هجوم به صرافی‌ها برای خرید ارز، سقوط آزاد ریال | ایران | DW | 15.10.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

هجوم به صرافی‌ها برای خرید ارز، سقوط آزاد ریال

صف متقاضیان خرید ارز در ایران همچنان دراز و نرخ حواله‌های ارزی هم رو به اوج است. به عقیده عباس عبدی، تحلیل‌گر مسائل ایران، دو سه عامل شکاف بحران‌زای میان قیمت واقعی و اسمی ارز را تشدید کرده و به وضعیت کنونی انجامیده است.

عباس عبدی، کارشناس مسائل ایران در تهران

عباس عبدی

در پی رشد ارزش انواع ارزهای خارجی در برابر ریال ایران، بانک مرکزی ایران اعلام کرده است بیشتر از دو هزار دلار به افراد حقیقی ارز فروخته نمی‌شود. عده‌ای از تحلیل‌گران محدودیت‌های ایجاد شده برای انتقال حواله‌های ارزی از ایران به امارات را یکی از دلایل افزایش قیمت ارزهای‌های خارجی عنوان می‌کنند. بعد از افزایش ناگهانی ارزش دلار آمریکا برابر ریال ایران، این‌بار نوبت درهم امارات است.

در همین زمینه مدیر یکی از صرافی‌های ایرانی در دبی به دویچه وله چنین می‌گوید:« چون شرکت ما در دبی است و ما از طریق دبی انتقال این حواله‌ها را انجام می‌دهیم، حواله‌ها به قیمت درهم امارات حساب می‌شود. در این مدت قیمت درهم به شدت بالا رفته است. یعنی قیمت درهم از دویست و هشتاد تومان رسید به سیصد و بیست تومان. بعد از تحریم‌ها، حتی ما برای انتقال ارز از دبی به امریکا هم مشکل داریم و نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. نرخ حواله‌ها خیلی بیشتر شده است. کسی که مجبور باشد الان باید یک سوم بیشتر از مبلغی که قبلا می‌پرداخته برای حواله‌ها بپردازد.»

صف‌های طولانی برای خرید ارز در صرافی‌های ایران هر روز طولانی‌تر می‌شود. عباس عبدی، تحلیل‌گر مسائل ایران در گفت و گو با دویچه وله معتقد است، حتی در زمان جنگ ایران و عراق هم چنین صف‌هایی برای خرید ارز تشکیل نمی‌شد. دویچه وله: آقای عبدی، آیا شما بین اتفاقی که الان درباره‌ی نوسانات نرخ ارز افتاده، این‌که در برخی از صرافی‌ها مردم برای خرید ارز در صف‌های طولانی ایستاده‌اند، با سال‌های دور و زمان جنگ ایران و عراق که ارز به دو نرخ فروخته می‌شد و باز صف‌های طولانی تشکیل می‌شد، شباهتی می‌بینید؟

عباس عبدی: زمان جنگ ما اصلاً این وضع را نداشتیم. آن موقع ارز دو نرخی بود و صفی وجود نداشت. به خاطر این‌که دولت به‌صورت رسمی ارزی عرضه نمی‌کرد که آدم‌ها بروند برای خرید ارز در صف بایستند. تمام ارزهای رسمی از طریق بانک مرکزی ارائه می‌شد، آن هم برای شرکت‌های بخش خصوصی و دولتی که مجوزهای خاص خودشان را داشتند. ارزی هم که در خیابان به فروش می‌رسید از کانالی کاملاً غیررسمی بود. از سال ۷۲ این اتفاق افتاد که ارز را تک‌نرخی کردند. از همان زمان این صف‌ها شکل گرفت.

بانک مرکزی ایران اعلام کرده است بیشتر از دو هزار دلار به افراد حقیقی، ارز فروخته نمی‌شود.

بانک مرکزی ایران اعلام کرده است بیشتر از دو هزار دلار به افراد حقیقی، ارز فروخته نمی‌شود

صرافی‌ها فعال شدند، بانک مرکزی به آن‌ها دلار داد که آن‌ها هم بتوانند به مردم عرضه کنند ولی چون نتوانستند و کشش وجود نداشت، بین قیمت ارز در بازار آزاد و قیمت رسمی شکاف افتاد. به همین دلیل همه رفتند در صف ایستادند تا دلار مفتی گیرشان بیاید. حالا هر قیمتی که داشت، کمی که آن‌جا می‌ایستادند، مبلغ قابل توجهی گیرشان می‌آمد. این وضعیت ادامه داشت تا این‌که به مرور ارز تک نرخی شد و کل این بساط برچیده شد. تفاوت قیمت ارز در بازار آزاد و قیمت رسمی، آن قدر کم شده بود که بعضی مواقع ممکن بود که حتی قیمت ارز در بازار آزاد، ارزان‌تر هم باشد.اگر منظورتان دوره‌ی جنگ است، با آن دوره خیلی نمی‌شود مقایسه کرد. این‌چنین صف‌هایی آن موقع وجود نداشت. صف به شکل پنهانی بود. یعنی عده‌ای آن پشت لابی می‌کردند برای این‌که ارز بیشتری گیرشان بیاید.

دویچه وله: فکر می‌کنید، مهم‌ترین دلیل کمبود ارز در بازار ایران، خواست مردم برای تبدیل کردن دارایی‌هایشان به ارزهای خارجی است؟

طی سال‌های گذشته، برای آدم‌هایی که خارج از ایران هستند یا آدم‌هایی که داخل ایران هستند ولی در خارج از ایران دلار و ارز دارند، صرف می‌کرد که آن را به داخل ایران بیاورند. این کار کاملاً به صرفه بود، خیلی هم به صرفه بود. یعنی کافی بود شما یک میلیون دلار خارج از ایران داشته باشید و آن را تبدیل به ریال کنید. در داخل سود خیلی خوبی داشت. ضمن این که ارزش دلار هم افزایشی پیدا نمی‌کرد. مثلا اگر کسی سه یا پنج سال پیش، یک میلیون دلار به داخل ایران آورده باشد، اگر کار کرده باشد الان بالای چهار، پنج میلیون دلار دارد. اما الان اگر مردم حس کنند که ممکن است دیگر این سوددهی در داخل زیاد نباشد و احیاناً قیمت ارز بالا برود، به صرفه است که فوری دارایی‌هایشان را تبدیل به دلار کنند و مجدداً به خارج از ایران ببرند.

این تقاضا وقتی پیش می‌آید، خود این تقاضا قیمت‌ارز را بالا می‌برد. چون تقاضای خیلی سنگینی خواهد بود. بنابراین دلیل اصلی‌اش، شکافی است که از قبل بین نرخ واقعی دلار و آن نرخی که بانک مرکزی اعلام می‌کرد، وجود داشت. وقتی بحران و اختلاف‌هایی که بین ایران و کشورهای خارجی، ازجمله امارات روی انتقال هزینه‌های ارزی تاثیر می‌گذارد و از طرفی نگاهی که به یارانه‌ها وجود داشت، این که یارانه‌ها می‌خواهد حذف شود پس ما با یک تورم جدی مواجه خواهیم بود، مجموع این مسائل موجب این وضعیت شد.

دویچه وله: در این میان بانک مرکزی ایران هم اعلام کرده، به عمد و با برنامه‌ریزی قبلی، ارزش ریال را پایین نگه داشته است. همان‌طور که شما هم اشاره کردید عده‌ای معتقدند، مردم می‌خواهند دارایی خودشان را به ارز تبدیل کنند. عده‌دیگری می‌گویند محدودیت در ارسال حواله‌های ارزی به امارات باعث این اتفاقات شده است. عده دیگری هم می‌گویند این قضیه به هدفمندسازی یارانه‌ها ربط دارد. پس فکر می‌کنید همه این عوامل باعث کمبود ارز در بازار ایران است؟

این موضوعات وقتی کنارهم قرار می‌‌گیرند، مسئله را تشدید می‌کنند اما واقعیت این است که دو مسأله خیلی تأثیرگذار است. یک این که منابع درآمدی ایران در اصل وابسته به نفت است.

Iran Finanzkrise Geldwechsler in Teheran

صادراتی که ما داریم، به نحوی متأثر از صادرات نفت است. عمده‌ی ارز ما ارز نفتی است. مصرف داخلی هم به شدت وابسته به این درآمدهای ارزی است. نکته‌ی دیگر، دخالت سیاست‌های دولت در قیمت ارز است. هنگامی که درآمدهای دولت خیلی بالاست، سعی می‌کند با پایین نگه داشتن قیمت ارز مانع تورم شود.

بنابراین شکاف ایجاد می‌شود بین قیمت واقعی و قیمت صوری و اسمی ارزی که دولت عرضه می‌کند. این شکاف همیشه مستعد است که به صورت یک بحران خود را نشان دهد. حالا اگر دولت در مقاطعی با کمبود ارز مواجه شود یا با مشکلات سیاست خارجی مواجه شود، مردم خیلی علاقمند می‌شوند که به‌سرعت اموال و پول‌شان را به ارز تبدیل کنند و از کشور خارج کنند. وقتی این اتفاق می‌افتد، تقاضا برای ارز بالا می‌رود. آن موقع قاعدتاً دولت نمی‌تواند به میزان لازم ارز ارائه کند. وقتی که این اتفاق می‌افتد، دولت چاره‌ای ندارد جز این که یا قیمت ارز را بالا ببرد و بین عرضه و تقاضا توازون ایجاد کند، یا این‌که سیاست دو نرخی را پیش بگیرد. یعنی عرضه‌ی ارز را کنترل کند. این‌بار دو، سه مسئله باهم قاطی شد و این اتفاق به‌وجود آمد.

حسین کرمانی

تحریریه: فرید وحیدی

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط

  • تاریخ 15.10.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PfOs
  • تاریخ 15.10.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PfOs