جایگاه جامعه مدنی در جنبش دمکراسی‌خواهی مردم عرب | ایران | DW | 03.02.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

جایگاه جامعه مدنی در جنبش دمکراسی‌خواهی مردم عرب

از روزهای پایانی سال ۲۰۱۰ آغاز شد؛ ابتدا تونس، بعد مصر و حالا اردن و الجزایر و یمن. کارشناسان خاورمیانه می‌گویند باید به دنبال ردپای نهادهای مدنی در این کشورها بود. آیا این گونه نهادها در این کشورها فرصت حضور داشته‌اند؟

default

"شون یام" استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد در مقاله‌ای تحت عنوان «جامعه مدنی و دموکراسی‌سازی در جهان عرب» که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد، آماری از رشد نهادهای مدنی در کشورهای عربی ارائه داده است. در این مقاله که ترجمه‌ای از آن به قلم مهدی کاظمی در سایت باشگاه اندیشه منتشر شده، نویسنده از رشد ۴۰۰ درصدی نهادهای مدنی در کشور بحرین بعد از جنگ خلیج فارس در دهه ۹۰ میلادی و نیز رشد ۱۰۰ درصدی این نهادها در کشور یمن سخن گفته است.

در این مقاله آمده: «دوران پس از جنگ خلیج فارس، آغاز دوران رشد و شکوفایی سریع جامعه مدنی در این منطقه به شمار می‌رود. در طول دهه ۱۹۹۰ میلادی، تعداد کل سازمان‌های دخیل در امر جامعه مدنی در تمام کشورهای عربی به جز سودان از یک افزایش مطلق برخوردار شد».

به‌رغم رشد کمی فعالیت‌های مدنی در کشورهای عربی، شوم یام دو دلیل عمده برای شکست این فعالیت‌ها ذکر کرده است: «اول این‌که هر سازمان دخیل در امر جامعه مدنی تلاش نکرده تا یک توده متنفذ از حامیان خود را در سراسر جامعه بسیج کند. دوم اینکه هیچ‌گونه ائتلاف و اتحادی میان این گروه‌ها وجود ندارد و گروه‌ها و بخش‌های مختلف، یکدیگر را با شک و تردید نگاه می‌کنند».

نویسنده مقاله علیرغم احیای سریع فعالیت‌های مدنی در کشورهای عربی، تصور سقوط حکومت‌های اقتدارگرا را نامحتمل دانسته است.

شش سال پس از انتشار این مقاله مفصل و تحلیلی، کشورهای عربی شمال افریقا، جلوه‌ای نامنتظر و سخت‌باور از اعتراض به حکومت‌های اقتدارگرا را از خود نشان دادند. تونس، مصر، اردن، الجزایر و یمن، پس از سال‌ها ثبات ظاهری و آرامشی که بیشترین تعداد توریست‌های اروپایی را به خود جلب می‌کرد، تبدیل به صحنه اعتراضات و درگیر‌ی‌های خیابانی شدند.

آیا نهال جامعه مدنی که در دهه ۹۰ در این کشورها کاشته شد، اکنون به بار نشسته است؟ خیزش اخیر مردم این منطقه را می‌توان یک جنبش مدنی دانست؟ نقش سازمان‌های غیردولتی در بروز این اعتراضات چه بوده است؟ رسانه‌ها چه نقشی در این میان داشته‌اند؟ آیا رکن چهارم دموکراسی به معنای واقعی آن در کشورهای عربی وجود داشته؟

علیرضا نوری‌زاده کارشناس جهان عرب معتقد است نهادهای مدنی لااقل در دو کشور مصر و تونس بسیار قوی و فعال هستند. او می‌گوید: «برای‏تان مثالی می‏زنم؛ در تونس، اتحادیه‏ی شغل یا اتحادیه‏ای که تمام حرفه‏ها را دربر می‏گیرد، نقش اساسی را داشت در این‏که جهت این برانگیختگی به کجا برود. می‏توانست به آشوب و خون‏ریزی و کشت و کشتار بیانجامد و بعد هم اسلام و اسلامی‏ها از پس پرده بیرون بیایند. اما وقتی دولت شروط این اتحادیه را پذیرفت و آقای غنوشی، وزرایی را که در کابینه‏ی بن‏علی بودند بیرون انداخت، این اتحادیه فرمان آتش‏بس داد و دیدیم که تأثیر این نهاد مدنی چقدر زیاد بود».

علیرضا نوری‌زاده معتقد به وجود نهادهای مدنی و صنفی قوی در مصر و تونس است

علیرضا نوری‌زاده معتقد به وجود نهادهای مدنی و صنفی قوی در مصر و تونس است

وی برای مصر نیز شرایط مشابهی قائل است: «مثلاً وکلای مصر خیلی قدرت‏مند‏ند و هیچ‏گاه دولت نتوانسته این اتحادیه را زیر یوغ خودش دربیاورد. اتحادیه‏هایی‏ که در کشور مصر به آن‏ها "کانون" می‏گویند، مانند "کانون معلمان"، "کانون اساتید"، "کانون روزنامه‏نگاران"، "کانون قضات" و… کانون‏هایی هستند که بعضاً سابقه‏ی نیم‏قرنه و یا ۱۰۰ ساله دارند. تنها در دوران عبدالناصر بود که این کانون‏ها کاملاً تابع دولت بودند، ولی بعد از آن، استقلال خود را بازیافتند و در جریانات اخیر هم می‏بینیم که چه نقش مهمی دارند. یعنی به‏ محض آن‏که متوجه شدند که عده‏ای دارند مسیر را به سوی آشوب و غارت و آتش زدن می‏برند، به میدان آمدند. این مجموعه، به همراه احزاب، یک کمیته‏ی ۱۰نفره درست کردند و الان به سرعت دارند این جریان را تحت کنترل درمی‏آورند و این‏ها همه نشان‏دهنده‏ی آن است که نهادهای مدنی، در کنار شبکه‏های مجازی، بسیار در این کشورها ریشه‏دار و قدرت‏مند هستند».

سازمان‌های زنان در تونس؛ قوی اما نه الزاما تاثیرگذار

آزاده کیان، جامعه‌شناسی که تحقیقات زیادی در زمینه نهادهای مدنی در کشورهای عربی انجام داده به سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه حقوق زنان به خصوص در تونس اشاره می‌کند اما می‌گوید مطمئن نیست که حرکت اخیر مردم تونس تاثیرگرفته از فعالیت این سازمان‌ها باشد: «این‏که آیا این تأثیر گروه‏های مختلف زنان هست، به نظر من، تا حدی ممکن است ولی تأثیر آن‏ها را نمی‏بایستی بیش از آن‏چه هست، بزرگ جلوه بدهیم».

وی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که فعالیت این گونه سازمان‌ها در تونس، مخالف دولت حاکم نبوده و مانند ایران هم فراگیر نیست. او می‌گوید: «بسیاری از اقشار جامعه‏ تونس و نیز مصر، اساساً در هیچ‏کدام از این فعالیت‏ها؛ چه فعالیت‏های حقوق بشری و چه فعالیت‏های مربوط به حقوق زنان، عملاً شرکت نداشتند و تازه فعالیت‏های زنان در تونس هم فعالیت‏هایی که بر خلاف یا بر علیه دولت و یا رژیم تونس بوده باشد، نبوده. فمینیست‏های تونسی عملا در کادر وضع موجود، خواهان تعمیق حقوق‏شان بوده‏اند و من نمی‏توانم بگویم که برای مثال، گروه‏های فمینیستی در تونس، باعث شده‏اند که مردم و یا حتی خانم‏ها به خیابان‏ها بریزند و خواهان آزادی بشوند».

آزاده کیان می‌گوید نباید تاثیر گروه‌های مختلف زنان در تونس را بر حرکت اخیر مردم تونس بیش از حد بزرگ جلوه داد

آزاده کیان می‌گوید نباید تاثیر گروه‌های مختلف زنان در تونس را بر حرکت اخیر مردم تونس بیش از حد بزرگ جلوه داد

نهادهای مدنی مجازی؛ قدرتمندتر از نهادهای مدنی واقعی

آزاده کیان معتقد است نهادهای مدنی در کشورهای عربی به قدرتمندی جامعه مدنی در ایران نیستند. به عقیده‌ی وی جامعه مدنی مجازی نقش مهم‌تری را در خیزش اخیر مردم عرب ایفا کرده است. او می‌گوید: «به‏نظر من، نهادهای مدنی، حداقل در مصر و تونس، دو کشوری که امروز حادثه ‏آفریده و طغیان کرده‏اند، نسبت به ایران کم‏تر است. به‏خصوص نهادهای مدنی‏ای که برخاسته از نیروهای اسلام‏گرا نباشد، بسیار کم‏تر از ایران به‏چشم‏ می‏خورد. ولی مهم، اهمیت جامعه‏ی مدنی مجازی است؛ در تونس و نیز در مصر. آن‏چه دیدیدم تأثیر جامعه‏ی مدنی مجازی، یعنی توئیتر، اینترنت و همان مسائلی است که در تونس هم باعث این شد که خواسته‏های دمکراتیک، آزادی‏خواهانه و برابری‏طلبانه، بیش از پیش در جامعه گسترش پیدا کند؛ بدون این‏که لزوماً نهادهای دمکراتیک یا نهادهای جامعه‏ی مدنی، به شکل گسترده، در این دو کشور وجود داشته باشد».

خانم کیان با اشاره به دیکتاتوری سی‌ساله‌ی حاکم بر مصر و تونس می‌گوید: «در مصر بیش از سی سال بود که عملاً هیچ تظاهراتی اجازه‏ی بروز پیدا نمی‏کرد. مصر جامعه‏ای است که بسیاری از نویسندگان‏اش زندانی شدند. تونس به همین ترتیب. در این کشورها اساساً خلق افکار و آرا به راحتی امکان‏پذیر نبوده است. چطور می‏شود انتظار داشت که تحت چنین شرایطی، جامعه‏ی مدنی گسترده و قدرت‏مندی را بتوانید داشته باشید که در مقابل دولت بایستد».

ماشاالله شمس‌الواعظین، روزنامه‌نگار و کارشناس کشورهای عربی نیز خیزش کنونی مصر و تونس را بیش از آنکه ناشی از قدرت نهادهای مدنی در این دو کشور بداند، یک انقلاب "فیس‌بوکی" دانسته و می‌گوید: «با توجه به وضعیتی که هم‏اکنون در مصر دیده می‏شود، من تصور نمی‏کنم که نهاد‏های مدنی ابتکار عمل صددرصد را در هدایت و در روشن کردن شراره‏های این حرکت اعتراضی بر عهده داشته‏اند. همان‏طور که می‏دانید اسم این حرکت را "انقلاب فیس‏بوک" گذاشته‏اند. یعنی یک سری از گروه‏های ناشناخته‏ای که در جهان مجازی به یکدیگر دست یافتند، با هم دیگر آشنا شدند و خویشاوند یکدیگر شدند و با قرارهای جهان مجازی، وارد جهان عینی شدند».

وی می‌گوید این "قدرت مجازی" سال‌های سال بود که در مصر وجود داشت و در حقیقت زیر پوست جامعه در جریان بود «منتها اشکال حکومت مصر این بود که در سال‏های متمادی نتوانست درک کند که این نسل جوان جدید، سال‏ها بوده که اگر به دنیای واقعی دست می‏یافت، تظاهرات می‏کرد، ولی صدای آن از جهان مجازی، به دنیای واقعی و به مقامات مسئول مصر نرسید. وقتی رسید که عینی شده بود و این وضعیت را به‏وجود آورد».

مطبوعات در مصر و تونس: آزادتر از ایران

ماشاالله شمس‌الواعظین می‌گوید آزادی بیان حداقلی ولی پایدار در مصر و تونس وجود داشته است

ماشاالله شمس‌الواعظین می‌گوید آزادی بیان حداقلی ولی پایدار در مصر و تونس وجود داشته است

یکی از ارکان جامعه مدنی، رسانه‌های آزادند. نهادی که با ایفای نقش نظارتی خود می‌تواند نه تنها نیروی حاکم بلکه سازمان‌های غیردولتی فعال را نیز کنترل کند و الگوی رفتاری آنها را تغییر دهد.

آیا مصر و تونس از چنین فاکتوری بهره‌مند بودند؟ شمس‌الواعظین معتقد است آزادی بیان نسبی ولی پایدار در این دو کشور وجود داشته: «من به این که آزادی بیان حداقل ولی پایدار، در کشورهای عربی، در مقایسه با ایران، وجود دارد معتقدم. بله این حرف درست است؛ به‏ویژه در پاره‏ای از کشورها و به‏طور مشخص کشور مصر دارای یک حاشیه‏ای از آزادی بیان حداقلی، ولی باثبات است. یعنی پایدارتر از نسیم‏هایی که به صورت طوفانی وارد عرصه‏ها و جوامعی مانند ایران می‏شود».

وی به سرکوب روزنامه‌نگاران در مصر نیز اشاره می‌کند اما معتقد است جنس این سرکوب با آنچه که در ایران اتفاق می‌افتد متفاوت است: «یادمان نرود که یک روزنامه‏نگار همکارمان در مصر، صرفاً به دلیل انتشار نقل قولی مبنی بر مریض بودن حسنی مبارک، طی دو سه سال اخیر به محاکمه کشیده و به زندان افکنده شد. بنابراین نهادهای مدنی مصر هم تحت تعرض دولت مصر قرار گرفته بود. اما اگر بخواهیم مقایسه کنیم، برخورد نهادهای امنیتی مصر با نهاد‏های مدنی این جامعه، خوش‏خیم بود ولی در جوامعی مانند ایران بسیار بدخیم بوده است».

در آخرین ساعات تهیه این گزارش (پنج‌شنبه ۱۴ بهمن) نیروهای لباس شخصی طرفدار حسنی مبارک بار دیگر در میدان تحریر قاهره با مردم معترض درگیر شده‌اند. مقام های مصری هرگونه سازماندهی حمله به مخالفان را تکذیب می کنند. احمد شفیق، نخست وزیر مصر از خشونت های ۲۴ ساعت گذشته در قاهره عذر خواهی کرد و گفت که حمله به تظاهرات مسالمت آمیز مردم، هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد. مردم یمن به خیابان‌ها آمده‌اند و رئیس‌جمهور این کشور اعلام کرد که برای تمدید دوره ریاست جمهوری خود یا موروثی کردن آن تلاش نخواهد کرد. مخالفان حکومت سوریه نیز روز جمعه و شنبه را «روز خشم» نام نهاده و می‌گویند که در این روزها دست به تظاهرات خواهند زد.

آیا "جامعه مدنی" در جهان عرب پیروز خواهد شد؟

میترا شجاعی

تحریریه: جواد طالعی

در همین زمینه:

  • تاریخ 03.02.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QxzM
  • تاریخ 03.02.2011
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QxzM