جیرهبندی بنزین در ایران؛مسیر هموار شکلگیری بازار سیاه سوخت
۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
واقعیت عریان صفهای بنزین و شکلگیری بازار سیاه، از آغاز یک بحران ساختاری و فرسایش تابآوری معیشت مردم خبر میدهد.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان از "مدیریت مصرف" و نبود بحران در تامین سوخت سخن میگویند، روایتهای روزهای اخیر از شهرهای مختلف ایران تصویر دیگری را نشان میدهد؛ صفهای طولانی مقابل پمپبنزینها، محدودیتهای غیررسمی در عرضه سوخت، حذف یا کاهش سهمیه کارتهای آزاد و شکلگیری بازار سیاه بنزین، بهویژه در استانهای جنوبی و مرزی.
همزمان، دولت نیز برای نخستینبار بهصراحت از آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای سوخت و انرژی در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران سخن گفته است؛ جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شد و حتی با وجود آتشبس شکننده، همچنان سایه آن بر بازار انرژی ایران باقی مانده است.
در چنین فضایی، پرسش اصلی دیگر فقط قیمت بنزین نیست، بلکه این است که آیا ایران وارد مرحلهای از بحران ساختاری در تامین سوخت شده است؟ گفتوگوی دویچه وله فارسی با دالغا خاتیناوغلو، کارشناس حوزه نفت و انرژی.
از صفهای جنوب تا سهمیهبندی پنهان
در هفتههای گذشته، کاربران شبکههای اجتماعی، بهویژه در استانهای هرمزگان، سیستانوبلوچستان، خوزستان و بوشهر، بارها از "صفهای چندساعته" و "سهمیهبندی پنهان" در جایگاههای سوخت نوشتهاند. در بندرعباس، شهروندان از انتظارهای طولانی برای دریافت ۱۵ یا ۲۰ لیتر بنزین خبر دادهاند؛ وضعیتی که به گفته برخی کاربران، در گرمای زیاد جنوب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
گزارشهایی مشابه نیز از قشم، اهواز، زاهدان، چابهار و حتی برخی محورهای منتهی به مشهد منتشر شده؛ روایتهایی که از دشوارتر شدن دسترسی به بنزین آزاد و فروش سوخت با قیمتهایی چند برابر نرخ رسمی حکایت دارند.
در سیستانوبلوچستان، وبسایت "حالوش" از جهش بیسابقه قیمت بنزین در بازار آزاد خبر داده است. بر اساس این گزارش، هر ۲۰ لیتر بنزین در برخی مناطق بلوچستان بین یک تا یکونیم میلیون تومان خرید و فروش میشود؛ آن هم در استانی که بسیاری از مناطقش فاقد حملونقل عمومی موثر هستند و شهروندان برای دسترسی به درمان، کار یا خدمات اولیه به خودرو وابستهاند.
این بحران، به گفته دالغا خاتیناوغلو، تنها نتیجه رشد مصرف یا ناکارآمدی مدیریتی نیست، بلکه مستقیما با آسیب به زیرساختهای انرژی در جریان جنگ اخیر ارتباط دارد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
او میگوید: «بخش اعظمی از بنزین مصرفی در داخل کشور، یعنی فراتر از بیست درصد آن، در واقع شامل مواد افزودنی بود که در مجتمعهای پتروشیمی و سایر مراکز مشابه تولید میشد. با توجه به اینکه مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه مورد هدف قرار گرفتهاند، تامین این مواد افزودنی غیراستاندارد دیگر میسر نیست و برای ایران بسیار دشوار خواهد بود که بتواند در سطوح پیشین، این مواد را به بنزین پایه پالایشگاهها اضافه و به مصرفکنندگان عرضه کند.»
افت کیفیت بنزین و اختلال در تولید
همزمان با گزارشهای مردمی درباره کمبود سوخت، در شبکه اجتماعی ایکس نیز کاربران و فعالان رسانهای از افت کیفیت بنزین، غیرفعال شدن برخی پمپها و کاهش دسترسی به بنزین آزاد نوشتهاند. برخی کاربران مدعی شدهاند کیفیت بنزین در بسیاری از شهرهای ایران "به شکل نگرانکنندهای افت کرده" و دسترسی به بنزین آزاد نیز محدودتر شده است؛ موضوعی که این گمانه را تقویت کرده که بحران تولید و تامین سوخت عمیقتر از روایت رسمی مقامهاست.
خاتیناوغلو در ادامه به آسیب دیدن پالایشگاه لاوان اشاره میکند و میگوید: «پالایشگاه لاوان که در جنگ مورد حمله قرار گرفت، روزانه دو میلیون و هفتصد هزار لیتر بنزین و دو میلیون و چهارصد هزار لیتر گازوئیل تولید میکرد که در حال حاضر این روند تولید متوقف شده است.»
توقف بخشی از تولید داخلی در شرایطی رخ داده که مصرف روزانه بنزین در ایران به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر رسیده، در حالی که ظرفیت تولید کشور پیش از جنگ حدود ۱۱۵ میلیون لیتر در روز بوده است.
بحران واردات؛ پول نیست، مسیر هم بسته است
در حالی که مقامهای دولتی از "مدیریت غیرقیمتی مصرف" سخن میگویند و بر کاهش سهمیهها، محدودسازی زمان ذخیره سوخت و سختتر کردن دسترسی به بنزین یارانهای تمرکز کردهاند، خاتیناوغلو معتقد است حتی واردات بنزین نیز برای جمهوری اسلامی دشوارتر از گذشته شده است.
او میگوید: «علاوه بر این، در گذشته بخشی از نفت ایران در قبال دریافت بنزین تهاتر میشد؛ اما اکنون به دلیل اعمال محاصره دریایی، حتی در صورت امکان تخصیص و تهاتر، ایران قادر نخواهد بود بنزین مورد نیاز را از ذخایر نفت روی آب خود در اطراف چین وارد کشور کند.»
به گفته این کارشناس، واردات نقدی نیز با مانع کمبود منابع مالی روبهروست: «همچنین، اگر دولت بخواهد به صورت نقدی اقدام به واردات بنزین از کشورهایی نظیر ترکیه، ترکمنستان یا جمهوری آذربایجان کند، مستلزم پرداخت پول است؛ در حالی که دولت سرمایه و پولی در بساط ندارد.»
او اضافه میکند که حتی روسیه نیز به دلیل حملات مکرر به پالایشگاههایش در جنگ اوکراین، خود با بحران سوخت مواجه است و نمیتواند گزینه مطمئنی برای تامین بنزین ایران باشد.
"جیرهبندی نرم"؛ آغاز یک بازار سیاه؟
در شرایطی که برخی مقامهای جمهوری اسلامی از جمله اسماعیل سقاباصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، از آسیب به بخشی از شبکه سوخت و گاز در جریان جنگ سخن گفته و تاکید کردهاند ایران در یک تا دو سال آینده "چارهای جز صرفهجویی" ندارد، بسیاری از شهروندان میگویند سیاست "مدیریت مصرف" عملا به نوعی جیرهبندی پنهان تبدیل شده است.
کاربران در شهرهای مختلف از حذف کارتهای آزاد، محدود شدن سقف سوختگیری و فروش بنزین با نرخهای چند دهبرابری خبر دادهاند. برخی نیز نوشتهاند سهمیه کارتهایشان ناگهان کاهش یافته یا "اکثر پمپبنزینها غیرفعال شدهاند.»
خاتیناوغلو معتقد است دولت دیگر قادر نیست مانند گذشته مصرف داخلی را پوشش دهد: «بنابراین، دولت دیگر نمیتواند همانند گذشته، روزانه صد و سی و پنج میلیون لیتر بنزین به مصرف داخلی اختصاص دهد و در نتیجه، ناچار به اتخاذ تدابیری همچون جیرهبندی بنزین خواهد بود.»
او هشدار میدهد که این روند میتواند به شکلگیری بازار سیاه گستردهتری منجر شود: «جیرهبندی بنزین به هیچ وجه راهکار مناسبی به شمار نمیرود. ما پیش از این، همین متد و رویکرد را در کشورهای ونزوئلا و لبنان نیز تجربه کردهایم؛ بدین معنا که دولتها اقدام به جیرهبندی کردند، اما بنزین نایاب شد و دولت تنها مقادیر اندکی سوخت به مردم تحویل میداد.»
این کارشناس ادامه میدهد: «با این حال، در نهایت شاهد بودیم که در هر دو کشور یک بازار سیاه شکل گرفت. اتفاقا خود دولتهای مافیایی، به عنوان نمونه دولت مافیایی مادورو در ونزوئلا، مبادرت به ایجاد بازار سیاه کردند و بنزین را حتی تا دو برابر قیمتهای جهانی به متقاضیانی که فراتر از سهمیه جیرهبندی سوخت میخواستند، تحویل میدادند.»
خطر تورم و فشار تازه بر معیشت
بحران سوخت در ایران، به گفته شهروندان، دیگر فقط به صف پمپبنزینها محدود نیست. در شبکههای اجتماعی، برخی کاربران از تاثیر مستقیم گرانی بنزین بر حملونقل مدارس، قیمت کالاها و هزینه زندگی روزمره نوشتهاند. یکی از حسابهای خبری فارسیزبان در ایکس مدعی شده افزایش مداوم قیمت بنزین پس از جنگ اخیر، هزینه سرویس مدارس و حتی استفاده از ژنراتورها را افزایش داده و فشار اقتصادی تازهای بر خانوارها وارد کرده است.
خاتیناوغلو نیز معتقد است: «جیرهبندی بنزین در ایران، در واقع زمینهساز راه افتادن بازار سیاه بنزین خواهد شد و این امر قطعا یک راهحل محسوب نمیشود.»
او هشدار میدهد: «اگر چنین وضعیتی در بازار سیاه بنزین پدید آید و به عنوان مثال، بنزین با قیمتهایی نظیر لیتری دو یا سه دلار در این بازار عرضه شود، در نهایت پیامدها و اثرات تورمی آن به شدت و با جدیّت ظهور خواهد کرد.»
این کارشناس با اشاره به تجربه ونزوئلا میگوید: «ما در ونزوئلا برای دو الی سه سال متوالی، شاهد تورم سه میلیون درصدی بودیم؛ تورمهای یک میلیون درصد، دو میلیون درصد و سه میلیون درصد در آنجا وجود داشت که بخش عمدهای از آن به دلیل همین مسئله سوخت و فرآوردهها و همچنین افت شدید ارزش پول ملی ونزوئلا (بولیوار) بود. همین سناریوها عینا میتواند در مورد ایران نیز تکرار شود.»
با وجود تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر کنترل مصرف و صرفهجویی، خاتیناوغلو معتقد است بحران کنونی بدون تغییر در روابط خارجی ایران بهسادگی قابل حل نیست.
او میگوید: «تنها راه حلی که جمهوری اسلامی میتواند در کوتاه مدت یا میان مدت به عنوان گزینهپیش روی خود داشته باشد، این است که با ایالات متحده آمریکا به توافق برسد و در ازای صادرات مازوت و نفت، اقدام به واردات بنزین نماید.»
او همچنین یادآوری میکند که ایران همواره به صورت سنتی یک کشور واردکننده بنزین بوده و همیشه این واردات وجود داشته است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
بحران جاری سوخت، پیش از آنکه عارضهای فنی یا مدیریتی باشد، آینه تمامنمای این واقعیت است که شریانهای اقتصادی یک کشور را نمیتوان در انزوا و مجزا از مقتضیات سیاست خارجی مدیریت کرد؛ بنبستی ساختاری که نشان میدهد زمانِ راهکارهای موضعی و گفتاردرمانیهای رسمی به پایان رسیده و هر روز تأخیر در بازنگری کلان استراتژیک، هزینهاش مستقیما با فرسایش بیشتر تابآوری جامعه و شکنندگی معیشت مردمی پرداخت میشود که اکنون ابعاد سفرههایشان به دماسنج ثبات انرژی گره خورده است.