گفت و شنودی با دکتر اکرم عثمان | مصاحبه ها | DW | 11.10.2005
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

گفت و شنودی با دکتر اکرم عثمان

"واقعیت اینست که ما هنوز جامعه ی داریم که سر ش ملا است و زیرش میرزا . "

default

دویچه ویله: آقای دکتر اکرم عثمان شما طی یک مقاله از سهم گیری وسعی آگاهانه روشنفکران در انتخابات پارلمانی افغانستان یاد کردین، اما طوری که دیده می شود بازنده گان اصلی انتخابات همین روشنفکران اند. آیا به نظر شما روشنفکران افغانستان یکبار دیگر نتوانستند و قادر نشدند با مردم همگام شوند و از پشتیبانی مردم برخوردار شوند؟

اکرم عثمان: قاعده کلی این است که جامعه ما عمدتاً یک جامعه روستایی است. و این مردم وقتی که رای خود را بسودی کاندیدی مطلوب خود می اندازند، این روشنگر یک واقعیت است. واقعیت اینست که ما هنوز جامعه ی داریم که سر ش ملا است و زیرش میرزا . فعالیت در میان تشکل های کوچک ، کوچک سیاسی خودش خبر از عدم بلوغ و نارسایی سیاسی میدهد.

دویچه ویله: پس بنظر شما عدم بلوغ سیاسی در بین روشنفکران باعث این گردیده است که روشنفکران هنوز هم نقش عمده نداشته باشند.

اکرم عثمان : مسلم است . بنابراین روشنفکران افغانستان هنوزتوفیق نیافته اند که ایدیولوژی متناسب به قد و قامت خود را بسازند. ما وظیفه داریم که متناسب به توان خود ،متناسب به فیزولوژی خود، اندام های خودو پتانسیل خود، یعنی منظور از ما جامعه روشنفکری افغانستان است. اینهاباید با جامعه راه بروند . خیز بلند شان منجر به آن حوادث می شود که ما شاهد آن بودیم که گریبان گیر نهضت چپ در افغانستان شد.

دویچه ویله: اما همین قسمیکه شما گفتید، همگام شدن با جامعه؛ و بنا بر شرایط که امروز در جامعه حاکم است عمل کردن؛آیا شما می توانید طرحی ارایه کنید که ؛ روشنفکر امروز افغانستان باید چه کاری بکند که بتواند واقعاً در جامعه امروزی موثر واقع شود؟

اکرم عثمان: در امر مبارزه آنچه را که ما کم داریم، خون سرد است . و آنچه را ما کم داریم ؛ نبود یک استراتیژی و تاکتیک مناسب و متناسب به حال روشنفکری افغانستان است. و در این اوضاع و احوال ایجاب می کند که روشنفکر افغانستان به اصطلاح نظامیان مان محاکمه وضعیت بکنند و بعد از آن راهی را انتخاب نمایندو...

دویچه ویله: آیا شما میتوانید که یکی دو مثال بدهید که روشنفکرامروزی چی انجام بدهد. بطور مثال آقای صبورالله سیاه سنگ که در کانادا در مهاجرت بسر میبرد می گویند که روشنفکر باید دولت و نظام سیاسی امروز افغانستان را به رسمیت نشناسد و از خارج به حقیقت گویی ها و واقعیت گویی ها بپردازد. شما چه پیشنهاد دارین که امروزروشنفکر افغانستان ، حالا در خارج و یادر داخل افغانستان چه باید بکند.

اکرم عثمان: من نظرات دوست عزیزم آقای صبورالله سیا ه سنگ را حرمت میگذارم ؛و البته یکی از وظایف ما زندگی کردن در بین ایدیولوژی ها، عقاید و نظرات متفاوت است. نظر من اینست بدون اینکه به نظر آقای سیا ه سنگ کاری داشته باشم،نظرمن اینست که ما در وضع موجود اگر خدای ناخواسته بلند پروازی بکنیم، همین حد اقل را که فعلاً در اختیار داریم همین را از دست میدهیم. تجربه های تاریخی افغانستان از قرن 19 بدین طرف ثابت می کند که ما بیلانس و موازنه قدرت را چه در سیاست خارجی و چه در سیاست داخلی در نظر نگرفتیم. و هر وقتی که ما این بی موازنگی را چه در دوران حکومت امان الله خان، چه در دوران حکومت محمدداود خان و چه در دوران حکومت دموکراتیک خلق مدنظر نداشتیم ، زیان فراوان متحمل شدیم . در گذشته دور و نزدیک البته شامل قرن اخیر و قرن 19 را میگویم، ما دیدم که افغانستان گاهی وجه المصالحه امپراطوری ها شد. و آنها بودند که مرزهای موجوده افغانستان را تعیین کردند و ما را در درون یک قفس زندانی کردند. خب در این میان کسانی هستند که با غرور ملی و یابا حرق وطنی گپ های کلان کلان میزنند و بسیار به روشنی دیدم که ماحصل پیروزی های جنگ اول افغان و انگلیس ، جنگ دوم افغان و انگلیس، جنگ سوم افغان و انگلیس عمداتاً نصیب ارتجاع افغانستان شد تا عناصر مترقی، مشروطه خواه و دموکرات افغانستان.

دویچه ویله: پس بنا بر این تحلیل شما بازهم تکرار میکنم ، روشنفکر امروزی چه باید بکند.یک دو پیشنهاد عملی اگر شما داشته باشید.

اکرم عثمان: باز کردن این گپ بسیار دشوار است. دشوار از این نظر که اول روشنفکر افغانستان باید فرهنگ لازم مبارزه سیاسی را پیدا بکند

با کلاه خود به محاسبه بنشیند و تعیین بکند که از کجا به کجا میرود، شناخت جامعه ما چگونه است؟ سوخت و ساختش چگونه است؟ آیا دراین کشور طبقات اجتماعی تشکیل شده که ما به استناد طبقه دهقان و کارگر یک مبارزه سیاسی چپ را آغاز بکنیم؟ و یا اینکه تشکیل نشده و ما بعد از ارتکاب خطا ها و ارتکاب گناه های فراوان در عرصه چپ گرایی ناگزیر شدیم که امنا و صدقنا بگوییم و قال الله و قال الرسول بگوییم.

بنابراین خود واقعیت اجتماعی نشان داد که گذر افغانستان از مجرای چپ و آن هم چپ افراطی نامیسر است. و بالطبع تبعات سیاسی و اجتماعی اینرا خود شما و روشنفکران که شنونده پروگرام شما اند بسیار به خوبی حدس میزنند. اگر آنها می گویند که ما دست آورد داریم کجاست دست آورد شان. همین یک ونیم دو میلیون کشته است ، همین دو میلیون معیوب است و همین عقب نشینی و خواری مکرر ما در برابر در همسایه ها است و یا اینکه ما راه خود را درست تعیین نکرده بودیم. و آنچه را که در کابل از آن حرف میزنند که دموکراسی است و لیبرالیزم است تا حدودی مورد تایید من اما میترسم که این بازی با دموکراسی نباشد ، ظاهر سازی دموکراتیک نباشد. حکومت وقت کابل باید بیاندیشند که اگر فردای فرا میرسد که مؤییدین بین المللی افغانستان مجبور به کشیدن قوای شان از افغانستان میشوند باید تا آن وقت زمینه سازی شود که در یک بستر کلان فکری تمام جامعه افغانستان خود را بیافند، تمام اقوامش ، تمام ملیت ها و گرو های قومیش؛ و چنین نباشد که اتباع درجه یک ، درجه دو و درجه سه ایجاد شود.

دویچه وله: آقای اکرم عثمان از شمایک جهان تشکر.

اکرم عثمان: خواهش میکنم .

آگهی