یک گروه تیاتر افغان ها در فرانسه روی صحنه رفت | جامعه و فرهنگ | DW | 26.07.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

جامعه و فرهنگ

یک گروه تیاتر افغان ها در فرانسه روی صحنه رفت

بازیگران جوان تیاتر افغانستان امسال پس از هفت ماه آموزش هنری در فرانسه، اودیپ شهریار، یکی از مشهورترین شاهکارهای تیاتر دنیا را در شهر "اوینیان" به روی صحنه آوردند.

گروه تیاتر آفتاب، نمایشنامه اودیپ شهریار را در فرانسه به روی صحنه بردند.

گروه تیاتر آفتاب، نمایشنامه "اودیپ شهریار" را در فرانسه به روی صحنه بردند.

بازی چشمگیر آنان با استقبال گرم تماشاچیان اعم از حرفوی و غیر حرفوی روبرو گشت. نقش های کلیدی را در این نمایشنامه رضا رجبی، وژمه بهار و امید رونده بازی می کنند.

گروه تیاتر "آفتاب" توسط یک کارگردان فرانسوی به نام آرین مونشکین آموزش دیده و تا به حال نمایش هایی را در کشورهای متعدد اجرا کرده است. نمایشنامه اودیپ شهریار را یک کارگردان آلمانی به نام ماتیاس لگنهو میزانسن کرده است.

اودیپ شهریار تراژیدی ایست از سوفوکل نمایش‌نامه‌نویس مشهور یونانی. درین نمایشنامه ی دنیای متضاد خدایان یونانی و آدمیان، برخورد بشر با تقدیر پیش از پیش نوشته شده اش مطرح می شود.


در تقدیر ظالمانه اودیپ نوشته شده است که پِدر خود را باید بکشد و با مادر خود همخوابه گردد.

Flash-Galerie Udeep Shahriyar

پدر و مادر راز این سرنوشت هولناک را پیش از پیش دریافته اند. برای گریز از آن، کودکشان را به چوپانی می سپارند تا هلاکش سازد. چوپان ساده دل با دیدن لبخند کودک، از کشتن کودک می گذرد و سرانجام پای کودک به دربار شاه دیار کرنت می رسد. شاه او را به فرزندی قبول می کند. اودیپ در همانجا بزرگ شده و در دوره جوانی، توسط آواز غیبی از تقدیر وحشتناک خود آگاه می گردد. چون نمی داند که والدین او پدر و مادر حقیقی اش نیستند، برای فرار از سرنوشت، ترک آن دیار می کند.

در راه گریز پیرمردی با همراهانش راه او را می بندند. اودیپ با آنها می آویزد و مردی را که در اصل پدر واقعی اوست، نادانسته به قتل می رساند. با رسیدن به دروازه شهر تبس با ابولهول، اهریمن ِ تباهی و بلا بر می خورد. مسافرانی که از کنار مسکن ابولهول می گذشتند، باید به معمای او پاسخ می‌گفتند. آنانی که جوابش را نمی افتند، محکوم به مرگ می‌شدند. اودیب معمای ابولهول را به سادگی جواب می‌گوید. ابوالهول بر خاک می‌افتد. ساکنان شهر تبس به پاس این گره‌گشایی، تخت پادشاهی سرزمین خود را به اودیپ داده و ملکه را که کسی جز مادر او نیست به زنی اش می بخشند.

پس از چندین سال پادشاهی، مرگ و طاعون و بلا بر آن دیار نازل می گردد. اودیپ دلیل این بلاها را از کاهنان معبد آپولو می‌پرسد. به او می گویند که در آن سرزمین عصیانکاری است که پدر خود را کشته و مادر خود را در ازدواجی ننگین به همسری گرفته ‌است. تا آن زناکارِ پدرکش از بین نرود، سرنوشت ملتش همچنان خونین خواهد ماند. اودیپ با سرخوردگی خود را کور می کند تا دیگر شاهد فجایع مردمان خویش نگردد.

در روایتی که از اودیپ توسط هاینر مولر Heiner Müller بازنویسی شده است، نمایش از صحنه افشای راز موجودیت گناهکاری که در بین مردم مخفی شده است، آغاز می گردد.
قسمت اول این نمایشنامه توسط گروه افغانی تیاتر آفتاب بازی می شود و بعد از انقطاعی، قسمت دومی آن توسط بازیگران فرانسوی ادامه می یابد. این نوع اختلاط بازیگران (اکتورها) و زبان ها به گونه یی جذابیت هایی دارد.

Udeep Shahriyar


اودیپ فرزند بدشگونی است که در طفولیت پدر و مادرش قصد کشتن او را می کنند. در جوانی دانش او موجب نجات شهری می‌گردد که نیازمند حکمرانی چون اوست. تاج و تختش دیری نمی‌پاید. او که ناخود آگاه زناکارشده و پدر را از بین برده است، از اوج به قعر سقوط می کند. او با چشمانی کور راهی سرزمینی بیگانه می گردد تا با چشم دل، شاهد بربادی خود و مردمانش باشد. او در قمار سرنوشت باخته است. شاید هم پیروزی هایش موجب شکستش شده باشند. گرچه تقدیر راه زندگی اش را به صورت غم انگیزی رقم زده است، اما او به جنگ با سرنوشت می شتابد.

شخصيت اوديپ‏ بر خلاف قهرمانان دیگر یونانی، با توسل به زور در جستجوی مبارزه جسمانی نیست؛ بلکه به زور اندیشه به نجات مردم می شتابد. هرچند نیروهایی بر اراده اش مسلطند، اما او آزادی اراده خود را به دست می گیرد.

طاهر بیگ، به عنوان مسئول این گروه و بازیگر یکی از نقش های همسرایان معتقد است که در این نمایشنامه، اودیپ به جنگ سرنوشت نرفته، بلکه تلاشش در این است که از تقدیر فرار کند. گرچه پدرش را نادانسته می کشد و ناخودآگاه با زنی می خوابد که او را به دنیا آورده است، اما به مجرد آگاهی بر جرایمش، خود را به دست خود کور می کند تا کفاره گناهانش را بپردازد.

مجرمین جنگی نیز باید کفاره گناهان شان را بپردازند. جرم، جرم است. توجیهی در کار نیست؛ و گناه، گناه است. حق انتخاب را نداشتن و یا مجبوریت، عواقب وخیم جنایات را توجیه نمی کند. هیچ عذر و بهانه یی موجب تبرئه عاملین جنایات نمی گردد.

قرار است این نمایشنامه در شهر پاریس و بعد در افغانستان به روی صحنه برود. منظور از نمایش آن در شهر اوینیان پیدا کردن خریدار و پخش کننده است تا به یاری ایشان، بازیگران جوان بر صحنه ی شهرها و کشورهای مختلف بدرخشند. اصل بازی به زبان دری است و در جریان نمایش، ترجمه دیالوگ ها به روی پرده به زبان فرانسوی ظاهر می شود.

نویسنده: همایون کریمپور
ویراستار: عاصف حسینی

DW.COM