یازده سیکهـ در بلخ؛ شهروندان بی شهر | افغانستان | DW | 29.07.2012
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

یازده سیکهـ در بلخ؛ شهروندان بی شهر

شهروندان هندو و سیکهـ که جزو ساکنان کهن افغانستان هستند، سال هاست که به دلیل تبعیض وجنگ زادگاهشان را ترک می کنند. حالا فقط یک خانواده سیکهـ در شهر مزار زندگی می کند.

پنکی "جگجیت کاور" و پوجا "منددیب کاور" تنها دختران سیکهـ باور مزار هستند. پنکی 16 و پوجا 14 سال دارد ولی هر دو خواهر تا هنوز درب مکتب را هم ندیده اند. فرزندان این خانواده اهل هنود از رفتن به مکتب محروم اند.

چرنجیت کاور، مادر پنکی و پوجا می گوید: " فرزندارنم آموزش انگلیسی و پارسی را در آموزشگاه ها فرا گرفته اند و به خاطر مردم و گپ های شان به مکتب های عامه نرفته اند".

پنکی در ادامۀ حرف های مادرش می گوید: "سخت علاقه دارم بیرون از خانه یک وظیفه داشته باشم؛ ولی به خاطر نخواندن مکتب هیچ گاهی این آرزویم پوره نخواهد شد".

سوربید سنگهـ طبیب که پدر تنها خانواده 5 نفری سیکهـها در مزار است، می گوید: "نه تنها دخترانم بل بچه ام، جسوندر سینگهـ نیز نتوانست به مکتب های اینجا راه بیابد؛ ولی با تلاش خودش و همکاری من و مادرش آموزش های ابتدایی را در آموزشگاه ها فرا گرفته است".

مشکل نبود مکتب ویژهِ سیکهـ ها نه تنها در مزار بلکه در همه ولایت های افغانستان که آنجا هندوها و سیکهـ ها بود و باش دارند، موجود است.

هندوان و سیکهـ ها، باشندگان دیرینه این سرزمین

سوربید سنگهـ یک طبیب سنتی است. او در شهر مزارشریف یک فروشگاه دواهای گیاهی دارد.

سوربید سنگهـ یک طبیب سنتی است. او در شهر مزارشریف یک فروشگاه دواهای گیاهی دارد.

"ایشر داس" نویسنده کتابِ "ما، باشندگان دیرینه این سرزمین" که در مورد پس زمینه زندگی هندوان و سیکهـ های افغانستان، نوشته شده است می گوید: "هندوان و سیکهـ ها از کهن ترین باشندگان این سرزمین می باشند که منحیث اقلیت مذهبی در کنار سایر ملیت های افغانستان زندگی می کردند؛ ولی جریان جنگ های چند دهه آخر سبب شد که بسیاری از خانواده های هندو و سیکهـ زادگاه شان را ترک نموده و به کشورهای هندوستان، پاکستان و اروپا مهاجرت کنند. ولی وقتی وضع شکل عادی را به خود می گیرد و این بیجا شدگان به کشور باز می گردند، بدبختانه این شهروندان به عنوان "مهاجرین هندی" خطاب می گردند.

منابع زیادی است که هندوان و سیکهـ ها را به عنوان شهروندان اصلی، و افغانستان را از قدیمی ترین مراکز آن ها خوانده است.

به نقل از راجش کوچهر، نویسنده کتاب "مردم ویدایی"، کاپیسا و جاغوری در مرکز افغانستان از شهرهای قدیمی هندویی پیش از اسلام است که هزاران هندو و سیکهـ در آنجا بود و باش می کردند.

در بیهقی نیز در این مورد آمده است که سبک تگین، پادشاه غزنه، مرز هندوان را از کاپیسا تا پنجاب به رسمیت شناخت ولی محمود پسرش بعد از به قدرت رسیدن، این سرزمین ها را تصرف و مردمش را قتل عام کرد.

بعد از آن در تاریخ دستگاه های نادر افشار، ابدالی ها و حاکمان دیگر رفتارهای نیک و زشت با درنظر داشت زمان با هندوان و سیکهـ ها صورت گرفت.

در زمان حاکمیت طالبان، آنها دستور بستن پارچه زردی را به خاطر متمایز بودن از دیگران از سوی این گروه دریافت کردند که در نوع خود عجیب ترین دستور برای این شهروندان افغانستان بود.

خانواده سوربید سنگهـ تنها خانواده باقی مانده از سیکهـ ها و هندوان شهر مزارشریف است.

خانواده سوربید سنگهـ تنها خانواده باقی مانده از سیکهـ ها و هندوان شهر مزارشریف است.

اجازه سوختاندن مرده ها را نداریم

افغانستان به عنوان یک کشور چند ملیتی، سال ها دچار جنجال و دغدغه بوده است. هندوها و سیکهـ های افغانستان نیز مانند دیگر ملیت های افغانستان همواره قربانی این کشمکش ها بوده اند.

در گیر و دار جنگ های افغانستان خانه ها، ثروت، مشاغل، جای و زمین، و حتی عبادتگاه و مرده سوزان شهروندان هندو توسط حاکمان و قدرتمداران غضب گردیده و زندگی را برای آنها دشوار کرده است.

سوربید سنگهـ، یک طبیب هندو می گوید: "ما در مزار دَرمسال و مرده سوزان نداریم. اگر اتفاقی برای هر کدام ما بیفتد مجبوریم صدها کیلومتر راه را برای سوختاندن مرده ها تا کابل برویم".

یکی از بزرگترین موانع در اجرای مراسم مذهبی هندوان در افغانستان، آخرین مراسم ادای احترام به مَیت و سپردنِ آن به آتش است. گفته می شود به خاطر اجرای مراسم مرده سوزان، پیروان آیین هندوییسم مجبورند پیش مردم محل عذر و زاری کنند که این مسله گاهی وقت به جار و جنجال نیز می انجامد.

بسیاری از شهروندان هندو و سیکهـ افغانستان در دهه های اخیر این کشور را ترک کردند و به کشورهای هند، پاکستان و حتا غرب مهاجرت نمودند.

بسیاری از شهروندان هندو و سیکهـ افغانستان در دهه های اخیر این کشور را ترک کردند و به کشورهای هند، پاکستان و حتا غرب مهاجرت نمودند.

به قول از سُوربید سنگهـ، آنها نه تنها به خاطر اجرای مراسم مرده سوزان بلکه به خاطر اجرای بعضی جشن های مذهبی دیگر نیز مجبورند به کابل بروند.

سیکهـ ها در هر سال، دو عید دارند که عید بزرگ شان "ویساک" و عید خوردشان "کرونماشی" نام دارد. هر کدام از این عیدهای مذهبی سه روز تجلیل می گردد.

ویساک، نخستین ماه سال قمری هندوان و سیکهـ ها جهان است که در این روز "گورو گوبند سنگهـ" دهمین و واپسین پیامبر این قوم حکم کرد که بعد از وی از کتاب مذهبی "گرنتهـ" پیروی گردد.

جسوندر سنگهـ 20 ساله می گوید: "من از تجلیل جشن های عید در بین دیگر سنگهـ ها در کابل خیلی خوشم می آید و ما همیشه به خاطر بزرگداشت از گورو گوبند سنگهـ به کابل می رویم".

سیکهـ ها و هنداوان در سالهای اخیر برای اعمار دَرمسال (نیایشگاه) در کابل، پایتخت افغانستان نسبتا دست بازتری دارند.

ایشر داس در کتاب "ما، باشندگان دیرینهِ این سرزمین" در معرفی نیایشگاه ها، از معابد و درمسال های هندوها و سیکهـ های افغانستان در کابل، قندهار، ننگرهار، غزنی، بامیان و کابل نام می برد. به گونه مثال معبد آسمایی، درگاه پیر رتن ناتهـ در باغبان کوچه، و مندر اکاره و درمسال خالصه در شوربازار، مندر تهاکر دواره در پایان چوک، مندر جوتی سروپ گذر در دروازه لاهوری، مندر شنکر در ولسوالی شکردره، درمسال های کهوته صاحب شوربازار، درمسال تهان شوربازار، درمسال سیتی دواره در شوربازار، درمسال کارته پروان، درمسال گورو هری رای صاحب از جمله نیاشگاه های مشهورند.

از وزیر مالیه تا ملایی

جسوندر سنگهـ 20 ساله نتوانسته است در مکاتب عمومی شهر مزارشریف درس بخواند. او مجبور شد خواندن و نوشتن را نزد پدر و مادرش بیاموزد. These photos are taken by Farkhonda Rajabi, DW correspondent in Mazar-e Sharif. All rights reserved for Deutsche Welle. Zulieferer: Sayed Asef Hossaini

جسوندر سنگهـ 20 ساله نتوانسته است در مکاتب عمومی شهر مزارشریف درس بخواند. او مجبور شد خواندن و نوشتن را نزد پدر و مادرش بیاموزد.

سال ها پیش یکی از هندوها به نام "دیوان رنجیداس"، برای مدتی سمت وزیرمالیه امان الله خان را داشت که بعدا رشد افراط گرایی اسلامی و حضور اقوام با نفوذ در حاکمیت سبب شد که این جمعیت اندک، راهی برای رسیدن به مقام و رتبه های دولتی نداشته باشند. ولی در عوض سالهاست که اکثریت هندوان به دو حرفه مشخص مشغولند و زندگی خود را می چرخانند:

عده یی از هندوان و سیک ها مشغول کار داد و ستد داروهای طبیعی می باشند که به نام "حکیم" یا "طبیب" شهرت دارند. شمار دیگری به کار ملایی و تعویذی مشغولند و از همین راه کسب در آمد می کنند.

سوربید سنگهـ و پسرش جسویندر سنگهـ علاوه بر اینکه دکان فروش دواهای طبیعی دارند، به کار ملایی و نوشتن تعویذ نیز مشغول هستند.

سوربید سنگهـ می گوید: "برعلاوه سیکهـ ها، از مردم مسلمان نیز برای خواندن دعا و نوشتن تعویذ پیش من می آیند و حتی بسیاری از مردم به خاطر روان شدن ذهن و هوشیاری، مانده های نان ما را تبرک شمرده و برای خوردن می برند".

تا هنوز هیچ نهاد رسمی سرشماری دقیقی از نفوس هندو باوران و سیکهـ های ساکن افغانستان انجام نداده است، اما گفته می شود که در ولایت های کابل، غزنی، جلال آباد، کندهار، پکتیا، مزار و خوست پیش از هشت صد خانواده هندو و سیکهـ زندگی می کنند. البته شمار هندوها و سیک ها در گذشته بسیار بیشتر از این رقم بود. این اقلیت های دینی به دلیل چند دهه جنگ و تبعیض درازمدت تاریخی مجبور شدند افغانستان را ترک کنند و به کشورهای دیگر، به ویژه هندوستان مهاجرت نمایند.

این روزها نیز به تدریج از جمعیت هزاران نفری هندوها و سیکهـ های افغانستان، کم می گردد و آنان کشور را به قصد زندگی در جاهای دیگر ترک می کنند.

سوربید سینگهـ طبیب می گوید: "ده سال پیشتر از امروز، ما بیش از 50 خانواده هندو و سیکهـ در مزار داشتیم ولی هم اکنون فقط من با خانواده ام و 6 تن دیگر بدون خانواده های شان در اینجا زندگی می کنند که جمعا 11 تن می شویم".

نویسنده: فرخنده رجبی

ویراستار: عاصف حسینی

DW.COM