گفتگوبا داوودسرخوش سرايشگرترانه ي″سرزمين من″ | مصاحبه ها | DW | 27.03.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

گفتگوبا داوودسرخوش سرايشگرترانه ي"سرزمين من"

داوود سرخوش هرمند پرکار ومتعهد افغانستان است که تا حال کمترکاري ازاو بوده است که مورد استقبال و توجه هنر موسيقي امروز افغانستان قرار نگرفته باشد.

default

داوود سرخوش

اين هنرمند افغانستان مثل بسياري از سرمايه هاي ديگر معنوي اين کشور، در بيرون از وطنش زيست دارد، ولي با هر آهنگ و ترانه اش به اثبات رسانده است که وطنش در رگ ، رگ وجودش مانند خون جاريست.

سرايشگر ترانه ي ماندگار"سرزمين من" بارديگر با آهنگ "وطنم دوباره اينک، تو و شان هاي پامير" شعري ازقنبرعلي تابش شاعرجوان افغانستان براي قله هاي غرورخاکش فرياد مي شود.

داوود سرخوش در ماه هاي اخير با برگزاري کنسرت هايي در کشور هاي مختلف اروپايي يکبار ديگر به درب خانه هاي محبت و صفا کوبيد وبارديگر ترانه سراي عشق هاي دريايي، براي غربت نشينان همديارش از گل و گندم و ستاره خواند، با اين ترانه ها بوي گندم وخلوص بهار را با خودش آورد.

وي در ادامه ي کنسرت هايش به کشور هاي اروپايي ، جشن خجسته ي نوروز را در کشور ايتاليا با جمع کثيري ازدوستان صدايش به پيشواز رفته بود.

وي در صحبتي با رايو صداي آلمان از احساس وازکارهايش سخن مي گويد:

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا


وطنم دوباره اينک تو و شانه هاي پامير
بتکان ستاره ها را که سحر شود فراگير
بتکان ستاره ها را که ستاره هاي اين شهر
همه يادگار زخم اند همه يادگار زنجير
منم و اميد روزي که تو را دوباره بينم
که شود بسان طاووس به هزار رنگ تصوير
گل و گندم و شقايق بدمد ز دشت هايت
ز بلند شانه هايش شود آفتاب تکثير
وطنم مباد روزي که کسي ز غنچه هايت
به فراقت اشک ريزد ز غمت شود گلو گير

«شعر ازقنبر علي تابش ، آهنگ داوود سرخوش»

دويچه وله : آقاي سرخوش اگر صحبت را خودماني شروع کنيم، شما براي اجراي کنسرتي در ايتاليا استيد و در جمع دوستان تان ، همين لحظه چه احساسي داريد؟

داوود سرخوش: احساس فوق العاده قشنگ،احساس خوب.

اولأ سفر من در اينجا با بهارآغاز شد ، به دعوت دوستاني که عميقأ کار مي کنند؛ درواقع مي شود گفت براي نماياندن چهره واقعي همه ي ما افغاني ها که تا حال تصويرهاي غيرواقعي دراينجا وجود داشت-اينها خواهي نخواهي مهاجر اند و دست شان به جاهاي بلند و دور نمي رسد ولي در حد همان ظرفيت هاي کاري خود شان- تلاش هاي زيادي به خرج داده شد و منهم بسيار افتخار دارم که با دوستان هستم ودراين برنامه مي توانم شرکت کنم.

بايد بگويم که جمعيت کثيري از افغاني هاي خود را در اينجا ديدم ، بويژه اين که بخش اعظم آنان را نيروي جوان مي سازد؛ اينها مسابقه گدي پران بازي يا به قول معروف همان " بادبادک بازي" را براي چند روزي در اينجا برگزار نموده بودند که در اينجا فوق العاده اثر گذاشته است واز سوي ديگر رفتن به پيشواز جشن نوروز با تکه هاي از موسيقي و شعر.

اينها همه احساساتي بودند که براي من ايتاليا را به گونه ي دوست داشتني ساخته است. با اين وضعيت مي شد که بهار را واقعأ حس کرد. اگر اين سعادت را مي داشتيم و در افغانستان مي بوديم- خدا مي داند که ميله گل سرخ چه شوري را در آدم ايجاد مي کرد و بلند کردن جهنده چه شوري را خلق مي کرد- حتماً طراواتي ديگر ميداشت.

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا

اما خيلي دوريم ، به آنجا نمي رسيم . بهاران آن روز ها را نه تنها من در ذهنم دارم بلکه با خوبي بهار امسال همه دوستاني که در اينجا اند، همان گونه مي بينند و همانگونه حس دارند.

اميدوارم که امسال بهار با ما کمي بيشتر وفا نمايد و دوباره يک آغاز مجدد مثل خود بهار داشته باشيم و به استقبال يک سال خوب برويم.

دويچه وله: آقاي سرخوش، با توجه به اين که شما سال هاي زيادي را هم در افغانستان با دوستان هنر و صداي تان بوديد، ولي شما يک دور کنسرت هايي هم در اروپا داشتيد و تا جايي که من با هنر شما آشنا هستم و از دور و نزديک شنيده ام ،جداً کار هاي شما بسيار متفاوت است از کار هاي هنري بسياري از هنرمندان افغاني و حتي با کار هاي قبلي خود شما هم، ممکن است بگوييد باعث اين تغييردر کار شما شده است؟

داوود سرخوش: تشکر؛ اين که تفاوت ها را شما چگونه مي بينيد- شايد يکي از تفاوت ها در اين باشد که کار هاي من نسبت به ديگران ضعيف تر است...

دويچه وله:برعکس و برخلاف..

داوود سرخوش: چون براي هنرمند بودن و کار هنري ادعايي بسيار بزرگيست و من براي خودم اين مسأله را بسيار بزرگ ميدانم که من اين نکته را بايد قيد بکنم .اما تفاوت..

دويچه وله: مثلأ در انتخاب شعروگزينش شعر وسبک آهنگهاي شما،آميزش موسيقي محلي در آهنگهاي شما ،اينها بطورمثال کار هاييست که متأسفانه در جمع هنرمندان ديگر در اين اواخر، کمترديده مي شود.

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا

داوودسرخوش درمیان دوستدارانش درایتالیا

داوود سرخوش: چه مي توانم بگويم!

شعر اصولأ مورد اساسي است که در واقع باعث آن مي شود که کاري صورت بگيرد، يا يک ترانه خوب اين احساس و انگيزه را به وجود مياورد که پديده ي آهنگيني عرض وجود نمايد و در قالب ملودي تقديم گردد.

درعرصه شعر ما چهره هاي خوب کم نداريم، ولي آهنگهاي خوب يقيناً کم داريم وثانيأ من بيشتربراين نظرهستم که مهاجرت بسيار طولاني شده است، تقريبأ سه دهه مي شود و در اين سه دهه اصولأ ما اثر پذيري هايي داشتيم تا اثر گذاري هايي بسيار قوي. اين اثر پذيري ها طبيعتأ از ايده ها و ديدگاه هاي مختلف ، از موسيقي هاي مختلف، آهنگهاي مختلف و همچنان زباني که بتواند همان مرارت ها، رنج ها خوشي ها و پيش آمد هايي که در زندگي غربت ما پيش امده آنها را ترسيم نمايد.

مي دانم که گاهي همين وضعيت سبب ايجاد اخلال ذهني انسان مي شود، يعني کشيدگي هاي در دريافت يک شعر ويک آهنگ قطعأ آغاز مي شود. ولي اين موضوع يک واقعيت است که در مجموع افغانستان بايد آن را ديد. يعني اين که افغانستان در واقع بايک فرهنگ مهاجرت روبروست و اميدوارم که افغانستان اين ظرفيت را در خود پيدا کند که تا با پديده ي بسيار شناخته شده مهاجرت بسيارسنگين و طولاني که افغاني هاي ما در تمام دنيا داشته اند،برخورد منطقي نمايد وهمچنان مهاجرين ما نيز بايد اين ظرفيت را در خود پيدا نمايند که بتوانند به مهاجرت خويش توجه دقيق تري داشته باشند وسعي نمايند که دستاورد هاي دوران مهاجرت خودرا بر اساس همان خطوط وطني ،محلي و ملي شان پايه گذاري نمايند.

بنابراين، شايد رجوع من به موسيقي محلي از همين جا ناشي مي شود چنانچه در آخرين کارهاي خود بيشتر روي عناصر محلي بيشرتکيه کرده ام، آنچه که از چند سالي به اين طرف معروف و متداول بوده است.

شايد يکي از تفاوت ها هم گزينش نوعي از رفتارها در ترانه هاست از نظر زباني و گزينه دوم هم تکيه بر عناصرموسيقي کاملأ محلي ما واز سويي هم آوردن يک مقداري ازموسيقي به قول معروف غربيست که البته قمست آخري نه از سر مُد ويا قصديست بلکه صرفأ به دليل يک مجبوري است، ولي به دليل يک نوع پراگندگي در جا هاي مختلف ميان هنرمندان سدي شده است بر اين که هنرمند بتواند با گروهي همراه باشد ، بنابراين اين بخش صرفأ يک ضرورت است، يعني اين که با يک دسته از هنرمندان و نوازندگان خارجي حرکت نمايم.

با آنکه مي دانستم که راه زيادي را بايد پيمود تا بتوانيم به "گويش" هاي خود آهنگ هاي محلي ما برسيم. قطع نظراز اين که مردم ما درخارج کاملأ در اين زمينه بي تجربه اند خودم هم به يک تمرين بسيار طولاني نياز دارم تا با آن حرکات وطريقه ها بتوانم عادت نمايم.

دويچه وله:آقاي سرخوش وقت شما را بيش از اين نمي گيرم و شما به سوي محل کنسرت مي خواهيد برويد، اما آيا در آخر کدام هديه کوچک نوروزي براي دوستان هنر و صداي تان و همچنان وطنداران تان داريد؟

داوود سرخوش: از نظر تحفه هميشه دست من خالي بوده است، ولي در همين اواخر، حس من در همين چند روزي وهمين نشست ها و برخاست ها و دريافت ذهنيت هاي بسيار مثبت و معقول و منطقي دوستان وبا لاخره هموطناني را که در اينجا ها ديدم پديده ي را ذهنم زنده ساخته است که شايد ترانه بعدي من باشد.

يعني:

روزگار بد

روزگار خوب

خصم هاي بد

چند يار خوب

گرچه کهنه شد آرزوي ما

از تموز گرم

از بهار خوب

صبح را ولي

مي شود هنوز

باز کرد با انتظار خوب

گفتني من از همين گونه هاست و بهار خوب را نيز با همين انتظار خوب آغاز مي کنم. توکل به خدا شايد اگر قسمت هم جزاي براي ما تعيين کرده بود همينقدر بس باشد.

دويچه وله: بسيارتشکروجهان سپاس ازشما

مصاحبه گر: ناديه فضل

آگهی