درگذشت کلود شابرول، سینماگر سرشناس فرانسوی | فرهنگ و هنر | DW | 12.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

درگذشت کلود شابرول، سینماگر سرشناس فرانسوی

کلود شابرول، فیلمساز برجسته‌‌ی فرانسوی، روز یکشنبه (۱۲ سپتامبر) در سن هشتاد سالگی درگذشت. شابرول که او را یکی از موفق‌ترین و خلاق‌ترین سینماگران موج نو می‌دانند، در طول پنج دهه فعالیت هنری، بیش از ۶۰ فیلم ساخت.

کلود شابرول در جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۰۹

کلود شابرول در جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۰۹

سینمای فرانسه یکی از فیملسازان کهنه‌کار و برجسته‌ی خود را از دست داد: طبق اعلام شهرداری پاریس، کلود شابرول، روز یکشنبه چشم از جهان فرو بست. او در ماه ژوئن سال جاری میلادی هشتادمین سالگرد تولدش را جشن گرفته بود.

کلود شابرول پنجاه سال پیش، از جشنواره سینمایی برلین، جایزه خرس طلایی را برای فیلم «عموزاده‌ها» (۱۹۵۹) دریافت کرد. سال گذشته (۲۰۰۹) فستیوال برلین بار دیگر با اهدای جایزه "دوربین برلیناله" از این سینماگر ستایش کرده بود، با این یادآوری که شابرول طی پنج دهه به بنیادها و ارزش‌های هنری خود وفادار مانده است.

از داروسازی تا سینما

شابرول ۲۴ ژوئن ۱۹۳۰ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد. نخست در رشته‌های داروسازی و ادبیات به تحصیل پرداخت، اما به زودی هر دو رشته را کنار گذاشت و با تمام وجود به سینما روی آورد. نه از راه درس و تحصیل، بلکه از راهی مستقیم‌تر، یعنی نقد فیلم و حضور بر سر صحنه فیلمبرداری.

کلود شابرول در جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۰۹

کلود شابرول در جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۰۹

شابرول یکی از یاران آندره بازن، منتقد نامی شد و یک دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم، برای مجله معروف "کایه دو سینما" نقد فیلم نوشت. او نیز مانند فرانسوا تروفو، ژان لوک گدار، ژاک ریوت و اریک رومر، هوادار تحول سینمای فرانسه بود. از میان کادر تحریریه همین نشریه بود که در اواخر دهه ۱۹۵۰ نظریه سینمای مؤلف و جریان "موج نو" بیرون آمد. این سینماگران جوان خواهان سینمایی بودند که به جای پیروی از سنت‌ها و قراردادهای پیشین، بازتاب خلاقیت فردی هنرمندان باشد.

سینماگران موج نو، در برابر ذهنیت تنبل و قراردادی فیلم‌های بازاری فرانسوی، از شادابی و تنوع سینمای آمریکا دفاع می‌کردند. آنها به ویژه سینمای آلفرد هیچکاک، جان فورد، نیکلاس ری و هاوارد هاکس را دوست داشتند. شابرول در سال ۱۹۵۸ به همراه اریک رومر، یکی دیگر از نمایندگان موج نو، کتابی درباره آلفرد هیچکاک منتشر کرد. ردپای بیان تصویری هیچکاک، ترفندهای بصری و ساختار دقیق فیلم‌های او، به ویژه بر فیلم‌های فرانسوا تروفو و کلود شابرول تأثیر گذاشت.

شابرول با کارگردانی فیلم «سرژ زیبا» (۱۹۵۸) یکی از نخستین آثار "موج نو" را خلق کرد. اما پس از چند فیلم به سبکی ساده و سرراست رسید که شگردهای روایتی پیچیده و ترفندهای فنی در آن راهی ندارد و داستان‌گویی در آن عنصری اساسی است. اسلوب آشنای شابرول، خلق فضایی واقعی با دو یا سه شخصیت (کاراکتر) حقیقی و جاندار است.

جذاب، اما نه بازاری

کلود شابرول طی پنجاه سال، بیش از ۶۰ فیلم سینمایی ساخت. اگر از فرانسوا تروفو بگذریم، که کارنامه درخشان او با مرگش در سال ۱۹۸۴ ناتمام ماند، شابرول در میان سینماگران موج نو موفق‌ترین کارگردان بوده که خلاقیت او بی‌وقفه تا مرگش ادامه داشته است. یکی از ویژگی‌های او موفقیت‌اش در جلب همزمان ستایش منتقدان و رضایت تماشاگران عادی بود.

کلود شابرول در حین مراسم اهدای جایزه فیلم اروپا در سال ۲۰۰۳

کلود شابرول در حین مراسم اهدای جایزه فیلم اروپا در سال ۲۰۰۳

در سینمای جنایی، او اسلوب هیچکاک را با ظرافت و سلیقه فرانسوی همراه می‌کرد. دلبستگی به طبیعت و فضای روستا، صحنه‌های مهمانی و تفریح و شادخواری، سبب شده که فیلم‌های او لحنی شاداب داشته باشند. کارهای شابرول تنوعی کم‌نظیر را نشان می‌دهد، از درام‌های عشقی تا فیلم‌های جنایی. وی در درام‌های اجتماعی، شخصیت‌پردازی را با کاوش روانی، و مناسبات اجتماعی را با تحلیل طبقاتی همراه می‌کند.

شابرول با دیدگاهی اجتماعی وارد سینما شد و هرگز دید نقاد و نکته‌سنج خود را کنار نگذاشت. کند و کاو ریشه‌ای و بیرحمانه‌ی مناسبات جوامع معاصر را در تمام کارهای او می‌توان دید. دید طبقاتی او با نکته‌سنجی و باریک‌بینی خاصی همراه است. به ویژه بورژوازی معاصر که هنجارها و ارزش‌های اخلاقی آن بر جامعه امروز تسلط دارد، از نقد موشکافانه‌ی شابرول در امان نمی‌ماند.

شابرول کار اصلی سینمای خود را افشای "خباثت‌ها"، "پلشتی‌ها" و به ویژه "ریاکاری‌ها"ی بورژوازی می‌دانست. در کارهای شابرول، در هر قتل و جنایتی رد پای بورژوازی آشکار است، یعنی همان طبقه‌ای که مدام از اخلاق دم می‌زند، و خود را الگوی انسانیت می‌داند!

او در برخورد با کارنامه هنری خود نیز با همین صداقت "رندانه" روبرو می‌شد. او زمانی گفته بود: «همسر اول من از خانواده‌ای ثروتمند بود و ما کاری جز این نداشتیم که مهمانی بگیریم و ریخت و پاش کنیم. وقتی مادربزرگ او مرد و همسرم ارث بیشتری گیرش آمد، دیگر واقعا نمی‌دانستیم با این همه پول چه کار کنیم. این بود که من تصمیم گرفتم فیلمی بسازم تا قدری از پول را خرج کنیم. اما از بدشانسی ما، این فیلم خوب فروش کرد و من مجبور شدم فیلم بعدی را بسازم. و همین جور کار ادامه پیدا کرد.»

علی امینی

تحریریه: بابک بهمنش

  • تاریخ 12.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PAOt

مطالب مرتبط

  • تاریخ 12.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/PAOt
تبلیغات