«هدف عماریون، حصر و حذف هاشمی است» | ایران | DW | 01.03.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

«هدف عماریون، حصر و حذف هاشمی است»

انتخابات ریاست خبرگان رهبری کشمکش میان هاشمی رفسنجانی و حامیان دولت محمود احمدی‌نژاد را افزایش داده است. محمد رهبر خبرنگار در مالزی معتقد است که نزدیکان رهبر ایران در پی حصر، حذف و محاکمه هاشمی هستند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

در حالی هاشمی رفسنجانی به صراحت اعلام کرده است که در انتخابات ریاست مجلس خبرگان شرکت خواهد کرد، خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه مدعی شد: «آيت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه يكی از ائمه جمعه موقت تهران اخيرا به آيـت‌الله مهدوی كنی پيغام داد كه ايشان برای رياست مجلس خبرگان كانديدا شوند.»

دفتر هاشمی رفسنجانی در اطلاعیه‌ای با تکذیب این خبر آورده است: «انتشار خبر بدون منبع مبنی بر پیام‌های آیت‌الله هاشمی به آیت‌الله مهدوی كنی از طریق یكی از ائمه جمعه تهران همانند دیگر دروغ‌ها و خبرسازی انجام شده در هفته‌های اخیر توسط برخی رسانه‌ها برای ایجاد حاشیه‌سازی درباره مجلس خبرگان رهبری، تكذیب می‌شود.»

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران روز ۹ اسفند (۲۸ فوریه) در خبری دیگر از پاسخ مثبت مهدوی‌کنی به درخواست ۵۰ نماینده مجلس خبرگان جهت کاندیداتوری وی برای ریاست این مجلس خبر می‌دهد.

اصولگرایان تندرو در دوره‌‌های پیشین نیز سعی کردند با کاندیدا کردن احمد جنتی و محمد یزدی، هاشمی را از ریاست این نهاد مهم نظارتی دور کنند که این اقدامات موفقیت آمیز نبود. این پرسش مطرح است که ریاست هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان برای وی و مخالفانش چه اهمیتی دارد و مخالفان هاشمی در پی دستیابی به چه اهدافی هستند. در این زمینه با محمد رهبر، خبرنگار و تحلیل‌گر سیاسی، در مالزی گفت‌وگو کرده‌ایم.

دویچه‏وله: آقای رهبر، هاشمی رفسنجانی در واکنش به اتفاقات ۲۵ بهمن گفته است: «معاندین نظام که از اول انقلاب علیه نظام توطئه می‏کردند، در بیست و پنجم بهمن حضور داشتند». می‏دانیم که این راهپیمایی به دعوت آقایان موسوی و کروبی، از سران معترضان برگزار شده بود. آیا در مواضع آقای هاشمی تغییراتی ایجاد شده است؟

محمد رهبر: برای شناخت آقای هاشمی رفسنجانی شاید باید رشته‏‏ای با عنوان انسان‏شناسی سیاسی تأسیس شود. این است ‏که مواضع آقای هاشمی رفسنجانی را نمی‏توان به‏روشنی شناخت. ولی از اتفاقاتی که در جبهه‏ی مقابل می‏افتد و مواضعی که دیگران در قبال ایشان می‏گیرند، می‏توان دانست که آیا این موضع آقای هاشمی، موضع اصیلی است یا نه.

گفته‏های آقای هاشمی هیچ تأثیری در کسانی که ایشان را از مجلس خبرگان حذف کنند، نداشت. به این معنی که آن‏ها به ضرس قاطع به‏دنبال آقای مهدوی کنی و جایگزینی آقای هاشمی رفسنجانی و گرفتن ریاست مجلس خبرگان از ایشان هستند. این نشان می‏دهد که این گفته‏ها در دل آن‏ها تأثیری نداشته و می‏دانند که آقای هاشمی این حرف‏ها را چندان از دل نزده و بنا بر سیاست و مقتضیات زمان و مکانی‏ای که دارد، چنین گفته‏هایی را گفته است.

تظاهرات ۲۵ بهمن ۸۹

تظاهرات ۲۵ بهمن ۸۹

اما این‏که حرف‏های آقای هاشمی چه تأثیری در اهالی جنبش سبز و کسانی که این روزها به خیابان‏ها می‏روند و اعتراض می‏کنند دارد؛ بله در آن‏جا تأثیر بسیار منفی‏ای دارد و آن وجهه‏ی کم‏رنگی که آقای هاشمی بین آن‏ها داشت را خراب و خراب‏تر می‏کند.

اما این را هم در نظر بگیریم که آقای هاشمی یک فرد منفرد است، با خواسته‏های خودش. به این معنا که این فیل خاموش سیاست ایران، فکر می‏کنم دنبال کسب قدرت و گرفتن همان پست‏هایی است که داشته. بازی شطرنج آقای هاشمی رفسنجانی در قدرت جواب می‏دهد.

یعنی اگر ایشان هم از قدرت کنار بکشند و دقیقاً بشوند مانند آقایان کروبی، موسوی و خاتمی، آن‏جا دیگر هیچ‏گونه مهره‏ای ندارند که تکان بدهند. اولاً مردم پشت ایشان نخواهند آمد. چون یک‏بار قرار شد به ایشان در قبال آقای احمدی‏نژاد رأی بدهند، ولیکن این‏طور نشد و دیگر این‏که فقط در قدرت است که می‏توانند شناگر قهاری باشند.

آقای هاشمی مرد حماسه‏های پشت صحنه هستند. برای همین، به شدت برای ایشان مهم است که این سکان مجلس خبرگان را به‏دست داشته باشد و به هرنحوی که شده، این مجلس را از دست ندهد.

آیا جناح مقابل و مخالفان آقای هاشمی، فقط به تغییر مواضع ایشان اکتفا می‏کنند؟ یعنی اگر ایشان فردا علیه جریان اعتراضی مواضع بسیار شدیدتری را اتخاذ کنند، دیگر با ایشان مشکل نخواهند داشت و میزان حملات و فشار‏ها به ایشان کاهش پیدا می‏کند؟

اول باید ببینیم که جناح مقابل آقای هاشمی چه کسانی هستند. آیا جناح مقابل آقای هاشمی محافظه‏کاران قدیمی‏ای مانند مؤتلفه‏ی اسلامی یا روحانیون محافظه‏کاری مانند مهدوی کنی و یا کسانی که در این ۳۰ سال در قدرت بوده‏اند، هستند. یا جناح مقابل آن هسته‏ی اصلی هستند که امروز جزو مشاوران آقای خامنه‏ای شده و مملکت را در دست دارند و در سپاه، مجلس و دولت نقش بسیار فراوانی دارند.

این جناح مقابل اگر محافظه‏کاران باشند که آن‏ها با هر موضعی از آقای هاشمی، ایشان را طرد نمی‏کنند. آن‏ها با آقای هاشمی آشنا هستند و به این مواضع کاملاً عادت دارند. مانند همین‏که دیدیم، آقای بادامچیان، عضو مؤتلفه‏ی اسلامی گفته است: «به‏هر تقدیر، این‏قدر را هم که آقای هاشمی گفته‏اند، نشان می‏دهد ایشان دل‏شان این‏طرف است و زیر چنین پرچمی هستند و می‏شود بازهم امید داشت که ایشان رییس مجلس خبرگان باشند». گرچه فارس این مصاحبه را تکذیب کرد. ولی ندیدم ایلنا که این مصاحبه را انجام داده بود، آن را تکذیب کند و گویا صحت دارد.

اما آن جناح مقابل که ما شاخصین آن را خود آقای احمدی‏نژاد، طائب و پناهیان بگیریم و آن حلقه‏ی عماریون که جدیداً شکل گرفته و اتاق فکر آقای خامنه‏ای را تشکیل می‏دهد، آن‏ها به هیچ عنوان، جز حذف هاشمی و حتی محاکمه‏ی ایشان، به هیچ چیز دیگری راضی نیستند. حتی اگر آقای هاشمی از همه‏ی اصلاح‏طلبان تبری بجوید، حتی اگر توبه کند، این‏ها ابدا با این حرف‏ها راضی نمی‏شود. آن‏ها معتقدند که هاشمی هم جزو ارکان "فتنه"‏ای است که آن‏ها می‏گویند و باید حتماً ایشان را خلع لباس و خلع قدرت کرد.

این مجلس خبرگان برای آقای هاشمی چه اهمیتی دارد؟ با توجه به این‏که اختیارات مجلس خبرگان، آن‏طور که در قانون اساسی آمده، عملاً قابل اجرا نیست؟

مجلس خبرگان، مجلس روز مبادا است. به این معنا که امروز البته هیچ نظارتی بر رهبری نمی‏تواند بکند. بنا بر این‏که کسانی که در این مجلس راه یافته‏اند، همان‏هایی هستند که شورای نگهبان منظور رهبری تایید‏شان کرده است.

بر طبق قانون مجلس خبرگان رهبر جمهوری اسلامی عزل و نصب می‌کند

بر طبق قانون مجلس خبرگان رهبر جمهوری اسلامی عزل و نصب می‌کند

اما این را در نظر داشته باشید که روز مباداها در ایران بسیار نزدیک شده است. به این معنا که این مجلس که امروز رو به سمت باد قدرت آقای سید علی خامنه‏ای دارد، اگر مردم فشار بیشتری بیاورند و این خیابان‏ها اعتراضات سهمگینی را نمودار بکند، آن موقع، در آن موقعیت‏های حساس، ممکن است بادبان‏ها را به سمت دیگری بچرخاند.

اما اگر این مجلس در دست همان ذات قدرت جمهوری اسلامی، آن هسته‏ی مرکزی جمهوری اسلامی که امروز می‏بینیم باشد، خود این مجلس هم مصیبتی است و ممکن است در چنین شرایطی تصمیماتی بگیرند و حتی بعد از استعفای آقای خامنه‏ای و یا وفات ایشان، کسانی را برگزینند که دیگر نتوان به هیچ‏عنوان کنترلشان کرد.
یعنی آقای هاشمی برای یک روز مبادا در آن‏جا نشسته و من فکر می‏کنم کمی دورتر را دارد می‏بیند که این روز مبادا نزدیک است و باید حتماً این مجلس را داشته باشد.

پیش‏بینی‏تان از انتخابات مجلس خبرگان چیست؟ می‏دانیم در دو دوره‏ی گذشته هم تلاش شد که آقای هاشمی از ریاست مجلس حذف بشوند. در دوره‏‏ی اول رقیب ایشان آقای جنتی بودند و در دوره‏ی دوم آقای محمد یزدی. هر دو دوره را هاشمی برد و حتی دوره‏ی پیش، ۱۰ رأی بیشتر از دوره‏ی اول آورد. الان چه پیش‏بینی‏ای می‏کنید؟

رقیبی را که هسته‏ی ضد آقای هاشمی این بار انتخاب کردند، آقای مهدوی کنی است و این خود نشان می‏دهد که اتفاقاً رقبای دیگر می‏دانستند که بر آقای هاشمی پیروز نخواهند شد. دوست داشتم که قدری هم در مورد آقای مهدوی کنی صحبت کنیم. به‏هرحال ایشان کسی است که مدت زمان کوتاهی نخست‏وزیر بوده، وزیر کشور بوده و الان هم قطب محافظه‏کاران است و یکی از معدود آدم‏هایی است که فعلاً افراطیون و محافظه‏کاران و روحانیت سنتی ایشان را قبول دارند.

ولی آقای مهدوی کنی، به شدت آدمی است که از نظر اصول‏گرایان یک‏جورهایی بی‏ثبات به‏نظر می‏رسد. کمااین‏که همین دو سال پیش از مناظرات به‏شدت گلایه کرده بود و گفته بود: «ای کاش من میمردم و این مناظرات را نمی‏دیدم»؛ آن‏چه بین احمدی‏نژاد و موسوی شکل گرفت.

اما این‏که چه پیش‏بینی‏ای می‏شود کرد، من فکر می‏کنم شاید به احتمال قوی، آقای هاشمی دوباره بر مسند مجلس خبرگان بنشیند. چون رقیبی که انتخاب کرده‏اند، بعید است که بیاید و او خطر بزرگ‏تری برای همه‏ی اصول‏گراها دارد.

چون یک موقعی ممکن است آقای مهدوی کنی نقشی را بازی کند که سید جلال تهرانی در شورای سلطنت بازی کرد که یک‏باره همه چیز را بر باد داد و به سمت دیگری چرخید.

مهدی محسنی
تحریریه: فرید وحیدی

در همین زمینه:

  • تاریخ 01.03.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/R5Ev
  • تاریخ 01.03.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/R5Ev