بازتاب جنبش‌های جنوب ایران در ادبیات | دیدگاه | DW | 30.07.2021
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

دیدگاه

بازتاب جنبش‌های جنوب ایران در ادبیات

درون هر جامعه‌ای را می‌توان از طریق ادبیات آن بازشناخت. آن‌چه امروز در جنوب ایران می‌بینیم، تجربه‌های پیشین آن را می‌توان در ادبیات داستانی آن نیز بازیافت. این نوشته نگاهی دارد به چند رمان مشهور ایران.

با بنیان گرفتن «صنعت نفت» در جنوب ایران، این منطقه شکلی دیگر به خود گرفت. شهر و شهرسازی گسترش یافت، پالایشگاه‌ها احداث شدند، مدارس، هنرستان‌ها و دانشکده‌ها تأسیس شدند، از سراسر کشور جویندگان کار به این منطقه روان گشتند. تنوع قومی و زبانی جمعیت در کنار حضور انگلیسی‌ها در منطقه سیمایی ویژه به آن بخشید. در همین رابطه جنوب ایران به اندک‌زمانی به کانون بزرگ کار و کارگری تبدیل شد. جنبش کارگری نیز در همین راستا سازماندهی آغاز کرد.

انسان در متن شرایط تاریخی و اجتماعی خود زندگی می‌کند. از این رو هستی او را نمی‌توان خارج از سیاست تصور نمود. این موقعیت بر هنر و ادبیات نیز بی‌شک تأثیر خواهد گذاشت. رمان‌هایی با پسزمینه‌های سیاسی-تاریخی در واقع بازخوانی و بازاندیشی گذشته است که به داستان راه یافته تا در این روند آگاهی و یا احساس اندیشه بر زندگی اجتماعی گذشته عمیق‌تر گردد. از شکست می‌توان آموخت، فهم تاریخی اما اگر عمومی نگردد تکرار حادثه است که به فاجعه می‌انجامد، درست به همان شکلی که در انقلاب اتفاق افتاد. پنداری گداعلی‌شاه صوفی در رمان «طوبا و معنای شب» شهرنوش پارسی‌پور بر محمد خیابانی تجددخواه پیروز شده است.

رمان‌های پس از انقلاب گرچه در کلیت خویش باری از سیاست نیز در خود دارند ولی سانسور حاکم و نبود آزادی‌های فردی و اجتماعی موجب گشته تا شکل‌هایی دیگر و قابل بحث به خود گیرند.

در همین رابطه است که از تأثیر جنبش‌های اجتماعی بر ادبیات و هنر سخن به میان می‌آید. این‌که جنبش‌های سال‌های پسین کی و به چه سان به ادبیات راه یابند، معلوم نیست. ولی با نگاهی به ادبیات معاصر ایران، کمتر نویسنده‌ای از جنوب ایران یافت می‌شود که آثارش بی‌تأثیر از جنبش‌های زحمتکشان و تهی‌دستان منطقه نبوده باشد.

ابراهیم گلستان، صاق چوبک، هوشنگ گلشیری، نسیم خاکسار، ناصر تقوایی، مسعود میناوی، ناصر شاهین‌پر، ناصر مؤذن، احمد آقایی و بسیارانی دیگر از نویسندگان را می‌توان نام برد که جنبش مردم جنوب کشور را دستمایه کار خویش قرار داده‌اند. در این میان اما آثار احمد محمود برجسته‌تر است. کمتر اثری از او می‌توان یافت که تحت تأثیر خیزش‌های اجتماعی منطقه نبوده باشد.

«تنگسیر» اثر صادق چوبک را شاید بتوان نخستین رمانی محسوب داشت که با نگاهی نو به دادخواهی نوشته شده است. این اثر در سال ۱۳۴۲ منتشر شد. بعدها امیر نادری فیلمی درخشان از آن ساخت که بر محبوبیت رمان افزود. در این رمان زارمحمد، یک تنگستانی ساده، به دنبال بازپس گرفتن طلبش متوجه می‌شود که حق وی را خورده‌اند. می‌داند که دولت و دولتیان جانب او نخواهند گرفت. سکوت نیز نمی‌تواند پیشه کند. پس از مدت‌ها فکر بر موضوع، سرانجام سر به شورش برمی‌دارد، تفنگ خویش از زیر خاک بیرون می‌آورد و به دادخواهی سراغ چهار پول‌خواری می‌رود که زور می‌گویند و حقش را خورده‌اند. با کشتن نخستین ستمگر و زورگو، مردمانی لب به جان رسیده در پی او روان می‌شوند تا یار و یاور او باشند در دادخواهی. زارمحمد پس از کشتن چهار پول‌خوار دست همسر و فرزند خویش می‌گیرد و راه گریز از بوشهر پیش می‌گیرد.

تنگسیر نثری بسیار زیبا و جذاب دارد که هم‌چون ضربآهنگی تند هم‌گام با تحرک‌های بی‌وقفه داستان پیش می‌رود و تا پایان آن دوام دارد. علت محبوبیت تنگسیر به حتم آن‌جا خود را می‌نمایاند که در بی‌قانونی حاکم، قهرمان‌پروری سر برمی‌آورد و انتقامی فردی جانشین قانون می‌شود. همه آنانی که دور زارمحمد گردآمده‌اند، از تهی‌دستان تنگستان هستند که می‌دانند به زیر سایه زور و ستم زندگی می‌کنند، اما خود توان دادخواهی ندارند. در انتظار قهرمانی چون زارمحمد هستند تا بیاید و داد آنها بازستاند. در چنین شرایطی زارمحمد هم‌چون پهلوانان افسانه‌ای پس از رام کردن گاو وحشی و گذشتن از دریا و پیروزی بر «بمبک» (کوسه) در آب، به جنگ پول‌خواران می‌رود. آنان را می‌کشد و چنان وحشتی در جان نیروهای حکومتی برپا می‌دارد که تفنگچی‌های سراپا مسلح دولت نیز ترجیح می‌دهند به جای بازداشت زارمحمد، تن به خلع‌سلاح از سوی مردم دهند.

حوادث رمان «چراغانی در باد» از احمد آقایی در سال‌های پُر تب‌وتاب ۳۰ تا ۳۲ در جنوب ایران می‌گذرد. مردم به امیدی در سر برای دستیابی به نان و کار و آزادی، می‌کوشند به حمایت از مصدق، جهان هستی خویش را رنگین‌تر کنند. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها نهضتی را موجب شد که سرانجام با کودتا درهم کوبیده شد. «شیرآهن»، شخصیت اصلی رمان هیچ چیز در زندگی خود جز کوله حمالی خویش ندارد. او با این‌که توده‌ای‌ست، به حمایت از مصدق مشت بالا می‌برد و اوراق قرضه می‌خرد. سرانجام اما در پی کودتا به زندان و شکنجه گرفتار می‌آید و تمام امیدهایش هم‌چون «چراغانی در باد» به لرزه درمی‌آیند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

«چراغانی در باد» داستان حماسه‌آفرینی مردم است در خیابان‌ها و تراژدی شکست آنان در پی کودتا. این رمان در سال ۱۳۶۹ به زمانی در ایران منتشر شد که سیاست‌گریزی می‌رفت تا به رفتاری عمومی تبدیل شود. از این منظر هم که شده، کتابی‌ست باارزش. تیمور، شخصیت دیگر این رمان پس از کودتا هنوز هم‌چنان وفادار به آرمان‌های خویش است؛ «من اگر نتوانستم ولی فردا این دست‌های کوچک بزرگ خواهند شد و با دست‌های بزرگ پیوند خواهند خورد و در این بیغوله خانه‌ای خواهند ساخت آبادان.» جمله‌ای که یادآور پایان رمان «سووشون» سیمین دانشور است.

آثار محمود نیز در این راستا از تاریخ، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی وام می‌گیرند تا آن بُعدی از هستی انسان‌های جنوب ایران را نشان دهند که به تنهایی در هیچ‌یک از علوم نام‌برده نمی‌یابیم. آثار احمد محمود تا مرز شاهدی عینی پیش می‌روند، با این هدف که دنیایی را در جهان داستان بر ما آشکار گردانند که ذهن جامعه بر آن شکل گرفته است.

نخستین رمان احمد محمود، همسایه‌ها، به سال‌های پیش از کودتا نظر دارد، حوادث آن سال‌های بین ۱۳۱۰-۱۳۲۰ در بر می‌گیرد؛ اوج جنبش ملی شدن صنعت نفت و حکومت دکتر مصدق و در واقع سال‌های شکوفایی «جنبش توده‌ای». همین جنبش دستمایه محمود است در خلق این رمان. خالد، شخصیت اصلی رمان، جوانی است پانزده‌ساله که خواننده از نگاه او شاهد زندگی سراسر رنج و درد آدمیانی‌ست تهیدست. خالد به راه زندگی با توده‌ای‌ها آشنا می‌شود و گام به مبارزه می‌گذارد. در این راه بازداشت می‌شود، به زندان محکوم می‌گردد. در پایان نیز به خدمت سربازی فرستاده می‌شود.

تجمع مردم برای ملی شدن نفت در پالایشگاه آبادان در سال ۱۹۵۱ میلادی

تجمع مردم برای ملی شدن نفت در پالایشگاه آبادان در سال ۱۹۵۱ میلادی

همسایه‌ها در شمار پُرفروش‌ترین رمان‌های ایران است. پیش از انقلاب منتشر و سریع نیز ممنوع شد. پس از انقلاب فقط یک‌بار، در بهار کوتاه آزادی در شمارگانی بالا منتشر شد و پس از آن هیچ‌گاه به شکل رسمی اجازه بازچاپ دریافت نداشت. اعتصابات کارگری و تن به آب سپاردن بلورخانم در حوض خانه به همراه خالد، علت‌های اصلی بوده‌اند در ممنوع‌الانتشار شدن آن.

رمان سه جلدی «مدار صفردرجه» نیز پنداری ادامه همین مبارزات است در آستانه انقلاب. نوذر شخصیت اصلی رمان از کارآموزان شرکت نفت بود در پیش از کودتا که به علت فعالیت‌های صنفی- سیاسی بازداشت و از کار اخراج می‌شود. نوذر اما با وزش نخستین نسیم انقلاب، دگربار جان می‌گیرد، به همراه میلیون‌ها نفر به خیابان می‌آید، جنبش سالیان پیش را با خواست‌های امروز گره می‌زند تا بغض سالیان را با مشت‌های گره‌خورده به شعار بنشاند. سقوط دولت کودتا بزرگ‌ترین آرزوی نوذر است. نوذر با وجودی سراسر شور در خیابان به زیر تانک‌های ارتش که قصد سرکوب تظاهرات را داشتند، کشته می‌شود. راه او را اما کسانی دیگر پی می‌گیرند. بلقیس، همسر نوذر در همین روزهاست که نوزادی مرده می‌زاید و احمد محمود با چنین نمادهایی بسیار هوشمندانه نازایی و مرگ انقلاب را در این رمان پیش‌بینی می‌کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

دو رمان «بازداشت» و «داستان یک شهر» نیز در همین راستا به شکست نظر دارند، شکستی که کودتا نتوانست آن را کامل کند. هر دو رمان به مبارزه، زندان، شکنجه، مقاومت و امیدهایی که هم‌چنان امید خواهند ماند، نظر دارند.

رمان دو جلدی «درخت انجیر معابد» آخرین رمان احمد محمود است. رمانی در دو جلد و ۱۰۳۸ صفحه که در واقع تاریخ انقلاب ماست که چنین به داستان نشسته است. جلد نخست آن به سال‌های پیش از انقلاب و پیش‌زمینه‌های آن نظر دارد؛ شهرها ساخته می‌شوند، خیابان‌ها احداث می‌گردند، کارخانه‌ها برپا می‌شوند، زنان در جامعه حضور دارند، مدارس و دانشگاه‌ها بنیان می‌گیرند و خلاصه تمامی ابزار مدرن به کار گرفته می‌شوند تا جامعه نمایی مدرن داشته باشد. فکر مدرن اما در آن حضور ندارد. اجازه حضور نمی‌یابد. و همین‌جاست که حادثه اتفاق می‌افتد. شورشی آغاز می‌شود که رهبر آن درویش بی‌ریشه‌ای‌ست ناشناس برای مردم. همین توده مردم ولی چون مسخ‌شدگانی در پی او روانند و فرمان از او می‌برند. درویش می‌خواهد «کاخ ظلم» براندازد و «ظالم» را بکشد.

درخت انجیر معابد داستان شورش مردمی است که واقعیت‌های زندگی را به خرافات می‌پیوندند تا در نادانی عمومی جامعه ببالد و کشوری را درهم ریزد.

درویش حتی زبان ویژه خود را دارد و مردم از آن که اصواتی بی‌معنا بیش نیست، چیزی درنمی‌یابند. با این‌همه در پی او روانند. او را مقدس می‌پندارند و رهبری‌اش را به جان می‌پذیرند. درویش نشسته به زیر درخت مقدس انجیر معابد، درست آن‌سان که خمینی در پاریس به زیر درخت سیب نشسته بود، فرمان می‌راند. در پی فرمان او توده خشمگین، علمداران و چماقدران با سنگ و زنجیر در دست، به خیابان‌ها می‌آیند، سینماها، کتابخانه‌ها، و دیگر مراکز فرهنگی را به آتش می‌کشند. در این راه سرانجام خرافه بر دانش و علم پیروز می‌شود.

و حال در این روزها، در آستانه جنبشی نو، اگرچه بسیاری از این نویسندگان نیستند، اما آرزوهای آنان را می‌توان در مشت‌های گره‌کرده مردم و خروش گرامی‌شان دید.

* مطالب منتشر شده در صفحه "دیدگاه" الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

تبلیغات

از دیگر مطالب صفحه دیدگاه