کمپین یک میلیون امضا؛ چهار سال بعد | ایران | DW | 26.08.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

کمپین یک میلیون امضا؛ چهار سال بعد

پنجم شهریور ماه، کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز چهارساله می‌شود. دستاوردها‌ی این حرکت چه بوده و فعالیت آن از این پس چگونه ادامه خواهد داشت؟

default

پنجم شهریور ۱۳۸۵ ساعت ۵ بعدازظهر قرار بود فرهنگسرای رعد در تهران محل تجمع ۵۲ نفر از فعالان حقوق زنان باشد. در میان این فعالان چهره‌هایی چون شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، منصوره شجاعی، شهلا لاهیجی، ژیلا بنی‌یعقوب، نرگس محمدی، جلوه جواهری، فریبرز رئیس‌دانا و زند‌ه‌یاد عمران صلاحی حضور داشتند. درهای این مکان عمومی اما به روی آنان بسته شد ولی این امر مانع از آن نشد تا تجمع‌کنندگان مقابل درهای بسته فرهنگسرای رعد، تولد کمپین یک میلیون امضا را اعلام کنند.

به گفته‌ی بنیان‌گذاران کمپین، همان روز مقابل درهای بسته‌ی فرهنگسرای رعد، ۲۰۰ امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز از حاضران جمع‌آوری شد. و این شروعی بود برای حرکتی که امروز پس از گذشت چهارسال نه تنها در سراسر ایران بلکه در گوشه و کنار جهان نیز نامی شناخته‌شده است.

"کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز" یکی از شناخته‌شده‌ترین حرکت‌های زنان ایران در دهه اخیر است. افراد سرشناسی همچون پروفسور نیکی کدی، پژوهشگر مسائل خاورمیانه، زنان و ایران دانشگاه کالیفرنیا، آرونداتی روی(Arundhati Roy) فمینیست و نویسنده‌ی هندی، هلن سیکسوس، نویسنده آلمانی-الجزایری، آلیس شوارتزر فمینیست آلمانی و سردبیر مجله اما، جیانا نانینی، ستاره ایتالیایی موسیقی راک و آريان منوشکين هنرمند نامدار فرانسوی از این حرکت حمایت کرده‌اند.

کنشگران کمپین یک میلیون امضا در سند اولیه‌ی کمپین، خواهان تغییر کلیه قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان شده‌اند. اولویت اولیه این افراد اما تغییر قوانین مربوط به ازدواج و طلاق، چندهمسری، سن مسئولیت کیفری، حق تابعیت، دیه، ارث، شهادت و قوانینی است که تسهیل‌گر قتل‌های ناموسی هستند.

این کمپین روش کار خود را ارتباط چهره به چهره و گفت و گوی مستقیم با افراد اعلام کرده است. دفترچه‌های راهنمای این کارزار شامل اطلاعات حقوقی درباره قوانین و نیز آموزش روش چهره به چهره است.

در طول چهارسال فعالیت کمپین یک میلیون امضا، کنشگران این حرکت بارها و بارها دستگیر شده و به حبس‌ و شلاق محکوم شده‌اند. بسیاری از فعالان این حرکت، از ایران ممنوع‌الخروج و برخی نیز از کار بیکار شده‌اند.

پس از انتخابات پرمسئله‌ی ریاست جمهوری در سال ۸۸ و دستگیر‌ی‌های بعد از آن، تعدادی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا و پایه‌گذاران اولیه‌ی این حرکت، مجبور به ترک ایران شدند.

کمپین یک میلیون امضا؛ یک سال پس از سرکوب اعتراضات مردمی

در طول یک سال گذشته و با اتفاقات رخ‌داده پس از انتخابات، فعالیت کمپین یک میلیون امضا نیز همانند سایر فعالیت‌های اجتماعی تا حدودی کمرنگ شد. کنشگران این حرکت اما می‌گویند حتی در خاموشی و سایه نیز به فعالیت خود ادامه خواهند داد.

کاوه مظفری کنشگر کمپین یک میلیون امضا می‌گوید جنبش سبز بسیار از فعالان بالقوه اجتماعی را به کمپین معرفی کرد

کاوه مظفری کنشگر کمپین یک میلیون امضا می‌گوید جنبش سبز بسیار از فعالان بالقوه اجتماعی را به کمپین معرفی کرد

کاوه مظفری یکی از کنشگران کمپین در ایران به دویچه‌وله می‌گوید: «اتفاقی که در یک سال گذشته در نتیجه‏ی تلاطمات فضای سیاسی و مشکلات پیش آمده افتاد، این بود که جنبش زنان و به طور خاص کمپین یک میلیون امضا، در یک حالت نهفته به فعالیت خود ادامه داد و به صورتی که در گذشته می‏توانست فعالیت خود را در سطح رسانه‏‏ها مطرح کند، دیگر امکان رسانه‏ای کردن همه‏ی جزییات و زوایای فعالیت خود را به راحتی نداشت. به همین خاطر وقتی از منظر رسانه‏ها به فعالیت‏های این جنبش نگاه می‏کنیم، ممکن است این‏طور به‏نظر برسد که این حرکت متوقف شده و یا کار نمی‏کند. می‏خواهم بگویم به شکل دیگری و در سطح دیگری، این فعالیت ادامه پیدا کرد».

نسرین ستوده فعال دیگر کمپین یک میلیون امضا در ایران نیز معتقد است علیرغم فروکش کردن نمادهای بیرونی فعالیت کمپین، اما این حرکت دچار رکود نشده است. او می‌گوید: «من فکر می‏کنم به دو دلیل دیگری، اساساً فعالیت کمپین قبل از شروع اعتراضات یک سال اخیر فروکش کرده بود؛ یکی این‏که دو سال از تاریخ جمع‏آوری امضا گذشته بود. همان‏طور که می‏دانید تاریخ تعیین شده برای جمع‏آوری امضاها ابتدا یک ‏سال بود و بعد یک سال دیگر تمدید شد و این دو سال تمام شده بود. علاوه بر آن، فشارهایی که قبل از اعتراضات یک سال اخیر علیه فعالان جمع‏آوری یک میلیون امضا در جریان بود، خودبه‏خود این جنبش را دچار رکود کرده بود. بنابراین من فکر می‏کنم، فعالانی که در عرصه‏ی کمپین یک میلیون امضا مشغول فعالیت بودند، امروز عرصه‏ی جدید‏تری پیدا کرده‏اند و سعی می‏کنند در این عرصه به نقش‏آفرینی جدید دست بزنند. در عین حال نمی‏توان گفت که کمپین دچار رکود شده است».

شهلا شفیق کنشگر کمپین یک میلیون امضا در فرانسه نیز معتقد است حرکت این کمپین هرچند نه به صورت خیابانی اما همچنان ادامه دارد. او می‌گوید باید بر اساس موقعیت کنونی، حرکت کمپین را تحلیل کرد. به اعتقاد وی همین‏که بحث‏ها و چاره‏جویی‏ها در درون کمپین ادامه دارد، به معنای تداوم این حرکت است.

این جامعه‌شناس در عین حال می‌گوید روند سابق کمپین نمی‌تواند به همان صورت ادامه داشته باشد. خانم شفیق می‌گوید: «مسلماً نمی‏شود مانند سابق حرکت کرد. یکی از مشخص‏ترین تغییرات در این زمینه‏، مسئله‏ی ارجاع دادن امضاها به نهادهای مختلف است. هرچند ارجاع نهایی امضاها به مقامات، با توجه به شرایط ایران، در خود کمپین هم صوری بود، اما امروز بازهم صوری‏تر شده است. به خاطر این‏که حتی برای بخش وسیعی از مردم این مسئله مطرح می‏شود که در چنین شرایطی ارجاع دادن این امضاها به یک نهاد چه معنایی دارد. ولی در عین حال شیوه‏هایی در درون خود کمپین وجود دارد که آن شیوه‏ها هم‏چنان معتبرند. مثلاً شیوه‏های چهره‏ به‏چهره، شکل مبارزه‏ی افقی- شبکه‏ای و خواست برابری، نکاتی هستند که تداوم آن‏ها کاملاً ممکن است».

شهلا شفیق جامعه‌شناس، کمپین را از کم کردن سطح خواسته‌هایش پرهیز مید‌هد

شهلا شفیق جامعه‌شناس، کمپین را از کم کردن سطح خواسته‌هایش پرهیز مید‌هد

تاثیر متقابل کمپین یک میلیون امضا و جنبش سبز

در طول یک سال پس از انتخابات از سوی فعالان جنبش زنان بسیار شنید‌ه‌ایم که روش اعتراضی مردم در جنبش سبز، برگرفته از جنبش زنان است. بسیاری دیگر نیز گفته‌اند که جنبش سبز جنبشی با روح زنانه بود. اما به راستی آیا جنبش سبز از جنبش زنان الگوبرداری کرده و اگر کرده چه چیزی در جنبش زنان قابل پیاده شدن در اعتراضات مردمی یک سال گذشته بوده است؟ و سهم کمپین یک میلیون امضا در این الگوبرداری چه میزان بوده است؟

کاوه مظفری می‌گوید جنبش سبز سه مشخصه از جنبش زنان و به طور خاص از کمپین یک میلیون امضا به ارث برده است: مدل کار شبکه‌ای، رویکرد مطالبه‌محوری و گفتمان برابری‌خواهی.

به گفته‌ی کاوه مظفری یکی از ویژگی‌های جنبش زنان و به طور اخص کمپین یک میلیون امضا، الگوی کار شبکه‌ای است. او می‌گوید برعکس سایر جنبش‌های اجتماعی مثل جنبش کارگری و حتی جنبش دانشجویی که ساختار هرمی و کلاسیک دارند، کمپین یک میلیون امضا یک مدل جدید سازماندهی را مطرح کرد که جنبش سبز نیز همین روش را ادامه داد.

آقای مظفری در مورد رویکرد مطالبه‌محوری کمپین و الگوبرداری جنبش سبز از آن چنین می‌گوید: «یکی دیگر از مواردی که می‏توان گفت جنبش سبز را تحت تاثیر قرار داد، روی‏کرد مطالبه‏محوری بود که در کمپین رواج پیدا کرد و این‏که فعالین کمپین با مطالبه‏ی خاص وارد عرصه‏ شدند. این فعالین درباره‏ی شعارهای کلان و آرمانی صحبت نمی‏کردند، موارد خاصی را مورد اشاره قرار می‏دادند و تغییر آن‏ها را طلب می‏کردند. شبیه این اتفاق برای جنبش سبز هم در یک سال گذشته افتاد. در مقاطعی از جنبش سبز در یک سال گذشته، خیلی از فعالین سیاسی علاقه داشتند شعارهای کلان مطرح کنند. اما برخلاف تاریخ گذشته‏ی فعالیت‏های سیاسی ایران، همیشه به آنان تذکر داده می‏شد که اگر می‏خواهید جنبش پیش برود، باید مطالبه‏ی خاص داشته باشید. باید روی یک سری مطالبات حداقلی که تکثر جنبش را هم بتواند جواب‏گو باشد تمرکز کرد نه این‏که شعارهای کلان سر بدهیم».

کاوه مظفری گسترش گفتمان برابری‌خواهی در جنبش اعتراضات مردمی را نیز یکی دیگر از تاثیرات کمپین یک میلیون امضا بر این حرکت می‌داند. او به بیانیه‌های منتشرشده توسط نمایندگان جنبش سبز و اشارات مداوم آنان به برابری حقوقی اشاره می‌کند.

این فعال حقوق زنان در این مورد مثالی از طرح لایحه حمایت از خانواده در مجلس می‌زند و می‌گوید: «برای این‏که مثال راحتی از این‏که برابری‌خواهی کمپین به صورت آگاهی در جامعه نشت کرده است بزنم، می‏توانم به نشانه‏ای که امروز در مجلس در ارتباط با لایحه‏ی حمایت از خانواده اتفاق افتاد اشاره کنم؛ در بحثی که در مورد یکی از مواد این لایحه جریان داشت، یکی از نماینده‏ها اصرار داشت که مخالفت‏اش با این ماده از لایحه به خاطر تبلیغات فمینیست‏ها نیست. این دقیقاً نشان می‏دهد که فعالین کمپین در تبلیغات خود چقدر موفق بوده‏اند که حتی در صحن علنی مجلس نمی‏خواهند بپذیرند که دلیل مخالفت‏شان با این ماده از لایحه، تبلیغات کمپین و فعالان برابری‏خواه بوده است».

نسرین ستوده از وکلای کمپین یک میلیون امضا می‌گوید کمپین آگاهی از قوانین و تبعیض‌ها را به دورافتاده‌ترین روستاها برده است

نسرین ستوده از وکلای کمپین یک میلیون امضا می‌گوید کمپین آگاهی از قوانین و تبعیض‌ها را به دورافتاده‌ترین روستاها برده است

قانونمندی و استفاده هرچه بیشتر از روش‌های مسالمت‌آمیز، الگوی دیگری است که به اعتقاد نسرین ستوده، جنبش سبز از کمپین یک میلیون امضا گرفته است. او در توضیح این روش می‌گوید: «رد پای گرایش جنبش زنان و به‏ویژه کمپین یک میلیون امضا به این‏که هرچه قانون‏مندتر و مسالمت‏‏‏آمیزتر خواسته‏های خود را بیان کند را در جنبش سبز می‏توان به وضوح دید. علاوه بر این، جنبش زنان علی‏رغم همه‏ی سرکوب‏هایی که در دهه‏های اخیر با آن مواجه بود، اما سعی می‏کرد راه خود را پیدا کند. هرگز در چند دهه‏ی اخیر شاهد آن نبوده‏ایم که جنبش زنان به‏کلی تعطیل شده باشد، بلکه با هر فشار و سرکوبی، جنبش زنان سعی می‏کرد راه جدید‏تری برای خود باز کند. نمونه‏ی آن هم بعد از سرکوب تجمع میدان هفت تیر بود. جنبش زنان همین تاثیرها را بر جنبش سبز هم داشته است. به‏نظر می‏رسد، جنبش سبز بهتر است بعد از هر رکودی که دچار آن می‏شود، با روش‏های قانون‏مندی شبیه همین کمپین جمع‏‏آوری یک میلیون امضا، از روش‏های جدید‏تری برای بیان خواسته‏های خود استفاده کند».

کاوه مظفری همچنین به استفاده‌هایی که کمپین یک میلیون امضا از اعتراضات مردمی یک سال اخیر کرد اشاره می‌کند و می‌گوید: «سال گذشته تعداد زیادی از فعالین اجتماعی، تحت عنوان جنبش سبز، وارد صحنه‏ی خیابان‏ها شدند که زیاد سابقه‏ی کنش‏گری اجتماعی نداشتند. بلکه بیشتر پتانسیل کنش اجتماعی بودند. کنش‏گران کمپین در سال گذشته توانستند با بسیاری از آنان ارتباط برقرار کنند و از این طریق توانستند هم بسیاری از آنان را با خودشان همراه کنند و هم گفتمان خود را به درون فضای جنبش سبز ببرند. همین‏طور که می‏دانید در بسیاری از بیانیه‏ها، نوشته‏ها و صحبت‏هایی که طی سال گذشته در فضای سبز صورت گرفته، خیلی از مطالبات کمپین بیان شده است».

آیا کمپین یک میلیون امضا در جنبش حق‌طلبی مردم مستحیل خواهد شد؟

دستگیری گسترده زنان در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ در میدان هفت تیر زمینه‌ساز راه‌اندازی کمپین یک میلیون امضا شد

دستگیری گسترده زنان در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ در میدان هفت تیر زمینه‌ساز راه‌اندازی کمپین یک میلیون امضا شد

توقف، سکوت، رکود و یا فعالیت در سایه هرچه که نامش باشد اتفاقی است که در یک سال اخیر برای حرکت‌های اجتماعی نظیر کمپین یک میلیون امضا افتاده است. آنچه در این یک سال بیش از همه به گوش رسید فریاد "رای من کجاست" بود و حق انتخاب آزاد و عادلانه.

اگر روال بر همین منوال ادامه یابد آیا خطر استحاله جنبش‌هایی نظیر کمپین یک میلیون امضا در جنبش سبز وجود دارد؟

کاوه مظفری با این نوع نگرش مخالف است. او می‌گوید اساسا جدا کردن اینچنینی حرکت‌هایی نظیر کمپین یک میلیون امضا از جنبش سبز کار درستی نیست. به نظر او جنبش سبز حرکتی است برای رسیدن به خواسته‌های جنبش‌های دیگر. او می‌گوید: «مردم حق رأی می‏خواهند که بتوانند به حق طلاق‏شان برسند، مردم ایران حق رأی می‏خواهند که بتوانند به دستمزد برابر برای کار برابر برسند، مردم حق رأی می‏خواهند که بتوانند معیشت خود را ارتقاء بدهند. حق رأی فی‏نفسه برای حق رأی، نمی‏تواند یک امر عام باشد. حق رأی در صورتی عام می‏شود که به سایر مطالباتی که مردم برای آن دارند تلاش می‏کنند، ربط پیدا کند».

به نظر کاوه مظفری شعار "رای من کجاست" مسیری است برای هدایت سایر خواسته‌های مردم و توافقی است بین تمامی جنبش‌های اجتماعی موجود: «تمام این مطالبات می‏خواهد از طریق حق رأی و از یک مسیر دمکراتیک، خود را در جامعه پیاده کند. این توافقی است که بین این جنبش‏ها درگرفته است. به این معنی نیست که این یک مطالبه‏ی کلی است که ممکن است همه چیز را خودش دربر بگیرد و آن مطالبات در آن استحاله می‏شوند. اگر مطالباتی مانند حق طلاق و یا حقوقی که کارگران، مثلاً برای افزایش دستمزدشان درخواست می‏کنند وجود نداشت، حق رأی هیچ معنایی پیدا نمی‏کرد».

شهلا شفیق معتقد است استحاله کمپین یک میلیون امضا در جنبش سبز، خطری نیست که این حرکت را تهدید می‌کند بلکه خطر از نظر وی، عقب نشستن کمپین از خواسته‌‌های مطرح‌شده‌اش به بهانه طرح خواسته‌های بزرگتر است: «به نظر من، یکی از ویژگی‏های مهم کمپین این بود که از امکانات فراجسته بود. یعنی دایره‏ی امکان را شکسته بود و در مملکتی مانند ایران، خود شعار اصلی "تغییر برای برابری"، شعار خلاقه‏ای بود که دایره‏ی امکان را می‏شکست. خطری که وجود دارد این است که با توجه به سرکوب شدید، به دایره‏ی امکان برگردیم. منظورم عقب کشیدن امنیتی نیست. چون بسیاری از فعالان زن، فعالان دانشجویی و یا فعالان جنبش‏های دیگر، خیلی وقت‏ها ناگزیرند حتی از کشور خارج شوند. اما طبعاً عقب کشیدن از نظر محتوایی و عقب کشیدن از شعارهای برابری به بهانه‏ی همگامی با وضعیت موجود، در درازمدت به ضرر و زیان جنبش زنان تمام می‏شود».

ترویج گفتمان برابری‌خواهی، مطالبه‌محوری، پیگیری خواست‌ها با روش‌های قانونمند و مسالمت‌آمیز، پرسشگری، خواستن و طلب کردن ـ هرچند مشروعیت آن کس که از او خواسته می‌شود زیر سوال باشد ـ حرکتی است که آن ۵۲ نفر اولیه‌ی فرهنگسرای رعد، جمعی از آغاز کنندگان آن بودند.

آن ۵۲ نفر، اینک رقمشان به تعداد تک تک زنان و مردان برابری‌خواهی رسیده که تنها در طول یک سال گذشته بارها و بارها شعار حق‌طلبی و برابری سر داده‌اند.

نهادینه شدن این گفتمان، همان مسیری است که انتهای آن برقراری حکومت قانون و دموکراسی خواهد بود.

میترا شجاعی

تحریریه: بهمن مهرداد

در همین زمینه:

  • تاریخ 26.08.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/OxDx
  • تاریخ 26.08.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/OxDx
تبلیغات