نظرسنجی دانشگاه مریلند درباره ایران مبهم و در ″فضایی امنیتی″ | ایران | DW | 07.02.2018
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

نظرسنجی دانشگاه مریلند درباره ایران مبهم و در "فضایی امنیتی"

آیا نظرسنجی در فضایی که پرسش‌شوندگان در آن احساس امنیت نمی‌کنند تصویر درستی از روحیه مردم به دست می‌دهد؟ حسین قاضیان، کارشناس حوزه نظرسنجی درباره فضای حاکم بر نظرسنجی منتشر شده به نام "ایران پل" و دانشگاه مریلند می‌گوید.

حسین قاضیان، جامعه‌شناس و کارشناس در حوزه نظرسنجی

حسین قاضیان، جامعه‌شناس و کارشناس در حوزه نظرسنجی

اخیرا نتایج یک نظرسنجی در ایران منتشر شده که نتایج آن برای بسیاری قابل پذیرش نیست. از آن چنین برمی‌آید که "اکثریت" مردم ایران اگرچه از وضع اقتصادی خود رضایتی ندارند، اما "حامی سیاست‌های جمهوری اسلامی در داخل و در منطقه هستند". مسئولیت این نظرسنجی بر عهده ابراهیم محسنی، مدیر مرکز پژوهش‌های افکارعمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران بوده، اما به نام موسسه "ایران پل" و دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

حسین قاضیان، جامعه شناس مقیم واشنگتن، در گفت‌وگو با دویچه‌وله به یکی از ویژگی‌های این نظرسنجی، یعنی زمان آن اشاره می‌کند؛ یعنی در بحبوحه بگیر و ببندهای پس از اعتراضات دی‌ماه امسال (۱۳۹۶) و در فضایی امنیتی. او در ابتدای مصاحبه با دویچه‌وله تاکید می‌کند که «در فضای مجازی در برخی موارد، این نظرسنجی به من یا موسسه «ایپو» نسبت داده شده. اما من کمترین نقشی در این نظرسنجی نداشته ام.»

بیشتر بخوانید:دانشگاه مریلند چگونه در ایران نظرسنجی کرده است؟

حسین قاضیان که یکی از کارشناسان در حوزه نظرسنجی است، در آبان‌ماه سال ۱۳۸۱ همراه با عباس عبدی به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "همکاری با آمریکا" از طریق نظرسنجی "برای موسسات گالوپ و زاگبی" به زندان افتاد. پرونده آن‌ها نیز به پرونده "نظرسنجی گروه آینده" مشهور شد.

دویچه وله: آقای قاضیان معمولا در هر نظرسنجی به این نکته اشاره می‌شود که در آن چند نفر، با چه جنسیت یا سن، موقعیت اجتماعی و ... مورد سوال قرار گرفته‌اند. به عنوان یک کارشناس بگویید این نظرسنجی چگونه انجام شده است؟

حسین قاضیان: در مورد مشخصات جمعیت نمونه، اطلاعاتی در گزارش‌های منتشرشده در دسترس نیست، اما با توجه به شیوه‌ی نمونه‌گیری می‌توان حدس زد که جمعیت روستایی در این نظرسنجی کمتر از سهم آن در کل جمعیت کشور باشد. به علاوه، در شیوه‌ی انتخاب دارندگان تلفن نیز می‌تواند نوعی سوگیری احتمالی به سمت افراد با رفاه بیشتر وجود داشته باشد. اما این‌ها احتمالاتی است که در غیاب اطلاعات دقیق، فقط می‌توان حدس زد.

خوب با این حساب آیا می‌شود روی این حساب کرد که نظرسنجی مزبور در مورد نظرات مردم ایران به صورت علمی و به شکل درستی انجام شده؟

- در پاسخ شما باید بگویم که یک نظرسنجی به صرف علمی بودن (یعنی مراعات روش‌های معمول علمی) لزوماً درست از کار درنمی‌آید. چون روش علمی یک اسلوب کلی دارد و ظرایف تکنیکی بی‌شمار. ممکن است اسلوب علمی رعایت شود اما ظرایف و دقت‌های تکنیکی غایب یا ضعیف باشد. به علاوه، نتایج نظرسنجی‌ها باید مورد تحلیل و تفسیر قرار گیرد و استناد خام به ارقام آن می‌تواند به خطاهای تحلیلی منجر شود یا آن را به خدمت تبلیغات سیاسی درآورد.

یکی از جنبه‌های مساله‌ساز این نظرسنجی، از لحاظ آن ظرایف تکنیکی، زمان جمع‌آوری داده‌ها است. در واقع، زمان مصاحبه با مردم (۲۶ دی تا ۳ بهمن) در فاصله نزدیکی بعد از اعتراضات  بوده که فضای کشور هنوز به شدت امنیتی و از نظر روانی با بیم و نگرانی "بیش ازمعمول" همراه بوده است. طبیعتاً در چنین فضایی نمی‌شود به ارقام حاصل از پاسخ به پرسش‌‌های حساسِ سیاسی از مردم استناد کرد چراکه در این فضای روانی-امنیتی، پرسش از مردم در مورد سوالات حساسی که بعد امنیتی پیدا کرده و حکومت در برابرش موضع مشخصی (از دید مردم) دارد، از پیش، دارای سوگیری است، حتی اگر پرسش‌ها به گونه‌ی مناسبی طرح شده باشد. اما مشکل بعدی وقتی پیش می‌آید که پرسش‌ها هم به صورت مناسبی طرح نشده باشند و در طراحی آن مشکلات اولیه وجود داشته باشد.

 ابراهیم محسنی، مدیر مرکز پژوهش‌های افکارعمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران

ابراهیم محسنی، مدیر مرکز پژوهش‌های افکار عمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران

از این گذشته، با توجه به در اختیار نبودن پرسشنامه، باید حدس زد پرسش‌های موجود در گزارش منتشر شده، همان پرسش‌های پرسشنامه است. در این صورت ما با پرسشنامه‌ای حاوی بیش از ۱۰۰ سوال مواجهیم. تجربیات نشان می‌دهد که در یک مصاحبه تلفنی، مدت زمانی که باید برای پاسخ به بیش از ۱۰۰ سوال صرف کرد آن قدر زیاد است که در کمرکش پرسشنامه با افت کیفیتِ جدی در پاسخ‌دهی روبرو می‌شویم و در ادامه، پاسخ‌ها از روی بی‌رغبتی و برای رفع مزاحمت خواهد بود نه برای بیان "نظر". و اگر دغدغه‌ی امنیتی پاسخگویان هم بر این موضوع اضافه شود، آن وقت پاسخ‌ها دیگر چندان معتبر نخواهد بود. اگر هم مصاحبه در دو یا چند مرحله صورت بگیرد با خودش مشکلات بیشتری به بار می‌آورد. به این ترتیب گرچه موازین علمی به صورت کلی ممکن است در این مورد رعایت شده باشد، اما کیفیت داده‌های گردآوری شده می‌تواند به دلایل فنی مورد تردید قرار گیرد.

گفتید که خود سوالات هم مشکل دارند و به صورت درستی مطرح نشده‌اند، می‌توانید بگویید چه مشکلاتی؟

- خب، در برخی موضوعات، مردم معمولی اصلاً در مقام نظر دادن نیستند. نه این که نظر مردم ارزش ندارد، بلکه چون آن‌ها در موقعیت اطلاعاتی-روانی مربوط به آن سوال قرار ندارند، پاسخی هم که می‌دهند نمی‌تواند به معنای دقیق «نظر» آنان به حساب بیاید.

یادم می‌آید که در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، در یک نظرسنجی ۳۰ درصد از جمهوریخواهان و ۱۹ درصد از دموکرات‌ها از بمباران "اغربه" حمایت کرده بودند. در حالی که اصلاً جایی به نام "اغربه" (جز در داستان‌های والت دیزنی) وجود ندارد. طبیعی است که آمریکایی معمولی (که حتی گرایش حزبی هم دارد و با سیاست بیش و کم سر و کاری دارد) اما نمی‌داند مثلا خاورمیانه کجاست و شامل چه کشورهایی است، از "اغربه" چیزی می‌فهمد و پاسخی می‌دهد که ناشی از نبودنش در موقعیت اطلاعاتی و روانیِ پاسخگویی به این پرسش است.

به همین دلیل هم پاسخش اعتباری ندارد و "نظر" به حساب نمی‌آید. برخی از پرسش‌‌های این نظرسنجی در مورد مثلا سیاست خارجی ایران (به‌ویژه در مورد سوریه یا یمن)  از همین قبیل است و پاسخ‌های آن را نمی‌شود به صورت خام استفاده کرد.

در این نظرسنجی هم در واقع در بسیاری از پرسش‌ها، پاسخگو فردی در نظر گرفته شده که از بام تا شام اخبار جهان را دنبال می‌کند و به‌ویژه از مواضع دولت‌ها و از زد و خوردها و لشکرکشی‌های اینترنتی با خبر است و حالا ما قرار است "نظر" او را بپرسم.

 برای اشاره بگویم که حدود یک سال و نیم پیش که ما در یک نظرسنجی که از مردم در مورد شخصیت‌های سیاسی سوال کرده بودیم، ۴۵ درصد گفته بودند قاسم سلیمانی را نمی‌شناسند در حالی که در همان زمان فضای مجازی پر بود از زدوخوردها در دفاع یا حمله به آقای سلیمانی که حاکی از بسیار شناخته شدن ایشان بود. در این وضعیت اگر پاسخگویان را مردم معمولی‌ای در نظر بگیریم که ممکن است با فضای اطلاعاتی و ذهنی و روانی ما (به عنوان مصرف‌کنندگان جدی اخبار) فاصله داشته باشند، آن وقت آنان را اساساً در "مقام پاسخگویی" به برخی از پرسش‌ها در نظر نمی‌گیریم، مگر آن که برای پرسش‌ها زمینه‌چینی کنیم، اطلاعات بدهیم، عبارت‌بندی مناسب به کار ببریم و به شیوه‌ای پر حوصله‌تر به پرسش اصلی برسیم که در پرسش‌های موجود در این نظرسنجی، این روال دیده نمی‌شود و همین موضوع پاسخ‌ها را از اساس به تردید می‌کشاند.

این نظرسنجی در شبکه‌های اجتماعی با واکنش زیادی روبرو شده و عمده واکنش‌ها هم منفی است. می‌خواستم نظر کلی شما در مورد این نظرسنجی و نظرسنجی‌های مشابه را بدانم؟

- به نظر من به طور کلی در غیاب سایر راه‌‌هایی که بتواند نظر و افکار عموم را منعکس کند، باید نظرسنجی‌ها را مغتنم شمرد. مشکلی که بسیاری از افراد با این نظرسنجی‌ها دارند این است که به صورت خام با نتایج آن مواجه می‌شوند و آن را با باورهای خود مقایسه می‌کنند و سپس آن را رد یا قبول می‌کنند. اما نتایج نظرسنجی‌ها همیشه باید تحلیل و تفسیر شود.

تفسیری که حامیان حکومت از این نظرسنجی‌ها کرده‌اند تنها تفسیر ممکن نیست و بلکه تفسیری سوگیرانه، همراه با مضمونِ تبلیغات سیاسی و بعضاً اشتباه است. کسانی که با این تحلیل و تفسیرها مخالفند باید کمی زحمت بکشند و بکوشند تفسیر بدیل و مناسب‌تری از آن به دست بدهند یا نظرسنجی‌های دیگری انجام بدهند که نتایج این نظرسنجی را به چالش بگیرد. در غیر این صورت ما از طریق مخالفت با نظرسنجی‌هایی که نتایجش را دوست نداریم، خودمان را از یکی از ابزارهای امروزیِ درک تحولات یک جامعه محروم می‌کنیم، ابزارهایی که می‌تواند به مثابه یک دماسنج سیاسی و اجتماعی عمل کند، حتی در کشوری بسته مثل ایران. به بیان دیگر، ما به این ترتیب تعصبات و جزمیت‌های سیاسی خود را به حوزه‌ی تحقیق و پژوهش هم تسری می‌دهیم و آن را هم بی‌اعتبار و بی‌مقدار می‌کنیم، درست ‌مثل دیگر حوزه‌های زندگی اجتماعی خودمان.

بسیاری از مخالفت‌ها با این نظرسنجی از جانب کسانی صورت می‌گیرد که یافته‌‌های آن را مغایر با برداشت خود از نظر جامعه‌ی ایران می‌دانند. اما این راه درستی برای نقد یک نظرسنجی نیست. اگر قرار بود نظرسنجی‌ها وقتی درست باشند که با باورهای ما جور در می‌آیند که دیگر اصلاً نیازی به نظرسنجی نبود. نظرسنجی می‌خواهد نظر کل یک جامعه را در اختیار ما بگذارد به صورتی که نتایج آن جنبه‌ی عام/سراسری (Universal/Global) داشته باشد نه جنبه‌ی خاص/محلی (Particular/Local). در حالی که برداشت هر یک از ما از جامعه مبتنی است بر آن فضاهایی که ما در آن زندگی می‌کنیم و به آن دسترسی داریم. و می‌دانیم که هیچ کس نمی‌تواند به همه‌ی فضاهای یک جامعه‌ی بزرگ مثل ایران دسترسی داشته باشد، یا اگر دسترسی داشته باشد، به "همه‌ی نظرات" مردم آن جامعه دسترسی ندارد، یا این که این دسترسی از دقت برخوردار نیست و قابلیت تبدیل به کمیت ندارد. این همان سه کاری است که از نظرسنجی برمی‌آید و افراد به شیوه‌های معمول قادر به انجام آن نیستند.

به این ترتیب به صرف این که این نظرسنجی با برداشت ما از نظرات مردم جور درنمی‌آید، نتایج آن را بی‌اعتبار نمی‌کند. به علاوه در گزارش منتشرشده، امکان مقایسه زمانی نظر مردم در مورد برخی از موضوعات وجود دارد که هر چند ممکن است "روایی" پایینی داشته باشد، اما از نظر "پایایی" قابل استفاده است. با این‌همه، نقیصه‌های این نظرسنجی هم در جای خود باید مورد توجه قرار گیرد.

در همین زمینه:

WWW links