گفت وگو با حمیرا نگهت دستگیرزاده | مجله حقوق بشر | DW | 07.10.2005
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

گفت وگو با حمیرا نگهت دستگیرزاده

"وقتی مردم بفهمند که حق شان چیست ؛ تلف کردن آن از جانب دولت ها و قدرت ها مشکل است . در جامعه سنتی و بسته ، در جامعه عنعنوی مسآله زن همیشه یکی از حساس ترین و جنجال بر انگیز ترین مسایل است ."

اینها دیگر او زنهایی نیستند که وقتی امر می شود در خانه باشند در خانه بنشینند

"اینها دیگر او زنهایی نیستند که وقتی امر می شود در خانه باشند در خانه بنشینند "

گفتگو با شاعر ، سخنور و پژوهشگر مسایل حقوقی زنان دکتر حمیرا نکهت دستگیر زاده.
دویچه ویله : شما در ین چهارسال اخیر چه تغییراتی را در رابطه با حقوق بشر در افغانستان میبینید؟
دستگیرزاده :
افغانستان یکی از امضاء کننده گان کنوانسیون های متعدد حقوقی است که از سوی مجمع عمومی ملل متحد به سازمانهای عدیده ملل متحد صادر شده و بدون شک در طول سالها مکلف به تعهداتی است که در برابر جامعه بین المللی ادا نماید. قسمیکه شما،ما و تمام جهانیان خبر داریم ، مدتی این مثنوی تآخیر شد ، یعنی سالهاییکه دگر زور جای حق و قانون را گرفت و مخصوصآ که افغانستان کشوری نیست که توسط قانون اداره شود برعکس بیشتر توسط مصلحت ها و مناسبت های خاص قومی یا سیاسی اداره شده و همچنان مطلق العنانی ، تک حزبی دولت هاییکه پیشتر روی یک عقیده یا روی یک تفکر خاص ایجاد شده اند و اینها قوانین خاص خود را ایجاد کرده اند و این قوانین در مقایسه با قوانین جهانی گاهی تضادی به وجود میاورد که تطبیق قوانین را مشکل میسازد. از طرف دیگر نهادینه نشدن یک موسسه به نام تطبیق قانون در افغانستان خودش هم یکی از موانعیست که این جامعه به کشور قانونمند تبدیل شود ، به این اساس از اینکه از پس منظر بسیار کوتاه و سریع که بگذریم میرسیم به دوران چهار سال اخیر . به باور من در ین چهار سال اگر ما افغانستان را با کشورهای چهار طرفش مقایسه کنیم یا افغانستان را با جهان ، روشن است که همین لحظه هم از نگاه تطبیق موارد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و هم در مواد مندرج قوانین اساسی و قوانین جاری مملکتی در آنجا تخطی هایی صورت میگیرد اما ما افغانستان را عجالتآ با چهار سال قبل مقایسه می کنیم . چهار سال قبل که که فرامین عدیده به مناسبت های خاص و آنهم بسیار تنگ نظرانه تصویب شد. بنابرین شما میبینید که در آنجا دیگر قانون در متن جامعه نیست . به تناسب به او زمان واضح است که بسیار تغییر کرده همینکه مثلآ انتخابات تدویرمیابد( اتنخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ) با تمام نقایصی که دارد یک نوع نمایشی از حقیست که در قانون اساسی ذکر شده ، که هر فرد حق دارد رآی بدهد و خود را کاندید نماید و یا به کاندید خود برای شرکت در حکومت رای بدهد. همچنان مسآله حق کار و تآمینات اجتماعی ، مسایلی اند که از یکسو قسمآ و ضمنآ داخل عمل است ، و اما از طرف دیگر نقص هایی هم در او است ، مثلآ در حق کار ما میبینیم که تآمینات اجتماعی نیست و فرد تنها از حقوق تقاعد در افغانستان برخوردار است ، و بسیار چیز های دیگر هم که در داخل اعلامیه است ... شاید نه تنها در افغانستان بلکه در اکثریت کشور های جهان به مشکل تطبیقی روبروست .
و اما با توجه به تلاش هاییکه همین اکنون در افغانستان صورت میگیرد مثل تدویر کورس های حقوقی ، شیوه های آشنا سازی زنان با حقوق شان ، مؤسسات شخصی برای آگاهی جامعه و خانواده ها از حقوق اطفال و از حقوق زنان کارهایی میکنند؛ بدون شک وقتی مردم بفهمند حق شان چه است دگر تلف کردن این حق از طرف دولت هاو قدرت ها مشکل میشود.
دویچه ویله : شما از زنها یاد کردید ، در ین سالهای آخر شرکت زنان در مسایل اجتماعی و سیاسی بسیارگفته می شود و کوشش می شودکه بیشتر زنها در همه امور سهیم باشند ؛ منحیث یک خانم حقوقدان شما در ین رابطه چقدر واقعیت ها را میبینید؟
دستگیرزاده : باز هم بر میگردیم به مسآله ایکه قبلآ اشاره کردم یعنی مقایسه چهار سال قبل افغانستان . ما نمیتوانیم زن افغانستان را که بدون شک تمام کیفیت هارا دارد و با کمال افتخار میتوانم بگویم که بسیاری از زنان ما در داخل اروپای غرب ، امریکا و کانادا توانسته اند شغل های مناسبی را پیدا کنند و در کنار زنان غرب همتا و همسان بایستند و کار کنند ، با تمام کمبود چندین سال تحصیلی که دارند. اما در داخل کشور ما متآسفانه دشواری ها یکی دو تا نیست که شود آنرا حساب کرد . بنابرین دولت مجبور است تا بصورت بسیار سیستماتیک عمل نماید و یکمقدار از کوچه حسن چپ بگذرد تا ایجاد حساسیت نکند . در جامعه ی سنتی و بسته ، در جامعه ی عنعنوی مسآله ی زن همیشه یکی از حساس ترین و جنجال بر انگیز ترین مسایل بوده. طور مثال در زمان امان الله خان همین مسآله زن بود که غوغا آفرین بود ، وقتی که وی 70 نفر دختر را برای تحصیل به ترکیه میفرستتد میبینید که همیشه وقتیکه مسآله زن به یک نوعی به سیاست دولت تبدیل شده ، جنجال بر انگیز بوده و توانسته حساسیت ها را ایجاد کند. در ین جوامع زن مسآله است و پرداختن به چنین مسآله یی هوشیاری و درایت میخواهد. و در ضمن یک زبان دیپلوماسی و کنش دیپلوماتیک میخواهد.

به هر حال هم از دوران حکومت مجاهدین تا ختمش و از آغاز امارت طالبان تا ختمش ، ذهنیت ها تربیه شد که زن برای خانه است و نباید بیرون از خانه کار نماید، خود این ایجاد کننده یک نوع فرهنگ است . و این فرهنگ فرهنگیست که بسیار زود در یک جامعه ی مثل جامعه ما جا باز میکند، و بسیار عاجل هم پذیرفته میشود. و حال وقتیکه میبینیم که این فرهنگ برای فرهنگ بهتری جا خالی میکند یعنی اشتراک زن در امور اجتماعی ؛ این خود برای من نوید بخش است . وقتیکه میبینم زنان بصورت بسیار خود جوش فعلآ عمل می کنند مثلآ در موارد قتل دو سه تا زن در مزار شریف و در مورد سنگسار یک زن در بدخشان ، در مورد قتل یک زن در هرات ، زنان کابل بودند که تظاهراتی را براه انداختند و بروی سرک ها ریختند. حال سازمان یافته و یا خود جوش ، این خود نویدیست که اینها دیگر او زنهایی نیستند که وقتی امر می شود در خانه باشند در خانه بنشینند و گاهیکه امر شود که از خانه برآیید از خانه برآیند. بنابرین حال اگر دولت برنامه ریزی خاصی نداشته باشد بر گسترش اشتراک زنان در عرصه های مختلف اجتماعی ، این زنها خود با حضوریکه فعلآ دارند خود ایشان برای خود ایجاد زمینه میکنند.

در رابطه با قحطی در کشور نیجریه و کشور

های هم مرز آن توجه لازم دیده نمی شود



تقاضای کمک های زود رس مالی از جانب سازمان ملل متحد از همه کشور های صنعتی مبنی برتهیه ی 81 میلیون دالر امریکایی به منظور کمک به نیجریه که پس از یورش ملخ بر مزارع آنان در تابستان سال گذشته ، با خطر فاجعه ی قحطی مواجه بود آنچنانیکه لازم بود بر آورده نگردید. با توجه به هشدار های کارشناسان ، و بیم از امکان قحطی در این کشور ماه می سال 2005 ملل متحد بار دیگر به منظور جلوگیری از چنین فاجعه یی در خواست کمک نمود که بازهم کمتر مورد توجه قرار گرفت . قرار گزارش ملل متحد دو و نیم میلیون انسان که یک چهارم تمام نفوس این کشور را میسازد در معرض خطر مرگ از ناحیه قحطی اند ، زیرا قسمت اعظم حاصلات این کشور را هجوم ملخ بر مزارع آنان در سال گذشته برباد داد . همچنان نواحی مرزی نایجریا بورکینو فاسو و موریتانیا نیز از ین آسیب به دور نمانده و قرار گزارش اتحادیه های کلیسایی اکنون در حدود سه و نیم ملیون انسان در منطقه در خطر مرگ از بابت گرسنگی قرار دارند.
حین اینکه رسانه های جمعی توجه بیشتر به توفانهای ساحلی جنوب امریکا به خرج دادند و گذشته از اینکه با کم توجهی رسانه های خبری مکم به این کشور متوقف گردید ، اتحادیه ی امداد رسانی امریکا USAID در صد این تلفات را در حدود یک ملیون خوانده و گزارش سازمان ملل متحد را به باد اتنقاد گرفته است.

آگهی