گفت وشنودي با کاي هيرشمن کارشناس تروريسم درمورد بازداشت ملا برادر | مصاحبه ها | DW | 20.03.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

مصاحبه ها

گفت وشنودي با کاي هيرشمن کارشناس تروريسم درمورد بازداشت ملا برادر

هيرشمن : دراين پروسه ، سوال برانگيز اينست که آيا طالبان، باشند، به گونه ي قابليت تطابق در روند سياسي را دارند يا خير؟ طالبان را با ايديولوژي و ديدگاه هاي ايشان نميتوان در هردو سيستم ، در پاکستان و در افغانستان جا داد.

دکتور کاي هيرشمن معاون انستيوت تحقيقات تروريسم وسياست امنيتي آلمان

دکتور کاي هيرشمن معاون انستيوت تحقيقات تروريسم وسياست امنيتي آلمان

بازداشت ملا برادرشخصيت شمارده دوم طالبان ، يکي از مسئله برانگيز ترين اقدامات پاکستان عليه طالبان افغانستان مي باشد. ناديه فضل خبرنگار راديو دويچه وله (صداي آلمان) اين مهم را با کاي هيرشمن معاون انستيوت تحقيقات تروريسم وسياست امنيتي آلمان درگفت وشنودي مورد کندوکاو قرار داده است.

دويچه وله: آقاي دکتور کاي هـِرشمن ، خيلي ها به اين باور اند که دستگيري ملابرادر ، به عنوان دومين فرد بلند پايه گروه طالبان پس از ملا محمد عمردر پاکستان را ،ممکن پاکستاني ها به عنوان وسيله فشار در برابر افغانستان مورد استفاده قرار بدهند،دستگيري چنين فردي که به عنوان " انتر لوکـِتور" يا " طرف مذاکره " درمذاکرات صلح پيشنهادي حکومت افغانستان مطرح بوده است ، چه نقش ويژه را بازي ميکند. از نظر شما مسيرپيشنهاد حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان مبني بر مذاکرات صلح و آشتي با طالبان به نظر شما چگونه خواهدشد؟

دکتور هـِرشمن:خُب به هر صورت بايد ديد که رييس جمهور کرزي از زمان درازي بدينسو، به طالبان پيشنهاد صلح ميکند، اما بي نتيجه. زيرا ديدگاه هاي طالبان مجالي براي گفتگو نميدهند، به اين دليل که طالبان نظم اجتماعي ـ سياسي متفاوتي را ميخواهند به تناسب آنچه اکنون در افغانستان تحقق پذيراست.حامد کرزي همچنان پذيرفتن قانون اساسي را شرط ميگذارد.آنها اما نميتوانند آنرا بپذيرند، زيرا تفکر و اهدافي را که آنها براي کسب آن مبارزه ميکنند، کاملأ متفاوت است يعني کاملأ مخالف آنچه هست که در برابر آنها قرار دارد.بنابرين سوال برانگيز اينست که آيا طالبان، در هر سطحي که باشند، به گونه ي قابليت تطابق در روند سياسي را دارند يا خير؟ زيرا طالبان را با ايديولوژي و ديدگاه هاي ايشان نميتوان در هردو سيستم ، در پاکستان و در افغانستان جا داد.

دويچه وله:رييس جمهور کرزي در سفر اخيرش در پاکستان گفت:

" با طالبان معتدل ، يا به گونه ي روشنتر با فرماندهان نه چندان مهم و بانام طالبان نميشود ، صلح وثبات پايدار در افغانستان را تحکيم بخشيد" وخطاب به خبرنگاران گفت:" شما در هر سطحي که ميتوانيد فکرنماييد ، ما با طالبان در ارتباط هستيم".

شما اين مشکل را چگونه مي بينيد و اين وضعيت چه تأثيري بر" لويه جرگه صلح " دارد که قراراست به پيشنهاد آقاي کرزي تا چند هفته ي ديگر برگزار شود؟

دکتور هـِرشمن:در واقعيت شايد درست باشد که حکومت افغانستان با طالبان در ارتباط است.اما بايد اين نکته روشن باشد که طالبان زماني در اين گفتگو ها شرکت خواهند کرد که در برآورده شدن اهداف مشخص خود آنان مثمر باشد.

بنابرين نميشود که آنها را کاملأ جاروب کرد واز صحنه زدود و تطابق بخشيدن آنان نيز مشکل است. اما براي من روشن نيست که حامد کرزي در اين گفتگو ها چه قصدي دارد.

کرزي همچنان اعلام کرده بود ويا قصد خودرا بيان داشته بود که حضور طالبان را در ساختار دولت تصور کرده ميتواند واين آنچه هست که ما پس از 1995 تا 2001 داشتيم؛يعني حکومت طالبان را.

اما هيچکسي؛ نه افغانها و نه هم کشور هاي غربي، برگشت به آنزمان را نمي خواهند.در نهايت؛ گفتگو وتبادل نظر کاملأ واز بنياد مردود نيست اما اگر شما دو جناح کاملأ متفاوت دريک گفتگو داشته باشيد که هر کدام ، از موضع خود دفاع ميکند؛ اين سوال مطرح ميشود که آيا تا چه اندازه ي چنين گفتگو هايي در دراز مدت اهميت دارد وتا چه حد ميشود بدان اعتماد کرد و يک روند سياسي را بر آن بنياد نهاد.

دويچه وله:در مورد گفتگو با طالبان، مقامات ايالات متحده ي امريکا پيش از اجلاس لندن و پس از آن از طرح مذاکره با طالبان مطرح شده توسط دولت افغانستان حمايت نموده اند ولي تا حال هيچگاهي اتفاق نيافتاده است که سران ارشد سياسي امريکا رسمأ در مورد " آشتي " با طالبان وشرکت در چنين گفتگو هايي سخن رانده باشند.

چنين روشي تا چه حد ميتواند در بحث مذاکره با شرکت طالبان تأثير گذار باشد؟

دکتور هـِرشمن:خُب، بهر صورت ميشود که در اين زمينه تلاش کرد.امريکايي ها هم اين مسأله را به گونه ي مطرح ميکنند ؛يعني يک نوع همکاري کوتاه مدت با طالبان را .امريکايي ها دقيقأ ميدانند ومن از حلقات سياسي و همچنان از حلقات پژوهشي آگاهم که در واقعيت بستن قرارداد دراز مدت با طالبان ممکن نيست.تصور کنيد؛ با آنهايي مذاکره بايد کرد که ميگويند ما ميخواهيم شما را از ميان برداريم ، ما ميخواهيم جاگزين سيستم شما، يک اداره کاملأ افراطي مذهبي خودرا بسازيم ، يک سيستم کاملأ متفاوت اجتماعي ـ سياسي را .

چگونه روشي را بايد در پيش گرفت با آنهايي که هدف ايشان لغو يک سيستم است ؟ در اين مورد حکومت افغانستان و مردم افغانستان مطرح است ، يعني جانشين آن يک سيستم کاملأ افراطي وخودکامه ي متعصب مذهبي را نمودن.

امريکايي ها اينرا ميدانند . بنابرين ميشود در کوتاه مدت راه حلي را تصور نمود ولي بصورت دراز مدت صلحي که بتواند افغانستان را به پيشرفت سوق دهد، بنظر من وبه اين شکل با طالبان ممکن نيست.

دويچه وله:اينجا وآنجا شنيده ميشود که امريکايي ها برگزاري لويه جرگه را به اين زودي ها نميخواهند وبيشتر خواهان برگزاري اين نشست در پايان سال 2011 ميباشند، اما رييس جمهور کرزي ميخواهد اين جرگه را در هفته هاي آينده ؛ يعني درماه اپريل راه اندازي کند.شما چه فکر ميکنيد ايا اين واقعيت دارد که امريکايي ها برگزاري لويه جرگه را در اين زودي ها نميخواهند و اگرآري، چرا؟

دکتور هـِرشمن: بلي، من هم از حلقات امريکايي ها ميشنوم که به عقب انداختن اين جرگه را تا حدي مناسب مي بينند، با آنکه تا حال رسمأ در اين مورد موقف گيري نشده است. من ميتوانم تصور کنم که نخست نظر اينست که عمليات سياسي ونظامي اي راکه در افغانستان آغاز شده است ، بايد به پايان رسانيد وپس از آن لويه جرگه را برگزار نمود تا بتوان دوراز شعله هاي آتش اخلال گر، اين جرگه را برگزار کرد.

اينرا ميدانيم که گروه هاي مشخصي مثل حزب اسلامي حکمتيارکه کرزي پيشنهاد گفتگو با آنان را طرح کرده است و همچنان طاالبان در اين لويه جرگه شرکت نميکنند و فقط آتش اخلال گر اند. براي اينکه روابط سياسي را تا حدي تحکيم بتوانيم ودر ضمن يک گردهم آيي ايرا تضمين نماييم که خطوط اساسي سياسي را براي آينده طرح نمايد، مهم است که کمي وقت داشته باشيم. اما در نهايت بازهم اين امر منوط به تصميم حکومت افغانستان و مردم افغانستان است.

دويچه وله: جريانهاي دهشت افگني وتهديد هاي ناشي از آنرا در منطقه ، آنجا و اينجا چگونه ارزيابي ميکنيد؟

دکتور هـِرشمن: بايد دقت کرد که افراط گرايان "جهادي" که همچنان طالبان بخشي از آنهاست، تفکرات افراطي خودرا در پاکستان ومناطق مرزي آنکشور با افغانستان تطبيق ميکنند ، تفکراتي را که هم عده ي از مردمان محلي و هم از افغانستان وهمچنان از اروپا و جهان اسلام در عملي کردن آن سهيم اند. اين گروه آنها را در آنجا بر محور خطوط افراط گرايي وهمچنان در بخش استفاده از اسلحه ومواد انفجاري آموزش ميدهند. از اين جمع بخشي از آنان براي جنگ در سرتاسر افغانستان فرستاده ميشوند تا در آنجا ها عملأ حملات انتحاري را به انجام برسانند وبخشي از آنها در پاکستان.

ما درزمان نه چندان دورشاهد بوديم که در دره سوات ، در اسلام آباد و در پشاور بصورت منظم حملاتي اتفاق افتاد وطالبان مسووليت آنان را بدوش گرفتند.

درنهايت ، در آلمان هم ميدانيم که افرادي از تندروان اسلامي مربوط به گروه جهادي از اينجا ، به آن مناطق رفته اند، آموزش ديده اند واز آنجا با ويديو ها آلمان را براي خروج از افغانستان تهديد ميکنند ودر ضمن تهديد به اين ميکنند : افرادي که به آنجا رفته اند به آلمان بر ميگردند.

بناءً اينها را بايد جدي گرفت زيرا آنها حاضر اند براي تطبيق تفکرات افراطي شان حتي زندگي خودرا قرباني دهند.

لهذا اين مناطق،درارتباط با آلمان نيز مناطق بسيار خطر ناکي اند .

دويچه وله : به دولت آلمان در اين ارتباط چه پيشنهادي داريد؟

دوکتورهيرشمن:اگر اجازه باشد که نظروپيشنهادي داد، بايد گفت که مأموريت نيروهاي بين المللي کمک به حفظ امنيت( آيساف) در آنجا(افغانستان) بسيار مهم است ، نيروي هاي کمک به حفظ امنيت براي افغانها تضمين ميکند حکومتي داشته باشند که خواسته هاي آنان را عملي کند، نه اينکه تلاش براي تسلط دهشت افگني داشته باشد. يعني حکومتي که مساعي اش تکامل افغانستان است و تحقق عدالت.

بديلي که در برابر اين حکومت قرار دارد ، طالبان اند که رژيم آنان را از 1995 تا 2001 داشتيم. رژيمي که عدالت را رعايت نميکند وبراي آينده هم هيچگونه ضمانتي را با خود ندارد.بناءً اگر مأموريت ما در افغانستان محدود شود ساحه طالبان وسعت ميابد .ازاينرو بسيار مهم است که مأموريت ايساف در افغانستان، دست کم براي يک زمان معين بصورت وسيع وهمه جانبه ادامه يابد تا باشد بازسازي افغانستان را تضمين کرد.

طالبان ترديدي ندارند و در انديشه ها و تفکرات افراطي خويش بسيار پايبند اند ، بناءَ هر گونه عقب نشيني ، زمينه اي براي آنهاست.

دويچه وله:آقاي دکتور هرشمن! شما ميدانيد که اين گفت وشنود ما براي مردم افغانستان است، شما در اخير چه گفتني يي به مردم افغانستان داريد؟

دکتورهيرشمن:با توجه به گزارش هاي زيادي که ما داشته ايم ، خواست مردم افغانستان را براي بازسازي مملکت ايشان بسيار ستايش و تمجيد ميکنم. خواست مردم افغانستان را براي پيشرفت در تماميي بخش ها و عرصه ها ، در سرتاسر افغانستان تمجيد ميکنم. بنابرين خيلي تأسف برانگيز است اگر اين خواست ها اخلال گردد.

در افغانستان بصورت روشن نتايج تکامل و پيشرفت ديده ميشود ودستاورد هاي وجود دارد.خيلي حيف خواهد بود که باز هم افراط گرايي ،انتحار و تهديد به کشتار بر مردم غلبه يابد.

ناديه فضل خبرنگار راديو دويچه وله (صداي آلمان)

ناديه فضل خبرنگار راديو دويچه وله (صداي آلمان)

نبايد فراموش کرد که چنين اعمالي پيام اسلام نيست و اسلام يک دين صلح جوست.اسلام به هيچکسي امر نميکند که قتل کند و يا خودش را منفجر سازد.اين ها فقط برداشت طالبان است ، برداشت غلط وسوء استفاده از دين.

من خواست مردم افغانستان را براي توسعه وپيشرفت ميستايم و آرزو ميکنم که اين روند بيشتر و تند تر ادامه يابد.

مصاحبه گر: ناديه فضل

ويراستار: رسول رحيم

آگهی