«وجدان تاریخی مردم باید بیدار بماند» گفت‌وگویی با آرمان نجم، کارگردان فیلم ″ترور در برلین″ | فرهنگ و هنر | DW | 16.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

«وجدان تاریخی مردم باید بیدار بماند» گفت‌وگویی با آرمان نجم، کارگردان فیلم "ترور در برلین"

مستند "ترور در برلین" به بازگویی فاجعه‌ای می‌پردازد که در آن نقش سران جمهوری اسلامی در مقابله با مخالفان سیاسی بخوبی آشکار می‌شود. این مستند می‌کوشد با تلفیقی از مسایل انسانی و سیاسی نگاهی جدید به این واقعه داشته باشد.

آرمان نجم

آرمان نجم

دویچه وله : ف یلم در چه کشورهایی تاکنون به نمایش درآمده است؟

آرمان نجم: این فیلم برای اولین‌بار در ماه آوریل همین امسال در فستیوال فیلم‌های ایرانی در تبعید در پاریس به نمایش درآمد. در واقع در برلین، که این فیلم تولید شده بود، امروز افتتاحیه این فیلم بود. اما با همکاری انجمن‌های سکولارهای سبز برای دمکراسی در ایران، این فیلم در چندین شهر آمریکا و شهرهای لندن، سوئد و همزمان امروز در ساکرامنتو به نمایش گذاشته شد.

چه مشکلاتی برای تهیه‌ی فیلم داشتید؟

معمولاً شرکت‌های خصوصی و تلویزیون‌ها برای فیلم‌هایی این‌گونه، حاضر به سرمایه‌گذاری نیستند. به خاطر این که عملاً این فیلم‌ها موضوع‌های سیاسی دارند و در رابطه با این موضوع‌های سیاسی نقش اپوزیسیون ایران که همواره از ۳۰ سال گذشته مورد هجوم و سرکوب مأمورین جمهوری اسلامی چه در خارج و چه در داخل قرار گرفته، برجسته می‌شود، حاضر به سرمایه‌گذاری نیستند و ما باید این فیلم‌ها را با همت دوستان خودمان، منجمله در رابطه با این فیلم با دوستانی که در کلوپ فیلمسازان ایرانی‌ـ اروپایی داریم، با همکاری آن‌ها این فیلم‌ها را که خارج از حوزه‌ی معمولی فیلمسازی است، یعنی به صورت ایندیپندت این فیلم‌ها را تهیه می‌کنیم و بعد از آن برای مردم به نمایش می‌گذاریم و سعی می‌کنیم این فیلم‌ها را هم در فیلم‌‌فستیوال‌های بین‌المللی شرکت دهیم.

آنچه در فیلم غایب بود، حضور نمایندگان یا سخنگویان قضایی کشور آلمان بود و ما هیچ کسی را نه از وکلای مدافع یا از دادستانی یا از دادگاه در این فیلم ندیدیم. آیا مشکلی بوده برای پیداکردن این افراد و یا حضورشان در این مستند؟

Filmbilder Terror in Berlin

نه، اصلاً این طور نبوده. به‌خاطر این که من در رابطه با این فیلم نزدیک به ۸۰ ساعت فیلم ماتریال داشتم و همان طور که شما اشاره کردید، با دادستانی و وکلای پرونده‌ی میکونوس مصاحبه کردم و همین طور با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی آلمانی. اما در مجموع نمی‌خواستم در این فیلم با جزییات زیاد به موضوع پرداخته شود. چون مدارک و اسنادی که در مورد دادگاه میکونوس وجود دارد، تمام این مسائل را به صورت کتبی بازگو می‌کند. آن چیزی که بیش‌تر مورد نظر من بوده، مسائلی است که تا به امروز در موردش صحبت نشده است. به‌عنوان مثال شما پرویز دستمالچی را می‌بینید که کارهایی که انجام می‌دهد تا دولت آلمان را مجبور به اقرار کند که اسلحه‌ی قتل میکونوس از ایران آمده و یا داستان‌هایی از این قبیل که برای اولین‌بار بازگو می‌شود. من بیش‌تر فیلم را روی این موضوعات خلاصه کردم.

این مستند تا چه حد وقایع میکونوس را به‌طور دقیق منتقل می‌کند؟

این سئوال خیلی خوبی است. من فکر می‌کنم که اگر کسی بخواهد دوباره از زاویه‌ی دیگری به این فاجعه نگاه کند، من فکر می‌کنم بتواند ۱۰ یا ۲۰ فیلم دیگر در این مورد بسازد. اما من سعی کردم نگاهم و طرح اولیه‌ام را روی مسائلی متمرکز کنم که تا به‌حال در موردش صحبت نشده است و تقریباً به نزدیک‌ترین حوزه‌ای بروم که در آن شخصیت‌های این داستان، مثل پرویز دستمالچی، دخترش و دختر دهکردی، سارا دهکردی و یا همسر دهکردی و یا کسانی که به‌صورت مستقیم در این فاجعه لطمه دیده‌اند از نظر انسانی و یا سیاسی، همان طور که رهبران حزب دموکرات کردستان به‌عنوان مثال در این فاجعه کشته‌شدند، از این زاویه به این قضیه نگاه کنم. اما آن چیزهایی که بعد از چهارسال تحقیقات در واقع دادگاه میکونوس نتایجش را بیرون داده است، اسناد وجود دارد و احتمالاً می‌شود بازهم در مورد آن اسناد فیلم‌های متعددی را ساخت یا مقالات و یا کتاب‌های زیادی را نوشت.

چرا با توجه به اهمیت دادگاه میکونوس، با توجه به پیامدهایی که این ترور نه تنها در آلمان، بلکه به طور کلی در سراسر جهان داشته است، با تأخیر چنین مستندی ساخته می‌شود؟

هیچ وقت تأخیر نیست. این سئوال را یک خبرنگار دیگر هم از من کرد و پاسخ من به آن خبرنگار این گونه بود. ببینید در آلمان، همین کشوری که ما زندگی می‌کنیم، شما می‌دانید که نازیسم قبل از جنگ جهانی دوم در این کشور حکمفرما می‌شود و در واقع کشتار وحشیانه‌ای را هنگام جنگ جهانی دوم در اروپا به راه می‌اندازد و از این فاجعه شوم بیش از نیم قرن است که گذشته، ولی شما اگر به تلویزیون‌های آلمان مراجعه کنید، محال ممکن است که هرشب یک فیلم مستند از جنایاتی که نازی‌ها در آلمان انجام دادند، چه در رابطه با کلیمی‌ها و چه در رابطه با دگراندیشان، پخش نشود. بنابر این هیچ وقت دیر نیست و به باور من باید همیشه این قضایا را تکرار کرد تا وجدان تاریخی مردم بیدار بماند، برای این که این وقایع بار دیگر اتفاق نیفتد.

در اصل دو نگاه متفاوت در فیلم است. یک نگاه شخصی و احساسی و یک نگاه منطقی و تا حدودی کاملاً دقیق به حوادث دادگاه و وقایع میکونوس. آیا می‌شود گفت که فیلم در واقع ترکیبی از این دو جنبه است؟

شما در این تحلیل‌تان فیلم را به باور من بسیار درست مشاهده کردید. این فیلم در واقع دو جنبه‌ی مهم این فاجعه را به صورت موازی جلو می‌برد. یکی مسأله‌ای است که اتفاق افتاده است که مسأله‌ای است حقوقی که به باور من در این مورد ما می‌توانستیم این فیلم را درست چهار سال بعد از این واقعه بسازیم، چون در واقع دادگاه میکونوس بعد از چهار سال تحقیقات رأی خود ش را مبنی بر محکومیت سران مذهبی و سیاسی نظام صادر کرد. ما از موقعی که یک دادگاه بین‌المللی رأی خودش را صادر کرده، بنابراین می‌توانیم به رأی آن دادگاه استناد کنیم و فیلم یا کتاب یا مقاله‌ای بنویسیم. اما در رابطه با جنبه‌ی دیگر همیشه ترورهای سیاسی یا اصولاً کشتار سیاسی یک فاجعه‌ی انسانی هم هست. یا حتی اگر کشتار نباشد، شما تصور کنید که یک زندانی سیاسی در واقع خانواده‌اش را با یک نوع نابهنجاری اجتماعی مواجه می‌کند و اگر او را کشته باشند، همیشه اثری از این حادثه در ادامه‌ی زندگی آن‌ها و تا انتهای زندگی آن‌ها با آن‌ها خواهد بود. به‌عنوان مثال سارا دهکردی محال ممکن است لحظات تلخی را که به او اعلام می‌کنند، به یک بچه‌ی ۹ ساله، که پدرت رفته و دیگر برنمی‌گردد را فراموش کند. مسلماً سارا دوران زندگی خودش را بدون پدر ادامه داده و بزرگ شده و تأثیراتی را که این عدم وجود پدر در زندگی او گذاشته است، من نخواستم به صورت خیلی عمیق کندوکاو کنم. چون این می‌تواند موضوع یک فیلم مستند دیگری باشد. اما سعی کردم که این موضوع را در گذشت زمان، یعنی در رابطه با این که آن موقعی که این اتفاق افتاده، سارا یک دختربچه‌ی ۸ـ ۹ ساله بوده و امروز تقریباً یک زن ۳۰ ساله است، این را نشان بدهم که بعد از گذشت ۱۸ سال از این واقعه‌ای که اتفاق افتاده است، نگاه نسل جدیدتر، نگاه نسلی که مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و این قتل‌ها و این نابرابری‌ها را به صورت مستقیم اگرچه زندگی کرده، ولی نمی‌توانسته این‌ها را پیش خودش آنالیز یا تجزیه تحلیل کند، در حال حاضر چه نگاهی به این مسائل دارد و شما نگاه او را به درستی دیده‌اید که او اشاره می‌کند که حس انتقام‌جویی ندارد و در فیلم می‌گوید که اگر بگذارم که حس انتقام‌جویی در من به‌وجود بیاید، در واقع آمرین و عاملین این قتل‌ها پیروز شده‌اند. به‌خاطر این که علاوه براین که نزدیکان ما، پدر، مادر، خواهر و یا برادران ما را کشته‌اند، با این شیوه می‌توانند رفته رفته ما را هم بکشند. یعنی این که حس انتقام‌جویی در ما به‌قدری زیاد می‌شود که به شکلی ما را کور می‌کند و نمی‌گذارد که ما به زندگی به آن شکلی که باید یک انسان آزاد در یک اجتماع آزاد به زندگی نگاه کند، نگاه واقعی را به این زندگی داشته باشیم.

با توجه به موضوعاتی که در این مستند به آن‌ها اشاره می‌شود، فیلم جنبه‌ی روشنگرانه برای جامعه‌ی آلمانی هم دارد. آیا تلاش می‌کنید یا در آینده خواهید کرد که احیاناً در تلویزیون‌های مشخصی در آلمان این فیلم به نمایش گذاشته شود؟

Filmbilder Terror in Berlin

مسلما یک فیلم ساخته می‌شود برای اینکه به نمایش گذاشته شود. اما اگر فیلمی به نمایش گذاشته نمی‌شود، منظورم این گونه فیلم‌هاست، مشخصاً به دلیل سیاسی بودن موضوع‌آن‌هاست. و ما برای این فیلم می‌خواستیم در ابتدا از کانال فیلم‌های غیر ایندیپندت وارد شویم و با امکانات بهتر و بیش‌تری این فیلم را بسازیم. اما موفق نشدیم، جواب مثبت نگرفتیم. ولی در رابطه با این فیلم من همزمان مثال دیگری را می‌زنم از تلویزیون آلمان که به‌جای این که این‌گونه فیلم‌ها را تولید کنند، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را، آقای ضرغامی، به آلمان دعوت کردند و میهمانARD و ZDF بود. در واقع این سیاست متضاد نشان می‌دهد که دولت‌های اروپایی نمی‌خواهند به‌خاطر این گونه مسائل که به عقیده‌ی من بسیار مهم است، منافع احتمالاً اقتصادی و یا سیاسی خودشان را به‌خطر اندازند. ولی به‌باور من این باعث نمی‌شود که ما دست روی دست بگذاریم و این گونه فیلم‌ها را تولید نکنیم. با امکاناتی که داریم و با تعهد اخلاقی و اجتماعی که نسبت به مبارزات مردمان در گذشته داریم، چه در داخل و چه در خارج ازایران، این فیلم‌ها را تهیه می‌کنیم و سعی می‌کنیم که با امکانات کم‌مان این اسناد تاریخی را که تولید می‌کنیم، برای نسل‌های جدیدتر به نمایش بگذاریم تا آن‌ها هم از واقعیت‌های تاریخی که طی این ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده است، آگاه شوند.

آیا فیلم به تلویزیون‌های مشخص آلمانی ارائه شده و آیا آن‌ها جواب نه داده‌اند؟

فیلم در حال حاضر ارائه داده نشده است. ولی موقعی که ما خواستیم این فیلم را تولید کنیم، برای تولید فیلم این پروژه را برای آن‌ها فرستادیم و آن‌ها قبول نکردند. پس برای ما روشن است که اگر این فیلم ساخته شود، پخش این فیلم‌ها را هم قبول نخواهند کرد.

مصاحبه گر: شهرام اسلامی

تحریریه: شهرام احدی

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط

  • تاریخ 16.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PDiB
  • تاریخ 16.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PDiB
تبلیغات