اپرای ″ندا″ و پیوند خیال و واقعیت • گپی با نادر مشایخی | فرهنگ و هنر | DW | 15.03.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

اپرای "ندا" و پیوند خیال و واقعیت • گپی با نادر مشایخی

روز شنبه (۱۳ مارس) اپرای "ندا" اثر جدید نادر مشایخی، رهبر پیشین ارکستر سمفونیک تهران، در شهر اوسنابروک به اجرا درآمد. مشایخی در این اثر موسیقایی کوشیده است، واقعیت و خیال و نیز گذشته و حال را با یکدیگر پیوند زند.

صحنه‌ای از اپرای ندا، اثر نادر مشایخی

صحنه‌ای از اپرای "ندا"، اثر نادر مشایخی

دویچه‏وله: آقای مشایخی، شنبه شب ۱۳ مارس، اثر تازه‏ی شما زیر عنوان "ندا"، در اُسنابروک ( Osnabrück ) اجرا شد. شما این اثر را به سفارش تئاتر شهر اُسنابروک ساخته‏اید. آیا مسئولان شهر هنگام دادن سفارش، به مضمون خاصی فکر کرده بودند یا این که بیش از همه تمایل به همکاری با شخص شما داشتند؟

نادر مشایخی: نه، به مضمون خاصی فکر نکرده بودند و تنها قصد همکاری داشتند.

شما برای ساختن این اثر از شخصیت‏های زن در داستان‏های نظامی گنجوی بهره برده‏اید، اما انتخاب "ندا" به عنوان اسم این اُپرا به زمان حال و رویدادهایی برمی‏گردد که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شاهد آن بودیم. پیش از این قرار بود اسم اثر چه باشد و کی تصمیم گرفتید آن را تغییر بدهید؟

اسم این قطعه قرار بود "نظامی" باشد. ولی با اتفاقاتی که در ایران افتاد، من دیدم اصلا نمی‏شود… آن‏چه اتفاق افتاده است، به حدی مسئله روز است و مهم که ما باید صحه‏ای بگذاریم؛ یعنی بگوییم، قطعه‏ای که داریم روی آن کار می‏کنیم و یا کار کرده‏ایم، همین امروز هم دارد اتفاق می‏افتد و حتی جان یک زن بی‏گناه را به این شکل و به خاطر هیچ و پوچ می‏گیرند.

به این ترتیب، در اثر جدید شما خیال و واقعیت و گذشته و حال به‏هم پیوند خورده است.

بله دقیقا.

ساختن این اثر را شما کی شروع کردید؟

حدود یک سال پیش در تهران شروع به ساختن آن کردم. تمام شدن کار حدود یک سال طول کشید.

از مدت‏ها پیش تصمیم به ساختن اثری در ارتباط با مسائل زنان داشتید؟ یا این که یک‏باره تصمیم گرفتید این کار را انجام بدهید؟

نادر مشایخی

نادر مشایخی

مدتی بود که رسماً این کار را می‏کردم. روی اشعار فروغ، به خصوص اشعاری که با شخصیت زن ارتباط پیدا می‏کند، کارهای زیادی ساخته بودم. شخصیت‏های زن در داستان‏ها معمولا به این شکل ساخته‏ شده‏اند که صفاتی را که یک مرد دارد، به کاراکتر زن اضافه می‏کنند و او قهرمان داستان می‏شود. ولی در مورد نظامی این‏گونه نیست. نظامی برای اولین بار با شخصیت زن برخورد می‏کند. این برای من خیلی جالب بود.

ممکن است مقداری راجع به مضمون کارتان توضیح بدهید؟

نظامی به خاطر آخرین کاری که کرده، از پادشاه صله می‏گیرد (در واقعیت هم همین‏طور بوده). پادشاه این بار یکی از کنیزک‏های خود به نام "آفاق" را به نظامی به عنوان هدیه تقدیم می‏کند. نظامی بعد از مدتی متوجه می‏شود که این کنیزک شخصیت خیلی خاصی دارد و به او آزادی‏هایی می‏دهد. یعنی آزادی‏هایی که یک انسان باید داشته باشد. بعد می‏بیند که این کنیزک تغییر فاحشی کرد و دیگر خود را به صورت یک کالا نمی‏بیند، بلکه یک زن و یک انسان است. آفاق سعی می‏کند کنیزک‏های دیگر را هم واقف کند که به این شکل زندگی کردن هیچ ارزشی ندارد و آن‏ها در حقیقیت باید از امکانات زیاد دیگری برخوردار باشند و آزادی داشته باشند. حتی به حدی می‏رسد که شروع به اذان گفتن برای خانم‏ها می‏کند که بیایند و به نماز بنشینند. این مساله باعث می‏شود که افراد مهم مذهبی در محل ناراحت شوند و می‏گویند اگر زنی اذان بگوید، قانوناً باید با مرگ مواجه و اعدام شود. در نهایت هم آفاق را به خاطر اذانی که گفته است، اعدام می‏کنند. این‏جاست که تازه زن‏های دیگر که کنیزک بودند، می‏فهمند چه بلایی دارد بر سرشان می‏آید و شروع می‏کنند به فکر کردن به آینده.

حاصل کارتان در نهایت همان شده که از ابتدا در ذهن داشتید یا این که خیلی دست‏خوش تغییر و تحول شد؟

به طور طبیعی وقتی شما یک سال روی یک قطعه کار می‏کنید، مسلماً تغییر می‏کند. به خصوص اتفاقاتی که در ایران افتاد، نه تنها این اپرا را تغییر داد، بلکه خود من را هم تغییر داد. یعنی من دیگر آن‏طور که قبل از این اتفاقات بودم، نیستم. شکل دیگری فکر می‏کنم، رابطه‏ی دیگری دارم و مسائل‏ام هم کاملا فرق کرده‏اند.

طول اثر شما حدود یک ساعت و نیم است. کلا چند بخش است؟

سه پرده است که هر کدام ازا آنها دو صحنه‏ی مختلف دارد.

چه کسانی با شما در تهیه‏ی این اثر همکاری کردند؟ یا این که همه‏ی کارها را خودتان انجام دادید؟

متن آن را خانم آنگلیکا مِسنر ( Angelika Messner ) که اتریشی است و خانم نادیا کایالی ( Nadja Kayali ) که اتریشی سوریه‏ای است، نوشته‏اند. فعلا متن به زبان آلمانی است. اما در حال حاضر دو ایده مطرح است؛ یکی این که به فارسی ترجمه شود –که حتماً باید بشود- و پیشنهاد بعدی هم این است که به عربی ترجمه شود. به خاطر این که چند کشور عربی هم علاقه‏مند به برروی صحنه بردن این اثر هستند. اما چون هنوز به شکل حتمی درنیامده است، نمی‏توانم بگویم کدام کشورها هستند.

ولی با توصیف شما از مضمون اثر، فکر می‏کنم در کشورهای عربی خیلی راحت‏تر روی صحنه برود تا در خود ایران؟

بله من هم همین فکر را می‏کنم.

در اجرای "ندا" در اُسنابروک، مجموعاً چند هنرمند شرکت داشتند؟

هفت خواننده‏ی اصلی دارد. گروه کر هم حدود ۲۵-۲۶ نفر و ارکستر هم حدود ۵۰-۶۰ نفر هستند. استقبال از نخستین اجرا خیلی خوب و واقعاً استثنایی بود. خود دست‏اندرکاران شهر می‏گفتند که در اُسنابروک تا کنون در این حد از اپرای مدرن استقبال نشده بود.

کار را باید تا تاریخ مشخصی تحویل می‏دادید؟ یا آزادی عمل داشتید؟

باید آن را به موقع تحویل می‏دادم. تاریخ اجرای اثر از یک سال پیش تعیین شده بود که ۱۳ مارس است.

حال که به اثرتان نگاه می‏کنید، چیزی هست که اگر وقت بیشتری داشتید بخواهید تغییر بدهید؟

اصلاً همیشه اینطور است که آدم وقتی یک قطعه را تمام می‏کند، دوست دارد آن را دوباره بنویسد.

مصاحبه‌گر: شهرام احدی

تحریریه: کیواندخت قهاری

  • تاریخ 15.03.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/MSxK
  • تاریخ 15.03.2010
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده https://p.dw.com/p/MSxK
تبلیغات