آزادی عبدا‌لله مومنی پس از تحمل ۵ سال زندان | ایران | DW | 13.03.2014
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
تبلیغات

ایران

آزادی عبدا‌لله مومنی پس از تحمل ۵ سال زندان

عبدالله مومنی‌ سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸، پس از گذراندن ۵ سال زندان‌آزاد شد. وی چهار سال گذشته را بدون داشتن مرخصی در زندان اوین سپری کرد.

به گزارش سایت "کلمه" در حالی که بر اساس تقویم زندان قرار بود عبدا‌لله مومنی روز ۲۳ اسفند ماه آزاد شود اما این اقدام یک روز زودتر (۲۲ اسفند/۱۳ مارس) انجام گرفته است.

این گزارش تصریح می‌کند که این زندانی سیاسی با خودرو زندان از اوین خارج و سپس آزاد شده است. به نوشته برخی رسانه‌ها احتمالا این اقدام برای جلوگیری از تجمع استقبال‌کنندگان در مقابل زندان اوین صورت گرفته است.

مومنی در سال ۱۳۸۸ با حکم قاضی صلواتی به ۶ سال زندان تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس قطعی تغییر یافت.

به گزارش کلمه دو سال از حبس این فعال سیاسی در ارتباط با اعتراضات دانشجویی سال ۸۲ و مابقی مربوط به حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ بوده است.

عبدالله مومنی طی ۴ سال گذشته از داشتن مرخصی محروم بود. وی همچنین در این مدت بیش از ۱۶۰ روز را در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات و سازمان زندان‌ها سپری کرد.

سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ایران در شهریور۱۳۸۹ در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی تصریح کرد که مورد "شکنجه‌های بی‌سابقه و تکان‌دهنده" قرار گرفته است.

وی با تشریح شرایط نگهداری خود در سلول انفرادی، به مواردی از جمله توهین و ضرب و شتم، فرو کردن سرش در توالت فرنگی و توهین‌های رکیک نسبت به اعضای خانواده، مادرش و برخی از مقامات عالی‌رتبه نظام اشاره کرد.

در بخشی از نامه مومنی آمده بود: «تخصص بازجوی نظام جمهوری اسلامی و به اصطلاح سربازان گمنام در استعمال الفاظ رکیک و فحش‌های ناموسی، رکیک ترین فحش‌هایی که به هیچ عنوان در این نامه نمی‌توان به آن اشاره کرد، حتی برای اولین بار در عمرم به گوشم می خورد، برایم تجربه دردناکی بود»

وی در این نامه اضافه کرد: «در ادامه همین بازجویی‌ها و فحاشی‌ها وقتی از بازجوی خود می‌شنیدم که "بلایی سرت می آوریم که وقتی بیرون اسم ۲۴۰ را شنیدی بدنت بلرزد"، از خود می‌پرسیدم که چگونه یک دستگاه امنیتی می‌تواند با چنین تهدیدها و ارعاب‌هایی امنیت را در کشور برقرار کند و عاقبت چنین روش‌هایی به کجا خواهد رسید؟»

در همین زمینه: