″همه اقوام من″ آلبوم جدید گروه رستاک‌‌<br> گفت و گو با سیامک سپهری، سرپرست گروه | دنیای وب | DW | 19.08.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

دنیای وب

"همه اقوام من" آلبوم جدید گروه رستاک‌‌
گفت و گو با سیامک سپهری، سرپرست گروه

آلبوم تصویری گروه رستاک به سرپرستی سیامک سپهری، به تازگی در ایران منتشر شده است. گروه رستاک موسیقی محلی و فولکلر ایران را معرفی می‌کند و در آلبوم جدید نیز به اجرای ترانه‌هایی خاطره‌انگیز از سرتاسر ایران پرداخته است.

اعضای گروه رستاک

اعضای گروه رستاک

در اولین آلبوم گروه "رستاک"، با عنوان "رنگ‌واره‌های کهن" نیز به موسیقی و آواهای محلی پرداخته شده است. آلبوم جدید در مرداد امسال با نام "همه اقوام من" به بازار آمد و در آن ترانه‌های محلی و آشنای گوشه و کنار ایران در تنظیمی جدید و پرشور عرضه شده است. گروه رستاک که همه اعضای آن جوان هستند، تصمیم گرفت، آلبوم "همه اقوام من" را به صورت تصویری منتشر کند.

گروه رستاک متشکل از سيامک سپهری، فرزاد مرادی (خواننده و نوازنده قوپوز، تارباس، دهل، تامبورين، دوتار و سه‌تار)، رضا عابديان (کمانچه و تارباس آرشه‌ای)، بهزاد مرادی (خواننده و نوازنده دف، دهل، قوپوز، کوزه، تاس، تامبورين و دسرکتن)، پيران مهاجری (عود و دهلک)، سحر ابراهيم (قانون)، ‌اکبر اسماعيلی‌پور (تار)، محمد مظهری (کمانچه)، سارا نادری (دوتار، رباب، سه‌تار، دسرکوتن و دايره)، ياور احمدی‌‌فر (دف، دايره، دهل و پيپه)، کاوه سروريان (سرنا، بالابان، نی و ‌لبک)، سارا احمدی (دف و سازهای کوبه‌ای) است و ليلا مرآت نيز مديريت گروه را بر عهده دارد. سیامک سپهری، نوازنده تار و سرپرست گروه رستاک در گفت و گویی با دویچه له از جزییات تشکیل این گروه، آلبوم جدید و سایر فعالیت‌های هنری آن می‌گوید.

سیامک سپهری، سرپرست گروه رستاک

سیامک سپهری، سرپرست گروه رستاک

دویچه وله: آقای سپهری، پیش از آن‏که در مورد آلبوم جدید شما صحبت کنیم، کمی در مورد گروه رستاک و چگونگی شکل‏گیری این گروه توضیح بدهید.

سیامک سپهری: گروه رستاک در سال ۷۶ شکل گرفته است. ابتدا من با یکی از بهترین دوستان‏ام، بهزاد پورنقی، ایده‏ای در ذهن‏مان داشتیم که فکر می‏کردیم در قالب گروهی با نام گروه "رستاک" این ایده‏ها را به شکل موسیقایی اجرا کنیم.
بعد از آن، دوستان دیگری مانند رضا عابدیان، فرزاد مرادی و پیران مهاجری در کنار ما قرار گرفتند و گروه رستاک در شکل امروز آن شروع به کار کرد. از همان زمان، شاید بیش از آن‏که فضای موسیقایی برایمان در اولویت باشد، رابطه‏ی انسانی و دوستانه‏ای که در میان‏مان بود، باعث شکل‏گیری و رشد این گروه شد.

آلبوم جدید شما، با عنوان "همه‏ی اقوام من"، به‏تازگی منتشر شده است. لطفاً در مورد این آلبوم و فضای کار نیز توضیحی بدهید.

ذهنیت و محور فعالیت گروه رستاک از ابتدا، بر مبنای موسیقی اقوام و مناطق مختلف ایران بود. ما زمان بسیار زیادی را روی پژوهش در این نوع موسیقی صرف کردیم. ممکن است از سال ۷۶ تا ۸۶ که اولین آلبوم رسمی ما منتشر شد، زمان زیادی به‏نظر برسد. البته برای تحقیق زمان زیادی نیست و شاید خیلی عجیب نباشد.
ما بعد از ۱۰ سال، اولین آلبوم‏مان را به اسم «رنگ‏واره‏های کهن» بیرون دادیم. در این آلبوم تلاش کردیم از ملودی‏هایی استفاده کنیم که به لحاظ آماری کم‏تر شنیده شده‏اند و در موسیقی هر منطقه اصالت زیادی دارند. اما در آلبوم بعدی‏مان "همه‏ی اقوام من" نگاه‏مان مقداری عوض شد و تمایل گروه این بود که با مخاطب بیشتری ارتباط برقرار کند.
در این راستا، به سراغ ملودی‏هایی رفتیم که در عین اصیل بودن، به لحاظ آماری بیشتر شنیده شده باشند. یعنی در میان مردم هر منطقه، جایگاه ویژه‏تری داشته باشند و در عین حال برای سایر نقاط ایران هم آشنا باشند. مثلاً ملودی‏ از گیلان انتخاب شده، ولی برای خیلی از مردم ایران هم آشنا است.
این کلیت تصمیم و ذهنیت ما برای طراحی این آلبوم بود. با کمک خانم مهرعاد نیز سعی کردیم فضاهای بصری‏ای هم ایجاد کنیم که حس و حال و هواهای این اجراها را بیشتر به مخاطب منتقل کند.

Rastak

علت توجه شما به موسیقی محلی ایران چیست؟ هم در آلبوم "رنگ‏واره‏های کهن" و هم در آلبوم جدید، تمرکزتان روی موسیقی محلی و موسیقی اقوام است.

ایران فرهنگ‏های زیادی را در خود جای داده است و همین مسئله باعث شده که ما به لحاظ روبنای فرهنگی هم تنوع فوق‏العاده زیاد و زیبایی داشته باشیم. همه‏ی این عوامل در کنار هم و زیبایی بی‏حد و حصر و بکر بودن این فضاها، ما را از همان ابتدا شیفته‏ی این موسیقی کرد.
در ادامه‏ی این قضیه، ما سعی کردیم تحقیقاتی به شکل میدانی انجام بدهیم و هرچه گذشت، ما بیشتر نیازمند و مجذوب این موسیقی شدیم. یعنی دیگر نمی‏توانستیم از آن جدا شویم. شاید خیلی سخت باشد، بعد از این‏که انسان با چنین اقیانوسی از زیبایی، لطافت و عمق روبرو شود، راحت بتواند از آن دل بکند و به سمت فضاهای دیگری برود. فکر می‏کنم ما تا مدت زیادی، یکی از دغدغه‏های‏مان این است که بتوانیم از این موسیقی لذت ببریم و این لذت را به بقیه‏ی مردم کشورمان هم هدیه بدهیم.

دو تغییر عمده‏ از آلبوم اول‏تان تا این کار جدید وجود دارد که یکی از آن‏ها به‏کارگیری کلام است. چون آلبوم اول فقط موسیقی بدون کلام بود و در آلبوم دوم، دو تن از نوازندگان گروه کار خوانندگی را هم بر عهده دارند و موسیقی باکلام همراه شده است. دیگر این‏که کار جدیدتان به صورت تصویری ارائه شده است. با چه انگیزه‏ای این دو تغییر را وارد کارتان کرده‏اید؟

در ارتباط با آلبوم اول، یعنی "رنگ‏واره‏های کهن" سوءتفاهمی پیش آمده که لازم است در ارتباط با آن توضیحی بدهیم. در آن آلبوم قصد ما این بود از فضای عمومی موسیقی ایران که خیلی خواننده‏محور است، کمی فاصله بگیریم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم اسمی از خواننده روی آلبوم نباشد. در نتیجه این اشتباه برای خیلی از دوستان ایجاد شد و حتی در سایت‏های مختلف آن آلبوم به عنوان موسیقی بی‏کلام معرفی شد. در صورتی که آن کار هم با خوانندگی آقای فرزاد مرادی، مجید پوستی و دوست دیگری به اسم آقای شجاعی که به عنوان میهمان در تهیه‏ی آن آلبوم با ما همکاری کردند، اجرا شد.
در مورد بخش دوم سؤالتان، یعنی اضافه شدن بخش تصویری به آلبوم جدید، چون قصد ما به‏هرحال ارتباط برقرار کردن با مخاطب است، تلاش کردیم با کمک گرفتن از تصویر و فضای تصویری، ارتباط عمیق‏تر و بهتری با آن‏ها برقرار کنیم و در عین حال دامنه‏ی مخاطبین‏مان هم وسیع‏تر بشوند.

Rastak

آقای سپهری، در گذشته هم پژوهش روی موسیقی محلی ایرانی انجام شده است و کارهایی هم در این زمینه از آقای محمد رضا درویشی و یا پیش‏تر از آن از آقای مسعودیه وجود دارد.
اما آلبوم جدید شما و کلیپ‏های تصویری آن به‏سرعت همه‏جا پخش شده و استقبال خوبی از آن شده است. همه‏ی اعضای گروه شما جوان هستند و بخشی از مخاطبین‏تان را هم جوانان تشکیل می‏دهند. وقتی به سراغ موسیقی محلی می‏رفتید، فکر می‏کردید در میان جوانان نیز چنین استقبالی از موسیقی محلی و اقوام بشود؟

آن‏‏چه به آن اشاره کردید، مایه‏ی افتخار ماست و خیلی خوشحال‏ام که شما چنین حسی در این‏باره دارید. بیشترین خوشحالی ما از آن است که طیفی که با این کار ارتباط برقرار کرده‏اند، به لحاظ سنی هم طیف خیلی وسیعی هستند. آن‏چه برای خود من و فکر می‏کنم برای همه‏ی اعضای گروه جذاب و هیجان‏انگیز بوده، این است که ما فیدبک‏ زیادی از دوستانی داشتیم که حتی بچه‏های یک‏‏ساله هم با این کار ارتباط برقرار کرده‏‏اند که شاید به واسطه‏ی تحرک و حرکتی است که در این قطعات وجود دارد.
در ارتباط با تحقیقاتی که قبلاً در این زمینه شده است، می‏توان گفت که این موسیقی و فضای شنیداری آن بسیار ژرف و وسیع است و فکر می‏کنم یکی از دغدغه‏های همه‏ی موسیقی‏دان‏ها باشد. پژوهشی که ما در این زمینه انجام دادیم، برای نمایش موزه‌ای ِ این نوع موسیقی نبوده است. بلکه تلاش کردیم استفاده‏ی عملی از آن داشته باشیم و در جهت ارائه‏ی این موسیقی با زبانی که شاید زبان رستاک باشد، حرکت کرده‏ایم. تلاش شده تا جایی که امکان دارد، زبان استفاده از این موسیقی امروزی‏تر باشد و سوژه‏هایی را هم که انتخاب کرده‏ایم با این نگاه بوده است.
شاید بزرگ‏ترین موفقیت ما در آن باشد که با این هدف جلو رفته‏ایم و قصدمان این بوده که این قطعات بتوانند با زبان امروزی ارتباط برقرار کنند. بر این اساس شاید امروز بیشترین تعداد مخاطبین ما جوانان هستند که برای ما بی‏نظیر است و اتفاق خیلی میمون و بزرگی است.

در جایی اشاره کرده بودید که آهنگ‏سازی و تنظیم این قطعات، در مواقعی به صورت گروهی و با استفاده از سلیقه‏ی اعضای مختلف گروه انجام می‏شود. قطعات انتخابی به‏خصوص در آلبوم جدیدتان، مثلاً ترانه‏‏ی لیلا یا قطعه‏‌ایی کردی برای خیلی‏ها آشنا است. ولی قطعات خیلی پرشور و پرهیجان تنظیم شده‏اند و مخاطب را خیلی جذب می‏کند. تنظیم گروهی قطعات چگونه شکل می‏گیرد؟

هر آفرینش هنری در گروه رستاک توسط جمع انجام می‏شود. روی کارها کاملاً به صورت کارگاهی فکر می‏شود. پروسه‏ی هر خلق هنری در رستاک چند مرحله دارد:
یک مرحله‏ی آن، مرحله‏ی انتخاب قطعات است. ما از همان سال ۷۶، به مجردی که عظمت و بزرگی این موسیقی‏ها و تنوع آن را لمس کردیم، به این نتیجه‏ رسیدم که در توان یک نفر –دست‏کم یک نفر از ما- نیست که کار پژوهش در این زمینه را پیش ببرد. بر این اساس، مناطق را به لحاظ جغرافیایی و فرهنگی تقسیم کردیم و هرکدام از دوستان روی یک منطقه کار کردند.
مثلاً آقای فرزاد مرادی به واسطه‏ی این‏که خودش در بطن فرهنگ کردستان بود، روی موسیقی کردی کار کرد و به خاطر علاقه‏ی شخصی‏اش، کار روی فرهنگ موسیقیایی خراسان را نیز بر عهده گرفت.
بعد از کار و تحقیق هرکدام از دوستان روی موسیقی مناطق مختلف، سوژه‏هایی بر مبنای هدف هر آلبوم یا هر کاری انتخاب می‏شود. این سوژه‏ها در گروه مطرح و در نهایت، گروه سوژه‏ای را انتخاب می‏کند.
بعد از آن وارد مرحله‏ی ساخت می‏شویم. در مرحله‏ی ساخت، بیشترین نقش من به عنوان یکی از اعضای گروه، یک‏دست کردن این سوژه‏ها است. یعنی در نهایت، این یک‏دستی به وسیله‏ی من انجام می‏شود. وگرنه کاری فراتر از آن، بر عهده‏ی من نیست و هرکدام از دوستان به نحوی در تنظیم و روایت مجدد این قطعات تأثیر دارند.

برای شنیدن این گفت و گو و همچنین بخش‌هایی از آلبوم "همه اقوام من" بر روی لینک پایین کلیک کنید

مصاحبه گر: کاوه بهرامی
تحریریه: یلدا کیانی

  • تاریخ 19.08.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/Oq3S
  • تاریخ 19.08.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/Oq3S
تبلیغات