حبس، احضار، شکنجه و بیماری: اخبار زندانیان و فعالان سیاسی | ایران | DW | 09.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

حبس، احضار، شکنجه و بیماری: اخبار زندانیان و فعالان سیاسی

احضار احمد قابل برای بازجویی مجدد، وضعیت جسمی وخیم ارژنگ داودی و مهدیه گلرو، بازداشت هفت ساعته خانواده کیانوش آسا و حکم یک سال حبس برای مریم ضیا آخرین رویدادهای مربوط به زندانیان است.

default

در هفته‌ی جاری، احمد قابل روحانی‌ای که خود لباس روحانیت را کنار گذاشته، برای دومین بار در یک سال گذشته، به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.

در این احضار به وی گفته شده که باید روز سه‌شنبه ۲۳ شهریور خود را به دادسرای انقلاب مشهد معرفی کند.

احمد قابل که زمستان گذشته به مدت ۱۷۰ روز در بازداشت بود، به دویچه‌وله گفت که دوباره به همان مکانی احضار شده که پاییز گذشته احضار و سپس جلب شد.

آقای قابل که بهار امسال آزاد شد، از زمان آزادیش شروع به انتشار مطالبی درباره‌ی زندان وکیل‌آباد مشهد کرد که در آن زندانی بود. به گفته‌ی وی، مجرمان مواد مخدر در این زندان به صورت مخفیانه و دسته‌جمعی اعدام می‌شوند.

احمد قابل معتقد است که احضار دوباره‌اش به دلیل انتشار این مطالب است. او می‌گوید: «شاید به‏خاطر مصاحبه‏ها، سخن‏رانی‏ها و نوشته‏های بعد از آزادی، یعنی همان چیزی که در دور قبل هم مستند این‏ها برای توجیه اتهامات به من بود، الان هم مرا برای پاره‏ای توضیحات خواسته‏اند. منتها ممکن است این بار هم مانند بار اول، این "پاره‏ای از توضیحات" چند ماه طول بکشد و مرا بازداشت کنند و تا جلسه‏ی محاکمه و حکم بدوی و حکم تجدید‏نظر در محدوده‏ی خودشان نگه دارند، یا این‏که به قول خودشان فقط برای "ادای پاره‏ای توضیحات" مراجعه کنم و برگردم».

یک سال حبس برای یک فعال حقوق کودک

مریم ضیا کنشگر حقوق کودکان که از دهم دی ماه سال گذشته به مدت سه ماه در بازداشت بود، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

وی در طول مدت بازداشتش ۱۳ روز را در اعتصاب غذا به سر برد و سپس به علت وخامت حالش با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد.

مریم ضیا مدیر جمعیت "تلاش برای جهانی شایسته کودکان" است. همسر وی "منصور حیات غیبی" نیز، از اعضای هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه است که طی چند سال اخیر، همراه با منصور اسانلو و گروهی دیگر از فعالین صنفی، بارها بازداشت و تهدید شده‌اند.

بیماری در اوین و رجایی‌شهر

Kurdistan Iran

زندانی سیاسی ارژنگ داودی نزدیک به دو ماه است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد. وی که از سال ۱۳۸۲ زندانی است، به تازگی به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شده است. همسر وی در گفت و گو با رسانه‌ها اعلام کرده که آقای داودی به دلیل قطع تماس‌های تلفنی، گوش دادن مکالماتش توسط زندانبانان و نیز رفتار ناشایست حاج کاظم، رئیس زندان رجایی‌شهر، دست به اعتصاب غذا زده است.

محمدعلی دادخواه وکیل ارژنگ داودی در مورد موکلش می‌گوید: «اصولاً وضعیت جسمانی و شرایط سنی او، ایجاب می‏کند که ما او را در زمره‏ی متهمانی قرار بدهیم که امکان تحمل و پذیرش زندان را ندارند. به‏ویژه این‏که در مورد وی، جرمی واحد در دو دادگاه متفاوت مطرح شده؛ یک‏بار در بندرعباس و یک‏بار در تهران. البته دادگاه تهران به این مسئله توجه کرد و قرار شد پرونده بازگردانده شود. اما اصولاً مبنای تعقیب او و یک سری از اتهامات‏اش، موکول به موارد خیلی خصوصی است؛ یعنی شعر گفته. اصلاً گشودن آن شعر، بازکردن آن، انتشار آن، همه برخلاف قانون اساسی است و مغایر حقوق شهروندی و حقوق بشر است».

ارژنگ داودی به اتهام نوشتن مانیفست سکولار ایرانیان، مدت هفت سال است که در زندان به سر می‌برد.

همچنین مهدیه گلرو فعال دانشجویی که از آبان ماه سال گذشته در بازداشت به سر می‌برد، دچار ناراحتی شدید گوارشی شده است.

خبرگزاری رهانا به نقل از همسر این دانشجوی زندانی گزارش داده که وی دیگر حتی قادر به آشامیدن آب هم نیست.

مهدیه گلرو روز ۱۲ آبان ماه به همراه همسرش بازداشت شد. همسر وی، که هیچگونه فعالیت سیاسی ندارد، تا اسفندماه در بازداشت بود و سپس آزاد شد. خانم گلرو از سوی دادگاه انقلاب به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به دو سال حبس محکوم شده است. دادگاه تجدیدنظر نیز این حکم را تایید کرده است.

یک مدرک دیگر درباره شکنجه در زندان

عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت در نامه‌ای که از داخل زندان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته، خبر از شکنجه‌هایی که بر وی اعمال شده داده است.

وی در این نامه نوشته: «هتاکی و فحاشی، ضرب و شتم و رفتارهای غیر قانونی از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد. در جریان دستگیری گاز اشک آور که تا پیش از آن در خیابانها استفاده می‌شد، در فضای بسته مرا به حالت خفگی انداخته و امکان هرگونه تحرکی را از من سلب کرده بود. ماموران دست بردار نبوده و با کینه و دشمنی، چنان مرا به زیر مشت و لگد گرفتند که با بینی، دهان و دندان‌هایی خونین و دست‌ها و پاهایی زنجیرشده، به مسئولان‌شان در زندان اوین تحویل شدم».

وی در پایان نامه‌اش از آیت‌الله خامنه‌ای خواسته تا با تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب، امکان اثبات شکنجه‌ها و مجازات عاملان آن را فراهم کند.

میترا شجاعی

تحریریه: جواد طالعی

در همین زمینه:

  • تاریخ 09.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/P7v6
  • تاریخ 09.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/P7v6
تبلیغات