گدایی حرفه ای وگدایی ازفقر | مجله حقوق بشر | DW | 24.04.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

گدایی حرفه ای وگدایی ازفقر

رفع گرسنگی، کاهش فقر، ایجاد فرصت های شغلی وانکشاف اقتصادی افغانستان ازجمله اولویت های اساسی بوده است که درهرنشست ملی وبین المللی درخصوص این کشورروی آن حرف گفته شده است.

آقای کوشان می گوید: درخصوص جمع آوری گداهای شهر کابل طرزالعملی تصویب شده است که گداهای واقعی ومستحق تشخیص ومورد حمایت های آبرومندانه قرار گیرند.

آقای کوشان می گوید: درخصوص جمع آوری گداهای شهر کابل طرزالعملی تصویب شده است که گداهای واقعی ومستحق تشخیص ومورد حمایت های آبرومندانه قرار گیرند.

اما با همه تعهدات بین المللی وملی درموارد یادشد، هنوزفقریکی ازمشکلات عمده درافغانستان می باشد؛ فقری که بسیاری ها را مجبوربه گدایی درکوچه وبازارها ساخته است.

حکومت افغانستان حالا پس از هشت سال، براساس حکمی رییس جمهورکرزی تصمیم اتخاذ کرده است که هرچند برای یکبارهم اگرشده گداهای شهر کابل وسپس ازدیگر شهرهای بزرگ کشور را جمع آوری نموده درخصوص این پدیده راهکاری بسنجد.

آقای زاهد کوشان امرآسایشگاه جمعیت هلال احمرافغانی درکابل می گوید درخصوص جمع آوری گداهای شهر کابل طرزالعمل تصویب شده است که ابتدا افراد که به تگدی گری روی آورده اند جمع آوری شده وپس ازآن گداهای واقعی ومستحق تشخیص ومورد حمایت های آبرومندانه قرار می گیرند. اومی گوید:« این برنامه از10 تا 12 \{برج جاری\}شروع می شود شاید امروز هزاران گدا درشهر کابل وجود دارند، شما وضعیت گداهارا می بینید که درزمستان سرد با پای برهنه درداخل آب سرد، این دوراز تصور است، چطوراست که یا مسموم شده ویا مواد مخدر استفاده کرده است که دربرابر سردی مقاومت دارد، یا حقیقت ویا دور از حقیقت زمینه را طوری مساعد می سازد که یک مقدار پولی را از مردم بگیرند، ولی یک نقطه ای که مرا رنج می دهد این است که این گداها با عاطفه انسان دوستی دیرینه مردم افغانستان لطمه زده است».

Frauentag in Kabul

کوشان می گوید: درراستای جمع آوری گدایان شهر کابل 12 ارگان به شمول وزارت امور داخله ووزارت صحت وچند وزارت سکتوری دیگربه ریاست معاون دوم ریاست جمهوری آقای محمد کریم خلیلی موظف می باشند تا طی این برنامه گداهای نیازمند را ازسایر افرادی که به این کار روی آورده اند تشخیص نموده نیازمندان را مورد حمایت های آبرومندانه قراردهند ومتباقی را نیزوادارسازند تا دیگر گدایی نکنند.

آقای کوشان معتقد است: اکثر کسانی که به تگدی گری روی آورده اند، گدا ونیازمند نیستند بلکه گدایی را به عنوان یک پیشه با درآمد بهتر، بدون زحمت وتلاش، آسان وثابت برای شان انتخاب کرده اند.

شاید شگفت آورباشد که همین گداهای افغانستان که درکنارجاده ها وپیاده روها می نشینند درامد روزانه شان چند برابر افرادی است که به زحمت زیاد کارهای شاقه انجام می دهند وحتا می توان گفت که عاید روزانه همین گداها بیشتر از درامد یک مقام امریت ومدیریت دولتی می باشند.

مردی که خود را محمد نسیم معرفی می کند،درکنارخیابان قلم فروشی می کند وهمه روزه شاهد کارچندین گدا درمحل کارش است، می گوید: « مردم پول می دهند 5 روپیه 10 روپیه و20 روپیه می دهند این ها روزانه 1000 افغانی ویا 1500 افغانی پیدامی کنند. نه؛ این ها نیازمند نیستند، بخاطر پول پیدا کردن میایند. البته بعضی شان بیچاره هستند ولی بعضی شان نه».

گفته می شود بعضی از افرادی که به تگدی گری مشغول اند ازاین مجرا کارهای ضد اخلاقی را سازمان می دهند، ولی آقای نسیم، قلم فروش گفت: به چشمش ندیده است. ولی او هم شنیده است.

bettelnde Kinder auf einer Straße in Kabul

درآغاز روز وقتی با چند تن از این گداها روبه رو شدم همه گی شان گفتند که از مجبوری گدایی می کنند، ولی از آنها خواستم که اگر شما را بخاطر یک زندگی آبرومند به هلال احمر معرفی نمایم می روید، همگی شان از رفتن سرباز زدند.

پسری کوچکی گفت:« نه، امروز نمی روم اگر صبح امکان دارد باز می روم».

خانمی که خیلی خود را مستحق نشان می دادنیزگفت:«نه من به \{هلال احمر\} نمی روم. چطورکنم مجبورم کارکرده نمی توانم پایم افگار است، اولاد هایم شهید شدند، حالا چند نان خورپیدا شده است.» یکی دیگرازآنان گفت:« آیا حویلی هم می دهد؛ من با اولادهایم مصلحت کنم باز تصمیم می گیرم».

به باور کارشناسان مسایل اجتماعی، پدیده تگدی گری عوامل متعدد دارد، ولی فقر مهمترین عامل این پدیده درافغانستان شمرده می شود که کاهش فقر می تواند کارساز واقع گردد، اما درموارد دیگر سازوکارهای دیگری باید سنجید.

سید عبدالصمد مشتاق استاد جامعه شناسی دانشگاه تعلیم وتربیه کابل می گوید:« ما مشخصاً درافغانستان می توانیم گدایان را به دو دسته تقسیم کنیم: یک تعداد متگدیان تحت شرایط سخت فقر، بی سرپرستی، معلولیت وامثال این عوارض ها مجبور شده اند که بخاطربدست آوردن لقمه نانی دست به گدایی دراز کنند، ولی عده ای از گدایان استند که تگدی گری را به عنوان یک شغل پر درامد اختیار کرده اند، آنها ترجیح می دهند تا گدایی کنند تا عاید بیشتربه دست بیارند».

به باور آقای مشتاق نیزباید به گداهای مجبور رسیدگی صورت گیرد تا آنها بتوانند زندگی آبرمندانه را اختیارنموده وبتوانند ازراه درست زندگی شان اداره نمایند وبرای متباقی هم تدبیر لازم سنجیده شود تا آنان ازاین کار به یک شغلی آبرومند ومثبت رو آورند.

امین بهراد

ویراستار: یاسر

آگهی