ناصر حجازی: اگر دست‌اندرکاران حکومت پاک باشند فوتبال هم پاک خواهد بود | ورزش | DW | 29.06.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ورزش

ناصر حجازی: اگر دست‌اندرکاران حکومت پاک باشند فوتبال هم پاک خواهد بود

دست‌وپنجه نرم کردن ناصر حجازی با سرطان ریه از خبرهای نگران‌کننده‌ی ماه‌های اخیر است. او در گفت‌وگویی با دویچه وله از وضعیت سلامتی خود، حسادت مسئولان کشور به چهره‌های محبوب ملی و فساد در مدیریت ورزش ایران می‌گوید.

ناصر حجازی: «در ایران، رسیدن حق کسانی است که نمی‏دوند و دویدن حق کسانی است که هرگز نمی‏رسند»

ناصر حجازی: «در ایران، رسیدن حق کسانی است که نمی‏دوند و دویدن حق کسانی است که هرگز نمی‏رسند»

دویچه‏وله: آقای حجازی اول از همه از حالتان برای‏ ما تعریف کنید. مردم ایران در ۶-۷ ماه اخیر به شدت نگران حال شما بودند و هستند. نگران حال این چهره‏ی محبوب و ملی ایران .

ناصر حجازی: البته حال‏ام نسبت به ماه گذشته خیلی بهتر است. دیگر درد ندارم. فقط یک ذره تنگی نفس دارم که انشاالله این‏هم به مرور رفع خواهد شد. من باید اینجا از تمام ایرانی‏ها، چه داخل کشور و چه خارج از کشور، تشکر کنم که واقعاً دعا کردند. دعاهای همین مردم خوب‏مان بود که من توانستم دوباره سلامتی‏ام را به‏دست بیاورم و دوباره به میادین ورزشی بیایم .

در همین ۶-۷ ماه اخیر که همه نگران شما بودند، اتفاقات دیگری هم پیش آمد. برخی معترض بودند و می‏گفتند، وقتی عزیزان ما، بزرگان ورزش ما متأسفانه دچار مریضی می‏شوند، یک‏باره مسئولین ورزش کشور سراغ‏شان می‏آیند و می‏خواهند به آنان پست و مقام بدهند. شما این مسئله را چگونه می‏بینید؟

البته خیلی‏ها آمدند متأسفانه… من که احتیاج به کمک آن‏ها نداشتم. این‏ها اصلا عددی نیستند که به من کمک کنند. این‏ها خیلی کوچک‏تر از این حرف‏ها بودند که بیایند به من کمک کنند. ولی افراد دیگری بودند که واقعاً با دل و جان آمدند و کمک کردند؛ مانند آقای هدایتی، بدون اینکه بتوانم نامی از او بیاورم. چون می‏گفت اصلا نیاز نیست اسم او را مطرح کنم. یا آقای زنوزی از فولادگستر تبریز، بدون این که کسی او را بشناسد، آمد و به من کمک کرد. ولی افرادی مانند رییس فدراسیون فوتبال، رییس تربیت بدنی، آمدند، فقط حرف زدند و رفتند. چون آن‏ها در اندازه‏ی کسانی نبودند که بیایند به ناصر حجازی کمک کنند. من از ابتدای انقلاب ۱۰۰ هزار تومان از فدراسیون طلبکارم که الان معادل ۳۰۰ میلیون تومان می‏شود. پول خودم را به من پس نمی‏دهند، چگونه می‏خواهند به من کمک‏ کنند . در هر صورت باید از بیمارستان‏ها و دکترها تشکر کنم که واقعاً سنگ تمام گذاشتند، یک ریال شارژ نکردند و در ضمن با دل و جان برای من کار کردند و مرا به سلامتی بازگرداندند .

در دوران تراپی‏ای که گذراندید و دارید می‏گذرانید، اعتقاد عجیبی به پزشکان ایرانی داشتید. در این باره برای‏مان تعریف کنید .

ناصر حجازی در سال ۲۰۰۶

ناصر حجازی در سال ۲۰۰۶

فکر می‏کنم دکترهای ایرانی در دنیا نظیر نداشته باشند. نه برای اینکه مرا معالجه کردند؛ همه اذعان دارند که دکترهای ایرانی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، حرف اول را می‏زنند. اینجا هم دکترها بسیار لطف داشتند، همیشه بالای سر من بودند. کاری کردند که من بیش از دو ماه ناراحتی نکشیدم. طی دو ماه سرپا شدم و پیش خانواده بازگشتم. به این دلیل می‏گویم که دکترهای ایرانی می‏توانند نبض پزشکی دنیا را در دست بگیرند .

شما بعد از ۶-۷ ماه بار دیگر به اروپا آمده‏اید و در اتریش و اسلواکی هستید. تیم استرادا -نیم‏فصل اول فصل گذشته‏تان- پس از بازگشت شما به ایران، دچار وضعیتی بحرانی‏ شد و با زور و زحمت توانست در لیگ برتر اسلواکی حفظ بقا کند. چطور شد که دوباره به اروپا آمدید؟

ما در استرادا تیم خوبی داشتیم. من زیاد کمک نکردم. خودشان بودند که توانستند آن نتایج را بگیرند. من هم جزوی از آنان بودم و کمک‏شان کردم. همه به من ایراد می‏گرفتند که چرا به اسلواکی آمده‏‏ام. می‏گویند مگر اسلواکی هم تیم دارد که تو به اسلواکی رفته‏ای؟! ولی الان مردم ایران باید بدانند که حجازی جایی دارد کار می‏کند که تیم‏اش جزو ۱۶ تیم برتر دنیا شده است. یعنی ایتالیا را حذف کرده و به یک هشتم نهایی جام جهانی صعود کرده است. مردم ایران و مسئولینی که حسادت می‏کنند بدانند، حجازی جایی دارد مربی‏گری می‏کند -انشالله امسال هم بتوانم ادامه بدهم- که فوتبال‏اش خیلی برتر از فوتبال ایران است . ولی چون متاسفانه در ایران حسادت‏ها زیاد است، دوست ندارند حجازی آنجا کار کند؛ من مجبور شدم به این‏جا بیایم. آقای دکتر محسنی هم لطف می‏کنند همیشه زنگ می‏زنند و می‏خواهند که من به اینجا بیایم و در کنار ایشان باشم. در هر صورت امیدوارم که امسال هم بتوانم در اینجا کاری انجام بدهم .

آقای حجازی، سؤال همین‏جاست؛ کدام عقل سلیمی می‏تواند این مسئله را درک کند که به یک چهره‏ی ملی و محبوب ایرانی، مانند ناصر حجازی، در ایران میدان ندهند و اذیت‏اش کنند؟ چه لذتی از این کار می‏برند؟ کجای دنیا، حتی در بدترین حکومت‏ها هم، به بزرگان مملکت این‏قدر ظلم می‏شود؟

همان‏طور که گفتم، در ایران حسادت زیاد است. کسانی که سرکار آمده‏اند، کسان بزرگی نبودند. از آدم‏هایی که واقعاً محبوب هستند و مردم دوست‏شان دارند یا ترس دارند و یا از آن‏ها ناراحت هستند. دوست ندارند این افراد سرکار بیایند .

من از خودشان پرسیدم که چرا در حالی که همه‏ی تیم‏های دولتی هستند، ولی تیم‏های خصوصی دنبال حجازی می‏آیند؟ قول داده‏ام که اگر تیم‏های ایران دولتی نباشند و تماماً خصوصی اداره شوند، از ۱۸ تیم موجود، دست‏کم ۱۰ تیم به دنبال ناصر حجازی، به عنوان مربی خواهند آمد. این تیم‏ها چون دولتی هستند، دوست ندارند ناصر حجازی در آن‏جا کار کند. یک نفر را دوست دارند که در خدمت‏شان باشد، یعنی زیر دست‏شان کار کند. ولی ناصر حجازی هیچ‏وقت اجازه نمی‏دهد عده‏ای که از خودش کوچک‏تر هستند، به او دستور بدهند .

اما هدف پشت‏ پرده‏ی تضعیف قطب‏های فوتبال ایران، مانند استقلال و پرسپولیس، و هدف از جلوگیری از خصوصی‏سازی فوتبال و ورزش ایران چه می‏تواند باشد؟

من هدف را این‏ می‏بینم که سفره‏ای را پهن کرده‏اند؛ خودی‏ها را دور این سفره گذاشته‏اند، نفرات و مهره‏های خود را می‏چینند و می‏گویند کاری نداشته باشید، شما از این سفره بردارید، سرتان را هم بالا نکنید، اگر سرتان را بالا کنید، می‏زنیم توی سرتان، فرد دیگری را به‏جای‏تان می‏گذاریم. این سفره پهن است و دارند از آن می‏خورند و به فوتبال و پیشرفت فوتبال هم اصلاً فکر نمی‏کنند .

مثلی هست که می‏گوید: «کسی پرسید، جهان سومی به چه کسانی می‏گویند؟ گفتند: جهان سومی آن‏هایی هستند که اگر بخواهند مملکت‏شان آباد شود و پیشرفت کند، باید خانه‏‏شان خراب شود. اگر هم بخواهند مملکت‏‏شان ویران باشد، باید خانه‏شان را آباد کنند». منظورم این است که در جهان سوم شما اگر بخواهید مملکت‏ را آباد کنید، باید خانه‏ات ویران باشد. در ضمن می‏گویند: «رسیدن حق کسانی است که نمی‏دوند و دویدن حق کسانی است که هرگز نمی‏رسند»! در ایران .

عادل فردوسی‌پور

عادل فردوسی‌پور

شما چندی پیش نیز در برنامه‏ی عادل فردوسی‏پور (برنامه‏ی ۹۰) شرکت کردید و در آنجا صحبت از ناپاکی فوتبال ایران بود. به محض اینکه شما گفتید: «کجای جامعه‏ی ما پاک است که ما به فوتبال ناپاک گیر داده‏ایم»، فردوسی‏پور فوری موضوع را عوض کرد. در این مورد چه نظری دارید؟

البته آقای فردوسی‏پور جوان بسیار خوبی هستند. با من هم خیلی دوست‏اند. در هرصورت برنامه‏ی ایشان بود و از طرح این صحبت‏ها در تلویزیون ناراحت شد. اما باید این حرف‏ها گفته شود که مردم و حتی خود مسئولین هم متوجه بشوند که کجا پاک است که ما دنبال فوتبال پاک هستیم. جاهای دیگر پاک شود، فوتبال هم ناخودآگاه پاک خواهد شد. پس امیدوارم کسانی سر کار بیایند که خودشان پاک و درستکار باشند. مطمئن باشید وقتی اداره‌کنندگان پاک باشند، زیردستی‏ها هم مجبورند اطاعت کنند و پاک باشند .

آیا شما روزنه‏ی امیدی می‏بینید که ما روزی به این شرایط برسیم؟

من فقط می‏گویم: امیدوارم… فقط می‏توانم این را بگویم .

در این روزها، مسابقات جام جهانی فوتبال در حال برگزاری است. فوتبال‏های این جام را تاکنون چگونه‏ دیده‏اید؟

اوایل که بازی‏ها را دیدم، به دلم نچسبید. یعنی نسبت به جام‏ جهانی‏های گذشته، آنچنان قوی بازی نمی‏کردند. ولی این اواخر دو سه تا تیم نشان دادند که در مرحله‏ی بالاتر می‏توانند فوتبالی زیباتر، فوتبالی که مردم دوست‏ دارند، بازی کنند. امیدوارم که این‌طور بشود . من فکر می‏کنم برزیل و آرژانتین شانس‏هایی برای بردن جام دارند. در میان اروپایی‏ها هم فکر می‏کنم هلند بد نباشد .

حرف و حدیث در این باره که چرا تیم ملی فوتبال ایران نتوانست به جام جهانی راه پیدا کند، زیاد بود. این تیم قرار است اردویی تدارکاتی در اتریش نیز برگزار کند. اردویی که نزدیک پنج ماه با جام ملت‏های آسیا فاصله‏ی زمانی دارد. چندی پیش در گفت‏وگویی که با علی فتح‏الله‏زاده، عضو هیأت رییسه‏ی فدراسیون فوتبال ایران داشتم، از وی پرسیدم: تیمی که می‏خواهد خود را برای تورنمنت آماده کند، باید در چند هفته‏ی آخر این کار را بکند که هنگام شروع تورنمنت به اوج آمادگی برسد و نه پنج ماه قبل. پس هدف از برگزاری چنین اردویی چیست؟ او گفت: «این کار را می‏کنیم که کسی نتواند بهانه‏سازی کند که ما برای تیم ملی اردو نگرفتیم». شما کل ماجرا را چگونه توصیف می‏کنید؟

شما اصلاً اشتباه می‏کنید که با امثال آقای فتح‏الله‏زاده مصاحبه می‏کنید. آقای فتح‏الله‏زاده در کجای فوتبال ایران هستند که شما با ایشان در مورد فوتبال مصاحبه می‏کنید؟ ایشان اصلاّ نمی‏دانند فوتبال چیست. خُب از طرف دولت به عنوان مدیرعامل یک باشگاه به کار گمارده می‏شوند و سال‏ها نیز کار می‏کنند. ولی شما باید با کسانی که واقعاً کارشناس این کار هستند، مصاحبه کنید .

من بعضی وقت‏ها از روزنامه‏‏ها و یا تلویزیون‏مان ایراد می‏گیرم که کارشناس‏های معتبر، کارشناس‏هایی که خاک خورده‏اند را بیاورید. ولی می‏‏روند کسانی را دعوت می‏کنند که اصلاً از فوتبال سردر نمی‏آورند. به‏نظر من، این اشتباه از ما است و اشتباه از شما است که با فتح‏الله‏زاده مصاحبه می‏کنید .

به‏هرحال فکر می‏کنم این اردوها اصلاً اثری در کار تیم ملی نمی‏گذارد، فقط ممکن است یک تففریح باشد. به‏زودی بازی‏های لیگ شروع می‏شود و باشگاه‏ها به بازیکنان‏شان نیاز دارند که بدن‏سازی کنند. حال ما ۲۰ روز دیگر نفرات‏مان را به تیم ملی بدهیم که چی؟! تیم ملی به قول شما، پنج ماه دیگر بازی دارد. ما می‏توانیم یک ماه پیش از بازی‏ها، بازیکنان‏مان را در اختیار تیم ملی بگذاریم .

این اشتباه بزرگی است که کسانی که در کمیته‏ی بررسی‏ بازی‏ها و شکست‏های تیم ملی هستند، نمی‏توانند درست تصمیم بگیرند و برنامه‏ریزی کنند .

آقای حجازی به فصل جدید فوتبال ایران اشاره کردید؛ فصل جدید را با حضور ۱۸ تیمی که می‏توان گفت همه‏ی آن‏ها تحت پوشش ارگان‏های دولتی یا شبه دولتی یا نظامی هستند، چگونه پیش‏بینی می‏کنید؟ در فصل گذشته دیدیم که تیمی بومی مانند تراکتور‏سازی تبریز به میزان زیادی باعث ایجاد عرق ملی در میان آذربایجانی‏ها شد و مانند آهن‏ربا، طرفداران را به خود جذب کرد، اما سایر تیم‏ها زیاد مورد حمایت قرار نگرفتند. آیا با ادامه‏ی حضور سپاه پاسداران در لیگ برتر ایران، این روند ادامه خواهد داشت؟

ناصر حجازی به همراه پسرش آتیلا در سال ۲۰۰۹

ناصر حجازی به همراه پسرش آتیلا در سال ۲۰۰۹

البته اگر دقت کنید، در میان تیم‏های سال گذشته، همه‏ی تیم‏ها دولتی بودند به‏جز استیل‏آذین و استقلال اهواز. استقلال اهواز چون دولتی نبود، نتوانست دوام پیدا کند و پس از ۶-۷ سال از لیگ برتر حذف شد و در حال حاضر فقط استیل‏آذین باقی مانده است. ولی من فکر می‏کنم که عدالت در میان تیم‏های دولتی نیز برقرار نمی‏شود. تیمی مانند سپاهان با ۱۵میلیارد، بودجه تمام بازی‏کنان خوب ایرانی و خارجی را جمع می‏کند و تیم دیگری با چهار میلیارد، می‏خواهد در مقابل او بایستد. این تیم مشخصاً و مسلماً شکست خواهد خورد. این‌ها قهرمان می‏شوند. ولی چه فایده که در جام باشگاه‏های آسیا در همان مرحله‏ی اول شکست می‏خورد و حذف می‏شود. بنابراین اگر بخواهد عدالت برقرار شود، باید به تمام تیم‏های دولتی یکسان پول بدهند و آن‌وقت مشخص شود که مدیریت این باشگاه‏ها قوی است یا خیر. الان همه‏ی بازیکنان استقلال به سپاهان رفته‏اند. جان‏باریو، بیگ‏زاده، خسرو… ستاره‏ها را برده‏اند، ولی آقایانی که مربی آنجا هستند، عشق و عرق استقلالی بودن دارند و می‏گویند که عاشق استقلال هستند. نه؛ این‏ها عاشق پول‏اند. عاشق استقلال نیستند. من این را باید به مردم و طرفداران استقلال بگویم. آن‏ها اگر عاشق استقلال بودند، از استقلال بازیکن نمی‏گرفتند، می‏گذاشتند استقلال یک ذره قوی بماند. اما می‏خواستند استقلال ضعیف شود، تا خودشان بیایند و بگویند استقلال ضعیف است، ما می‏گیریم. ولی امیدوارم طوری باشد که قدرت همه‏ی باشگاه‏ها تقریبا یکسان باشند. چون دولتی است این را می‏گویم. اگر خصوصی باشد هیچ اشکالی ندارد؛ یک تیم ۱۵ میلیارد خرج می‏کند و تیم دیگر ۵ میلیارد. چون توان‏اش را دارد، می‏رود بنز می‏خرد، در مقابل پیکان راحت برنده می‏شود .

بودجه‏های تیم‏های دولتی از کجا می‏آیند؟

تیم سپاهان از فولاد، تیم ذوب‏آهن، از ذوب‏آهن و… مالیات‏های ورزشی‏ای گذاشته‏اند که این مالیات‏ها را به دولت نمی‏دهند، ولی باید آن را خرج ورزش کنند. ولی در میان پول‏های هنگفتی که خرج می‏شود، مقدار زیادی از آن حیف و میل می‏شود. یعنی به بازیکنان داده می‏شود، ولی خودشان هم پول‏ها را برمی‏دارند می‏گذارند توی جیب‏شان. اگر ثروت مدیرعامل‏های گذشته را با مدیران امروز مقایسه کنیم، متوجه تفاوت می‏شویم. مثلا ثروت ناصر حجازی به عنوان مدیرعامل باشگاه در ۲۰ سال پیش حدود دو میلیون تومان بوده است، اما ثروت مدیرعامل امروز ۲۰ میلیارد تومان است. این ثروت‏ها را از کجا آورده‏اند؟ از همین پول‏های دولتی است دیگر. کرانچار که به پرسپولیس رفت، اینجا ماهی ۵ هزار یورو، معادل ۶ میلیون تومان درآمد داشت. در آنجا ماهی ۵۰۰ میلیون برای او می‏نویسند. اما فکر می‏کنید ماهی ۵۰۰ میلیون را به کرانچار می‏دهند؟

پس چقدر می‏دهند؟

۲۰۰میلیون می‏دهند، ۳۰۰ میلیون آن هم تقسیم می‏شود بالاخره .

پس همان چیزی شده که اشاره کردید؛ سفره‏ی

سفره‏ی پهنی است در دسترس آن‏ها. غریبه را هم به آن سفره راه نمی‏دهند .

حجازی: کسانی که در کمیته‏ی بررسی‏ بازی‏ها و شکست‏های تیم ملی هستند، نمی‏توانند درست تصمیم بگیرند و برنامه‏ریزی کنند.

حجازی: کسانی که در کمیته‏ی بررسی‏ بازی‏ها و شکست‏های تیم ملی هستند، نمی‏توانند درست تصمیم بگیرند و برنامه‏ریزی کنند.

به نقش سیاست در ورزش ایران اشاره کردید؛ برای خیلی‏ها این سؤال بی‏پاسخ مانده است که چرا سیاستمدارانی که پیشینه‏ی ورزشی ندارند و فوتبال ایران را در دست گرفته‏اند، علاقه‏ای به پیشرفت فوتبال ندارند. دوست دارند هرچند وقت یک‏بار مربی عوض شود، مدیرعامل عوض شود. در حالی که اگر فوتبال ایران پیشرفت کند، شاید برای خود آنان هم بهتر باشد.

من هم متوجه نمی‏شوم. فکر می‏کنم ما در ایران حداقل ۳۰ تا ۴۰ میلیون جوان داریم که عاشق فوتبال هستند. سرگرمی‏شان هم همین فوتبال است. اگر فوتبال پیشرفت کند، می‏توانند جوان‏ها را از این طریق سرگرم کنند. ولی فکر می‏کنم چون اداره کردن اجتماع نزدیک به ۱۰۰ میلیونی خیلی مشکل است، این‏ها دوست دارند فوتبال ما پیشرفت نکند، نتواند موفق شود و فوتبالی داشته باشند که دو تا پنج‏هزار تماشاچی داشته باشد. این‏طوری برای‏شان راحت‏تر است .

نکته‏ی جالب دیگر هم واکنش تند و تیز علی پروین در این ‏روزها نسبت به حبیب کاشانی است. گفته می‏شود به علی پروین قول‏هایی داده شده بود که اجرا نشدند و الان علی پروین دارد با حبیب کاشانی تسویه حساب می‏کند. آیا این به تمام مجموعه‏ی فاسد ورزش ایران برمی‏گردد؟

من اصلاً توقع نداشتم که آقای پروین برود با آن‏ها کار کند. نه اینکه مصاحبه کند. وقتی به او پیشنهاد کار می‏دهند، باید شرط و شروط بگذارد و برود. با من شرط می‏گذارند، می‏گویند: فلان روز. می‏گویم: نه آقا… من می‏گویم که کی ملاقات می‏کنم. باید این‏گونه برخورد کرد. هروقت زنگ می‏زنند، آقای پروین بلند می‏شود می‏رود. در صورتی که ما باید وجهه و نام خودمان را حفظ کنیم. آخر در ورزش آقای پروین کجا و مثلا سعیدلو کجا؟ !

آقای حجازی، می‏دانید که حرف شما وزنه‏ی بزرگی برای تمام ملت ایران است که شما را به عنوان یک چهره‏ی ملی دوست دارند. چه پیام و نویدی از دیدگاه خودتان می‏توانید در تابستان ۲۰۱۰ به مردم ایران بدهید؟

من فقط آرزومندم که مردم ایران همیشه در آرامش و صحت و سلامت باشند و واقعاً موفق باشند. امیدوارم دولت و حکومت‏مداران بدانند این مردم چقدر برای مملکت‏شان دلسوزند و چقدر آن را دوست دارند. من فقط می‏گویم؛ بیایید یک ذره با هم مهربان باشیم، با هم رفیق باشیم. بیایید هم‏دیگر را دوست داشته باشیم. نیاییم هم‏دیگر را خراب کنیم، هم‏دیگر را از بین ببریم. اگر دوستی و مهربانی را وارد جامعه‏مان بکنیم، جامعه‏ی موفقی خواهیم داشت .

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: بابک بهمنش

برای شنیدن گفت‌وگو با ناصر حجازی بر لینک پایین صفحه کلیک کنید !

  • تاریخ 29.06.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/O5Ra
  • تاریخ 29.06.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/O5Ra
تبلیغات
default

01.10.2013