ایران، غایب بزرگ کنفرانس لندن • مصاحبه | ایران | DW | 28.01.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

ایران، غایب بزرگ کنفرانس لندن • مصاحبه

ایران همسایه مهم افغانستان است، اما در کنفرانس بین‌المللی افغانستان در لندن حضور ندارد. دلایل این غیبت چیست؟ شرایط داخلی؟ دستورکار کنفرانس؟ وضعیت مبهم افغانستان؟ تنش در مناسبات تهران و لندن؟ مصاحبه با فرزانه روستایی

رهبران و مقام‌های ۷۰ کشور در کنفرانس لندن حضور دارند. ایران اما در این کنفرانس حاضر نشده است

رهبران و مقام‌های ۷۰ کشور در کنفرانس لندن حضور دارند. ایران اما در این کنفرانس حاضر نشده است

کنفرانس بین‌المللی افغانستان از روز پنجشنبه، ۲۸ ژانویه، در لندن آغاز به کار کرده است. بحث در باره راه‌های خروج از وضعیت بن‌بست‌گونه‌ی کنونی در افغانستان و بررسی گزینه‌های مختلف در این رابطه، دستور کار اصلی کنفرانس است.

جمهوری اسلامی ایران از ابتدا در باره‌ی شرکت در کنفرانس لندن ابراز تردید کرده بود. منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران هفته گذشته اعلام کرد که شرط حضور ایران در این کنفرانس، توجه به همه‌ی شرایط‌ مطرح از سوی این کشور است. او اما به طور مشخص از این شرایط نامی نبرد. روز چهارشنبه، ۲۷ فوریه، سرانجام سخنگوی وزارت خارجه از امتناع قطعی ایران از حضور در کنفرانس لندن خبر داد.

در باره‌ی دلایل عدم حضور ایران در کنفرانس افغانستان با فرزانه روستایی، روزنامه‌نگار و آشنا به چند و چون مناسبات ایران و افغانستان گفت‌وگو کرده‌ایم.

دویچه‌وله: خانم روستایی، پس از چند هفته کش و قوس، بالاخره جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که در کنفرانس افغانستان در لندن که ۷۰ کشور و بسیاری از نهادها و سازمان‌های بین‌المللی در آن شرکت دارند، حضور پیدا نمی‌کند. فکر می‌کنید چه دلایلی موجب شده که جمهوری اسلامی ایران به چنین تصمیمی برسد؟

فرزانه روستایی: برای بررسی علل عدم شرکت ایران در اجلاسهای

فرزانه روستایی

فرزانه روستایی

بین‌المللی حول و حوش افغانستان، باید کمی به عقب برگشت. ایران پس از کنفرانس بُن و یکی دو کنفرانس دیگر بعد از آن، تقریبا در تحولات سه چهار ساله‌ی اخیر افغانستان کاملا غایب است و در دیپلماسی پنهان و آشکاری که پیرامون بحران افعانستان می‌گذرد، به هیچ عنوان حضور ندارد.

بخشی از آن برمی‌گردد به این که مقام‌های ایران با آمریکایی‌ها نمی‌توانند یا نمی‌خواهند هماهنگ کنند. آنها معتقدند که هر اتفاقی در افغانستان می‌افتد، آمریکایی‌ها پشت آن هستند، هرجایی هم که آمریکایی‌ها باشند، توطئه‌ای در کار است و این آمریکایی‌ها و توطئه‌هایشان منافع ما را در معرض خطر قرار می‌دهند.

اما به نظر می‌رسد که علت اصلی مساله این نباشد. بلکه کلا جمهوری اسلامی طی چند سال گذشته نقشاش را در افغانستان گم کرده است. در حالی که به میزانی که حضور جمهوری اسلامی کاهش پیدا کرده، به همین میزان حضور طالبان افزایش یافته است و همچنین بازی پاکستان، به عبارتی تعمیق شده است.

موضوع کنفرانس لندن از سویی افزایش نیروها و حضور نظامی بیشتر آمریکا و کشورهای متحد او در افغانستان و از سوی دیگر تشدید روند مصالحه و گفت‌وگو با طالبان است. ممکن هم هست که هر دو موضوع که چندان مورد موافقت ایران نیست، عامل عدم شرکت این کشور در کنفرانس باشد؟

این کنفرانس بر پایه‌ی این که بتوان به تدریج، احتمالا طالبان را دوباره وارد روابط قدرت در افغانستان کرد، شکل گرفته است. نکات دیگری هم که به آن اشاره کردید، در حاشیهی این کنفرانس قرار میگیرد.

اما چرا جمهوری اسلامی شرکت در این کنفرانس را نپذیرفته است؛ کارشناسان ایرانی یا دستکم وزارت خارجه‌ی ایران می‌داند که این کنفرانس قرار است دعوت دوباره‌ی طالبان به قدرت را بررسی کند و مقامات ایرانی معتقدند هرگونه مشارکت طالبان یا دعوت دوبارهی آنها به قدرت، می‌تواند تهدید بسیار جدی‌ای برای منافع ملی ایران در مناطق شرقی باشد.

به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی این احتمال را که طالبان دوباره تبدیل به یک وزنه‌ی سیاسی رسمی در افغانستان بشود اصلا برنمی‌تابد و احساس می‌کند این قضیه در آینده تبدیل به یک دردسر بسیار بزرگی می‌شود که به ترتیبی و خارج از برنامه، دوباره پای ایران را به قضایای افغانستان می‌کشاند. هزینه‌ها و مشکلات اجتماعی‌ای برای ایران ایجاد خواهد کرد، موج مهاجرت ایجاد می‌شود و به عبارتی، افغانستان در مسیری می‌ا‌فتد که دوباره هیچکس نمی‌تواند آن را جمع کند.

آیا یک انگیزه‌ی عدم شرکت در این کنفرانس نمی‌تواند به این مساله برگردد که جمهوری اسلامی کلاً این کنفرانس را در خدمت ایجاد ثبات و بهتر شدن وضعیت افغانستان نمی‌بیند و به همین خاطر نمی‌خواهد در کنفرانسی که نهایتاً بی‌نتیجه خواهد بود، سهیم باشد؟

در مجموع دو حوزه‌ی نفوذ کلی در افغانستان وجود دارد؛ یکی از این حوزه‌های نفوذ، ایران، ملحقاتش و متحدان و طرفداران او است، حوزه‌ی مقابل نیز عربستان سعودی، امارات و کلا افراط‌گرایانی که در منطقه فعال هستند را شامل می‌شود. به میزانی که حوزه‌ی نفوذ عربستان فعال می‌شود، لابی عربستان و یا پاکستان کار می‌کند، به همین میزان نفوذ ایران کاهش پیدا می‌کند و بالعکس.

جمهوری اسلامی معتقد است که لابی کنار آمدن با طالبان، لابی همان سه کشوری است که طالبان را به رسمیت شناختند؛ یعنی امارات، پاکستان و عربستان سعودی. این لابی موجب گسترش و تعمیق افراط‌گرایی در افغانستان و پاکستان می‌شود و نهایتا دودش به چشم جمهوری اسلامی نیز خواهد رفت.

در واقع، رقابت‌های منطقه‌ای میان ایران و رقبای منطقه نیز در این که ایران این کنفرانس را چگونه ارزیابی می‌کند، بسیار مؤثر است.

در هرحال، نتایج این کنفرانس هرچه باشد، به لحاظ این که سعودی‌ها واماراتی‌ها در پشت طراحی این کنفرانس هستند و همین‌طور پاکستانی‌ها قدم به قدم دارند این کنفرانس را شارژ و طراحی می‌کنند، به هیچ عنوان نمی‌تواند مورد موافقت جمهوری اسلامی باشد. حتی اگر با بخش‌های کوچک و حاشیه‌ای کنفرانس هم موافقت کنند، اساسا با آن همراهی نخواهند کرد.

این برداشت هم مطرح می‌شود که با توجه به این که از یک سو جمهوری اسلامی ایران انگلستان را در حوادث اخیر ایران دخیل می‌داند و از سوی دیگر گروه ۵+۱ فشار بر ایران را در ارتباط با مسایل هسته‌ای بیشتر کرده است، شاید عدم حضور ایران، حامل این پیام به انگلستان باشد که اگر شما اینگونه بازی می‌کنید، ما هم با توجه به نقش و سهم مهمی که در منطقه و در ارتباط با مسایل افغانستان داریم، سهمی را بر عهده نمی‌گیریم. ارزیابی شما چیست؟

البته نکته‌ای را که اشاره می‌کنید، نکته‌ی متینی است و جمهوری اسلامی در حال حاضر دارد یک دوران تنش را با لندن طی میکند. الان ما در وسط کانون بحرانی روابط بین تهران و انگلیس هم هستیم.

خیلی طبیعی است و با توجه به تحلیلی که از رفتار و سیاست خارجی جمهوری اسلامی داریم، خیلی عادی است که این تحلیل هم از آن بیرون بیاید که: به لحاظ این که فعلا ما مساله داریم و قطع روابط دیپلماتیک با انگلیس در مجلس مطرح شده، در کنفرانس‌های مهمی هم که در کشور انگلستان برگزار می‌شود شرکت نکنیم. به نظر من، این هم می‌تواند نقش داشته باشد.

اما اصل مساله این است که احساس می‌کنم که ایران نقش‌اش را گم کرده است و به دلیل این که نمی‌تواند مسائل منطقه‌ای‌ا‌‌‌ش را حل کند و نمی‌خواهد وارد معادلات بشود، عملا و به صورت عینی خودش، خودش را از معادلات حذف می‌کند.

با توجه به وضعیت سیاسی کنونی درون ایران، شاید این نگرانی هم مطرح باشد که دولت ایران در این کنفرانس تحویل گرفته نشود، برخوردها بد باشد یا بی‌اعتنایی باشد. آیا این مساله هم میتواند در تصمیم مقام‌های جمهوری اسلامی نقش بازی کرده باشد؟

بی‌تردید! وقتی شما در کشورتان تنش و درگیری سیاسی‌ای دارید که نمی‌توانید یا نمی‌خواهید حل‌اش کنید و یا در هرحال حل نشده مانده است، هیأت نمایندگی‌ای که از طرف ایران می‌رود، از طرف کشوری میرود که برخی از مسایل و مشکلاتاش همچنان معلق و معطل مانده است. وقتی شما نماینده‌ی کشوری هستید که یک بحران داخلی جدی حل نشده‌ی کشدار و به عبارتی پراضطراب دارد، خودبه‌خود سطح نمایندگی شما کاهش پیدا میکند.

بخشی از دلیلی هم که جمهوری اسلامی در این مقطع شرکت نکرده، شاید این است که این واقعیت که ما یک درگیری داخلی جدی داریم، موجب می‌شود که به محض این که مقامات ایرانی در کنفرانسی خارج از کشور شرکت می‌کنند، اولین سوالی که از آنها می‌پرسند، به مسایل داخلی ایران برمی‌گردد و به جای این که از مسایل افغانستان بپرسند، اولین سوالشان این خواهد بود که در داخل کشور شما چه شده و چه قرار است بشود؟ چون به هیچکدام از این سؤالها نمی‌توانند پاسخ بدهند و نمی‌توانند جاخالی هم بدهند، ترجیحا اولویتشان این است که اصلا در این کنفرانس‌ها شرکت نکنند.

مصاحبه‌گر: فرید وحیدی

تحریریه: داود خدابخش

در همین زمینه:

  • تاریخ 28.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/Lj51

مطالب مرتبط

  • تاریخ 28.01.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/Lj51