بار دیگر، «آوای وزغ» گونتر گراس در تهران | فرهنگ و هنر | DW | 31.08.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

فرهنگ و هنر

بار دیگر، «آوای وزغ» گونتر گراس در تهران

در ادامه­ی ترجمه و انتشار آثاری از گونتر گراس، که پس از اهدای جایزه­ی ادبی نوبل به او رونق گرفته، دومین برگردان فارسی رمان «آوای وزغ» این نویسنده­ی آلمانی هم منتشر شد. متن اصلی «آوای وزغ» در سال ۱۹۹۲ انتشار یافت.

روی جلد چاپ آلمانی «آوای وزغ»

روی جلد چاپ آلمانی «آوای وزغ»

گونتر گراس سال­های طولانی برای اهل مطالعه در ایران نامی آشنا بود، بدون آنکه چیزی زیادی از او به فارسی ترجمه شده باشد. شاید اگر ده سال پیش جایزه­ی ادبی نوبل به او تعلق نمی­گرفت، در این وضع تغییر زیادی به وجود نمی­آمد. نخستین کتابی که از گراس به فارسی منتشر شد «موش و گربه» با ترجمه‌ی کامران فانی بود. این کتاب در سال ۱۳۵۰ انتشار یافت و تا ۱۳۷۸ ظاهرا نه نیازی به تجدید چاپ آن احساس می­شد، نه به انتشار کتاب­های دیگر گونتر گراس. در این فاصله، به طور پراکنده، آثاری از گراس در نشریه­ها و مجموعه­ها منتشر شده است. برگردان فارسی «موش و گربه» در چهار سالی که از اهدای نوبل به گراس می­گذشت، لااقل چهار بار تجدید چاپ شد.

جایزه نوبل و ترجمه ­ های مکرر از آثار گراس

در یک دهه­ی گذشته نزدیک به بیست کتاب از گونتر گراس به فارسی ترجمه و منتشر شده است. «طبل حلبی»، رمانی که پنجاه سال پیش منتشر شد و شهرتی جهانی برای گراس به همراه آورد، در همین سال­ها با دو ترجمه­ی مختلف به فارسی­زبانان عرضه شد. از برخی دیگر از آثار گراس، مانند «قرن من» و «کفچه ماهی» نیز دو ترجمه وجود دارد. یکی دیگر از این ترجمه­های مکرر «آوای وزغ» است. این رمان را نخستین بار عبدالرحمن صدریه ترجمه و در سال ۱۳۸۰ منتشر کرده بود، اما مانند برگردان او از «طبل حلبی» که یک سال قبل از ان به بازار آمد نظر خوانندگان و منتقدان را چندان جلب نکرد.

بازآفرینی ادبی آنچه از دست رفته

گونتر گراس در شهر دانتسیگ (گدانسک) متولد شده که اکنون در لهستان قرار دارد. این شهر، به عنوان زادگاه از دست رفته، وقایع جنگ دوم جهانی و روابط پرتنش آلمان و لهستان، از مسائلی هستند که گراس در بسیاری از آثارش، از جمله در «آوای وزغ»، به آنها پرداخته است. سال ۲۰۰۵ بر اساس این رمان فیلمی ساخته شد. گونتر گراس در گفت‌وگویی که بیستم اکتبر همان سال، به این مناسبت در نشریه­ی «مرکور» منتشر شد، در مورد احساسش نسبت به زادگاهش می­گوید، این مسئله را به عنوان واقعیتی برآمده از جنگ پذیرفته است. گراس می­افزاید، این موضوع به او به عنوان نویسنده انگیزه­ای بلندپروازانه داده تا «آنچه را از دست رفته با امکانات ادبیات، با امکانات زبان بازآفریند. و این تلاش از "طبل حلبی" تا "آوای وزغ" ادامه داشته است.»

واکنش ادبی به اتحاد دو آلمان

«آوای وزغ» با دیدار مردی آلمانی و زنی لهستانی در دانتسیگ آغاز می­شود که هر دو در جنگ دوم جهانی از وطن رانده شده­اند. راوی جایی اشاره می­کند که این دیدار چند روز پیش از فروریختن دیوار برلین و اتحاد دو آلمان شرقی و غربی اتفاق افتاده است. گراس از مخالفان این اتحاد به شمار می­رود و «آوای وزغ» واکنش ادبی او به این واقعه و بیانگر نگرانی­های او از آینده­ی اروپاست. داستان مانند اغلب آثار گراس با درهم­آمیزی واقعیت و تخیل روایت می­شود. راوی که ناشناس می­ماند، وقایع را بر اساس یاداشت­ها و اسنادی که برایش پست کرده­اند نقل می­کند. این یادداشت­ها را کسی فرستاده که ادعا می­کند نیم قرن پیش با راوی روی یک نیمکت می‌نشسته. نویسنده می­گوید، باید این خرت و پرت­ها را برای طرف پس می­فرستاد، اما آدرسی از فرستنده در کار نبود. راوی، آنطور که گراس نوشته، به این ترتیب در متن داستان آن زن و مرد قرار می­گیرد.

روی جلد ترجمه جدید «آوای وزغ» از آرش طهماسبی

روی جلد ترجمه جدید «آوای وزغ» از آرش طهماسبی

تمایل گراس برای ارائه­ی چشم­انداز تبعات اتحاد دو آلمان با این ترفند آشکار می­شود که می­نویسد، فرستنده تاریخ نامه را ده سال جلوتر زده. دو شخصیت اصلی «آوای وزغ» رابطه­ی خود را با ایده­ی راه­اندازی یک گورستان آلمانی− لهستانی برای رانده‌شدگان هر دو کشور ادامه می­دهند.

ترجمه­ای در هزار نسخه

مترجم دومین ترجمه­ی «آوای وزغ» به فارسی آرش طهماسبی است. او بر این کتاب مقدمه­ای نوشته تا آنگونه که می­گوید «نظر و برداشت شخصی خود را از داستان پیش­رو بیان» کند. مترجم می‌نویسد، تا کنون سه رمان از گراس خوانده است و می­کوشد «شباهت­های بسیاری» را که میان آنها دیده با خواننده در میان بگذارد. طهماسبی در ادامه اشاره­ای نیز به زندگینامه­ی گونتر گراس دارد و تذکر می­دهد: «این قسمت را کمابیش از روی مقدمه­ی کتاب "کفچه ماهی" ترجمه­ی آقای عبدالرحمن صدریه، انتشارات فردوس، تنظیم» کرده است. طهماسبی در مورد برگردان صدریه از «آوای وزغ» و ضرورت ترجمه­ی دوباره­ی آن توضیحی نداده است. برگردان جدید این کتاب از روی ترجمه­ی انگلیسی آن انجام شده است. این کتاب را نشر شهر خورشید در سال ۱۳۸۸ روانه بازار کرده و برخلاف اصل آلمانی که Bestseller شد، تیراژ روایت فارسی آن هزار نسخه بیشتر نیست.

بهزاد کشمیری‌پور

تحریریه: بابک بهمنش

در همین زمینه:

  • تاریخ 31.08.2009
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/JM6v
  • تاریخ 31.08.2009
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/JM6v