″بعضی کشورهای عربی می‌خواهند سر به تن حکومت ایران نباشد″ | ایران | DW | 30.11.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

"بعضی کشورهای عربی می‌خواهند سر به تن حکومت ایران نباشد"

اسناد ویکی‌لیکس حکایت از خصومت کشورهای عربی منطقه با ایران دارد. موضع ناروشن این کشورها به تائید تلویحی اسناد تعبیر شده است. محمود احمدی‌نژاد اسناد را بی‌اهمیت خوانده و عربستان آن را تکذیب کرده است.

default

بر اساس اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس، حکومت ایران برای پادشاه عربستان یک "مار" است که "باید سرش را زد" و برخورد سایر رهبران عرب منطقه نیز بیش از این محترمانه و دوستانه نیست. امروز سخنگوی وزارت امور خارجه عربستان سعودی، مفاد اسناد فاش شده را تکذیب کرد و سمت‌گیری کشور خود را "روشن" دانست.

آن چه در این اسناد جلب توجه می‌کند تقاضاهای مداوم مقام‌های عربستان، دوبی، ابوظبی، اردن، بحرین و مصر از آمریکا برای برخورد شدید و تمایل به گزینه جنگ با ایران است. ترس و دشمنی کشورهای عربی منطقه با ایران تازه نیست، ولی آن چه در این اسناد منتشر شده است، اگر صحت داشته باشد، نشان از عمق و ابعاد خصومتی دارد که تا کنون در سطح مناسبات دیپلماتیک علنی نشده بود.

دشمنی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با ایران به دوران بعد از انقلاب محدود نمی‌شود. این کشورها در دوره شاه نیز سیاست مهار ایران را دنبال می‌کردند. ولی قدرت شاه در منطقه و روابطی که در عرصه بین‌المللی داشت، به اعراب اجازه عرض‌اندام در برابر ایران را نمی‌داد.

Dr. Alireza Namvar Haghighi quer

علیرضا نامور حقیقی، تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه در کانادا

سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران تلاش کرد مناسبات دوستانه‌ای با کشورهای عربی منطقه برقرار کند. سیاست نزدیکی با عربستان به عقد یک پیمان امنیتی میان دو کشور انجامید. اما اکنون روابط در جهت عکس است. به عقیده علیرضا نامور حقیقی، تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه در کانادا: «با تمام امتیازاتی که محمود احمدی‌نژاد حاضر است به این کشورها بدهد، شاهد خصومت عمیق آن‌ها با ایران و بلند شدن طنین صدای آن‌ها در این دشمنی هستیم.»

تاثیر علنی شدن اسناد ویکی‌لیکس در مناسبات ایران و اعراب

در اسناد ویکی‌لیکس گذشته از نفرت و ترس این کشورها از ایران، نوعی خوار شمردن و تحقیر حکومت ایران نیز به چشم می‌خورد. واژه‌هایی که درباره محمود احمدی‌نژاد به کار برده شده‌، بیش از هرچیز گویای این نگرش است. چیزی که در موضعگیری‌های رسمی مجال بروز نمی‌یابد.
البته محمود احمدی‌نژاد گفته است این اسناد اهمیتی ندارد و هنوز کشورهای عرب همسایه را "دوست" می‌نامد. علی لاریجانی رئيس مجلس نیز معتقد است انتشار این اسناد کار خود آمریکاست! ولی آیا علنی شدن این اسناد هیچ تاثیری در مناسبات متقابل نمی‌گذارد؟

Serajedin Mirdamadi

سراج‌الدین میردامادی، روزنامه نگار

سراج‌الدین میردامادی، روزنامه نگار، معقتد است: «حتی اگر آقای احمدی‌نژاد هم بخواهد آن‌ها را فاقد اعتبار و ارزش حقوقی بداند، اما خودش و آقای خامنه‌ای و رهبران جمهوری اسلامی خوب می‌دانند که شکاف عمیق است و بیخ گوش این‌ها در حوزه‌ خلیج فارس که حوزه‌ای از نظر سوق‌الجیشی و استراتژیکی‌ بسیار مهم و حساس است، به خاطر اقتصاد و مسائل نظامی، دول عرب آنجا همه با حمله‌ی نظامی به ایران موافق هستند، حتی اگر آمریکا دارای چنین اراده‌ای در دولت آقای اوباما نباشد. اما بعید نیست که اگر اسراییل این کار کند، طبعا دول همسایه با حمله‌کننده‌ی ایران همدلی داشته باشند.»

به نظر علیرضا نامور حقیقی افشای این اسناد، در لایه‌های تصمیم‌گیری تاثیر خواهد گذاشت، بدون این که الزاما انعکاس دیپلماتیک یا انعکاس رسانه‌ای داشته باشد:
«به این مفهوم که در سطح تصمیم‌گیری اولا ایرانی‌ها با احتیاط بیش‌تری عمل خواهند کرد. منابع مالی یا دیگر منابعی که ممکن است در صورت مقابله میان ایران و آمریکا در اختیار اعراب باشد، را از دسترس آن‌ها خارج خواهند کرد.»

تحریم‌های سنگین‌تر و فشار نظامی بر ایران

اصرار و ابرام برخی کشورهای عرب بر فشار نظامی بر ایران و تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را به کلی فلج کند، از جمله مواردی است که به شدت در اسناد ویکی‌لیکس جلب توجه می‌کند. رهبران چند کشور عربی گذشته از برنامه هسته‌ای ایران، به دخالت‌های زیانبار جمهوری اسلامی در عراق، افغانستان، مصر ولبنان اشاره کرده‌اند و مصرا خواستار شدت عمل در قبال ایران شده‌اند.

علیرضا نامورحقیقی در این باره می‌گوید: «اگر مقابله‌ی نظامی با ایران از سوی عربستان و امارات متحده عربی و دیگر کشورها، همراه با حمایت مالی باشد، به این مفهوم که مانند جنگ اول خلیج فارس، اعراب قول داده باشند که هزینه‌های جنگ را تأمین کنند، پیشنهادی که به‌خصوص برای جناح‌های محافظه کار و جمهوری‌خواهی که معتقدند رونق اقتصادی از طریق جنگ صورت خواهد گرفت، وسوسه‌انگیزی خواهد بود.»

البته آقای حقیقی معقتد است که ایران در شرایط تحریم و پیش رو داشتن مذاکرات هسته‌ای، به گشودن یک جبهه جدید در برابر اعراب تمایلی ندارد. او می‌افزاید: «مضافا براین که اعراب هم نمی‌خواهند به‌هیچ‌عنوان در افکارعمومی بگویند که ما با حمایت آمریکا، طرفدار جنگی جدید علیه یک کشور مسلمان هستیم. درحقیقت الان سه گروه هوادار جنگ علیه ایران هستند: القاعده، اسراییلی‌ها و جناح‌های تندرو در آمریکا. اعراب نمی‌خواهند وارد این جبهه شوند، چون در افکارعمومی‌شان دچار مشکل خواهند شد. طبیعی‌ست با وضعیتی که مطرح شده و تکذیبی که از سوی ایران شده است، آ‌ن‌ها هم می‌آیند به سمت همین موضع. ولی قطعا اعتماد آن‌ها به دستگاه دیپلماسی آمریکا کمتر خواهد شد و علاوه بر این سعی خواهند کرد این سیاستی که مبتنی بر حمایت از مقابله نظامی با ایران است، را حداقل تا مدت کوتاهی از دستور کار خارج کنند تا ظن و گمان‌های ایران نسبت به آن‌ها کمرنگ شود.»

امارات متحده عربی مخالف موسوی!

از دیگر مواردی که درباره ایران در اسناد ویکی‌لیکس آمده موضوع تقلب در انتخابات ایران است. بر اساس این اسناد آرای محمود احمدی‌نژاد حداکثر ۴ یا ۵ میلیون بوده است و بیشترین رای را میرحسین موسوی آورده است.

سراج‌الدین میردامادی و علیرضا نامور حقیقی هردو درباره اعتبار آماری اسناد ویکی‌لیکس در این زمینه و منبع آن تردید دارند.

اما علیرضا نامورحقیقی به نکته دیگری در این بخش از اسناد اشاره می‌کند: «نکته‌ی مهمی که در این اسناد وجود دارد این است که در حقیقت دولت امارات متحده عربی مخالفت خودش را با موسوی مطرح کرده است، به خاطر این که گفته است آقای موسوی سیاست هسته‌ایش عین سیاست آقای احمدی‌نژاد است و فرقی نمی‌کند و آقای احمدی‌نژاد بهتر از آقای موسوی است، چون در حقیقت کتابی باز شده است و آقای موسوی در واقع کتابی‌ست که خوانده نشده. و همین نشان می‌‌دهد که ادعاهای آقای احمدی‌نژاد در مورد آقای موسوی و جناح آقای موسوی در انتخابات که می‌گفت کشورهای عربی به این جناح پول داده‌اند، حرفی واهی است. این بخش اسناد موضوع را به راحتی زیر علامت سئوال می‌برد و به نظر من این نکته‌ی مهمی است و بیش از مسئله‌ی نتیجه‌ی انتخابات در مورد این قضیه اهمیت دارد. آنچه در مورد نتیجه‌ی انتخابات منتشر کردند، به نظر من خیلی اهمیت ندارد. برای این که نه منبع مشخصی دارد و نه چیزی‌ست که بشود از جنبه‌ی سندی گفت که مثلا از طرف وزارت کشور یا مقام صلاحیت‌دار و رسمی چنین حرفی زده است.»

مریم انصاری

تحریریه: علی امینی


در همین زمینه:

  • تاریخ 30.11.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QM87

مطالب مرتبط

  • تاریخ 30.11.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/QM87
تبلیغات