«گرافیتی، خط‌ خطی کردن روی دیوار نیست» | فرهنگ و هنر | DW | 23.01.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

«گرافیتی، خط‌ خطی کردن روی دیوار نیست»

هزاران قوطی اسپری رنگ، قلم‌موهای نازک و درشت، دفترچه سیاه و... این‌ها چیزهایی است که در یک مغازه گرافیتی به فروش می‌رسد. برای خیلی‌ها گرافیتی خط خطی کردن روی دیوار است. دو ایرانی گرافیتی‌کار در آلمان از این هنر می‌گویند.

default

گرافیتی یا Style Writing هنری است که هر روز به طرفداران آن از نیویورک گرفته تا کلن و تهران اضافه می‌شود. ابزار کار هم ساده است: اسپری‌های مختلف رنگ، دفترچه‌سیاه، قلم‌‌مو و...

دو جوان ایرانی در شهر کلن مغازه‌ای برای کار گرافیتی باز کرده‌اند و ابزار آن را به‌فروش می‌رسانند. البته پشت این مغازه هم دیوارهایی گذاشته شده تا گرافیتی‌کارهای معروف کارهایشان را روی آنها نقاشی کنند. همراه با بابک سلطانی و پویا باقری سری به دنیای گرافیتی زده‌ایم تا با این هنر بیشتر آشنا شویم.

بامداد اسماعیلی گزارشگر دویچه وله و بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی ددی‌کیتد در شهر کلن

بامداد اسماعیلی گزارشگر دویچه وله و بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی "ددی‌کیتد" در شهر کلن

دویچه وله: از کی شروع به چنین کاری کردی؟ چطور شد که در کار گرافیتی مشغول شدی؟

بابک سلطانی:
این مغازه را شش سال پیش باز کردم. ایده مغازه از اول این بود که صددرصد برای کارهای گرافیتی باشد. مقداری تی‏شرت و لباس هم می‏فروشیم، ولیکن آن‏ها هم به گرافیتی ربط دارند. مثلاً تی‏شرت‏هایی که بروبچه‏های گرافیتی‌کار می‌پوشند یا حتی موسیقی‏ای که به گرافیتی ربط دارد یا کار بروبچه‏هایی است که گرافیتی کار می‏کنند و رپ می‏خوانند. اصل کار هم که قوطی رنگ، ماژیک‏های مختلف، کتاب، مجله، DVD و… هستند.

بشنوید: ویژه‌برنامه‌ی «سرنخ» درباره هنر گرافیتی

فکر کنم بیشتر مخاطبان گرافیتی جوان‏ها باشند، ولی خود تو الان ۳۴ سال داری. چطور شد که در این کار ماندی؟

بابک:
بیشتر بچه‏هایی که شروع کرده‏اند، مانده‏اند. ممکن است به آن شدت که ۱۰ یا ۲۰ سال پیش کار می‏کردند، دیگر کار نکنند، ولی حداقل هنوز دنبال این کار هستند. بروبچه‏هایی هستند که دیگر بروبچه‏ها نیستند؛ طرف ۵۰ یا حتی ۶۰ ساله است، ولی گرافیتی عشق‏ زندگی‏‏اش است. مثلاً سال پیش شخصی به نام Part One از نیویورک به این‏جا آمده بود. او جزو اولین کسانی است که در نیویورک روی قطار و همه چیز گرافیتی کار می‏کرد و الان پنجاه و خرده‏ای سال سن دارد.

ما پشت مغازه‏مان دیواری داریم که بروبچه‏ها روی آن کار می‏کنند، او روی آن دیوار کار کرد. بروبچه‏هایی که الان مانند من ۳۴ ساله هستند، مطمئن‏ام ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر هم هنوز دنبال کار گرافیتی هستند. خود من بخاطر این‌که تنبل هستم، الان یک بار در سال می‏روم کار می‏کنم، ولی بروبچه‏هایی مانند رفیق من پویا که الان ۳۰ ساله است، مطمئناً ۱۰ سال دیگر یا حتی ۲۰ سال دیگر هم هنوز در کار گرافیتی خواهد بود.

پس سراغ پویا می‏رویم؛ پویا، چند سال است کار گرافیتی را شروع کرده‏ای؟

پویا:
طراحی و نقاشی همیشه مورد علاقه‏ی من بود ولی از سن ۱۵ سالگی روی سبک گرافیتی و "استایل رایتینگ" شروع به‌کار کردم. مانند همه خیلی کلاسیک شروع کردم. تمام گرافیتی‏های واقعاً نابغه که مثلاً در نیویورک بودند، برای من خیلی جالب بودنذ و دوست داشتم در آن جهت کار کنم. من خودم را بیشتر بچه‏ی هیپ‏هاپ می‏دانم. به همین ‏خاطر، برای من کار و سبک کلاسیک نیویورک خیلی جالب است. هنوز که هنوز است روی آن کار می‏کنم و هر روز سعی می‏کنم یک ذره بهتر بشوم.

این فرهنگ گرافیتی، از نیویورک می‏آید؟ اصلاً از کجا می‏آید؟

پویا:
گرافیتی کلاسیکی که می‏شناسیم با فرهنگ هیپ‏هاپ از نیویورک می‏آید. ولی این‏طور نیست که قبل از آن در جای دیگری نبوده باشد. در لس‏آنجلس، یک فرهنگ دیگری از گرافیتی وجود دارد. آن‏ها با قلم، مداد، حتی با شمع و… کارها را روی دیوار می‏نویسند و با قوطی رنگ کاری ندارند. کارهای‏ آن‏ها بیشتر با فرهنگ "گنگ" در لس‏آنجلس ارتباط دارد. ولی گرافیتی کلاسیک، استیل رایتینگی که می‏شناسیم، از دل نیویورک به دنیا آمده است.

حیات مغازه گرافیتی ددی‌کیتد در شهر کلن

حیات مغازه گرافیتی "ددی‌کیتد" در شهر کلن



به خط اشاره کردی؛ آیا از خط‏ فارسی هم در کارهای گرافیتی استفاده می‏کنی؟

پویا:
هم بله و هم نه، سعی می‏کنم کارم خاص باشد. یعنی اگر دیوار نقاشی می‏کنم، دوست دارم استیل کلاسیک نیویورک را نقاشی کنم. سعی نمی‏کنم هزارتا چیز را با هم‏دیگر مخلوط کنم. ولی وقتی مثلاً روی تابلو کار می‏کنم، برای خودم سبکی درست کرده‏ام که از یک نظر نشان می‏دهد من با گرافیتی نیویورک بزرگ شده‏ام، ولی سعی می‏کنم روی تابلو با خط فارسی هم کار کنم.

یعنی سعی می‏کنم این دوتا فرهنگ را که با همدیگر زیاد رابطه ندارند، یک‏جوری به هم‏ چفت کنم. برای من سبکی شده که خودم از آن خوشم می‏آید و فکر می‏کنم مرا مانند یک آرتیست نشان می‏دهد. چون من که از نیویورک نمی‏آیم، من بچه‏ی تهران هستم، نمی‏توانم بگویم که من صدردصد فقط گرافیتی‌کار هستم.

من صددرصد عاشق گرافیتی نیویورک هستم، ولی صددرصد هم ایرانی هستم و فکر می‏کنم سبکی که روی آن کار می‏کنم، هویت‏ام را نشان می‏دهد. برای من خط فارسی خیلی جالب است و سعی می‏کنم آن را با گرافیتی مخلوط کنم و چیز خاصی دربیاورم.

برای خیلی‏ها گرافیتی یا نقاشی کردن روی دیوار، چیزی بیشتر از خط‏‌ خطی کردن یا رنگ کردن دیوار نیست. می‏توانی برای آ‏ن‏ها توضیح بدهی که هدف گرافیتی چیست؟

پویا:
هدف اول و آخر گرافیتی این است که آدم با حروف کار کند. یعنی اسم درست این سبک کار "گرافیتی" نیست. همه‏ی ما گرافیتی را می‏شناسیم، ولی اسم درست‏اش "استیل‏ رایتینگ" است. اگر کسی واقعاً حرفه‏ای باشد نمی‏گوید: من گرافیتی می‏کنم، می‏گوید من استیل ‏رایتینگ می‏کنم. استیل رایتینگ هم از فرهنگ هیپ‏هاپ می‏آید که آدم می‏فهمد کسی که روی گرافیتی کار می‏کند، دارد روی خط کار می‏کند. یعنی خط حروف لاتین را استفاده می‏کند و سعی می‏کند با این تیپوگرافی خاص، یک سبک خیلی تک به‏وجود بیاورد.

هدف اول و آخر، اسم نوشتن است. این‌که آدم می‏خواهد بگوید من این‏جا بودم. آدم اسم‏اش را روی دیوار یا هرجای دیگری می‏نویسد که بقیه بدانند: «من این‏جا بودم» و خب، آدم سعی می‏کند اولین کسی باشد که آن‏جا بوده است. سعی می‏کند بزرگ‏ترین کار را انجام بدهد، قشنگ‏ترین و رنگارنگ‏ترین کار را، در سخت‏ترین جا انجام بدهد.

کلاً این کار، یک مقدار زبان مخفی است. زبانی که اگر آدم در کار نباشد، آن را نمی‏فهمد. این بحث را من از بچگی‏ام با پدر و مادرم و با هزاران نفر دیگر داشته‏ام. برای بقیه، به‏خصوص امضاهایی که ما می‏کنیم، فقط به خط‏خطی کردن می‏ماند. هیچ کاری نمی‏توانیم بکنیم که این جریان را بفهمند. خیلی‏ از این کارها خط‏ خطی کردن هم هستند، کیفیت خیلی از آن‏ها مزخرف است، هیچ حرفی در این نیست، ولی اگر من حتی شاهکارترین امضا را هم به کسی نشان بدهم، اگر در کار گرافیتی نباشد، آخر سر برایش مثل این می‏ماند که این کار خط‏ خطی است.

بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی ددی‌کیتد در شهر کلن

بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی "ددی‌کیتد" در شهر کلن


من به هر شهر جدیدی که می‏روم یا در شهر خودم، شهر را می‏خوانم. برای من مانند یک کتاب است. یعنی در هر خیابان، می‏بینم که کی و با چه کسی این‏جا بوده است. چون می‏بینم که او امضا کرده و با همان رنگ، فرد دیگری کنارش امضا کرده است. پس این دوتا با هم رفیق‏اند. یا این دوتا، آن شب انگار با هم در این راه بوده‏اند. دنبال این امضاها می‏روم، می‏بینم که آن‏ها چه راهی را در شهر طی کرده‏اند. این‏ها چیزهایی است که بقیه نمی‏فهمند و موقعی که چیزی را نفهمی، عصبی می‏شوی و خوش‏ات نمی‏آید. برای این‏که در جریان نیستی.

می‏توانم بگویم که شما دوتا تنها ایرانی‏هایی هستید که من می‌شناسم کار گرافیتی می‏کنند، چقدر ایرانی در دنیا هستند که کار گرافیکی می‌کنند؟

بابک:
نمی‏دانم در دنیا چقدر هستند ولی خیلی‏ها هستند. به‏خصوص ایرانی‏ها که در تمام دنیا پخش شده‏اند. این همه بروبچه‏ها در تمام دنیا از امریکا گرفته تا استرالیا هستند و یا در تمام اروپا پخش شده‏اند. هرجا آدم برود، بروبچه‏های ایرانی را هم می‌بیند که در کار هیپ‏هاپ افتاده‏اند یا در کار به‏خصوص استیل ‏رایتینگ گرافیتی هستند.

حتی در ایران؟

بابک:
دقیقاً؛ حتی در ایران. برای این‏که این جریان با تمام سانسورهایی که در ایران وجود دارد، باز به دست آن‏ها می‏رسد. اتفاقاً یکی از بروبچه‏های ایرانی به نام "ایوان" یا بعضی‏ها او را به نام "الون" می‏شناسند که کار گرافیتی، خط و استنسیل انجام می‏دهد، دو سه ماه پیش در اروپا بود و نمایشگاه‏هایی در سوییس و پاریس گذاشته بود. یا یکی از رفقای من، سامان در استرالیا است که تمام مارک قوطی مونتانا در استرالیا را او انجام می‌دهد. همه جا بروبچه‏های ایرانی هستند.

کسی که کار گرافیتی می‏کند، خواه‏ناخواه مجبور است کارهای غیرقانونی هم انجام بدهد.

فکر می‏کنی چنددرصد کارهای‏ تو غیرقانونی هستند؟

پویا: نمی‏توانم دقیقاً جواب بدهم. می‏توانم بگویم که الان بیشتر روی کارهای قانونی کار می‏کنم. برای این‏که سعی می‏کنم با گرافیتی و استیل ‏رایتینگ، پول در بیاورم. ولی زمانی که نوجوان بودم، می‏خواستم همه چیز را یک بار امتحان کنم، به‏جز مواد مخدر. من واقعاً علاقه داشتم و خیلی زود فهمیدم که این دقیقاً چیزی است که من دنبال آن هستم.

درست است که من هم حتماً اشتباه کرده‏ام و کارهای غیرقانونی هم انجام داده‏ام، ولی از من بپرسید، برای من چیز خیلی بدی نیست. برای این‏که من می‏روم بیرون نقاشی می‏کنم، چیزی را زشت نمی‏کنم یا چیزی را خراب نمی‏کنم. من فقط سعی می‏کنم به تمام آلمان و یا تمام کلن بگویم که من، پویا، سایر ۴، این‏جا بوده‏ام.

بابک: اول کار، زمانی که آدم نوجوان است، مهم است که گرافیتی را غیرقانونی انجام بدهد. واقعیت این است که اول کار به عشق غیرقانونی بودن شب بیرون برود، یک چیز ممنوع است، قلب آدم می‏زند، می‏خواهد از دست پلیس دربرود، گیرش نیاورند، همه‏ی این چیزها مطرح است. ولی این خیلی نرمال است، به‏خاطر این‏که موقعی که آدم نوجوان است، می‏خواهد به مرزهای مختلف برسد، می‏خواهد از مرزهایی که پدرو مادر، جامعه و دولت برای آدم می‏گذارند، رد شود.

ولی بعداً از سن مثلاً ۲۵ به بالا دیگر مهم نیست. الان بروبچه‏هایی بالای سی سال هستند که این‏جا می‏آیند خرید می‏کنند و هنوز هرشب دارند گرافیتی را غیرقانونی کار می‏کنند. برای آن‏ها دیگر مهم نیست که کارشان غیرقانونی است یا نه. اصلاً در باره‏ی این جریان فکر نمی‏کنند. می‏خواهند بروند جایی که دوست دارند کار کنند و مجبورند غیرقانونی کار کنند. به‏خاطر این‏که اجازه ندارند مثلاً بروند روی قطار کار کنند.

بامداد اسماعیلی گزارشگر دویچه وله و بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی ددی‌کیتد در شهر کلن

بامداد اسماعیلی گزارشگر دویچه وله و بابک سلطانی فروشنده ایرانی مغازه گرافیتی "ددی‌کیتد" در شهر کلن


راست‏اش را بگویید؛ تا به‏حال چندهزار یورو جریمه‏ داده‏اید، به خاطر کارهای غیرقانونی؟

پویا: من که اصلاً نداشتم. چند بار با پلیس درگیر بودم. ولی اگر زبل باشی، می‏توانی چرت و پرتی برای‏شان درست کنی، یک چیز الکی بگویی ولی اگر آدم خیلی گاف بدهد، مثلا خیلی واضح باشد که من بودم این کار را کردم، مشکل پولی و جریمه برایش به‏وجود می‏آید.

من همیشه خیلی مواظب بودم، چون می‏دانستم که اگر برای من مشکل پیش بیاید، برای مادر و پدرم هم مشکل به‏وجود می‏آید. به‏ همین خاطر، همیشه خیلی مواظب بودم و ریسک بی‏خودی نمی‏کردم. همیشه ریسک می‏کردم، ولی ریسک بی‏خودی نمی‏کردم.

به پدر و مادرت اشاره کردی. آن‏ها در مورد گرافیتی چگونه فکر می‏کنند؟

پویا:
راستش، اولش آن را نمی‏شناختند، فرهنگ هیپ‏هاپ را هم نمی‏فهمیدند، خُب با ۱۵ سال سن، من چگونه می‏توانستم برای آن‏ها توضیح بدهم یا به آن‏ها بفهمانم که این یک کار هنری است. نه فقط طراحی استیل ‏رایتینگ، حتی موسیقی رپ و هیپ‏هاپ و رقص. البته می‏شناختند ولی فرهنگ آن را واقعاً نمی‏فهمند. ولی به‏مرور زمان، دیدند که پسرشان علاقه و عشق و تمام پولش را دارد در کار طراحی و گرافیتی می‏گذارد. کم‏کم یک‏جوری با این فرهنگ روبرو شدند و شناخت‏شان روز به‏روز بیشتر شده است.

به‏خاطر همین، فکر می‏کنم امروز پدر و مادرم بهتر مرا می‏فهمند. افتخار می‏کنند که من این کار را می‏کنم و می‏بینند که من واقعاً هدف دارم. این خیلی مهم است. برای این‏که اگر آدم یک روز نقاشی کند، بعدش هم برود این یا آن کار را بکند… فهمیدند این کار برای من مد نیست، چیز خیلی مهمی در زندگی من است.

برویم سراغ ابزار کار یک گرافیتی کار. بابک به عنوان صاحب مغازه، می‏توانی برای ما توضیح بدهی که آدم چه چیزهایی برای کار گرافیتی لازم دارد؟

بابک:
اولین و مهم‏ترین ابزاری که آدم لازم دارد، قوطی رنگ است. قدیم‏ها قوطی‏های رنگ فقط یک جور بودند. الان قوطی‏های مختلف وجود دارد. رنگ براق، رنگ مات، مارک‏های مختلف، با فشار و یا بدون فشار هستند.

سرقوطی‏های مختلفی وجود دارند، از سر قوطی‏ای که خیلی نازک است تا سر قوطی‏ خیلی نرم. جورهای مختلف، برای هرکاری که بخواهی وجود دارد.
قوطی‏هایی که فشار رنگ‏شان کم یا زیاد است، برای کارهایی که بخواهی سریع پر کنی یا بخواهی جاهای کوچک را پر کنی.

قیمت‏های مختلف، رنگ‏هایی که زود خشک می‏شوند یا دیر خشک می‏شوند، از ۴۰۰ میلی‏لیتر تا ۷۵۰ میلی‏لیتر. معمولاً بیشتر قوطی‏ها وقتی تکان‏شان می‏دهی، صدا می‏دهند. الان قوطی‏هایی را ساخته‏اند که حتی وقتی تکان‏شان می‏دهی، صدایی از آن‏ها درنمی‏آید.

این قوطی‏ها برای کارهای غیرقانونی هستند؟

بابک:
این‏ها را برای کارهای غیرقانونی ساخته‏اند، بعضی رنگ‏ها را می‏توان به این شکل ساخت و بعضی دیگر را نه. ماژیک‏های مختلفی هم هستند، از ماژیک‏های رنگارنگ گرفته تا ماژیک‏هایی که نوک‏های مختلف دارند با مارک‏های مختلف. ماژیک‏هایی هستند که جوهر در آن است. ماژیک‏هایی هستند که صدا می‏دهند، چون رنگ در آن‏ها است (مانند رنگ توی قوطی).

این ماژیک‏ها برای امضا کردن دیوارها است؟

بابک:
بله؛ ماژیک‏هایی هم داریم که خاص زمین هستند و می‏توان روی زمین با ‏آن‏ها کار کرد. ماژیک‏های خاصی هم هستند که فقط برای کتابچه است که ما آن‏ها را "Blackbook" (کتاب سیاه) می‏نامیم. معمولاً هر نقاشی یک کتاب سیاه با خودش دارد. طرح‏هایش را آن‏جا کار می‏کند و روی آن تمرین می‏کند. کتاب‏های مختلفی هم چاپ شده‏اند. این‏ها وسایل اصلی‏ای هستند که آدم برای کار گرافیتی لازم دارد.

ابزار کار گرافیتی‌کارها

ابزار کار گرافیتی‌کارها



حالا به پشت مغازه آمده‏ایم، اینجا دیوارهای مخصوص کار گرافیتی وجود دارد. پویا ممکن است در مورد آن توضیح بدهی؟

پویا:
بله ما الان در حیاط هستیم، یعنی پشت مغازه‏. این‏جا دوتا دیوار بسیار خاص داریم. یعنی جای خاصی است که قانون اجازه می‏دهد آدم روی آن نقاشی کند. خیلی مهم است که چه کسی این‏جا نقاشی می‏کند. در گرافیتی هم رسم و رسوم خاص داریم. یعنی هرکسی نمی‏تواند بیاید همین‏طوری یک نقاشی بزند و برود. این‏جا آدم واقعاً باید کارش را با کیفیت نشان بدهد.

بابک: کارهای افراد مختلفی این‏جا وجود دارد. مثلاً کاری است از یک گرافیتی کار پرتغالی به اسم "پاریس۱" که این‏جا بوده. کار دیگری از "کوکونات"، یکی از بچه‏های گروه "آل‏‏مکرو" است. همان گروهی که پویا هم جزو آن است. یا "پارت۱" از نیویورک، "شو" از آمستردام و… این‏جا بوده‏اند. از تمام جهان کسانی این‏جا بوده‏اند و روی این دیوارها کار کرده‏اند. این دیوارها دیگر شناخته شده هستند. مردم مخصوصاً به این‏جا می‏‏آیند که روی این دیوارها کار کنند.

مصاحبه‌گر: بامداد اسماعیلی
تحریریه: مهیندخت مصباح

  • تاریخ 23.01.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QtqJ

مطالب مرتبط

  • تاریخ 23.01.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QtqJ
تبلیغات