهش سهم نمرات پایه یازدهم یکی از مطالبات اصلی بخشی از دانشآموزان معترض بود و اصل مصوبه افزایش نقش سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاهها همچنان به قوت خود باقی مانده است.
این در حالی است که به گفته اسکندر لطفی، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران طی دو دهه گذشته به طور مستمر به انتقاد از سیاستهایی پرداخته که به تشدید نابرابری آموزشی انجامیده است. به زعم او، بخش مهمی از فعالیت این تشکلها بر دفاع از آموزش رایگان و نقد کالاییشدن آموزش متمرکز بوده است.
فراتر از مناقشه تحصیلی
اسکندر لطفی معتقد است اعتراضات اخیر دانشآموزان را نمیتوان صرفاً واکنشی به یک مصوبه آموزشی دانست: «دانشآموزان امروز وارث سنتی از کنش اعتراضی هستند که دستکم در یک دهه گذشته شکل گرفته و در آن خیابان به یکی از عرصههای ابراز نارضایتی جمعی تبدیل شده است.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به باور او، برای بخشی از نسل جوان، مدرسه دیگر صرفاً محل آموزش نیست، بلکه یکی از نخستین عرصههای تجربه نابرابریهای ساختاری و مواجهه با اقتدار سیاسی به شمار میرود. از همین رو، اعتراض به تأثیر معدل یا کنکور برای بسیاری از دانشآموزان تنها یک مطالبه آموزشی نیست، بلکه با پرسشهای گستردهتری درباره عدالت، برابری فرصتها و چشمانداز آینده آنان گره خورده است.