محمدرضا شجریان و سازهای تازه | موسیقی | DW | 13.10.2014
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

موسیقی

محمدرضا شجریان و سازهای تازه

تور اروپایی محمدرضا شجریان، خواننده برجسته و مطرح روزگار ما، سرانجام در دوازدهم اکتبر به شهر کلن آلمان رسید. ارکستری دوازده نفره با نواهایی تازه از سازهای جدید در سالن فیلارمونی.

بلیط ها گران بود اما مشتاقان همچنان بسیار. بر پا خاستن‌ها و هلهله کشیدن‌ها از آغاز تا پایان برنامه به هر دلیل و بهانه‌ای ادامه داشت. مردم همانند قهرمانی از او تجلیل می‌کردند، همچنان که در زندگی و سوگ سیمین بهبهانی او را ارج نهادند؛ دو شاعر و خواننده‌ای که هنر خود را با شهامت در آمیختند. شهامتی که به سپاسی درخور نیز نیاز دارد.

محمدرضا شجریان در مراسم مشایعت پیکر سیمین بهبهانی

محمدرضا شجریان در مراسم مشایعت پیکر سیمین بهبهانی

این سپاسگزاری را پس از مرگ سیمین بهبهانی در مراسم سوم او نیز در ایران شاهد بودیم. در مسجد درودها بود که بر سیمین فرستاده می‌شد و در خیابان مردم با دیدن شجریان که به مشایعت یار همیشه ایستای خود شتافته بود، فریاد درود بر شجریان سر داده بودند.

شجریان در گروه سنی بالاتر و سپس مجید درخشانی، سعید فرج‌پوری و جوانانی که با "صراحی" و"کرشمه" و "دل و دل" و "سبو" و "تندر" و دف و دایره و تنبک و"شهر آشوب" صحنه بزرگ سالن فیلارمونی را اشغال کردند. سازهای تازه دست ساخت محمد رضا شجریان که قرار بود نواهای تازه نیز به تماشاگران منتقل کنند. دیگر از آن صداهای ضعیف تار و سه تار خبری نبود.

کمانچه و سبو و شهر آشوب و دو سنتور سوپرانو، تندرباس و بم ساغر و باربد آنچنان صدایی داشتند که چیزی کم از یک ارکستر سنفونیک نداشت. تنها دو ساز قدیمی کمانچه و تار در میان سازها دیده می‌شد. بقیه همه علاوه بر شکل و شمایلی جدیدتر، با نواهائی پخته‌تر و صداهائی رساتر از گذشته به گوش می رسیدند.

دو ساز جدید با نوایی درخشان

سعید فرج‌پوری که تک‌نواز میهمان برنامه بود در "مقدمه ده ضربی دشتی" که نام نسیم نیز بر آن نهاده بودند، نسیم‌وار در آغاز ساز خود را نواخت و شجریان در ادامه با شعری از "سایه" او را همراهی کرد.

نمی دانم چه می‌خواهم بگویم/ زبانم در دهان باز بسته ست/

دونوازی سنتور و تندر در ادامه برنامه از بخش‌های درخشان شب کنسرت بود. گاه در گوشه و کنار شنیده می شد که جای پرویز مشکاتیان خالی، اما تشویق اکثریت مدعوین، شاهدی بود بر موفقیت این دو ساز دست ساخت شجریان. رامین صفایی، قطعه غریبانه را در حجاز و دشتی تنظیم کرده بود.

در کم‌تر کنسرتی دیده‌ایم که شجریان از فریدون مشیری شعری نخوانده باشد. این بار نیز تصنیف دشتی دل بی‌تاب با شعری از مشیری نواخته و خوانده شد.

در کجای این فضای تنگ بی‌آواز/ من کبوترهای شعرم را دهم پرواز/
در کجای این ملال‌آباد/ من سکوتم را کنم فریاد/

قطعه بیات ترک با تک نوازی سعید فرج‌پوری با عنوان امید که تصنیف آن را نیز به دنبال داشت پایان بخش نیمه نخست برنامه بود. بخش آخر با شعری از حافظ خوانده شد، که شجریان گویا بدون شعری از او تاکنون کنسرتی نداده است.

شجریان همچنان با صدایی درخشان بدون آن که رنگی از کهن‌سالی در آن نهفته باشد، ترانه و آواز می‌خواند. حجم صدا به قول سایه سه اکتاوی، و قدرت آن درخور سالن بزرگی چون فیلارمونی.
من از این دیوانه بازی‌ها فراوان کرده‌ام/ شرط انصاف نباشد که مدارا نکنم/

سیمین همراه با شجریان

در بخش دوم برنامه مجید درخشانی حضوری پر رنگ‌تر داشت. همه آهنگ‌ها ساخته و پرداخته و تنظیم‌شده او بود. مهارت او در نواختن تار به همان اندازه است که در نواختن کرشمه، ساز دست پرورد شجریان.

همانگونه که انتظار می‌رفت در این شب ویژه که تنها دو ماهی از مرگ سیمین می‌گذشت، شجریان یار دیرین خود را فراموش نکرده بود. «باور نکردنی»، شعری از سیمین در تصنیف افشاری بود که به یاد او نواخته و خوانده شد.

قطعات بخش دوم برنامه همه در دستگاه ماهور، افشاری و راست پنچگاه بودند. شعرهای این قسمت نیز علاوه بر سیمین، از مولانا، سعدی و سایه بود.

یک خانه پر ز مستان/ مستان نو رسیدند/
دیوانگان بندی/ زنجیرها دریدند/

با همین شعر بخش دوم در میان دست زدن‌ها و تشویق کردن‌هایی که شاید سالن فیلارمونی شهر کلن کم‌تر نظیر آن را به خود دیده بود به پایان رسید.

شجریان را در پایان برنامه چند لحظه‌ای توانستیم ببینیم. متاسفانه فرصتی برای گفت‌وگو نداشت. اما شاهد بودیم که در صحبت چند لحظه‌ای با یک کارشناس موسیقی، بلافاصله از او پرسید" صدای سازها چطور بود؟ گویا خود نیز هنوز به جا افتادن سازها در میان مردم تردید دارد. شجریان در برابر احساس رضایت کارشناس موسیقی گفت: باید نواخته و اجرا شود تا جای خود را باز کند.

واقعیت این است که سازهای جدید با چند اجرا که دو کنسرت از آن ها را در شهر کلن شاهد بودیم، هنوز نتوانسته‌اند به عادت شنیداری تبدیل شوند. شجریان هنوز توضیحی برای عرضه سازهای تازه نداده است. به احتمال اما یکی از دلایل می‌تواند صدا دهی بیشتر به ارکستر باشد. در این مورد شجریان بدون تردید موفق شده است. همین هدف شجریان را بر آن داشته تا برای ایجاد یک عادت شنیداری به ارکستر امکانات بیشتری بدهد.

تک نوازی‌ها و هم نوازی‌ها گاه شنوندگان را در حسرت شنیدن بیشتر این صدای بزرگ باقی می گذارد. آیا ما همچنان باید شاهد جلوه‌گری سازها در کنسرت‌های شجریان باشیم؟ شجریان تنها کسی است که می‌تواند پاسخگوی پرسش ما باشد.

تبلیغات