بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت در آلمان | جامعه | DW | 05.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت در آلمان

بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت به میزبانی کانون ره‌آورد در شهر آخن برگزار شد. دکتر لادن برومند مدیر بنیاد برومند و جهانگیر اسماعیل‌پور نویسنده کتاب «عادل‌آباد، رنج ماندگار» سخنرانان برنامه امسال بودند.

default

بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت به میزبانی کانون ره‌آورد در شهر آخن برگزار شد. دکتر لادن برومند مدیر بنیاد برومند و جهانگیر اسماعیل‌پور نویسنده کتاب «عادل‌آباد، رنج ماندگار» سخنرانان برنامه امسال بودند. دکتر لادن برومند در سخنان خود، درباره طرح دادخواهی برای کشته‌شدگان سال شصت و هفت صحبت کرد. او در سخنان خود به گزارش قاضی جفری رابرتسون یکی از کارشناسان مشهور حقوق بین‌الملل در زمینه جنایت علیه بشریت اشاره کرد که در آن نوع جنایت سال شصت و هفت برای اولین‌بار تعریف شده است. او در ادامه سخنانش درباره اهمیت این گزارش که با هکاری بنیاد برومند تهیه شده صحبت کرد. بعد از پایان مراسم با دکتر لادن برومند درباره گزارش قاضی رابرتسون، کشته‌شدگان سال شصت و هفت و ویژگی مراسم امسال صحبت کردیم.

دویچه‌وله: امسال بنیاد برومند چه کارهایی انجام داده است؟ کارهای بنیاد برومند در سالی که گذشت چه ویژگی مشخصی داشته است؟

لادن برومند: کار بنیاد، کاری مستمر و مداوم برای مستند کردن موارد کسانی است که توسط جمهوری اسلامی ایران کشته شده‌اند. برای همین هر سال موارد جدیدی را به بنیاد اضافه می‏کنیم و اطلاعات جدیدی کسب می‏کنیم و با خانواده‏های قربانیان جدیدی آشنا می‏شویم و با آن‏ها مصاحبه می‏کنیم. شاید مهم‏ترین کار امسال بنیاد، تولیدش بوده است. این‏که با استفاده از اطلاعات و آرشیو بنیاد، دو کار تولیدی داشته است که یکی، گزارشی راجع به سال شصت و هفت است و دیگری فیلم مستند کوتاهی از تاریخچه‏ی سرکوب دانشجویان در ایران است. اسم این فیلم «سرگذشت‏های ناتمام» است که می‏توان آن را روی وب‏سایت بنیاد هم دید. این‏ها ویژگی‏های کار بنیاد در سالی که گذشت بود که با کار عادی آن متفاوت است.

دویچه‌وله: به تماس با خانواده‏های قربانیان اشاره کردید. آیا این تماس‌ها راحت است؟ چگونه خانواده‌های قربانیان را پیدا کرده و با آن‌ها تماس می‌گیرید؟

مشکل است ولی در مسیر اتفاقاتی که در آخرین انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران روی داد، ما توانستیم با خیلی از کسانی که از ایران گریخته بودند، تماس بگیریم و در ارتباط با تجربه‏ی سرکوبی که خودشان در آن زندگی کرده بودند با آن‏ها مصاحبه کنیم. از طریق آن‏ها با افراد دیگری آشنا شدیم و به همین ترتیب، با خانواده‏ها، دوستان و آشنایان تماس گرفتیم. گاهی هم با گزارش‏گران حقوق بشر که در ایران کار می‏کنند و باز از طریق آن‏ها با کسانی که فرار کرده‏اند و پناهنده شده‏اند، صحبت کردیم و توانستیم اطلاعات جدید بسیاری جمع کنیم.

دکتر لادن برومند و جهانگیر اسماعیل‌پور سخنرانان بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت در آخن

دکتر لادن برومند و جهانگیر اسماعیل‌پور سخنرانان بیست و دومین سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت در آخن

دویچه‌وله: استقبال خانواده‏ها و تماس مستقیم آن‏ها با شما چقدر بوده است؟

آمار دقیقی نمی‏توانم بدهم ولی می‏توانم بگویم که به‏طور متوسط در یک سال پانصد فرم از داوطلبین به دستمان می‏رسد که گاهی به‏طور ناشناس پر شده‏اند و گاهی از سوی خانواده یا دوستان و هم‏سلولی‏ها پر شده‏اند. البته وب‏سایت ما در ایران فیلتر است. اگر فیلتر نبود، مطمئناً تعداد بسیار بیشتری به دستمان می‏رسید. آن‌‏چه جای تعجب دارد این است که استقبال از این کار در داخل ایران خیلی بیشتر است تا خارج از ایران. این مسئله برای خود ما هم تعجب‏آور است، چون خطر در ایران بیشتر است تا خارج از کشور.

دویچه‌وله: شاید بتوان گفت امسال برگزاری سالگرد کشته‌شدگان سال شصت و هفت چند ویژگی دارد. یکی صحبت‏های چندی پیش میرحسین موسوی که دولت وقت خود را در رابطه با اتفاقات آن سال ناآگاه دانست و ویژگی دیگر فوت آیت‌االله منتظری است که ایشان هم با افشاگری‏هایشان و نامه‏ی اعتراض‏آمیزشان در آن زمان نقش داشتند. ارزیابی شما در این‏باره چیست؟ شما ویژگی خاصی برای مراسم امسال قائل هستید؟

من فکر می‏کنم گزارش رابرتسون خیلی تأثیر مهمی داشت به‌خصوص در رابطه با واکنش آقای موسوی. اگر به‏خاطر داشته باشید، هنگام فعالیت‏های انتخاباتی آقای موسوی، این موضوع در طول کمپین انتخاباتی ایشان مطرح شد و ایشان پاسخی نداد. یکی از دلایلی که ما با عجله متن انگلیسی این گزارش را برای سالگرد انتخابات منتشر کردیم، البته با اصرار خود قاضی رابرتسون، به خاطر این بود که مسئولین جمهوری اسلامی ایران آگاه بشوند که اگر دست به کشتار و یا خشونت بزنند، نه‌تنها فراموش نمی‏شود بلکه شامل مرور زمان هم نمی‏شود و حتی جامعه‏ی بین‏المللی هم ممکن است آن‏ها را پاسخ‏گو کند.

این گزارش بحثی در جامعه‏ی ایران و به خصوص در درون بچه‏های حرکت سبز ایجاد کرد که آیا انتشار این گزارش در این موقع لازم بود که آقای موسوی را تضعیف کند. ما بعد از این‏که فشرده‏ی فارسی این گزارش را منتشر کردیم، روی این بحث تاکید کردیم که حقیقت همیشه لازم است و هیچ مصلحتی ارجحیت بر حقیقت ندارد. کما این‏که آقای موسوی با گفتن حقیقت و یا موضع‏گیری در این مورد نه تنها خود را تضعیف نمی‏کند بلکه باعث تقویت‏اش در ضعفی که دارد می‏شود.
اشاره‏ای که به مرگ آقای منتظری و نقش ایشان در ارتباط با طرح دوباره‏ی فاجعه‏ی ۶۷ داشتید، کاملاً درست است. مرگ ایشان در آغاز زمستان گذشته، چون شخصیت ایشان را از نظر تاریخی طرح کرد، طبعاً ماجرای ساال شصت و هفت را دوباره مطرح کرد. احتمالاً ترکیبی از این عوامل است که یک‏باره ماجرای سال شصت و هفت را باردیگر به صحنه‏ی تاریخی ایران برگردانده و به‏نظر من این خیلی مثبت است.

Plakat Veranstaltung Aachen Massenhinrichtung an politische Gefange im Iran

جهانگیر اسماعیل‌پور سخنران دیگر مراسم امسال که به تازگی خاطرات خود در زندان عادل‌آباد شیراز را به‌صورت کتاب منتشر کرده است در مراسم امسال از خاطرات خود در زندان عادل‌آباد شیراز صحبت کرد و در صحبت‌هایش بر لزوم تردید کردن در آنچه که تا به‌حال درباره کشته‌شدگان سال شصت و هفت گفته و نوشته شده است تاکید کرد. جهانگیر اسماعیل‌پور در ابتدای مراسم، سخنانش را چنین آغاز کرد: « من جهانگیر اسماعیل‌پور هستم. در زمستان سال شصت و یک بازداشت شدم و بعد از پایان قتل و عام تابستان شصت و هفت از زندان آزاد شدم.»

دویچه‌وله: ممکن است بخشی از کتاب «عادل‌آباد، رنج ماندگار» را با صدای خودتان برای مخاطبان دویچه‏وله بخوانید؟

جهانگیر اسماعیل‌پور: غروب زمستان سال شصت و یک، در میان عابران خسته و غریبه، در خیابان به‏‏دام افتادم. چشم‏بند را که به چشمانم زدند، به تاریک‏خانه پا نهادم. می‏دانستم در همه‏ی امیدها به‏رویم بسته شده است. به قعر چاهی پرتاب شده بودم. در راهرو، کنار دیوار ایستاده بودم. صدای ناله‏های دختران و پسران جوان را می‏شنیدم که از قعر زیرزمین بیرون می‏آمد و به دیواره‏های تودرتوی بازداشتگاه فرو می‏نشست و پژواک کر کننده‏ی آن گوش‏ام را پر می‏کرد. از خودم می‏پرسیدم، آیا من هم در چنین لحظاتی فریاد خواهم کشید؟ و هزاران سؤال دیگر که هیچ جوابی برای آن نداشتم. تنها به خودم امیدواری می‏دادم که من به زیرزمین برده نخواهم شد.

دویچه‌وله: کتاب‌های زیادی درباره خاطرات زندانیان سیاسی منتشر شده است. فکر می‏کنید کتاب شما ممکن است چه تفاوتی با کتاب‏های مشابه‏ داشته باشد؟

طی این سال‏ها مطلبی که راجع به زندان‏های شهرستان‏ها باشد را حداقل من ندیده‏ام و نخوانده‏ام. یکی از ویژگی‏های کتاب این است که ما یک نمونه از زندان دیگری که مربوط به زندان تهران یا مرکز نیست داریم.
ببینید، زندان تاریک‏خانه‏ای است که هرکدام از این مطالب و گفت‏وگوها پرتو نوری است بر این تاریک‏خانه. تا زمانی که تمام زوایای این اتاق روشن نشود، ما نمی‏توانیم با قطعیت اشاره کنیم که مطلبی که رخ داده، درست است یا غلط. پرسش‏ها و تردیدهایش کجا هستند. این یکی از ویژگی‏های کتاب من است.

دیگر این‏که من تلاش کردم از نوشتن مطالبی که در سایر کتاب‏ها آمده است، پرهیز کنم. عموماً وقتی صفحات نخست کتاب‏هایی که مربوط به ادبیات زندان هستند را باز می‏کنید، از این‏جا شروع می‏شود که نویسنده چگونه دستگیر شده است، چگونه شکنجه شده، چند تا کابل خورده و چه واکنشی نشان داده است. راستش، من خودم به عنوان زندانی، از این تکرار کمی دل‏زده شده‏ام، برای‏ام جالب نیست. من در فصل نخست کتاب از اشاره به این موضوع پرهیز کرده‏ام.

مصاحبه‌گر: حسین کرمانی / کیواندخت قهاری
تحریریه: بهمن مهرداد

در همین زمینه:

  • تاریخ 05.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/P4t5
  • تاریخ 05.09.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/P4t5
تبلیغات