فریدون احمدی: آن انقلاب نمی‌توانست سرنوشت دیگری داشته باشد | test | DW | 08.02.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

test

فریدون احمدی: آن انقلاب نمی‌توانست سرنوشت دیگری داشته باشد

خصلت اسلامی انقلاب و استقرار حاکمیتی دینی و بنیاد گرا و عروج روحانیت و تشرع به قدرت ، جانمایه اصلی انقلاب را تشکیل می داد و نام انقلاب اسلامی بیش از همه خصلت نما و مبین واقعیت تحولی است که در 1357 بوقوع پیوست.

«نام انقلاب اسلامی بیش از همه خصلت نما و مبین واقعیت تحولی است که در ۱۳۵۷ بوقوع پیوست»

«نام انقلاب اسلامی بیش از همه خصلت نما و مبین واقعیت تحولی است که در ۱۳۵۷ بوقوع پیوست»

در سالگرد انقلاب بهمن قرار داریم. از این واقعه برداشت های متفاوتی شده است می خواهم نظر شما را در مورد انقلاب بهمن بدانم و اینکه آیا روند طی شده سرنوشت محتوم آن بود؟

در پاسخ به پرسش شما نخست تاکید کنم من با آن نوع تحلیل و متد بررسی که ذات گرایانه، انقلاب را از نتایج آن تفکیک می کند توافق چندانی ندارم. بسیاری از جریان های سیاسی و فرهنگی مخالف و مغایر با جمهوری اسلامی، برای خود انقلاب بهمن 1357 و روند و پروسه تحول آن، شکوه و تقدس و بسیاری صفات و ویژگی های مثبت دیگر قائل اند اما از آنجا که نتیجه آن انقلاب و موجود و حاکمیتی که از دل آن سر برآورد را قابل دفاع و پذیرش نمی یابند، لاجرم از یک سو به دامان اصطلاحات و توضیحاتی چون منحرف شدن انقلاب، انقلاب مصادره شده و به سرقت رفته، انقلاب خیانت شده، ربوده شدن رهبری انقلاب توسط روحانیت و ... پناه می برند و از سوی دیگر تقلیل گرایانه فقط با تکیه بر جنبه سلبی انقلاب یعنی ضد سلطنتی بودن آن، از توجه به سایر جنبه ها و کلیت انقلاب واقعا موجود و واقعا حادث اجتناب می کنند .

واقعیت این است که در مقطع سال های ۵۶-۵۷ مجموعه حرکات و اعتراضات و جنبش های جاری در کشور به تدریج اوج و ژرفا گرفت وبه انقلاب فراروئید. از آن زمان که دیگر می شد بر آن نام انقلاب نهاد دیگر مساله رهبری و سمت وسو و ماهیت آن تعیین شده بود. روشن است بسیاری از آن جنبش ها، خواسته ها و حرکات، دارای جنبه های نیرومند آزادی خواهانه و ضد دیکتاتوری، عد الت خواهانه و استقلال طلبانه بودند اما خصلت اسلامی انقلاب و استقرار حاکمیتی دینی و بنیاد گرا و عروج روحانیت و تشرع به قدرت جانمایه اصلی انقلاب را در سال ۱۳۵۷ تشکیل می داد.

از میان نامهای گوناگون تحول انقلابی بهمن ماه ۱۳۵۷ همچون انقلاب ضد استبدادی، ضد دیکتاتوری، ضد سلطنتی و ضد امپریالیستی و برخی نامگذاری ها وخصلت بندی های دیگر، که هر یک به درجه ای، گوشه ای از واقعیت را بازتاب می دهند، نام انقلاب اسلامی بیش از همه خصلت نما و مبین واقعیت تحولی است که در ۱۳۵۷ بوقوع پیوست. برزمینه تعادل قوای موجود در آن زمان، سطح و حد رشد فرهنگ و نهاد های دموکراتیک ، و وضعیت فکری، سیاسی و سازمانیابی و نفوذ اجتماعی جریان ها و نیروهای مختلف سیاسی و نیز شرایط و مناسبات بین المللی، انقلاب 22 بهمن به همان جایی منتهی می شد که شد. نمیخواهم بگویم و بر این نظر نیستم که مردم کشور ما شایسته همین نظامی بودند که از دل انقلاب سر بر آورد. اما بازبینی و مروری گذرا در حد فرصت این مصاحبه بر مجموعه شرایط سیاسی آن زمان، به داشتن تصویری واقعی تراز انقلاب، انقلابی که جمهوری اسلامی را مستقر کرد، روحانیت و ولایت فقیه را به رهبری برگزید و بازار و حاشیه نشینان و تهی دستان شهری و فرهنگشان را مسلط گردانید، کمک می کند.

دیکتاتوری کوته بینانه و فردی شاه راه هرگونه مشارکت سیاسی طبقه متوسط را سد کرده بود و آنگاه که این سد رخنه برداشت دیگر دیر شده بود. او حتا رقابت احزاب خود ساخته را هم بر نمی تافت و حزب واحد رستاخیزساخته شد . استبداد سلطنتی "ملییون" را خانه نشین کرده ، چپ ها را با شدت سرکوب می کرد و روحانیت را فقط گاهی گوشمالی میداد. با دموکراسی بیگانه بود و به اشتباه خطر اصلی برای نظام را چپ و کمونیست ها می دید. همان روالی که در سطح جهانی به گونه ای دیگر آمریکا بنا بر منطق جنگ سرد بویژه در منطقه ما در پیش گرفته بود: بی بها بودن دموکراسی و ایجاد کمربند سبز اسلامی دربرابر کمونیسم.

عموما سمت و سوی تحولات اجتماعی و سیاسی را نخبگان جامعه گاه نیز با به میدان کشاندن توده ها تعیین میکنند. روحانیت و نهضت اسلامی در وسعت سراسر کشور و با تکیه برمجموعه شبکه سراسری آخوندهاو حوزه ها به تبلیغ و سازمانگری پیشبرد ایده ولایت و حکومت اسلامی و دفاع از سنگر سنت در برابر مدرنیسم ومدرنیته مشغول بود. اما دیگر جریانها و نحله های اصلی سیاسی همگی اعم ازملیون، چپ، اسلام گرایان "لیبرال"، روشنفکران و نیز دانشجویان و تشکل هایی چون کنفدراسیون از ضعف مطلق بینشی و سیاسی و بیماری های اساسی رنج می بردند. ملییون و جبهه ملی نا منسجم ، متشتت، کم اعتبار و بدون پروفیل مستقل سیاسی بودند که در تند پیچ حادثه نیز دنباله رو رهبری خمینی شده در خدمت قدرت یابی روحانیت قرار گرفتند. همه هم وغم و مضمون اصلی فعالیت نهضت آزادی و گروه ها و فعالین "ملی- مذهبی" و تلاش گران اسلامی ای همچون شریعتی، خلاف نیازو منطق استقرار دموکراسی و پیشبرد مدرنیته که جانمایه پویش ها و تحولات از مشروطیت بدین سو را تشکیل می دهد، کشاندن روحانیت به میدان و دخالت دین و متولیان دین در سیاست و حکومت بود.

چپ چریک بر پایه رادیکالیسمی بیکران در روش و هدف، بدون توجه به سیر پیشرفت روندها شعار نه سازش نه تسلیم نبرد تا رهایی را سر می داد. و چپ اردوگاهی ، بنا بر منطق جهان دو قطبی در سیمای بنیاد گرایان و اسلام گرایان، متحدان ضد امپریالیست خود را میدید.

بدین سان بود که روحانیت متشرع و نمایندگان اسلام سیاسی خیز برداشته برای کسب قدرت بدون مقاومت و یا برخوردار از حمایت دیگر جریانهای سیاسی و نیز در سایه توافق های جهانی رهبری روند ها و انقلاب را در چنگ گرفتند. و این تنها آنها بودند که چنین موقعیتی داشتند. .

براساس موارد ذکر شده ، در آن شرایط و از زمان پیدایی "موقعیت انقلابی"، آری آن سرنوشت و روند طی شده سرنوشت محتوم آن انقلاب بود.

اگر اکنون به آن زمان برگردید چه کاری می کنید که آن زمان نکردید و از انجام چه کارهایی پرهیز می کنید؟

در مورد اینکه در آن زمان چه کاری باید انجام می گرفت و از چه کاری باید پرهیز می شد باید بگویم تنها سلاح تجربه شده و پاسخگو در برابر بنیاد گرایان و اسلام سیاسی مبارزه برای دموکراسی و تکیه بر حقوق شهروندی و حقوق بشرو روشنگری است. باید مبارزه با دیکتاتوری شاه را باتکیه بر این ارزشها همراه می کردیم و استقرار دموکراسی، پیشرفت و پیگیری منافع ملی مبنای تنظیم مناسباتمان با دیگر نیروهای سیاسی می شد. پیشبرد پروژه مدرنیته و و بنیانها و ملزوماتش نباید مورد بی توجهی قرار می گرفت. مبارزه روشنگرانه با مذهب در حکومت ویا در صدد دخالت در حکومت وبا سنت گرایی دینی نباید به فراموشی سپرده می شد.

آنچه نباید انجام می گرفت اتحاد اعلام نشده حول رفتن شاه بدون مطرح وروشن شدن آنچه که میخواهد به جایش نشانده شود بود و وجود این روانشناسی که او برود هرچه پیش آید خوش آید. فهرست آنچه که باید انجام میگرفت و آنچه که باید از انجام آن پرهیز می شد بسیار بلند بالا است که ذکر آن در محدوده این مصاحبه نمی گنجد اما این پرسش باقی میماند که آیا این توصیه ها ویا توصیه های دیگرآیا اساسا می توانستنند امکان اجرایی بیابند؟

  • تاریخ 08.02.2008
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/D4eN
  • تاریخ 08.02.2008
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/D4eN