ضربه‌ای سنگین بر پیکر دانشگاه‌ها | ایران | DW | 21.01.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

ضربه‌ای سنگین بر پیکر دانشگاه‌ها

دوازده استاد برجسته دانشگاه علامه طباطبایی بازنشسته اجباری شده‌اند. گذشته از ابعاد سیاسی این اقدامات، آیا دانشگاه‌های ایران ظرفیت از دست دادن کادر علمی خود را دارد؟

default

بازنشستگی ۱۲ نفر از استادان سرشناس دانشگاه علامه طباطبایی تهران برای جامعه علمی ایران خبر دردناکی است. بخصوص که دانشگاه های ایران پس از هر موج اخراج و حذف کادرهای علمی‌اش، سال‌ها دچار افت شدید علمی می‌شوند. هم چنین صحبت از انحلال گروه توسعه دانشکده اقتصاد این دانشگاه است.

دکتر سعید پیوندی استاد دانشگاه در پاریس می‌گوید:

Der iranische Soziologe Saeed Peyvandi

در سه چهار سال اخیر، این اولین باری نیست که استادان ما با مساله‏ی بازنشستگی اجباری یا استعفا مواجه شده‏اند


«در سه چهار سال اخیر، این اولین باری نیست که استادان ما با مساله‏ی بازنشستگی اجباری یا استعفا مواجه شده‏اند. قبلا این مورد را در دانشگاه تهران یا دانشگاه شهید بهشتی هم در حوزه‏ی علوم سیاسی و علوم انسانی شاهد بودیم. ولی این‏بار در دانشگاه علامه‏ طباطبایی به طرز مشهودی حرکت کردند و حتی مسئولین صحبت از گرایش سیاسی استادان می‏کنند. در حالی که در گذشته فقط از بازنشستگی اداری صحبت می‏شد.»

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مرتضی مرديها استاد فلسفه دانشگاه علامه نیز ممنوع التدریس شده است. به گزارش این خبرنامه دکتر مرديها از چهره‌های سرشناس فلسفه سياسی در ايران است. هم چنین صبا واصفی پژوهشگر و فعال جنبش زنان از دیروز از تدریس در دانشگاه شهيد بهشتی محروم شد.
به نظر سعید پیوندی آن‏چه در دانشگاه علامه طباطبایی و سایر دانشگاه‌ها می‏گذرد «پیامی است که دولت به استادها می‏دهد که اگر کار خود را بی‏سروصدا انجام ندهند و در امور سیاسی دخالت کنند، چه برخوردی در انتظارشان خواهد بود. چون گروهی که با آنان برخورد شده، سال‏های پیش نقدهای زیادی در حوزه‏ی اقتصادی به دولت احمدی‏نژاد داشته‏اند و خیلی از نقدهای‏شان در مورد تورم، نقدینگی و… هم در زمان درست از آب درآمده است. دلیل عصبانیت امروز دولت هم این است که نقدهای آنان درست در آمده است و این می‏تواند در افکار عمومی استادان و همین‏طور جامعه پیامد زیادی داشته باشد.»

استادان منتقد تنها اخراج نمی شوند به زندان هم می‌افتند

دیروز جمعی از استادان اقتصاد دانشکد‌ه‌های سراسر کشور برای آزادی دکتر علی عرب مازار يزدی، استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد علامه طباطبايی به دستگاه قضایی نامه نوشتند و خواستار آزادی او و آزادی بیان و اندیشه در دانشگاه شدند
تخلیه محیط های آکادمیک از فکر و اندیشه و تبادل نظر به دستور آیت الله خامنه‌ای مبنی بر اسلامی کردن علوم انسانی شدت گرفت. گفته می‌شود برکناری‌ها سیاسی است و زیان های علمی آن برای مسئولان وزرات علوم و شورای انقلاب فرهنگی اهمیتی ندارد.
سعید پیوندی می‌گوید: «دانشگاه در همه‏ جای دنیا محل نقد، برخورد، بررسی، اظهارنظر و فکر کردن است و در همه‏ی دنیا رایج است که استادان دانشگاه در این رشته‏ها به سیاست‏های رسمی، اقتصاد کشور و مسایلی که در کشور می‏گذرد، برخورد کنند. حیرت‏آور است که آستانه‏ تحمل مسئولین تا این حد پایین آمده که حتی این امر را در دانشگاه قبول نمی‏کنند و با آن برخورد می‏کنند.»


ترس از حضور استادان و دانشجویان دگراندیش و منتقد در محیط های دانشگاهی تازگی ندارد. در جریان آنچه در سال ۱۳۵۸ «انقلاب فرهنگی» نام گرفت، هزاران دانشجو و ۴۰ درصد کادر آموزشی دانشگاه ها اخراج شدند.

سعید پیوندی: پیام دولت به استادها این است که کارشان را بی سروصدا انجام دهند و در امور سیاسی دخالت نکنند

سعید پیوندی: پیام دولت به استادها این است که کارشان را بی سروصدا انجام دهند و در امور سیاسی دخالت نکنند

سعید پیوندی در این زمینه می‌گوید: «آن روز دانشگاه‏های ما خیلی محدودتر بودند؛ ما ۱۷۵ هزار دانشجو و حدود ۱۵هزار کادر علمی داشتیم. امروز حدود سه میلیون و نیم دانشجو و بیش از ۱۲۰هزار کادر علمی داریم. بنابراین عمل کردن مانند آن روز دیگر غیرممکن است. امروز دانشگاه‏ها در ۲۰۰ شهر ایران پراکنده‏اند و یک گروه اجتماعی را در بر می‏گیرند.»

با این همه سعید پیوندی استاد دانشگاه تاکید می‌کند که: «همین الان، پیش از این هم تصفیه‏ها وسیع‏تر شوند، به خاطر فشارهای موجود روی دانشگاه، تهدید مستقیم استادان و یا تهدیدهای غیرمستقیم آنان از طریق صحبت‏های وزیر علوم و دیگر مسئولین و یا کارهایی که در حوزه‏ی حراست و غیره انجام می‏گیرد، با افت بسیار زیادی مواجه هستیم. برای این که خیلی از استادها احتیاط می‏کنند و یا سعی می‏کنند کارشان تحریک‏آمیز نباشد و همین هم روی کار تحقیق‏شان، روی فکر کردن و نقد مسایل و به وجود آوردن حوزه‏های جدید علمی حتما تاثیر می‏گذارد. چرا که آن‏ها دل به کار نمی‏دهند و حداقل فضای آزاد و بانشاط لازم برای این که دانشگاه به عنوان اتاق فکر جامعه کار کند، وجود ندارد.»

سوال این جاست که با تکرار حذف های گسترده نظیر آنچه در سابقه‌سی ساله جمهوری اسلامی اتفاق افتاده، آیا دانشگاه‌های ایران قادر به رقابت علمی با سایر دانشگاه های معتبر دنیا خواهند شد؟

سعید پیوندی می‌گوید: «همان‏طور که یک بار کمر دانشگاه‏های ما در سال ۵۹ به خصوص در رشته‏ی علوم انسانی شکست و ۲۰ سال طول کشید که دانشگاه به تدریج کمر راست کند و بتواند در حوزه‏های تحقیقی و پژوهشی خودی نشان بدهد و کارهای چشم‏گیری انجام بدهد، دوباره با ضربه‏ی جدیدی مواجه خواهیم شد که جامعه‏ی ما را در این حوزه، سال‏ها به عقب برمی‏گرداند. آن هم در دنیایی که امروز اقتصاد و جامعه بر اساس پژوهش و علم پیش می‏رود و نداشتن یک دانشگاه پویا و نقاد، دانشگاهی که فکر کند، تولید فکر کند و جامعه را نقد کند، می‏تواند به مثابه‏ی قطع تنفس جامعه محسوب شود.»

NK/BM

در همین زمینه:

  • تاریخ 21.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/LdAO
  • تاریخ 21.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/LdAO