گرسنگی نکشت، اما سردی کشت | مجله حقوق بشر | DW | 08.02.2012
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

گرسنگی نکشت، اما سردی کشت

در چند دههء اخیر زمستان های کابل مانند سال روان سرد نبوده است. امسال شدت سرما به 20 درجه زیر صفر نیز رسیده است. فقر فراگیر در جامعه و عدم آمادگی های قبلی در سرتاسر افغانستان از مردم بینوا قربانی می گیرد.

میزان تلفات سرما و مصیبت ها در هر صورت زیاد است، اما با آن هم نظر به این که مردم در چه حالتی و در کجا زندگی می کنند، متفاوت است. آسیب پذیر ترین مردم کسانی اند که در کمپ های مهاجران یا بیجاشدگان داخلی زندگی می کنند. این کمپها از جانب دولت به رسمیت شناخته نشده اند و به نام مناطق مسکونی غیرمجاز یاد می شوند که از استفاده از کمک های انکشافی محروم اند.

در هفته دوم ماه دلو خبر مرگ و یخ زدن چندین کودک در کمپ های بیجاشدگان داخلی در دشت برچی، نساجی بگرامی و پروان دوم، محافل ژورنالیستی داخلی و بین المللی را به شدت تکان داد. بازتاب این فاجعه در پایتخت افغانستان محصور نماند و حتا در روزنامه های مشهوری چون «نیویارک تایمز» و «لاس آنجلس تایمز» نیزانتشار یافت. موسسه آلمانی «کمک به گرسنگان جهان» که در افغانستان فعالیت دارد نیز به سهم خود از ماجرای غم انگیز مرگ اطفال در کابل سخن به میان آورد.

سرما جان چندین کودک را گرفت

این کودکان شب های سرد کابل را زیر خیمه ها و خانه های نمناک سپری می کنند.

این کودکان شب های سرد کابل را زیر خیمه ها و خانه های نمناک سپری می کنند.

در اثر بارش سنگین برف و سرمای طاقت فرسای زیر 20 درجه، چندین طفل در کمپهای مهاجران یا بیجاشدگان داخلی در شهر کابل جان دادند. سه واقعه یخ زدن اطفال که آخرین قربانیان این فقر جانکاه می باشند، از این قرار اند:

میرویس ولد هدایت الله یک و نیم سال داشت. او تازه می خواست راه رفتن را یاد بگیرد و پیش از آن که در سطح گلین خیمه تا سرحد مرگ یخ بزندش، با دست های ناتوانش از ستون خیمه محکم می گرفت تا روی پا بایستد.

عبدالهادی ولد عبدالغنی هنوز یک ساله نشده بود و تازه می خواست روی پا بایستد. گرچه پدرش می گوید در روزهای اخیر نسبت به حالت عادی بیشتر تلاش میکرد از جا حرکت کند.

نغمه و نازیه دختران دوگانگی موسی جان بودند. هر دوی شان سه ماه عمر داشتند و تازه لوت خوردن را تجربه می کردند.

اسماعیل ولد جمعه گل نیز بر اثر سردی پدرود حیات گفت. جمعه گل می گوید: «او هرگز در تمام زندگی اش گرم نیامد... حتا برای یک بار هم گرم نیامد». او زندگی کوتاهی داشت، فقط 30 روز عمر کرد.

دیوان سالاری بیجا و عدم مسوولیت پذیری

این کودکان در دو کمپ بزرگ بیجاشدگان داخلی در شهر کابل جان دادند. هشت کودک در کمپ چهارراهی قمبر بر اثر سرمای شدید مردند و 14 کودک دیگر در کمپ نساجی بگرامی به همین دلیل چشم از جهان پوشیدند.

در این کمپ ها حدود 35000 انسان زندگی می کنند. در دل زمستان سرد و سخت، نه چوب سوخت و گاز در این جا وجود دارد و نه برق. از نگاه حکومت افغانستان این کمپ برای اسکان موقتی می باشد، بنابراین مستحق استفاده از کمک های خارجی نیستند. حکومت افغانستان فکر می کند هرگاه به این کمپ ها کمک های دایمی صورت گیرد، ساکنان آن را ترغیب به اقامت دایمی در همین جا می کند و دیگر مردم نیز تشویق خواهند شد که به این ترتیب، به پایتخت رجوع کنند.

میزان مرگ و میر اطفال زیر پنج سال در این کمپ ها 144 تن در هر هزار نفر است. همه 22 طفلی که در چند هفته اخیر در این کمپ ها بر اثر سردی هوا جان داده اند، کمتر از پنج سال داشته اند.

سازمان کمک به گرسنگان جهان یا "ویلت هونگر هیلفه" از جمله نادر سازمان های امدادی است که در این کمپ ها فعالیت دارد. به گفته این سازمان، یک بخش بزرگ مردم کابل در محل های رهایشی موقتی و فقیرنشین زندگی می کنند. بسیاری از کسانی که در این محلات زندگی می کنند، از سال ها بدین سو به دلیل وجود جنگ در مناطق خود شان به اینجا پناه آورده اند. ساکنان این محلات زندگی شان را از طریق گدایی، فروش زباله ها و یا کارهایی که درآمد بسیار اندکی دارند تامین می کنند. گاهی آنها بیش از پنجاه افغانی در روز درآمد ندارند.

سرپناه های موقتی این ها از گل، زباله ها و کارتن ساخته شده اند. بسیاری ساکنان این محلات از نبودن آب آشامیدنی صحی و خوراکه کافی شکایت دارند. اکثر باشندگان این محلات به عفونت های تنفسی، امراض جلدی، کمخونی و اسهال مبتلا اند. در اینجا مراقبت طبی وجود ندارد و بیماران اکثراً به دوا و درمان دسترسی ندارند و اگر دارند هم به ندرت تداوی میشوند.

گرسنگی نمی کشد اما سردی می کشد

زمستان امسال در کابل نسبت به سال های قبل به مراتب سردتر است.

زمستان امسال در کابل نسبت به سال های قبل به مراتب سردتر است.

ساکنان کمپ به این نظر اند که گرسنگی انسان را نمی کشد اما سردی می کشد. این گفته به خصوص در مورد کودکانی صادق است که به قدر کافی غدا نمی خورند تا حرارت لازم در وجود شان تولید گردد. برفباری بیست و پنجم جدی و دوم دلو واقعیت مرگبار زمستان را بر ساکنان کمپ روشن ساخت. وقتی رطوبت و سردی یکجا شوند، خود حکم اجل معلق را دارد.

پدر میرویس یک و نیم ساله می گوید: «وقتی که ساعت پنج صبح 25 جدی برای نماز خواندن در کمپ چهارراهی قمبر برخاستم، بچه ام مانند تخته چوب شخ مانده بود. رنگش مانند یک برگ یخ زده سیاه و کبود بود. همین که می دیدید می دانستید که یخ زده اش. زنم به من گفت، کاری کن که دیگر اولادها زنده بمانند و از خنکی نمیرند. من چه می توانم؟».

در عین روز عبدالغنی پدر عبدالهادی، کودکی که هنوز یک ساله نشده بود، متوجه شد که پسرش تب دارد. کمک طبی خواست، کسی به دادش نرسید. او و همسرش پسر را زیر کمپل گرفتند تا گرم شود. اما زیر پای شان خاک نمناک بود و بدن شان نیز حرارتی نداشت تا پسر شان را گرم کند. ناوقت شب پدر و مادر می خواستند طفل شان را بلند کنند. دیدند او را یخ زده است.

روزنامه ها و رسانه ها/ رسول رحیم

ویراستار: عارف فرهمند

مطالب مرتبط

آگهی