«یکپارچگی و همکاری: اجزای گم‏شده‌ی فرهنگ سیاسی ایران» | ایران | DW | 14.01.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

«یکپارچگی و همکاری: اجزای گم‏شده‌ی فرهنگ سیاسی ایران»

بیش از ۵۰ نفر از اساتید دانشگاه و فعالان سیاسی و مدنی خارج از کشور بیانیه‌ای متشر کرده و از آخرین بیانیه موسوی حمایت کرده‌اند. مهرداد مشایخی یکی از امضاکنندگان این بیانیه از دلایل حمایت این گروه از اظهارات موسوی می‌گوید.

default

دویچه‏وله: آقای مشایخی، شما یکی از امضا کنندگان بیانیه‏ای هستید که در حمایت از آخرین بیانیه‏ی آقای مهندس موسوی منتشر شده است. شما و دیگر امضاکنندگان این نامه، آخرین بیانیه‏ی آقای موسوی را تاثیرگذارترین بیانیه‏ی ایشان دانسته‏اید. این در حالی است که انتقادهای بسیاری، حتی در داخل کشور و البته بیشتر در خارج از ایران، نسبت به بیانیه‏ی آقای موسوی صورت گرفت و برخی لحن آن را تعبیر به عقب‏نشینی کردند. چه چیزی در این بیانیه شما را بیشتر تحت تاثیر قرار داد؟

دکتر مهرداد مشایخی: مسلم است که یک قرائت کامل از مجموعه‏ی این بیانیه نشان می‏دهد نقاط مبهمی دارد. ایشان دوباره روی هویت دینی جنبش سبز انگشت گذاشته است و بند اول آن در مورد رابطه‏ی میان دولت و نهادهای مملکتی مانند قوه‏ی قضاییه و ولایت فقیه مبهم است. ولی این بیانیه را باید در مجموع بررسی کرد و به نظر من، چهار بند آخر آن، یعنی بند دوم تا پنجم، مشخصا به یک مساله‏‏ی راه‏گشا اشاره می‏کند که قبلا در اعلامیه‏های ایشان نبود. آن هم اشاره به انتخابات آزاد در ایران است که تصریح می‏کند منظور از انتخابات آزاد، انتخاباتی با شرکت تمامی گرایش‏های سیاسی کشور است. بنابراین از واژه‏ی همیشگی ’’انتخابات رقابتی‘‘ که به طور سمبلیک منظورش رقابتی کردن همان انتخابات موجود جمهوری اسلامی است، فراتر رفته است.

در عین حال سایر آزادی‏هایی را که به آن اشاره می‏کند را می‏توان پیش‏شرط انتخابات آزاد تلقی کرد مانند آزادی زندانیان سیاسی، آزادی تشکل‏ها و احزاب، اجتماعات و مطبوعات.

بنابراین ما فکر می‏کنیم که بن‏مایه و جوهر بیانیه‏ی هفدهم آقای موسوی، این مسایل است و نه آن اشاراتی که جنبه‏ی فرعی دارد. البته نباید از آن غافل شد، نباید به آن بی‏توجهی کرد، ولی بحث اهم و فی‏الاهم است و این که چه چیزی در این بیانیه‏، جنبه‏ی غالب و تاثیرگذار را دارد.

در بیانیه‏ای که شما آن را امضا کرده‏ و از نویسندگانش هستید، جمله‏ای با این مضمون وجود دارد: «اشاره‏ی غیرمستقیم آقای موسوی به برکناری قانونی محمود احمدی‏نژاد از طریق رأی مجلس». این برداشتی کاملا متفاوت با برداشت تحلیل‏گرانی است که معتقدند آقای موسوی در این بیانیه دولت احمدی‏نژاد را به رسمیت شناخته است. چه پاسخی به این گروه دارید؟

به نظر من، درست است که ایشان دولت احمدی‏نژاد را عملا به رسمیت شناخته، ولی در عین حال راه حل برکناری او را هم به طور تلویحی مطرح کرده است. این‏جا بحث بر سر نوعی تفسیر بدبینانه و یا خوش‏بینانه است.

ایشان در عین حال که گفته است این دولت در حال حاضر وجود دارد، ولی به طور تلویحی می‏گوید که اگر رهبری و مجموعه‏ی حکومت، حمایت بی‏دلیل خود را از آقای احمدی‏نژاد و دولت‏اش بردارند، آن وقت دولت مجبور است پاسخ‏گو باشد.

تفسیر ما این بود که معنای این گفته این است که مجلس می‏تواند حتی طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رأی به استیضاح و برکناری آقای احمدی‏نژاد بدهد. به هرحال این تفسیری است که این مجموعه از این بند داشته. ولی مسلما این امری نیست که بخواهد به دست فراموشی سپرده شود یا من و امثال من بخواهیم به آن بی‏توجه بمانیم.

در بیانیه‏های آتی و در مطالبی که مجدداً مطرح خواهد شد، ما به دقت این مساله را پی‏گیری خواهیم کرد. اگر چنین تفسیری که ما فعلا از آن داریم مطرح باشد که قابل دفاع است. اگر تفسیر دیگری باشد که در بیانیه‏های آینده به طور مشخص مطرح شود، طبیعی است که می‏شود آن را مورد نقد قرار داد.

آقای دکتر مشایخی، به نظر می‏رسد که پس از وقایع انتخابات و به راه افتادن جنبشی تحت عنوان جنبش سبز در ایران، اپوزیسیون و اندیشمندان و متفکران خارج از کشور، اختلافات هرچند شاید اساسی خود را با جنبشی که در داخل هست، کنار گذاشته‏اند و محوریت را روی اتحاد و یکپارچگی درون و بیرون از کشور قرار داده‏اند. آیا شما هم چنین قصدی از انتشار این بیانیه داشتید؟

مسلما امر وحدت، یک‏پارچگی و همکاری، یکی از اجزای گم‏شده در فرهنگ سیاسی ایران است و ما به طور جدی باید روی این مساله کار کنیم. چرا که واقعا به آن احتیاج داریم. نه البته به قیمت این که بخواهیم از پرنسیب‏ها و اصول‏مان بگذریم.

ولی مشکل ما در خارج از کشور و در مجموعه‏ی جنبش مقاومت ایران، معمولا طرف دیگر آن بوده است؛ یعنی ما معمولا با برجسته کردن و اغراق‏گویی روی به‏اصطلاح «اصول» همیشه از همکاری و هم‏راهی با هم‏دیگر اجتناب کرده‏ایم.

اما در هفت ماه گذشته، اپوزیسیون به درستی متوجه شده که لزوم همکاری و هم‏سویی، بدون این که کسی بخواهد الزاما حرف‏های اساسی خود را فراموش کند، جنبه‏ی مهم قضیه است و خوشبختانه قدم‏های مثبتی در این راه برداشته شده است.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: مصطفی ملکان

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط

  • تاریخ 14.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/LW18
  • تاریخ 14.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/LW18