"شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی"؛ آلترناتیوی برای ایران؟
۱۴۰۴ اسفند ۲۵, دوشنبه
طی کنفرانسی یکروزه در شهر استکهلم سوئد در روز شنبه ۱۴ مارس (۲۳ اسفند) "شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی" رسما اعلام موجودیت کرد.
این شبکه پیشتر در شبکههای اجتماعی فراخوانی برای پیوستن احزاب، گروهها، نهادها و سازمانهای سیاسی، فعالان مدنی و سیاسی، چهرههای برجسته و... منتشر کرده و از آنها خواسته بود تا برای تشکیل "شورای رهبری" به این شبکه بپیوندند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
دعوتنامههایی نیز برای رسانهها ارسال شده بود. در جریان این نشست یک روزه، دو سخنگوی این تشکل؛ کامبیز غفوری و شیرین شمس ضمن معرفی این شبکه، به پرسشهای شرکتکنندگان درباره این نهاد پاسخ دادند.
شیرین شمس در گفتوگو با دویچه وله میگوید در حقیقت نطفه این تشکل در خرداد ماه ۱۴۰۴ تشکیل شد؛ زمانی که گروههای داخل کشور شامل تشکلهای زنان، دانشجویی، دانشآموزی، گروههای مبارز محلات و گروههای زن، زندگی، آزادی در شهرهای مختلف، نیروهای سیاسی داخل و خارج کشور را برای تشکیل یک شورای هماهنگی و رهبری آلترناتیو که بتواند جنبش زن، زندگی، آزادی را نمایندگی کند، مورد خطاب قرار دادند.
بیشتر بخوانید: یکسالگی "جنبش مهسا" و چشمانداز گذار انقلابی
این گروه در همان زمان شکل گرفت و پس از "۹ ماه کار بیوقفه" اکنون اعلام موجودیت کرده است. بر همین اساس این نهاد خود را نماینده تشکلهایی میداند که در داخل کشور در تماس مستقیم با این گروه هستند.
نقشه راهبردی این تشکل، بر پایه دو منشور است: منشور مطالبات حداقلی تشکلهای مستقل صنفی و مدنی که در پنجمین ماه جنبش زن، زندگی، آزادی منتشر شد و منشور مطالبات پیشروی زنان که هشت مارس ۲۰۲۳ (اسفند ۱۴۰۱) منتشر شد.
ده اصل اساسی در بیانیه اعلام موجودیت شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی تصریح شده که برخی از آنها عبارتند از:
-
نابودی کامل جمهوری اسلامی
-
لغو حجاب اجباری و پایان دادن به آپارتاید جنسی و جنسیتی
-
لغو اعدام و پایان دادن به شکنجه و سرکوب
-
سکولاریسم
-
آزادی بیان، احزاب و تشکلها
-
لغو هرگونه تبعیض قومی و قومیتی، مذهبی و جنسیتی
اما اصلی که بیش از همه برای پیوستن به این شبکه بر آن تکیه میشود، اعتقاد به شعار "زن، زندگی، آزادی" و باور به آلترناتیوسازی زیر این شعار است.
شیرین شمس در این باره میگوید: «ما معتقد هستیم "زن زندگی آزادی" مهمترین، بزرگترین، زیباترین و ارزشمندترین کنسپت از قلب جامعه است که همه مردم ایران را نمایندگی میکند. "ژن ژیان ئازادی" بود که به طور بی سابقهای توانست همه مردم ایران از بلوچستان تا کردستان، تا تهران و آذربایجان و خوزستان را از هر قشری با هم متحد و همبسته بکند. بنابراین ما معتقد هستیم آلترناتیوی که میتواند بعد از جمهوری اسلامی همه مردم ایران را نمایندگی بکند یک نام دارد: "زن زندگی آزادی".»
از این رو این تشکل نام "ایران آلترناتیو" را نیز بر خود نهاده است.
تشکیل شورای هماهنگی و رهبری
اصلیترین هدف کنفرانس روز شنبه، "تشکیل شورای هماهنگی و رهبری" عنوان شده است. در حقیقت پایهگذاران این شبکه قصد دارند پس از پیوستن گروهها و افراد مختلف به این تشکل، در مسیری "کاملا روشن و شفاف" شورایی را برای هماهنگی و رهبری دوران گذار انتخاب کنند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
شیرین شمس در توضیح این شورا میگوید: «شورای هماهنگی و رهبری یک آلترناتیو سیاسی فراگیر و کثرتگراست که با حضور نمایندگان احزاب، سازمانها، فعالان و نیروهای دخیل در انقلاب شکل میگیرد. منظور از رهبری در آن هدایت جمعی، همافزایی نیروها و مبتنی بر مشارکت مستقیم مردم است، نه جایگزینی عاملیت مردم و تمرکز قدرت. این شورا در دوره گذار از جمهوری اسلامی وظیفه نمایندگی مطالبات جامعه، هماهنگسازی نیروها و ارائه صدای واحد را بر عهده دارد.»
او با تاکید بر اینکه این شبکه به عاملیت مردم باور دارد، میگوید: «این شورا قرار نیست جایگزین عاملیت مردم باشد یا برای مردم قیممآبی کند بلکه قصد دارد مشارکت و دخالت گری مستقیم مردم را در ساختار حاکم و اراده جامعه را تامین کند. ما چون باور به عاملیت مردم داریم این روند را تعریف کردیم تا در شورای هماهنگی و رهبری مشارکت و دخالت مستقیم مردم نمایندگی بشود.»
تاکید بر ساختار شبکهای و نه حزبی و گروهی
موسسان شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی بر ساختار شبکهای این نهاد تاکید کرده و میگویند هر حزب و سازمان و نهاد میتواند بدون فاصلهگیری از اهداف و برنامههایش نمایندهای در این تشکل داشته باشد.
شیرین شمس میگوید: «شبکه متشکل از تشکلها، سازمانها، نهادها، سازمانهای چتری و فعالان منفرد است بنابراین قرار نیست حتما موضع واحدی نسبت به موضوعات جاری داشته باشیم.»
اما آیا این شبکه میتواند گروههای مختلف سیاسی و مدنی با گرایشهای متفاوت را گرد هم آورد؟ آیا تنها اعتقاد به شعار "زن زندگی آزادی" برای تشکیل یک شورای رهبری کافی است؟ آیا گروههای مشابه دیگری که در همین چند ماه اخیر اعلام موجودیت کردهاند حاضرند در این شبکه برای تشکیل یک شورای راهبردی در کنار هم نشسته و با هم گفتوگو کنند؟
این پرسشها را تنها گذشت زمان پاسخ خواهد داد، زمانی که عقربههای ساعتش این روزها چندان بر مراد ایرانیان داخل ایران نمیچرخد.