روشنفکران مصر «در سربالایی» تحولات | جهان | DW | 10.02.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

روشنفکران مصر «در سربالایی» تحولات

تاکنون سناریوهای مختلفی برای ‌آینده تحولات مصر تصویر شده‌اند. گمانه‌زنی درباره نقش اسلام‌گرایان و یا پیش‌بینی مدل ترکی یا ایرانی حکومت آینده. اما ‌آیا می‌توان در سمت و سوی تحولات آتی مصر دخالتی سازنده کرد؟

default

مردم مصر قدم‌های مهمی به جلو برداشته‌اند. پایداری نشان داده‌اند، حکومت را به عقب‌نشینی وادار کرده‌اند و یک ائتلاف از همه گروه‌های مخالف ساخته‌اند تا گذری مسالمت‌آمیز را به انجام رسانند. این خود پیروزی بزرگی است.

البته دولت هم مدعی است چیزی جز مسالمت نمی‌خواهد و عمر سلیمان، معاون رئيس جمهوری مصر از مخالفان خواسته علیرغم پافشاری حسنی مبارک برای ماندن تا انتخابات پاییز آینده، با دولت وارد مذاکره شوند تا مبادا کودتا شود. هشداری که معلوم نیست چه اندازه باید آن را جدی گرفت.

غرب اگرچه نگران قدرت گرفتن اسلام‌گرایان و تکرار تجربه ایران است، ولی راهی جز این در برابر خود نمی‌بیند که در مواضع رسمی جانب دمکراسی را بگیرد. آمریکا به حکومت مصر فشار می‌آورد که به خواست مردم تن دهد، دست به سرکوب آن‌ها نزند و قوانینی را که آزادی‌ها را محدود می‌کند، لغو کند.

اروپا موضع خود را در کنفرانس امنیتی مونیخ روشن کرد. حمایت از دمکراسی ولی با فاصله، با احتیاط و بدون دخالت مستقیم. اروپا می‌گوید آینده را باید به انتخاب مردم مصر گذاشت. ولی با این تبصره که انتخابات «زودرس» صلاح نیست.

شمشیر دولبه دمکراسی

دمکراسی شمشیر دولبه است. می‌تواند به روی کار آمدن هر گروهی منجر شود که در میان مردم پایگاه، تاریخچه و سازمان دارد. این نیرو در نوار غزه حماس بود، در مصر ممکن است اخوان‌المسلمین باشد، حتی اگر رسانه‌ها بارها بر «نسل فیس بوک» و وزن آن در جنبش مردم مصر تاکید کنند. اخوان المسلمین هم ممکن است خواستار روی کار ‌آمدن یک حکومت اسلامی باشد، حتی اگر امروز مدعی طرفداری از دمکراسی باشد و سخن از «انقلاب مردم مصر» بزند و نه «انقلاب اسلامی».

عبدی کلانتری، پژوهشگر مسایل فلسفی

عبدی کلانتری، پژوهشگر مسایل فلسفی

محمد صادق جوادی‌حصار، روزنامه‌نگار معتقد است «بر مبنای شعارها و برنامه‏هایی که تا الان اعلام، شنیده و دیده می‏شود، هیچ مانیفست و برنامه‏ی خاصی برای تشکیل یک حکومت اسلامی، از جنسی که مناسبات مذهبی تعیین کننده‏ی همه‏ی مناسبات در قدرت، سیاست و رفتارهای داخلی و خارجی باشد، دیده نشده است. البته با توجه به حضور "مکتب الازهر" و "حوزه‏ی علمی فرهنگی الازهر" در مصر، بعید نیست که مناسبات مذهبی چنبره‏ی بیشتری بزند و آن‏ها هم بخواهند که در مناسبات قدرت سهم بیشتری داشته باشند.»

او اذعان دارد که دغدغه‏ی غرب، دغدغه‌ای است که نمی‏شود از کنار آن گذشت: «بعید نیست که عده‏ای، مثلاً مانند اخوان‏المسلمین در دمکراسی آتی به جناح رادیکال درون حاکمیت تبدیل شوند. کمااین‏که بعید نیست همین‏ها به جناح غالب تبدیل بشوند و مخالفین خودشان را خیلی برنتابند. در یک فضای دمکراتیک، همه‏ی این چیزها محتمل است. ولی به‏نظر من، به خاطر فضای بسته‏ای که در گذشته در مناسبات سیاسی مصر وجود داشته و خیلی انعکاس دقیق و عمیقی از مناسبات پشت صحنه‏ی قدرت وجود نداشته یا احزاب نمی‏توانستند، حداقل به شفافیت امروز، اظهار موضع و نظر بکنند، به این سرعت نمی‏شود در مورد آینده‏ی مصر اظهارنظر قطعی کرد.»

عبدی کلانتری، پژوهشگر مسایل فلسفی می‌پرسد فرض را بر این بگذاریم که در حال حاضر آلترناتیو دیگری وجود ندارد، یعنی نیروهای سکولار نمی‏توانند در این مقطع در مقابل نیروهای مذهبی و اسلام‏گرا بایستند و جنبش ضددیکتاتوری را تضعیف کنند، در این صورت تکلیف چیست؟

به نظر او این خطر هست که جهت آینده‏ی دولت به سمت اسلام‏گرایی برود و در کوتاه‏مدت هم نیروهای سکولار هنوز آن وزن لازم را ندارند که جهت تحولات را تغییر دهند. با این حال این حوزه‏‌ای باز برای فعالیت سیاسی است. زیرا نیروهای سکولار می‌توانند در یک دوران انتقالی به‏سرعت خود را سازمان دهند، با نشر عقاید خود، مردم و جوان‏ها را سازمان دهند و سعی کنند وزنه را هرچقدر می‌شود به نفع خود عوض کنند.

او می‌گوید: «راه دیگری وجود ندارد. یعنی واقعاً به‏جز این، هیچ چشم‏انداز دیگری وجود ندارد و این راه سربالایی است که نیروهای سکولار باید طی کنند. کار یک شب و دو شب هم نیست و در مصر هم محدود نمی‏شود. این به سراسر خاورمیانه و تمام کشورهای اسلامی مربوط است. نیروهای سکولار در تمام این کشورها ضعیف و سرکوب‏شده بودند و الان که به‏تدریج دارد روزنی باز می‏شود، باید از این امکانات استفاده کنند و سعی کنند به‏تدریج با آگاهی دادن، این توازن قوا را به نفع خودشان، تا اندازه‏ای عوض کنند.»

عبدی کلانتری به تجربه انقلاب ایران اشاره می‌کند: «در انقلاب ۳۰ سال پیش ایران هم چاره‏‏ای جز این وجود نداشت. گرچه الان خوشبختانه فضا عوض شده است. آن زمان، حتی نیروهای سکولار هم به‏خاطر ایدئولوژی‏های امریکاستیز و غرب‏سیتز، تا اندازه‏ی زیادی از لحاظ روحیه و اخلاق، منش اسلامی داشتند، در عین این‏که به‏ظاهر سکولار بودند. ولی الان خوشبختانه دیگر آن حالت وجود ندارد و تمام آگاهی‏ها نسبت به اسلام‏گرایی موجود است. حتی جوان‏ها و نیروهای سکولار، دقیقاً اسلام‏گرایی را می‏شناسند. شکل‏های متفاوت‏ اسلام‏گرایی از القاعده گرفته تا خمینی و تا حماس امروز شناخته‏شده هستند و تااندازه‏ای امتحان‏شان را پس داده‏اند. بنابراین جای خوش‏بینی هست.»

الگوبرداری‌، توهم یا چشم‌اندازی ممکن؟

این روزها «مدل ترکیه، یا مدل ایران» سوالی است که بارها تکرار شده و سوال میزگردهای مختلف بوده است. آیا مدل ترکیه می‌تواند با توجه به تاریخ و تفاوت‌های آشکارجامعه مدنی دو کشور به سادگی الگوبرداری شود؟ در این باره نظرها متفاوت است.

محمد صادق جوادی حصار معقتد است که «اگر یک حکومت دمکراتیک مبتنی بر رأی و نظر مردم، به‏صورت نسبی (مطلق نمی‏توانیم صحبت کنیم) به‏وجود بیاید و بتواند در مناسبات بین‏المللی رفتاری را داشته باشد، از جنس رفتار دولت اسلام‏گرای ترکیه، یعنی حداقل بتواند در مناسبات منطقه‏ای، به اندازه‏ای که ترکیه پشتوانه‏ی جهانی و منطقه‏ای برای خودش دست و پا کرده، این پشتوانه را کسب کند، می‏تواند در مناسبات آتی ضلع سوم قدرت منطقه‏ای باشد.»

محمد صادق جوادی‌حصار، روزنامه‌نگار

محمد صادق جوادی‌حصار، روزنامه‌نگار

ولی عبدی کلانتری با این پیش‌بینی مخالف است و می‌گوید: «مدل ترکیه و کشورهای دیگری مانند مالزی و اندونزی که به‏نظر می‏آید نوعی از لیبرالیسم اسلامی هستند، به‏هرحال در مقایسه با اسلام‏گرایی افراطی گام مثبتی است. ولی این کشورها متکی هستند بر نوعی از اقتصاد آزاد (نئولیبرالیسم اقتصادی) که تا اندازه‏ی زیادی شکوفا شده است. ولی اگر کشوری فقیر و عقب‏مانده باشد و در شرایط خیلی بدی مانند افغانستان قرار داشته باشد، بعید به‏نظر می‏آید که مدل دمکراسی اسلامی یا مدل ترکیه را بشود در آن‏جا پیاده کرد. مصر کشور فقیری است. متأسفانه درآمد سرانه‏ی این کشور خیلی پایین است و تضاد طبقاتی در آن خیلی خیلی زیاد است و اگر دوباره به دامن نئولیبرالیسم اقتصادی بیفتد، الزاماً به لیبرالیسم سیاسی نمی‏آنجامد. ولی به‏هرحال این مدل وجود دارد و اگر نیروهای اسلام‏گرا متقاعد شوند که به جای مدل ایران، از آن مدل پیروی کنند، قاعدتاً گام مثبتی در تمام ایدئولوژی اسلام‏گرایی است.»

غرب و جغرافیای سیاسی خاورمیانه

غرب در سمت و سوی تحولات خاورمیانه چقدر قدرت مانور دارد و ایران در کجای این معادلات ایستاده است؟

محمد صادق جوادی‌حصار به مدیریت جهانی به‌هم پیوسته‌ای اشاره می‌کند که «امریکایی‏ها و اروپایی‏ها پیش می‏برند این است که تجربه‏ی انقلاب ۵۷ ایران در آن‏جا صورت نگیرد. این است که سعی می‏کنند نوعی از تعامل و تدارک را ببینند که هدایت‏شده این مرحله‏ی گذر سپری بشود و یک مجموعه‏ی متعدل‏تر و قابل گفت‏وگوتری برای‏شان پیش بیاید که بتوانند با دولت بعدی وارد تعامل و گفت‏وگو بشوند.»

با این حال او معتقد اس که در خاورمیانه سه قدرت انکارناپذیر وجود دارند؛ ایران، ترکیه و مصر: «اگر این سه ضلع مثلث بتوانند به هم نزدیک شوند و هم‏پوشانی بیشتری با هم‏دیگر داشته باشند، قطعا در مناسبات جهانی و منطقه‏ای، تأثیرات شگرفی خواهند داشت و آن وقت برای منطقه این فرض به‏وجود می‏آید که اولین نتیجه‏اش بازنگری امریکا در سیاست‏های خاورمیانه‏ای خودش خواهد بود. آن‏وقت هم امریکا و هم اتحادیه‏ی اروپا، باید صفحات جدیدی را در طراحی برای مناسبات منطقه‏ای خاورمیانه باز کنند.»

عبدی کلانتری می‌گوید اگرچه غرب با سقوط مبارک یک متحد بالقوه را از دست می‌دهد ولی چهره خاورمیانه نیز در این تحولات دستخوش تغییر می‌شود.

او معتقد است که این تحولات «شور دمکراسی‏خواهی و آزادی‏خواهی‏ای» را در میان مردم خاورمیانه آزاد می‌کند و این به خودی خود خطری بالقوه برای تمام دولت‏های استبدادی در منطقه است. خطری که هر لحظه ممکن است بالفعل شود.

مریم انصاری
تحریریه: مصطفی ملکان

در همین زمینه:

  • تاریخ 10.02.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QzXj
  • تاریخ 10.02.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QzXj
تبلیغات