سپاه پاسداران و سودای تاسیس پایتخت جدید | دیدگاه | DW | 28.09.2020
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

دیدگاه

سپاه پاسداران و سودای تاسیس پایتخت جدید

انتقال پایتخت از تهران دوباره به بحث روز بدل شده است. این بار گرچه دغدغه‌ها و انگیزه‌های هسته سخت قدرت مسئله انتقال را جدی‌تر کرده است، ولی اجرای چنین پروژه‌ سنگینی می‌تواند قربانی توهمات و سوءمدیریت‌های سپاه شود.

ابوالفضل ترابی از نمایندگان مجلس یازدهم که به جبهه پایداری نزدیک است خبر از پیشنهاد سپاه برای طراحی و اجرای انتقال پایتخت سیاسی و تمرکز زدایی از تهران داده است. این نماینده که عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس یازدهم است در توضیح بیشتر پیشنهاد سپاه گفته است:

«جانمایی و همه موارد در زمینه انتقال پایتخت مشخص شده است، قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) نیز نامه‌ای را رسماً به رئیس جمهور ارسال کرده و بدون اینکه پولی از دولت بخواهد عنوان کرده که ساماندهی تهران را انجام می‌دهد و انتقال پایتخت سیاسی و اداری را نیز به سرانجام می‌رساند.» طبق این طرح مراکز اداری و سیاسی به  منطقه ای خارج از شهرهای موجود منتقل می شود. پیش از آن نیز دانشگاه ها و خودروسازی ها از تهران منتقل می شوند تا روند افزایش مهاجرت تهران متوقف شده و در ادامه از جمعیت آن کاسته شود.

او در توجیه ضرورت انتقال پایتخت سیاسی اظهار داشت: « تمرکز بیش از حد مردم، ثروت، دانش و صنعت در تهران یک تهدید واقعی است؛ چه از لحاظ طبیعی و چه حمله‌های نظامی و چه نافرمانی‌های اجتماعی.»

به نظر می‌رسد نافرمانی‌های اجتماعی که در واقع نامی به اعتراضات خیابانی، اعتصابات و خیزش های مردمی است عامل اصلی نگرانی بخش مسلط قدرت است که در پی فعال کردن دوباره طرحی است که به دلیل اختلاف بین مجلس و دولت از دستور کار خارج شده بود.

پیشتر مجلس دهم طرحی را با عنوان " امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور، ساماندهی و تمرکززدایی از تهران" در اردیبهشت‌ ماه سال ۱۳۹۴ تصویب کرده بود که با تصویب شورای نگهبان تبدیل به قانون شد.

طبق این قانون «شورای ساماندهی مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران» با استفاده از ظرفیت‌ها و اعتبارات پژوهشی و تحقیقاتی وزارت راه و شهرسازی (دبیرخانه شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران) و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور به‌منظور انجام اقدامات زیر تشکیل می‌شود:

الف- بررسی و جمع‌بندی مطالعات انجام‌شده در خصوص تمرکززدایی و ساماندهی شهر تهران پیرو مطالعات مجموعه شهری تهران مصوب سال ۱۳۸۲ شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران

ب- انجام پژوهش‌های ضروری با هدف امكان‌سنجی و ارائه راهكارهای برون‌رفت از وضع موجود

پ- تبیین و ارزیابی، پیش‌بینی و تعیین پیش‌نیازها، الزامات و تمهیدات اجرائی و راهبردهای پیشنهادی برای ساماندهی تهران بزرگ

ت- امكان‌سنجی انتقال مركز سیاسی و اداری و جانمایی مكان مناسب برای آن در افقهای زمانی كوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت

اعضای این شورا عبارت هستند از رئیس جمهور یا معاون اول وی به‌عنوان رئیس‌شورا،  رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور، وزیر راه و شهرسازی به‌عنوان دبیرشورا،  وزیركشور،  وزیراطلاعات،  وزیرنیرو،  رئیس‌سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، رئیس شورای اسلامی شهر تهران، شهردار تهران، رئیس ستاد كل نیروهای مسلح،  دو نفر از اعضای كمیسیون شوراها و امور داخلی كشور، یك نفر از اعضای كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و یك نفر از اعضای كمیسیون عمران به انتخاب مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر

این شورا حداکثر دو سال وقت داشت تا نتایج تحقیقاتش را به دولت ارائه کند. اما الان بیش از 5 سال است که از اجرائی شدن این قانون می گذرد اما اتفاق خاصی نیفتاده است. سپاه پاسداران عضو شورای فوق نیست و فقط رئیس ستاد نیروهای مسلح از نیروهای نظامی عضو این شورا است. حال ابوترابی مدعی شده که حسن روحانی طرح پیشنهادی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا را  به دبیر شورای عالی انتقال پایتخت؛ یعنی وزیر راه و شهرسازی  برای بررسی داده است که به دلیل بحران زیستی کرونا اعلام نتیجه ارزیابی به تاخیر افتاده است.

بحثی نامربوط به رفاه و امنیت مردم

موضوع انتقال پایتخت بحثی قدیمی در جمهوری اسلامی است که از دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی سابقه دارد اما به دلیل بار مالی بالا و مشکلات اجرایی در حد حرف و بحث‌های کلی باقی مانده است.

از ابتدا تهران محل مناسبی برای پایتخت نبود اما شرایط خاص ایران در زمان سلطنت آغا محمد خان قاجار که تثبیت اقتدار بر ایران بر مرزهای شمالی مورد توجه بود تهران انتخاب شد که جنبه دائمی نداشت اما در ادامه شاهان قاجار پایتخت را تثبیت کرده و آن را توسعه دادند. منتهی تا پیش از تاسیس سلطنت پهلوی تهران پایتخت سیاسی و فرهنگی بود و تبریز و اصفهان مراکز اصلی اقتصادی و فرهنگی بودند.  در ادامه توسعه نامتوازن، سریع و بی قاعده تهران را به بزرگترین کلانشهر ایران تبدیل کرد.

اکنون ساماندهی به تهران و بخصوص متوقف کردن سیر صعودی مهاجرت به آن و بخصوص بازدارندگی در برابر گسترش حاشیه‌نشینی ضروری است اما در وضعیت کنونی و با توجه به چالش‌های متعددی که جمهوری اسلامی گرفتار آنها است و بی‌کفایتی موجود امکان انتقال پایتخت در شکل منطقی و مناسب منتفی است.

سوابق سپاه پاسداران نیز نشان می‌دهد که مسائلی چون امنیت اجتماعی، رفاه و آرامش مردم دغدغه آنها نیست؛ به نظر می‌رسد در ادامه تشدید شکاف مردم- حکومت در تهران که فقدان مشروعیت نظام در آن به طور نسبی بیشترین برجستگی را دارد و همچنین امکان کنش سیاسی اعتراضی سازمان‌یافته که منجر به یک اتفاق سیاسی پایدار شود در آن بیشتر است، هسته سخت قدرت به تکاپو افتاده تا به شکل ساختاری ظرفیت تحول ساز تهران را سترون نماید. تاکید بر انتقال دانشگاه‌ها به بیرون از تهران نیز به خوبی نشان می‌دهد که هدف قطع ارتباط جنبش دانشجویی با اعتراضات مردمی و جلوگیری نهادینه‌شده از رهبری میدانی و میانی فعالان دانشجویی است.

توانایی و یا ناتوانی سپاه پاسداران در اجرای این طرح بلندپروازانه که مشابه ادعای کشف «دستگاه ویروس‌یاب الکترونیکی» است  موضوع این نوشتار نیست. به صورت بالقوه امکان انتقال وزارت خانه‌ها به مناطقی خاص و تاسیس شهرهای جدید نیز شدنی است و ممکن است مفید باشد اما بافت کنونی جمهوری اسلامی کارایی و اعتبار لازم برای اجرای این طرح را ندارد.

آنچه مایه نگرانی است اراده متوهمانه سپاه پاسداران است که به نیابت از نهاد ولایت فقیه در حفظ وضع موجود و ایستادگی در برابر تغییرات در هر سطحی (حداقلی و یا حداکثری) حاضر است شتابزده طرح‌هایی را اجرا کند که پیکر بیمار دستگاه بوروکراسی کشور را نحیف‌تر و وخیم‌تر سازد.

این ادعا پرتو دیگری بر اصلاح‌ناپذیری جمهوری اسلامی می‌تاباند که صاحبان اصلی قدرت در آن برای حفظ  موقعیت  و منافع خود هیچ مرزی را نمی‌شناسند و حاضر نیستند در برابر مطالبات و اعتراضات کوچکترین نرمش و انعطافی نشان بدهند و بر عکس می‌کوشند تا صورت مسئله را پاک کنند.

تبلیغات

از دیگر مطالب صفحه دیدگاه