1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

ازدواج "جان‌فداها"؛ نقاب رمانتیک حکومت بر بحران عمیق مشروعیت

۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

نمایش شهری ازدواج جان‌فداها، مکانیسم دفاعی حکومت در مواجهه با تزلزل ساختاری قدرت و بحران مشروعیت است؛ فرار رو به جلویی که می‌کوشد با رمانتیزه‌کردن ایدئولوژی، گسست روانی جامعه و فرسودگی سرمایه اجتماعی را کتمان کند.

https://p.dw.com/p/5EMjF
مراسم ازدواج تحت عنوان زوج‌های جان‌فدا در تهران
آیا جمهوری اسلامی در حال بازتعریف خانواده به‌عنوان نهادی ایدئولوژیک است؟عکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance

صدای بوق‌های ممتد و هیاهوی ساختگی، سکوت سنگین غروب میادین اصلی شهر تهران را می‌شکند. چند ده خودروی جیپ و تاکتیکی نظامی که بدنه زمخت و سبزرنگشان با تورها و روبان‌های سفید و صورتی تزیین شده، به ردیف ایستاده‌اند. داخل خودروها زوج‌هایی که رسانه‌های رسمی آن‌ها را "جان‌فدا" می‌نامند، نشسته‌اند. خیابان، یعنی همان فضایی که تا دیروز صحنه تقابل سنگین بر سر سبک زندگی، پوشش و اعتراض بود، حالا به یک "کلوپ بزرگ عروسی ایدئولوژیک" تبدیل شده است.

حاکمیت سفره‌های عقد را از سالن‌های خصوصی به آسفالت سرد میادین اصلی شهر آورده تا پیوند دو انسان را به یک بیانیه سیاسی تمام‌عیار بدل کند. اما در پس این کارناوال‌های سازمان‌یافته، در کشوری که هنوز سایه جنگ و آتش‌بس شکننده بر آن سنگینی می‌کند، میانگین سن ازدواج به بالاترین حد خود در ده‌ها سال اخیر رسیده و تورم، تشکیل خانواده را برای میلیون‌ها جوان به یک رویای دست‌نیافتنی تبدیل کرده، این تئاترهای خیابانی چه پیام رسانه‌ای دارند؟

آیا جمهوری اسلامی در حال بازتعریف خانواده به‌عنوان نهادی ایدئولوژیک است؟ آیا "زوج‌های جان‌فدا" نسخه‌ای تازه از همان روایت بسیج اجتماعی دهه شصت‌اند؟

فتح پیاده‌روها؛ وقتی "میدان اعتراض" به "سالن عقد" تبدیل می‌شود

صبا آلاله، روان‌تحلیلگر سیاسی اجتماعی و اورال حاتمی، جامع‌شناس در گفت‌و‌گو با بخش فارسی دویچه وله معتقدند که جمهوری اسلامی اکنون می‌کوشد خیابان را از "میدان اعتراض و بحران" به بستری برای "زندگی عادی" و "نمایش حمایت مردمی" بدل کند.

در طول سالیان گذشته، مفهوم خیابان در ذهنیت عمومی ایرانیان با مؤلفه‌هایی چون اعتراض، سرکوب، ناامنی و حتی خشم اجتماعی گره خورده است؛ پدیده‌ای که اگرچه شاید تداوم افقی و همیشگی نداشته، اما همواره با این عناصر بازتولید شده است.

صبا آلاله با اشاره به این سناریوی جدید شهری می‌گوید: «در چنین بستری، رویکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با فضاهای عمومی و استفاده نمادین از صحنه‌آرایی‌های شهری، حاکی از تلاش برای بازتعریف روان‌شناختی و سیاسی مفهوم خیابان است.»

آلاله هدف اصلی این مانورهای رمانتیک را دگرگونی ادراک عمومی می‌داند: «حاکمیت با بخشیدن محوریت‌های بی‌سابقه به خیابان و برگزاری مراسم‌های عاطفی، شبه‌جشن‌ها و مناسک مرتبط با ازدواج و خانواده، در صدد است تا ادراک عمومی جامعه را از این فضا بازنویسی کند. هدف از این اقدامات، خروج خیابان از تعریف میدان اعتراض و بحران و بازنمایی آن به عنوان بستری برای زندگی عادی و نمایش حمایت مردمی است.»

صبا آلاله، روان‌شناس
آلاله هدف اصلی این مانورهای رمانتیک را دگرگونی ادراک عمومی می‌داندعکس: Privat

اما چطور می‌توان در جامعه‌ای فرسوده از تنش، نمایه "زندگی عادی" را شبیه‌سازی کرد؟

اورال حاتمی، جامعه‌شناس، این پدیده را واکنشی به تزلزل‌های روانی ناشی از حوادث اخیر کشور می‌داند. او معتقد است: «در شرایطی که جامعه هم در دی‌ماه ۱۴۰۴ و بعد از آن در جنگ صدمات جبران ناپذیری دیده و یأس و ناامنی و همچنین سوگ جامعه را فراگرفته است، رژیم با صحنه سازی‌های ازدواج خیابانی قصد ترمیم لطمه‌ای را دارد که بر حس امید به آینده و بقا وارد شده است.»

به باور این جامعه‌شناس، این کارناوال‌ها چیزی جز یک "فریب هویتی" نیستند.

خانواده به مثابه پادگان؛ ریشه‌های یک دکترین ۴۰ ساله

رویکرد و سیاست کلان حاکمیت برای آوردن مراسم ازدواج به کف خیابان، یک ابداع ناگهانی نیست؛ ریشه در نگاهی دارد که خانواده را نه سلولی عاطفی، که یک واحد سازمانی می‌بیند. اورال حاتمی با کالبدشکافی ساختار حقوقی نظام می‌گوید: «جمهوری اسلامی از بدو تاسیس اساسا به خانواده نگاه ایدئولوژیک داشته و رژیم، خانواده را نهادی برای بسط و حفظ ایدئولوژی دانسته است. این رویکرد را می‌توان هم در ساختار حقوقی و هم در دستگاه پروپاگاندای حکومت مشاهده کرد.»

او مصادیق این مدعا را در قوانین جاری این‌گونه برمی‌شمارد: «قوانین مرتبط با خانواده، از محدودیت‌های مربوط به حقوق زنان گرفته تا تشویق‌های گسترده برای فرزندآوری و کودک‌همسری، همگی در راستای ساختن خانواده مطلوب ایدئولوژیک طراحی شده‌است. خانواده‌ای که در آن نقش‌ها از پیش تعریف شده، اقتدار مرد تثبیت شده و زن عمدتاً در مقام مادر و همسر ایده‌آل تصویر می‌شود.»

حاتمی معتقد است تکالیف حاکمیتی در این نگاه، جایگزین حق انتخاب شده‌اند: «از منظر پروپاگاندا نیز حکومت همواره کوشیده است ازدواج را نه انتخابی فردی و مبتنی بر خواست و کیفیت زندگی، بلکه تکلیفی اخلاقی، دینی و حتی سیاسی جلوه دهد.»

از سوی دیگر، صبا آلاله تبیین می‌کند که چگونه سیستم از این نهاد خصوصی برای انتظام سیاسی استفاده می‌کند: «جمهوری اسلامی در تمام این سال‌ها، همواره تلاش کرده است از نهاد خانواده نه به عنوان یک نهاد اجتماعی مستقل، بلکه به عنوان ابزاری جهت انتقال ارزش‌ها، اعمال کنترل بر سنت و فرهنگ، و پرورش نسل‌های همسو با ساختار سیاسی خود استفاده کند.»

به گفته آلاله، وقتی خطبه عقد روی آسفالت خیابان خوانده می‌شود، معنای دیگری دارد: «زمانی که حاکمیت با برگزاری نمایش‌های عمومی، مفهوم خانواده را ــ که نهادی منحصراً خصوصی و عاطفی است ــ به یک نماد ایدئولوژیک بدل می‌سازد، دقیقاً در پی آن است که این نهاد مبتنی بر روابط زیسته و روزمره را از ساحت شخصی خارج کرده و به آن یک کارکرد انتظام‌بخش جمعی و نظم سیاسی ببخشد. هدف این است که نشان داده شود حتی پدیده‌هایی چون ازدواج، فرزندآوری و تصویر خانواده، چگونه با هویت سیاسی حاکمیت پیوند می‌خورند؛ امری که غایت آن، بازتولید اعتماد، اقتدار و نمایش قدرت است.»

روایت‌های موازی؛ ویترین‌های لوکس در برابر جیب‌های خالی

تضاد اصلی اینجاست: حاکمیت در حال بازنویسی فرمول ازدواج است تا بحران‌های ساختاری اقتصاد را پشت ویترین سپید این جشن‌ها پنهان کند پنهان کند. اورال حاتمی این فرار رو به جلوی سیستم را متوجه مهندسی فرهنگی می‌داند: «آنچه امروز در صحنه‌سازی‌های خیابانی و رسانه‌های حکومتی دیده می‌شود، ادامه همان نگاه ایدئولوژیک است. با این تفاوت که حکومت اکنون تلاش می‌کند آن را با بحران‌های اجتماعی و شرایط جدید (جنگی) جامعه تطبیق دهد.»

تصویری از مراسم ازدواج تحت عنوان زوج‌های جان‌فدا در خیابان‌های پایتخت ایران
مراسم ازدواج تحت عنوان زوج‌های جان‌فدا در تهرانعکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance

او با اشاره به بی‌ثمر بودن این اقدامات می‌افزاید: «نمایش‌های خیابانی ازدواج، جشن‌های دولتی، تبلیغات احساسی درباره تشکیل خانواده، یا برنامه‌هایی که با ظاهری مدرن و سرگرم‌کننده جوانان را به ازدواج تشویق می‌کنند، بیش از آنکه پاسخی واقعی به مشکلات نسل جوان باشند، نوعی عملیات تبلیغاتی‌اند. این نمایش‌ها می‌کوشند تصویری مصنوعی از جامعه‌ای امیدوار به الگوی رسمی خانواده ارائه دهند. در حالی که واقعیت اجتماعی چیز دیگری است. بحران اقتصادی، ناامنی شغلی، مهاجرت، فرسایش اعتماد اجتماعی و تغییر ارزش‌های نسل جدید، ازدواج و تشکیل خانواده را به امری پیچیده و پرهزینه تبدیل کرده است.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

حاتمی معتقد است که نظام به عمد آدرس غلط می‌دهد: «حکومت به جای پرداختن به ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی بحران ازدواج و خانواده، ترجیح می‌دهد مسئله را به سطح فرهنگ و سبک زندگی تقلیل دهد. به بیان دیگر، به جای آنکه بپذیرد بحران ازدواج نتیجه ساختارهای ناکارآمد اقتصادی و سیاسی است، تلاش می‌کند با تولید تصاویر تبلیغاتی، القا کند که مشکل اصلی کم‌رنگ‌شدن ارزش‌های سنتی-دینی یا تأثیر فرهنگ غربی است. بنابراین صحنه‌های همسریابی خیابانی یا مراسم‌های نمایشی، بیشتر تلاشی برای مدیریت افکار عمومی‌است تا حل مسئله.»

اورال حاتمی، جامعه‌شناس
اورال حاتمی: از منظر پروپاگاندا نیز حکومت همواره کوشیده است ازدواج را نه انتخابی فردی و مبتنی بر خواست و کیفیت زندگی، بلکه تکلیفی اخلاقی، دینی و حتی سیاسی جلوه دهدعکس: Privat

از شکاف تا گسست؛ بهای سنگین فرسودگی روانی

تقابل عمیق میان تجربه عینی نسل جوان و روایت رسمی حاکمیت، از منظر تحلیلگران به عنوان یکی از اصلی‌ترین محرک‌های فرسایش سرمایه اجتماعی و تعمیق شکاف‌های روانی در جامعه ارزیابی می‌شود.

مراسم ازدواج تحت عنوان زوج‌های جان‌فدا در تهران
تصویری از مراسم ازدواج تحت عنوان زوج‌های جان‌فدا در تهرانعکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance

صبا آلاله در تحلیل این سرخوردگی عمیق می‌گوید: «پیامد روان‌شناختی این رویکرد برای جوانانی که درگیر تامین نیازهای اولیه زیستی هستند، چیزی جز القای حس ناامیدی مطلق، بی‌ثباتی و بی‌پناهی نیست؛ چرا که می‌بینند از بستر بحرانی آنان، یک روایت احساسی، ایدئولوژیک و آمیخته به مفاهیمی چون امید و فداکاری صورت‌بندی می‌شود.»

به باور آلاله، ما دیگر با یک اختلاف‌نظر ساده طرف نیستیم: «تقابل میان تصویرسازی‌های حکومتی و واقعیت روزمره مردم، پدیده جدیدی نیست و این فاصله همواره وجود داشته است. اما این روند که در سال‌های گذشته به عنوان یک شکاف آغاز شده بود، امروزه دیگر یک شکاف ساده نیست، بلکه به یک گسست عمیق روانی و اجتماعی تبدیل شده است؛ زیرا تعارض میان تصاویر رسمی و واقعیت عینی جامعه به اوج خود رسیده است.»

آلاله ریشه این گسست را در وقایع خونین سال‌های اخیر می‌بیند: «در این مرحله، جامعه دیگر صرفاً با کاهش امنیت یا کاهش اعتماد مواجه نیست، بلکه با فقدان کامل اعتماد روبرو است. این بی‌اعتمادی عمیق اجتماعی ــ که به ویژه پس از وقایع و کشتار دی‌ماه به اوج خود رسید ــ پیامدهای تخریب‌کننده‌ای بر روابط کاری، تحصیلی و انسانی افراد بر جای می‌گذارد. چرا که می‌بینند رنج‌ها و واقعیت زندگی آنان کاملاً کتمان شده و در عوض، نمایشی کاذب از شادی و ثبات ارائه می‌شود که هیچ سنخیتی با تجربه زیسته آنان ندارد.»

رمزگشایی از واژه "جان‌فدا "؛ رمانتیزه‌کردن یک ایدئولوژیِ ورشکسته

تحلیل زبانی این کارناوال‌ها نشان می‌دهد که حاکمیت در حال ابزارسازی از واژگان است؛ ترکیبی هشیارانه از کدهای نظامی و مفاهیم عاطفی که هدف از آن، بازتعریف کارکردهای سیاسی خانواده در دوران بحران است. صبا آلاله اصطلاح "جان‌فدا" را کالبدشکافی کرده و می‌گوید: «این مفهوم دال بر ایثار، فداکاری، از خودگذشتگی و وفاداری مطلق است. از سوی دیگر، حوزه‌های عاطفی مانند عشق و ازدواج نیز با مفاهیمی چون فداکاری و ایثار معنا می‌شوند. حاکمیت با پیوند زدن این بار معنایی سیاسی-ایدئولوژیک به واسطه ادبیات عاطفی و مسئله ازدواج، دست به "رمانتیزه‌سازی ایدئولوژی" می‌زند.»

مراسم ازدواج زوج‌های حامی حکومت در تهران
تحلیل زبانی این کارناوال‌ها نشان می‌دهد که حاکمیت در حال ابزارسازی از واژگان استعکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance

این روان‌تحلیلگر دلیل پناه بردن به این ادبیات حسی را این‌گونه تشریح می‌کند: «نیاز حاکمیت به این ترفند، مستقیماً از بحران مشروعیت و اضطراب ناشی از تزلزل قدرت نشأت می‌گیرد. حاکمیت در شرایطی که جامعه با جنگ، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی روبرو است، یک مفهوم سخت سیاسی و ایدئولوژیک را در پوششی از احساسات، عشق و پیوندهای عاطفی به جامعه عرضه می‌کند تا پذیرش آن را تسهیل نماید و از طریق درگیر کردن عواطف، برای خود شبکه معنایی جدیدی خلق کند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

صبا آلاله در پایان به یک زنگ خطر تئوریک اشاره می‌کند: «نکته حائز اهمیت این است که افراط و زیاده‌روی حکومت‌های استبدادی در برگزاری این مناسک، یک هشدار  ساختاری است. شدت و تکرار بیش از حد این نمایش‌ها نشان می‌دهد که ساختار سیاسی، پشتوانه اعتمادی خود را در سطوح فردی، اجتماعی و بین‌المللی از دست داده است.»

مراسم ازدواج زو‌ج‌های حامی حکومت در خیابان‌های تهران
حاکمیت در شرایطی که جامعه با جنگ، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی روبرو است، یک مفهوم سخت سیاسی و ایدئولوژیک را در پوششی از احساسات، عشق و پیوندهای عاطفی به جامعه عرضه می‌کندعکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance

او این اصرار بر نمایش را تلاش آخر برای بقا می‌داند: «این رویکرد نشان‌دهنده تلاش حداکثری حکومت برای کنترل روان جمعی و اعمال قدرت است. حاکمیت با این فرآیند می‌خواهد اثبات کند که نه تنها فضاهای عمومی، بلکه نهاد خانواده، روان جمعی و حتی خصوصی‌ترین مناسبات ارتباطی و عاطفی شهروندان را تحت سیطره و هدایت خود دارد و می‌تواند آنها را در راستای بقا و بازتولید هویت سیاسی خود مصادره نماید.»