خیابان ولیعصر، کانون تقابل مردم و پلیس | ایران | DW | 03.08.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

خیابان ولیعصر، کانون تقابل مردم و پلیس

مسیرهای منتهی به میدان ونک در قرق نیروی انتظامی و گارد ضد شورش‌اند. آنها می‌کوشند هر تجمع کوچکی را متفرق کنند و مانع از تراکم جمعیت شوند. زنی می‌گوید به خیابان می‌آییم تا بگوییم دیگر بس است، دیگر شما را نمی‌خواهیم!

عکس از آرشیو

عکس از آرشیو

معترضان از ساعت شش به بعد در دسته‌های کوچک در حدفاصل میدان ولیعصر تا میدان ونک گرد هم آمدند. استقرار پلیس در چهارراه‌ها و تقاطع‌های خیابان ولیعصر از ساعت ۴ آغاز شد. شاهدان عینی پیش از این به دویچه‌وله، خبر خروج کاروانی متشکل از ون، وانت و خودروی حامل سرباز و مامور از پادگان حشمتیه در چهارراه قصر را داده بودند. این کاروان از عباس آباد به سمت ونک و ولیعصر حرکت می‌کرد.

به نقل از شهود، فضای تهران از آغاز روز، به دلیل پخش تلویزیونی دادگاه دستگیرشدگان اخیر و مراسم تنفیذ محمود احمدی‌نژاد، ملتهب و آبستن حادثه بود. تظاهرات از ساعت شش با شعارهایی چون الله اکبر ومرگ بر دیکتاتور شروع شد و با شعارهای دیگری چون "اعتراف، شکنجه دیگر اثر ندارد" یا " زندانی سیاسی آزاد باید گردد" ادامه یافت.

یک شاهد عینی حاضر در تقاطع فاطمی/ ولیعصر به دویچه‌وله گفت: « ساعت شش و نیم ،آقای کروبی در یک لندکروز سفید از خیابان عبور کرد و مردم او را خیلی تشویق کردند. پس از این یکهو جمعیت خیلی زیاد شد. نیروهای موتورسوار در حال شلیک گلوله پلاستیکی به مردم در ضلع شرقی ولیعصر هستند. در دو سه نقطه، گاز اشک‌آور شلیک کرده‌اند».

برای شاهدان عینی تخمین زدن تعداد جمعیت حاضر در خیابان‌ها دشوار بود. آنها از حمله نیروی انتظامی به هر جمع کوچک و تلاش برای شکل نگرفتن گروه‌های بزرگ خبر دادند.

یک شاهد عینی حاضر در تقاطع عباس‌آباد ولیعصر از برتری شمار زنان به مردان و شجاعت بیشتر آنها در سر دادن شعار گفت. به نقل از او، نیروی انتظامی بیشتر سعی در ترساندن و متفرق کردن مردم داشت تا خشونت با آنها.

شاهد دیگری از خشم مردم بخاطر حضور افشین قطبی در مراسم تنفید احمدی‌نژاد گفت و افزود از سایر حاضران توقعی بیش از آن نمی‌رفت. این شاهد هنگام گفتگو با دویچه‌وله، مورد حمله یک بسیجی قرار گرفت که به صورتش اسپری فلفل پاشید و فرار کرد. مردم ناظر به این صحنه فریاد می‌کشیدند: « بسیجی واقعی، همت بود و باکری. مرگ بر دیکتاتور...»

زن جوانی از ساکنان خیابان آبشار به دویچه‌وله گفت: « ما در خیابان‌ها هستیم تا بگوییم هیچکدامتان را دیگر قبول نداریم. دیگر خسته شدیم. دیگر نمی‌خواهیم. ما نه دنبال موسوی هستیم، نه کس دیگر. بس است دیگر. تمامش‌کنید».

مهیندخت مصباح

تحریریه: عباس کوشک جلالی

  • تاریخ 03.08.2009
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/J2sV
  • تاریخ 03.08.2009
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/J2sV