وقتی اسلحه فروشان، تفنگ به دست مادربزرگ شنل قرمزی می‌دهند | جهان | DW | 27.03.2016
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

وقتی اسلحه فروشان، تفنگ به دست مادربزرگ شنل قرمزی می‌دهند

هر کودکی به‌ویژه در کشورهای غربی قصه شنل قرمزی و مادربزرگش را می‌شناسد. در روایت جدید این قصه که با حمایت لابی اسلحه‌فروشان آمریکایی منتشر شده مادربزرگ اسلحه به دست می‌گیرد تا از خود در برابر گرگ دفاع کند.

قصه "شنل قرمزی" از مشهورترین قصه‌های جهان است. این قصه قدیمی آلمانی درباره دختری کوچک و گرگی است که می‌خواهد دختر و مادربزرگش را بخورد.

اما مدتی است که روایت جدیدی از این قصه منتشر شده است؛ روایتی که می‌گوید شنل قرمزی و مادربزرگش اسلحه داشته‌اند:

«گرگ در حالی که دهانش را باز کرده بود مدام نزدیک‌تر می‌آمد، اما ناگهان سر جایش ایستاد. با گوش‌های بزرگش صدایی آشنا را شنید که صدای کشیدن ضامن اسلحه بود. با چشم‌های بزرگش دید که مادربزرگ یک تفنگ ساچمه‌زنی را به طرفش نشانه گرفته است. مادربزرگ گفت: "فکر نمی‌کنم امروز کسی بتواند مرا بخورد و تو هم دیگر هرگز نمی‌توانی کسی را بخوری." چقدر گرگ متنفر بود از اینکه خانواده‌ها می‌دانستند چگونه از خودشان حفاظت کنند.»

"آملیا هامیلتون" این روایت از قصه "شنل قرمزی" را نوشته و با پشتیبانی "انجمن ملی سلاح" (NRA) منتشر کرده است. "انجمن ملی سلاح" سازمانی آمریکایی است که هدفش ترویج مالکیت سلاح‌های گرم و آموزش نحوه استفاده از آن در آمریکاست.

کسانی که برای تشدید قوانین خرید و فروش سلاح مبارزه می‌کنند با وحشت نسبت به انتشار روایت یاد شده از "شنل قرمزی" واکنش نشان داده‌اند.

"کارزار برادی برای جلوگیری از خشونت مسلحانه" عمل "انجمن ملی سلاح" را "نفرت‌انگیز و غیراخلاقی" و در خدمت بازاریابی دانسته است.

این سازمان غیرانتفاعی که برای کنترل سلاح و علیه خشونت مسلحانه فعالیت می‌کند، در رابطه با روایت جدید از "شنل قرمزی" گفت: «قصه با واقعیت خشن تفاوت دارد؛ در واقعیت هر روز حدود ۵۰ کودک و نوجوان در آمریکا بر اثر شلیک گلوله زخمی یا کشته می‌شوند.»

اما هامیلتون که علاوه بر "شنل قرمزی یک تفنگ دارد"، قصه "هانسل و گرتل یک تفنگ دارند" را هم نوشته، می‌گوید که آنچه برای او مهم است امنیت است.

هامیلتون می‌گوید: «هانسل و گرتل می‌دانند که نباید به خانه جادوگر که از شیرینی ساخته شده دست بزنند و خودشان را از هر وضعیت خطرناکی که در قصه اتفاق می‌افتد و بسیار خشونت‌بار است کنار می‌کشند.»

"هانسل و گرتل" هم یک قصه قدیمی با منشأ آلمانی است که روایتگر ماجرای گم شدن یک برادر و خواهر به نام هانسل و گرتل است که در جنگل به خانه‌ای ساخته شده از کیک و آب نبات می‌رسند و به دست جادوگر صاحب خانه زندانی می‌شوند.

شلیکی صورت نمی‌گیرد

البته در روایت‌های جدید دو قصه قدیمی یاد شده شلیکی صورت نمی‌گیرد. در پایان داستان "هانسل و گرتل" کلانتر می‌آید و جادوگر را دستگیر و زندانی می‌کند. در داستان "شنل قرمزی" هم شکارچی داستان از گرگ مراقبت می‌کند که دست و پایش را شنل قرمزی و مادربزرگش زنجیر کرده‌اند.

با این حال "کارزار برادی" معتقد است که "انجمن ملی سلاح" چنان دچار سقوط اخلاقی شده که تلاش می‌کند به دست جوانترین اعضای جامعه هم سلاح بسپارد.

اما هامیلتون در برابر این انتقاد گفته است که به نظر او هانسل و گرتل کودک نیستند بلکه نوجوان‌اند، زیرا به اندازه کافی بالغ بوده‌اند که بتوانند با هم به جنگل بروند.

با وجود بحث یاد شده، مخاطب اصلی قصه‌ها، قصه‌هایی که در آن‌ها اسلحه هم استفاده شده، به طور معمول خردسالان هستند. بدین ترتیب روی سخن "انجمن ملی سلاح" کودکان کم سن و سال‌اند.

هنوز قصه‌های زیادی هستند که می‌توانند به همین ترتیب بازنویسی شوند. هامیلتون اعلام کرده که در ماه مه (دو ماه دیگر) روایت جدیدی از قصه "سه خوک کوچولو" را منتشر خواهد کرد.

در همین زمینه: